نقاشی قهوه خانه ای

نقاشی قهوه خانه ای ، بازتابی صادق و اصیل از هنر هنرمندانی عاشق و تنها و دل سوخته است . آنانی که از پس قرنها سکوت در خلوت عارفانه خود چشم در چشم مردم دوختند و در محفل پرانس و الفت آنان، بغض معصومانه شان را با کشیدن نقشی و نشاندن رنگی ، در دفاع از آبرو و اعتبار و اعتقادات و باورهای همین مردم به یکباره شکستند ، نقشها زدند در ستایش راستی ها و مردانگی ها و فاش کشیدند حکایت کژی ها و پلیدی ها را؛ رنگ سرخی نشاندند بر تن بوم و دیوار، که گویی لخته لخته خونهای خشکیده مظلومیت های از یاد رفته بود . و رنگ سبزی گزیدند به پاس یاد بهار سر سبز و پر طراوت روح و اندیشه راستان و آزادگانی که در جان و دل و خیال و باور مردم - قرنهای قرن ، نسل به نسل ،سینه به سینه - تا به روزگارشان به یادگار مانده بود؛ و چه جاودانه و همیشه پایدار و ماندنی ، هنرمندانی عاشق و مخلص آمدند تا آبرویی ببخشند به هویت هنری و هنرمندانی آمدند تا مگر با دستهای پینه بسته و به رنج خو گرفته شان، با دل آشنا به ستم و ناکامی‌شان، نوای همگامی سردهند ; همراه زمزمه‌های مردم کوچه و بازار، که هنوز ترانه های آزادیخواهی از لبهاشان دور نشده بود .تولد هنر نقاشی قهوه خانه در ترسیم وقایع مذهبی و افسانه های ملی و سنتی - آنهم در ارتباط تنگاتنگ با اعتقادات و باورهای مردم - جایگاهی فراخور تحسین و پر قدر. نقاشی قهوه خانه پدیده یی نوظهور در تاریخ نقاشی ایران بود که همراه حفظ تمامی ارزشهای  منطقی هنر مذهبی و سنتی ایران ، به ضرورت نیاز و خواست مردم و به پاس احترام به باورهای مردم متولد شد . مردمی که شمایل مقدس امامان بزرگوارشان، تصاویر حماسه های جانبازی و ایثار پیشوایان دینی شان را، نه به دلیل آذین نقش و نگاری ، که به دلیل حرمت ایمانشان و برآوردن نذر و نیازشان می خواستند ، مردمی که در راستای گذر زمان یلان و آزادگان شاهنامه حکیم توس را از خیال به نقش می طلبیدند. تا مگر در همدلی و مونسی با راستان و پهلوانان شاهنامه غرور ملی از کف رفته خویش را بازیابند.

 نقاشی ایران - در گذر عمر طولانی و پربارش ، با تمامی فراز و نشیب ها که می بیند ، در پناه و به قوت خیال پردازیهای عالمانه و عارفانه است ، که گریزان از نشان و نشانه های عیان، نقشهایی جدا از واقعیتهای عینی را آشکار می سازد . هنرمند نقاش این دیار، به تبعیت از مبانی معنوی سنت و فرهنگ سرزمینش ، تنها دل را خوش در تظاهر به چیره دستی در هنر نمی کند . او شیفته آشکاری تفکر و الهام خویشتن است . می کوشد تا در کنار خلق زیباییهای برون ، چونان انسانی متفکر، درون را بکاود.این شیوه از نگریستن و اندیشیدن و خلاقیت، هرگز به دورانی خاص از تاریخ نقاشی ایران محدود نمی گردد  ; چرا که می توان در دیرپاترین نقش نقاشان ناشناخته سفالهای باستانی ، در نقاشهای کهن آدم و حیوان و نبات درون غارها، حتی در پیچیدگی و رمز و راز نقوش هندسی هم، به چنین خیال و مکاشفه ای دست یافت .تحول نقاشی ایرانی به مفهوم و معیار امروزی اش - جدا از عرفان هنر تذهیب، سوای افسون و اعجاز نقشهای پر رنگ و زیبای کاشیکاری و سایر تجلیات هنرهای بومی و سنتی، بدان هنگام شکل می پذیرد که با افسانه های ملی و بومی پیوند می خورد . در این پیوند مبارک، بی تردید اندیشه عالمانه حکیم توس ، فردوسی بزرگوار، نقشی اساسی و کارساز دارد . چه نقاشان با ذوق به مدد حکایات شاهنامه و با به تصویر در آوردن آنها ، به سهم و توان خویش بر حفظ و نگهداشت میراث پر بار فرهنگ ایرانی ادای دین می کنند .

مردم به دنبال قهرمانان و آزادگان گمگشته خویش می گردند . در پی بیان زبان دلشان، خیالها و آرزوهای تحقیر شده و ازیاد رفته شان، همین است که ترانه های سراسری و زیبای عامیانه بر سر هر کوی و برزنی بر لبها جاری می شود ; قصه ها و افسانه های کهن ، رواجی دوباره می یابند و همراه مردم ، نقاشان و هنرمندان غریب و تنها و محروم خود را صدا می کنند تا بیایند و نقش آزادگان و راستان را بر پهنه بوم و بر پرده های پاک پرده داران ، آشکار و جاودانه سازند .

تاریخچه نقاشی قهوه خانه ای

با وجودی که در اسلام بطورکلی بندرت نقاشی مذهبی مجاز است اما در ایران مشتاقان زیادی داشت، دراویش پرده ای از طرح نقاشی دوازده امام را در محلی در خیابان گسترده و با خواندن اشعاری درباره آنان و دعا به تماشاچیان تقاضای صدقه می نمودند و این برنامه مورد علاقه توده مردم  ایران بود. (آرتور پوپ، آشنایی با مینیاتورهای ایرانی، ترجمه حسین نیر ، تهران، انتشارات بهار، ص 63، بی تا) در قدیم الایام مردم ایران به دو اصل مهم تربیتی یعنی پرورش تن و پرورش جان و روان بسیار اهمیت میدادند از این رو زورخانه نهادی مقدس برای پروراندن تن و اندام و آزاد کردن اندیشه و پایبند کردن اخلاق بود. با گذشت زمان و گشترش قهوه خانه ها در شهر به عنوان مکانی برای جمع شدن توده مردم زورخانه و قهوه خانه دو نهاد پیوسته و نزدیک به هم جهت بالا بردن روحیه ملی و مذهبی مردم در جامعه شدند. فضای این دو مکان پیوسته از خصلتهای پهلوانی و سلحشوری رفتار پهلوانان اساطیری ، حماسی ، ملی و مذهبی و جوانمردان جامعه پوشیده بود. نقال قهوه خانه مرشدی بود که همواره با ذکر داستانهای حماسی ملی و مذهبی روح و روان حلقه نشینان مشتاق قهوه خانه را شستشو می داد. زورخانه کاران و قهوه خانه روها چشم و گوششان پیوسته با شکل و شمایل پهلوانان تاریخی قوم و دینی و وصف و بیان دلاوریها و مردانگیهای حماسه سازان در تماس بود و همواره قصه قهرمانی ها و رادمردی ها را به یکدیگر نقل میکردند. قهوه خانه ها، نهادهایی مردمی بودند در گود زورخانه تن را با میل و کباده و سنگ و تخته شنا و روان را با آداب و بازگویی و تکرار داستان جنگهای امیر مومنان با دشمنان دین و اسلام و پهلوانانی چون رستم و کوراوغلو می پروراندند. بنا به آنچه که در تاریخ آمده نخستین قهوه خانه های ایران در دوره صفویان و احتمالا در زمان سلطنت شاه تهماسب (984-930 ق) در شهر قزوین پدید آمد. ظهور سلسله صفویه سبب شد تا نخستین بار در ایران دولت متحد شکل گیرد  و ایالات ایران که در قدیم تنها به صورت ضمنی بخشی از ایران بزرگ به شمار میرفتند به صورت یک کشور مستقل درآیند. صفویه ها سبب وحدت ملی ایرانیان رسمی شدن مذهب تشیع و ترقی هنرها و صنایع شدند از این رو اروپاییان پیوسته شاهد پیشرفت و گسترش و شکل گیری فرهنگ اصیل ایرانی در این دوره بودند و چه بسیار مواردی که اروپاییان در دوران صفوی از ایران آموختند پیش از پا گرفتن قهوه خانه های عمومی در شهرهای ایران در دربار پادشاهان صفوی، آبدارخانه هایی بود که در آن قهوه می پختند و به درباریان و مهمانان مینوشاندند.

همراه با رسم قهوه پزی در درباره صفوی شغل قهوه چیگری نیز پدید آمد و از مناصب مهم درباری شد. همراه با توسعه قهوه خانه در شهرهای ایران نیز قهوه چیرگی یکی از شغلهای رسمی و شناخته شده در جامعه ما شد. در زمان شاه عباس اول قهوه خانه ها توسعه یافتند و همان طور که از نامش پیداست مکانی برای قهوه نوشی بودند. با آمدن چای به ایران و کشت این گیاه در بعضی از مناطق شمالی چای جای قهوه را گرفت و از نیمه دوم قرن سیزدهم هجری چای نوشی در قهوه خانه ها معمول شد لیکن نام قهوه خانه همچنان به آنها باقی ماند در دوره قاجار به خصوص دوره پادشاهی ناصرالدین شاه زمینه برای گسترش قهوه خانه در شهرهای بزرگ از جمله شهر تهران فراهم شد قهوه خانه ها در طول تاریخ چهار صد ساله خود وظیفه و نقشهای گوناگونی مطابق با اوضاع اجتماعی اقتصادی زمان داشته اند. قهوه خانه های تهران بیشتر در ناحیه بازار و خیابانهای اطراف آن و محلها و گذرهای پرجمعیت قرار داشتند. در جوار قهوه خانه ها دو مکتب مهم از هنرهای کلامی و تجسمی یعنی نقالی و سخنوری مرشدان و قوپوزنوازی عاشیقان آذربایجان (هنر کلامی) و نقاشی (هنر تجسمی) رشد و بالندگی یافت و در هر یک از این هنرها هنرمندان بزرگی تربیت شدند. عاشیق در آذربایجان به نوازندگان و خوانندگانی اطلاق میشود که همیشه سازی (قوپوز) همراه دارند در مجالس جشن و عروسی و قهوه خانه همراه دف و سرنا ترانه های حماسی و ملی می خواندند . کار نقالی سخنوری و نقاشی نیز در قهوه خانه ها چنان رونق گرفت که بسیاری از استعدادهای ادبی و هنری را از میان توده مردم به خود جذب کرد. نقالان از راه داستان سرایی و خواندن حماسه هایی نظیر (دده قور قور) و نقاشان قهوه خانه از طریق به تصویر درآوردن نقشهای قهرمانان حماسی مذهبی و وقایع اسطوره ای و تاریخی و سخنوران با شعر خوانی و مناظره نقش بزرگ و مهمی در آشنا کردن مردم با میراث فرهنگی و ادبی ایران از دوره های باستان و اسلامی داشتند.

اگر چه دایره المعارف هنر آغاز پیدایش این مکتب را به عنوان یک مکتب دارای ویژگیهای خاص فقط به دوران جنبش مشروطیت باز میگرداند اما بایدمتذکر شد که اینگونه نقاشی (بدون اینکه در چهارچوب قواعد مدون یک مکتب بگنجد) بسیار پیش از آن تاریخ نیز وجود داشته است. در اینکه نقاشی قهوه خانه کی و از کجا پا گرفت هیچ نظریه و پژوهشی چندان پاسخگو نبوده است... با این همه آنچه را که ما امروز در قالب نقاشی قهوه خانه میشناسیم رگه های آشکار آن را می بایست در تولد پرده های تعزیه جستجو کرد با طول عمری بیش از سه قرن. (دکتر محمد خزایی ، محسن طبسی، دو فصلنامه مطالعا هنر اسلامی، ص 155)

نقاشی قهوه خانه ای

نقاشی موسوم به قهوه خانه بر خلاف جریانهای آکادمیک و نگارگری جدید در خارج از حوزه هنر رسمی رشد کرد. این نوع نقاشی بر اساس سنتهای هنر مردمی و دینی و با اثر پذیری از طبیعت نگاری مرسوم آن زمان به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدید می آید و بارزترین جلوه هایش را در عصر پهلوی مینمایاند. علاقه به نشستن در قهوه خانه چیزی نیست که مربوط به امروز باشد. ممکن نیست پای صحبت قدیمی تر ها بنشینید و از تجربیات قهوه خانه ای آنها در سالهای کودکی و نوجوانی نشنوید. پرده خوانی ها و نقالیها و حتی گاهی شبیه خوانی ها در قهوه خانه جایگاه خاص داشته اند اما قهوه خانه محدود به جایی برای شنیدن نقل و نقالی نماند. در کتاب (تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم) اثر جعفر شهری به مکانی به نام سفره خانه اشاره ای نشده است. اما در تعریف قهوه خانه آمده است: قهوه خانه یکی از تفریگاههای مردم تهران بود، محلی که همه گروه افراد را به طرف خود کشیده و برای هر دسته تفریحات و سرگرمی‌های مخصوصشان را فراهم مینمودند. در قهوه خانه های قدیم نقاشی ها یک روایت را از آغاز تا پایان دنبال میکرد که عموما نقل افسانه های قومی و شرح پهلوانانی قهرمانی ملی بود. شاهنامه خمصه و غزلهای حافظ مایه تصاویر بود.در خلال چند قرن گذشته انواع نقاشی ملهم از فرهنگ روستایی به موازات هنر رسمی و درباری رشد می کرده اند اما نقاشی موسوم به قهوه خانه جریانی متفاوت و متاخر است. اینگونه نقاشی که آمال و علایق ملی، اعتقادات مذهبی و روح فرهنگ خاص لایه ‌های میانی جامعه شهری را باز میتابد . پدیده ای جدیدتر از سایر قالبهای نقاشی عامیانه چون پرده کشی ، دیوارنگاری بقاع متبرکه نقاشی پشت شیشه با مضمون مذهبی و جز اینها بود. رویین پاکباز. نقاش ایران از دیروز تا امروز، تهران انتشارات سیمین و زرین، 1383، ص 201 نقاش مذهبی نگاری را باید شامل دوگونه دانست نخست مذهبی نگاری در حد کتابت که پیشینه آن به دوران گذشته بر میگردد .در سده پانزدهم / نهم کتاب معراج نامه معروف ایغوری تالیف شد که تصاویری از معراج حضرت پیامبر اکرم (ص) در آن کار شده بود و البته شاید پیش از آن هم کتابی بوده باشد.

در سده شانزدهم/ دهم کتاب قصص الانبیاء توسط اسحق بن ابراهیم بن منصور بن خلف نیشابوری تالیف شد که دارای تصاویری از پیامبران از حضرت آدم (ع) تا حضرت محمد (ص) و چند تن از خلفا است. نقاشیهای مذهبی قاسم علی نقاش معاصر بهزاد که هم اکنون در موزه نقاشی مذهبی بر پارچه و دیوار اطلاق میشود. هر چند ممکن است  امروز مدرکی از آثار دوره ی شاه اسماعیل بر جای نمانده باشد اما بی تردید باید آن آثار را سرآغاز مذهبی نگاری دانست که خود بخش مهمی از نقاشی قهوه خانه است. البته یک نکته فراموش نگردد که این مراسم با صفویه بنیان نگرفت بلکه در دوره صفویه احیا گردید و رونقی دوباره یافت. زیرا ما خوب میدانیم که از زمان دیالمه تا دوران سلجوقی هم اینگونه مراسم به اشکال مختلف در دهه محرم انجام میشده است. مثلا به روایت کتاب قصص این مراسم در زمان عضدالدوله دیلمی نیمه دوم سده دهم / چهارم آغاز گردید. در دوره صفوی پرده نگاری مذهبی به سرعت جای خود را در مراسم عزاداری سیدالشهدا (ع) باز کرد. اما زمانی چند نمی گذرد که رویای چنین تجربه پرباری را بر پیشانی و دیوار حسینه ها و تکایا میبینیم و بر تن کاشیهای رنگارنگ انگاری که از بیم نابودی و فراموشی است که نقاشان و کاشیکاران همت به برپایی چنین صحنه های مهیج و گویا میکنند. همچنین باید یادآور شویم که مذهبی نگاری چه بر پارچه و چه بر دیوار در زمان صفویه حتی در میان مسیحیان نیز به شدت رواج داشته است.

نقاشان این مکتب از میان اصناف برخاسته بودند (غالبا حرفه دیگری چون کاشی سازی، گچبری، نقاشی ساختمان و غیره داشت) و بنا به ایمان وعلاقه خود و از طریق تجربی فن پرده نگاری رنگ روغنی را آموخته بود. او اسلوبها و وسایل بیانی متداول را بر حسب سلیه و روش خاص خود به کار میگرفت . هدفش صراحت و سادگی بیان، و اثر گذاری هر چه بیشتر بر مخاطب بود. از همین رو غالبا در پرده اش نام اشخاص را در کنار تصویرشان مینوشت، شخصیت اصلی را بزرگتر از اشخاص فرعی نشان میداد و یا از قراردادهای تصویری معینی برای تاکید بر جنبه های مثبت یا منفی شخصیتها استفاده میکرد ولی پایبندی به روایتگری هیچگاه او را خیالپردازی و تمثیل سازی باز نمیداشت اگر چه کمابیش شگردهای برجسته نمایی و ژرفنمایی را به کار میبرد صحنه‌ها را با شیوه و اسلوبی آزاد و بدون رجوع مستقیم به مدل به تصویر میکشید. رویین پاکباز، نقاشی ایران از دیروز تا امروز، تهران، انتشارات سیمین وزرین، 1383، ص 201 نقاشی قهوه خانه ای در دور اخیر توسط استادانی چون مدبر و قوللر آغاسی شکل گرفت. ایندو را می توان از جمله هنرمندان مدرنی دانست که در این حوزه بسیار موفق عمل کرده‌اند.اینان شاگردانی چون فتح الله قوللر حسین همدانی حسن اسماعیل زاده (چلیپا) و عباس بلوکی فر را پروراندند که راه آنها را ادامه دادند. زنده یاد استاد حسین قوللر آغاسی (نقاش باشی) مرشد و پیشکوست همه نقاشان قهوه خانه ای و بدعت گذار مکتب این هنر سنتی و اصیل ایرانی نقاشی قهوه خانه ای بود.نقاشان قهوه خانه ای توانستند شگفتی های پهلوانان حماسه ملی را در نهاد طرح و رنگ جای دهند و به تصویر روح پهلوانی به شیوه وسلیقه فردوسی نزدیک شوند. شاهنامه معجزه ای است که شگفتی‌های نیروی انسانهای برتر را به ساده ترین و رساترین بیانی توصیف میکند و غیر ممکنها را ممکن مینمایاند. مردم ایران در هر دوره قهرمانان ملی خود را آنطور که میخواستند میپذیرفتند و کارها و رسالتهای آنها را متناسب با وضع و حال زمانه خود وصف میکردند . به همین خاطر نقاشان در هر دوره نقش اساطیر را بر اساس برداشت جامعه نقش میزدند. اگر چه هنرمند در هنگام کار روی یک نقاشی قهوه خانه ای از اصول و شیوه های هنر آکادمیک بهره نمیبرد اما از پیچیدگیها و تکنیکهای خاصی استفاده میکند که ارزش هنری خاصی دارد. نقاشی قهوه خانه ای از دیدگاه های متفاوتی حایز اهمیت است این نقاشی مانند گنجیه کاملی از ویژگیهای مردم شناسی ، اسطوره شناسی، و... ایران شناسی در یک مقطع تاریخی است.

شاخصه های نقاشی قهوه خانه ای

نقاشی قهوه خانه به طور عام بازتابنده آمال، علایق، اسطوره ها و اعتقادات ملی و مذهبی و نشان دهنده روح فرهنگ حاکم بر اقشار متوسط جامعه شهری ایران است بخش عمده ای از نقاشی قهوه خانه ای را تابلوهای مذهبی با رویکرد به واقعه مهم عاشورا تشکیل میدهد ویژگی های این تابلوها چه پرده و چه کاشیکاری از لحاظ صورت و معنی عبارتند از:

1- شخصیت اصلی واقعه همیشه بزرگتر از شخصیتهای فرعی نقش میشده اند.

2- بهترین و بیشترین فضا را در گسترده ترکیب بندی به قهرمان واقعه اختصاص میداده ا ند.

3- ترکیب بندی تابلوها بسیار پیچیده بوده است و این بهر دلیل افزودن مجالس فرعی بر مجلس اصلی بوده است.

4- در شخصیت پردازی ها نگارگر از قراردادهای تصویری معین برای تاکید بر جنبه های مثبت یا منفی شخصیتها استفاده میکرده است. تلاش نگارگر در بازنمایی صحنه ها و نمایش ویژگیهای ظاهری و درونی افراد، به شدت تحت تاثیر جانبداری او از نیروهای خیر است هرگز شکست و خواری در چهره آنها دیده نمی شود.

5-  در شخصیت پردازیها هدف نگارگر صراحت و سادگی بیان بوده است تا بتواند هر چه بیشتر بر مخاطب خود تأثیر بگذارد و در بسیاری از مواقع نام شخصیت را نیز در کنار تصویر مینوشته است.

6-حوصله، دقت، پرگویی و پرکاری نگارگر در ترسیم ریزه کاریهای نقوش مشهود است.

7-نگارگر کم و بیش تکنیکهای برجسته نمایی و ژرفنمایی را نیز بکار میگرفته است، هر چه در هنگام آفرینش اثر که تحت تاثیر مفاهیم مذهبی بوده به قواعد توجهی نداشته است.

8- گرچه اکثر قریب به اتفاق نگارگران قهوه خانه تجربی کار بوده‌اند و آموزش رسمی (آکادمیک) ندیده اند اما استفاده به جا و به موقع از رنگ را بسیار میشناخته اند.

9- نگارگر ضمن آگاهی از مقتل ها (نسخه های تعزیه) به تمام شایعات تاریخی افسانه ها و روایات مربوط به وقایع کربلا اشراف و آگاهی داشته و در ترسیم پرده ها از فرهنگ عامه و اعتقادات مردم نیز سود می جسته اند.

10- پایبندی به روایتگری وقایع اگرچه بسیار مهم بوده ولی مانع از خیال پردازی و تمثیل سازی نگارگر نمی شده است.

11- در آثار نقاشی قهوه خانه ای چهره مبارک سیدالشهداء (ع) و حضرت امام سجاد همیشه پوشیده بوده است و بقیه شخصیتها اعم از مردهای خانواده و یاران امام و یا اشقیا تمامی چهره های نمایان دارند.

 

اما به طور کلی از وسط دوره قاجار کم کم چهره های امامان از پس ململ سفید رخ می نماید و اواخر دوره قاجار تمام چهره آشکار است و نگارگر از این جهت که چهرمی امام را پوشیده بدارد یا باز شکی ندارد.

حاصل کلام

نقاشی قهوه خانه ای شخصیت کاملا ایرانی گونه دارد و موضوعاتی دارد که کاملا در برگیرنده نیات و خواست عموم مردم است نقاشیهایی که دربرگیرنده تصاویر خیالی از واقعیاتی است که بوسیله ذهن خلاق هنرمند پدید آمده اند. بوسیله این متد نقاش نقشی پدید می آورد که کاملا بوسیله ذهنیات و تفکرات او خلق شده اند. این هنر به مرور زمان نه تنها از بین نرفت بلکه پربار تر شد و ما امروز شاهد خلق شدن آثاری هستیم که هم راوی تاریخ  هستند و هم بیانگر روح والای هنرمند آن. در انتها امیدواریم هنرمندان این خاک تمامی تلاش خود را انجام دهند و این هنر والا را والاتر گردانند.

 

زنده یاد استاد حسین قوللر آغاسی متولد تهران 1281

فرزند علیرضا قوللر آغاسی ( نقاش باشی )

حسین قوللر آغاسی مرشد و پیشکسوت همه نقاشان قهوه خانه ای و بدعت گذار مکتب این هنر سنتی و اصیل ایرانی نقاشی قهوه خانه ای به روزگار خویش بود.

از ویژگیهای اخلاقی این هنرمند بزرگ این بود که همیشه به شاگردانش تذکر می داد که اگر چهار تا رنگ و چند تا نقش را شناختیم خودمان را گم نکنیم که غرور مال هنرمند نیست که اگر مرد باهنر، متواضع و مردم دار بود آن وقت نامش هنرمند است.

زنده یاد استاد محمد مدبر

محمد مدبر هنگامی که سن وسالی همچون حسین داشت پا به کارگاه کاشی پزی استاد علیرضا، پدر حسین می گذارد. خاطره این دوستی پرآوازه برای همیشه در خاطرش ماندگار می گردد.او در زمان حیاتش چشم و چراغ نقاشی قهوه خانه ای و سرمایه و آبروی این هنر بود.از ایشان نقل می کنند استاد محمد روز عاشورا و روز محشر را که نقاشی می کرد در یک دستش قلم موی نقاشی بود و در دست دیگرش دستمالی خیس از اشکی که می ریخت.

زنده یاد استاد عباس بلوکی فر

متولد تهران 1303

او دارای مدرک درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدرس طراحی در دانشگاه علامه طباطبائی و 50 سال سابقه کار در شیوه نقاشی قهوه خانه ای بود. شرکت در بیش از 30 نمایشگاه داخلی و خارجی نیز در کارنامه هنری استاد دیده می شود.

 

استاد حسن اسماعیل زاده ( چلیپا)

متولد زنجان 1301

در کودکی همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد و هفت ساله بود که مادرش او را به شاگردی به دست استاد محمد مدبر سپرد.

او تابلوهای بسیار زیادی در زمینه حماسه های مذهبی، ملی و موضوعهای رزمی و بزمی کشیده است.

در آثار اسماعیل زاده، رنگهای تلخ و تیره مانند قهوه ای بیش از رنگهای دیگر به چشم می خورد.

استاد حسین همدانی

متولد همدان 1305

حسین آقا همدانی از جمله نقاشان خیالی‌ساز است که سالهای سال پرده درویشی کشید و سهمی فراخور در رواج پرده درویشی از آن خود ساخت.
از پرده های مشهور خلق شده توسط استاد حسین همدانی که پیوند مستقیمی با شمایل و زندگی حضرت علی (ع) دارد پرده بزرگ " زندگانی پر افتخار حضرت علی (ع) " به ابعاد 180× 135 سانتیمتر که این اثر به یاد ماندنی استاد اکنون در مجموعه رضا عباسی قرار دارد.

زنده یاد استاد محمد حمیدی

از آخرین شاگردان قوللر آغاسی و دارای بیش از سی سال تجربه نقاشی قهوه خانه ای بود.محمد آقا حمیدی اهل مشهد، معروف به محمد بربر قبل از آنکه به نقاشی روی بوم علاقه نشان دهد، کشیدن پرده درویشی را پیشه خود ساخت. الحق هم خوب از عهده آن بر آمد.

زنده یاد استاد فتح الله قوللر آغاسی

فتح الله قوللر آغاسی در زمان حیات حسین آقا و با نظارت و دخالت کامل او هنر نقاشی را آموخت و به عنوان پسرخوانده او اغلب با امضاء ایشان آثار خود را عرضه می نمود.حکایت معروف جوانمرد قصاب را در خدمت حسین آقا تمام کرد که مطابق با حال و هوای زمانه نقاش است. آقا فتح الله می گوید جوانمرد قصاب حکایت پر کوشش و پر مایه ای بود که هم جای کار داشت و هم مورد پسند مردم بود و گاهی اتفاق می افتاد که با حسین آقا در ماه چهار تا پنج تابلوی جوانمرد قصاب سفارش می گرفتیم.

استاد محمد فراهانی

معروف به محمد درویش، مهارت ایشان در کشیدن پرده های درویشی می‌باشد. او در جمع شاگردان حسین آقا مایه ذوقش در کشیدن پرده‌های درویشی بیش از دیگران بود و دلیل این شکوفائی در رفاقت با دراویش پرده دار ذکر شده است. محمد آقا فراهانی می گفت از همان اول که خدمت حسین آقا رسیدم در خم تجربه آموزی روی پرده های درویشی بودم.

استاد علی اکبر لرنی

متولد 1325

علی آقا لرنی بعد از مرگ عباس آقا بلوکی فر و حسین آقا اسماعیل زاده چند تابلوی خیالی ساخت و بعد به سفارش این و آن دنبال این نقاشی را گرفت، سرانجام هم دست از کشیدن تابلو برداشت و حالا سالهاست که مستخدم دولت شده است.

 نقاشی قهوه خانه ای هنری است که به محروم ترین و در عین حال به اصیل ترین مردم این سرزمین تعلق دارد. این مکتب در اواخر دوره قاجاریه و ظهور نهضت مشروطه در ایران به مرز شکوفایی خود رسید. در این زمان بود که برای نخستین بار هنر نقاشی از زندان دیوارهای کاخ عبوعلی ابن ابی طالب اشاره کرد و حالا پسر او «کاظم چلیپا» از حضور علاقه مندان به نقاشی قهوه خانه ای در کلاس های آموزشی بنیاد حسن اسماعیل زاده خبر داد که امید تازه ای در جریان فراموش شده این نوع نقاشی است. او در این باره می گوید:«هم اکنون چهار هنرجوی نقاشی قهوه خانه ای در این بنیاد ثبت نام کرده اند و خودم کار آموزش آنها را بر عهده دارم تا زمانی که به مرحله  قابل قبولی برای استفاده از آموزش های عملی استادان به نام نقاشی قهوه خانه ای برسند.»چلیپا همچنین اضافه کرده است: «این بنیاد با هزینه شخصی خانواده ام راه اندازی شده و از هیچ ارگان و سازمانی کمکی دریافت نکرده ایم به همین دلیل درآمد چندانی ندارد که بتوانیم دستمزد استادان پیشکسوت نقاشی قهوه خانه ای را به اندازه شأن آنها پرداخت کنیم، اما می توانیم از آنها دعوت کنیم که بعد از آماده شدن هنرجویان، طی یک جلسه از آموزش های عملی آنها نیز برخوردار باشند.» این هنرمند نقاش در ادامه درباره وعده های مسوولان دولتی برای حمایت از این بنیاد و مشغول شدن استادان نقاشی قهوه خانه ای در آن توضیح داد: «در این بنیاد که با هزینه شخصی خودمان راه اندازی شده، به روی همه مشتاقان به نقاشی قهوه خانه ای باز است و اگر مراکزی چون مرکز هنرهای تجسمی، مرکز توسعه هنرهای تجسمی، وزارت ارشاد و... مایل هستند که از این بنیاد حمایت کنند باید پیگیر فعالیت های آن باشند. اما هیچ گونه حمایتی تاکنون از این بنیاد نشده و ما هم در حد و اندازه بضاعت خودمان در این زمینه فعالیت می کنیم.» این در حالی است که هم اکنون آثار نقاشی مرحوم حسن اسماعیل زاده که یکی از استادان برجسته این نوع نقاشی بود  در این بنیاد به نمایش گذاشته شده و کتاب و آثار ایشان نیز چاپ شده است. همچنین در زمینه آموزش نقاشی قهوه خانه ای نیز فعالیت هایی صورت گرفته و قرار است نمایشگاهی از آثار این هنرجویان نیز داشته باشیم.چلیپا همچنین تصریح کرد:«نقاشی قهوه خانه ای امروز دیگر سفارش دهنده ای ندارد و هر کسی هم که مایل به یادگیری این هنر است تنها بر اساس علاقه شخصی خود کار می کند.» بنیاد استاد حسن اسماعیل زاده (چلیپا) در خیابان انقلاب،چهارراه وصال، جنب انتشارات سروش واقع شده است.

شاهکارهای نقاشی قهوه خانه ای در موزه رضاعباسی

 

تابلوهایی از پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه ای با موضوع حماسه کربلا در موزه رضا عباسی به نمایش در آمد.آثاراین نمایشگاه که امضای حسین قوللر آقاسی، سید عرب و محمد مدبر برخود دارند.11 تابلو از پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه ای با موضوع حماسه کربلا همزمان با آغاز ماه محرم در موزه رضا عباسی به نمایش در آمد.این نمایشگاه که امضای حسین قوللر آقاسی، سید عرب و محمد مدبر بر تابلوهای موجود در آنها دیده می شود، به مدت یک ماه در تالار نمایشگاه های دوره ای موزه برپا است.مجموعه آثار محمد مدبر با عنوان مصیبت کربلا، صحنه های گوناگونی از داستان کربلا را به تصویر می کشد.محمد مدبر، که به عقیده کارشناسان و منتقدان هنری چشم و آبروی نقاشی قهوه خانه به شمار می آید. محمد مدبر را نقاش عاشورا و جنگ می خوانند. او و حسین قوللر آقاسی دوست و یار دیرینه هم بودند. در خاطراتی که از مدبر در کتاب های هنری آمده، نقل کرده اند:«اغلب دیده شده بود در حین نقا

/ 12 نظر / 146 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانی

کتابتون باعث افتخاره............... http://hani1917.blogfa.com

گالري نقش خيال(طيبي نژاد)

تصوير بچه هاي ايل خيلي حس عميقي داره همينطور رنگ لباس و حالت چهره بعلاوه گليم چقدر همخواني خوبي با هم دارن عالي است گالري نقش خيال(طيبي نژاد) [http://www.kardak.persianblog.ir]

Bahar

salam.omidvaram ke dar panahe yazdane pak shado salamat bashid.asaretan ra didam,barayetan arezooye movafagheyat haye afzoon daram[دست][گل]. http://baharelutus.persianblog.ir

فرشاد

مینیاتور های بانوان آفتاب خیلی زیباست.بجه های ایل واقعا اجرای عالی داره.

افشين

خيلي خوب و زيباست جاي تيريك داره [گل][گل]ضمنا خوشحالم كه يك بانوي محجبه به اين مرتبه رسيده.

راد

معلومه خيلي زحمت كشيديد .نقاشيهاتون خيلي پره و خيلي ظريف حتي كوچك بودن سايز عكسها در وبلاگتون بازم نتونسته از قدرت كار شما كم كنه.

سوگند

عالی بود مرحبا radepayeehsas.blogfa.com/cat-15.aspx

حمید امیری

با سلام و تشکر از اطلاعات نقاشی قهوه خانه ای من 2 تابلو از آثار یحیی نصیری را نگهداری مینمایم چنانچه در مورد تابلوهای ایشان و زندگی این شخصیت مواردی موجود میبا شد لطفا مرا راهنمایی کنید با تشکر امیری

حمید امیری

با سلام و تشکر از اطلاعات نقاشی قهوه خانه ای من 2 تابلو از آثار یحیی نصیری را نگهداری مینمایم چنانچه در مورد تابلوهای ایشان و زندگی این شخصیت مواردی موجود میبا شد لطفا مرا راهنمایی کنید با تشکر امیری

amir

سلام وب قشنگی دارید اگر مایل به تبادل لینک هستید مرا بانام █◄خفن ترین ماشین ها►█ لینک وبعد به ما خبر بده تالینک بشی با تشکر