زمان و مکان در نگارگری ایرانی

 

  اصطلاحات معمول نقاشی

این اصطلاحات عبارتند از :
• تمثیل
• بادگن
• پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید)
• فانتزی
• نقاشی فیگور (پیکر)
• تصویر سازی
• صنعتی
• منظره
• طبیعت گرا
• چهره
• علمی تخیلی
• طبیعت بی جان
• سورئالیسم (فرا واقع گرایی)
• جنگ

«بررسی عنصر مکان در نگارگری»
با توجه به نگارگری ایرانی، در یک نگاه کلی و اولیه در می‌یابیم که تقسیم‌بندی‌های لحاظ شده در هنر آکادمیک غرب به هیچ وجه شامل نقاشی ایرانی نمی‌شود. در نگارگری نه فضای سه بعدی و پرسپکتیو تک نقطه‌ای رعایت می‌شود و نه همچون برخی آثار تزئینی و یا انتزاعی مدرن دو بعدی صرف است، و نه از تصاویر ذهنی و شخصی هنرمند همچون هنر سورئالیستی چیزی در خود دارد. «مفهوم فضا در نقاشی ایرانی با جهانی دیگر پیوند دارد، دارای ابعادی مستقل از مکان محسوس می‌باشد». جهانی است فراسوی زمان و مکان که موجودات آن طبق یک الگوی کلی و ازلی هستی یافته‌اند.»در نگارگری قوانینی برای نمایش مکان با توجه به مفهوم فضا که بر عالم مثال توجه دارد، ابداع شده است، به همین ترتیب وزن و سنگینی نیز در این هنر دارای قوانینی هستند. اگر با وجود رعایت تمامی سنت‌های نگارگری نگارگر می‌خواست عنصر مکان را بطور کامل در اثر خود از بین ببرد و عناصر را به صورت معلق به نمایش گذارد، می‌توانید تصور کنید که چه ناهنجاری در بیان مفاهیم روایی ایجاد می‌شد. در نتیجه نگارگر روش بینابین این دور روش را برگزید. «در این هنر، (نگارگری) قوانین مربوط به نمایش مکان و سنگینی موجودات، خواه ناخواه مجری می‌باشد و اشیاء و افراد و عوامل یک قطعه مینیاتور هم در حد خود دارای مکان می‌باشند و هم بر روی نقطه یا نقاطی تکیه دارند.»مکان در عامل مثال قابل تصور است و به عقیدة برخی از فلاسفه تنها منحصر به عالم مادی نیست. زیرا همان‌گونه که زمان در عالم ملکوت و عرش اعلی ساری و جاری است، اما با مقیاسی متفاوت از درک‌ما، مکان غیر مادی نیز امکان وجود دارد. علاوه بر این زمان و مکان دو عنصر وابسته و دارای عملکرد متقابل هستند که صرفاً وجود یکی دلیل وجود دیگری می‌تواند باشد.
علارقم تلاش نگارگر در نمایش مکان عالم مثال مکان مادی نیز در اثر او تأثیر می‌گذارد. در کتاب «بیان و مفهوم نقاشی» آقای لئون دگان، به تأثیر ناخودآگاه مکان طبیعی و مادی بر عملکرد نقاش اشاره شده است که به دلیل محیط بودن ماده بر او است. «هنرمند با ابتکارات شخصی و یا به علت پیروی شیوه‌ای معین، پاره‌ای از اجزاء پردة خود را با اغراق‌های خاص طراحی می‌نماید و یا قانون مرایا را با بیان تازه‌ای بکار می‌برد. در همه حال فضایی القا می‌کند که در حد خود باز به مکان پیوسته است و هرگز نمی‌تواند از این قانون عمومی یعنی نمایش مکان به کلی پرهیز نماید.»58 دنیای خارج نگارگر را مجبور به رعایت قوانین خود می‌کند.
در عالم ماده وجود ماده موجب محدودیت دیده می‌شود اما در عالم مثال بیننده قادر است با حضور ذهنی خود مجموعة مکان‌ها و فضاها را یکجا با هم مشاهده کند. تنها کافی است خود را در چنین عالمی با چنین خصوصیات غیر مادی فرض کنید و این دقیقاً همان کاری است که در نگارگری رخ داده و به صورت یک سنت دنبال شده است.
در اینجا تصویری از شاهنامة طهماسبی به عنوان نمونه مورد قیاس قرار می‌گیرد (تصویر 1) در این تصویر که موضوع آن حملة‌ ضحاک به قصر فریدون است و به دست سلطان محمود و به نقش درآمده، مشاهده می‌کنید به هیچ صورتی نمی‌توانید هم صحنة کارزار را مشاهده کنید، به گونه‌ای که حس کنید در فاصلة نزدیکی با آن قرار دارید و نه افرادی که در پشت تپه قرار دارند را تقریباً در همان ابعادی که شخصیت‌های جلوی تصویر هستند از روبرو و کف باغ قصر در همان زمان که صحنه کارزار در مقابل شماست مشاهده کنید. در عین حال آنقدر ارتفاع بگیرید که قسمتی از داخل ایوان قصر، برایتان قابل مشاهده باشد. شاید در نگاه اول تصور شود که ارتفاع ناظر زیاد بوده است. اما با مقایسة دو تصویر بعدی (2 و 3) اختلاف ارتفاع دید ناظر در دو تصویر، آشکار می‌شود.

 

 

تصویر 1 : حمله ضحاک به قصر فریدون ، اثر سلطان محمد ، شاهنامه طهماسبی
قرن نهم هجری

 

تصویر 2 : برش بالایی اثر " حمله ضحاک به قصر فریدون "
قرن نهم هجری

 

 

 

 

تصویر 3 : برش پایینی اثر "حمله ضحاک به قصر فریدون"
قرن نهم هجری

 

 

 

نگارگری نوین

 

هنر تا ظهور مدرنیته در قرن 19 میلادی، همیشه در سیطره ادبیات و فلسفه بوده است؛ فلسفه با تحلیل زیباشناسی و از سویی دیگر متجلی کردن اندیشه ادیبان در هنر، اساس فکری و ایده‌پروری در حوزه هنر تا پیش از ظهور تاریخ و پس از آن بوده است. همین موضوع نشانگر آن است که در هر کشور و منطقه جغرافیایی که مباحث اندیشه‌ای و ادبی پررنگ‌تر بود به همان اندازه هنر نیز در این فرهنگ‌ها جاری‌تر بوده است. ایران به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کشورها در طول تاریخ با فرهنگ اندیشه‌ورزی و ادبی خود، سابقه‌ای کهن در زمینه هنر دارد و بر همین اساس نگارگری ایرانی از بارزترین و کهن‌ترین هنر ایرانیان است. حال با این مقدمه می‌توان نگاهی عمیق‌تر به آثار متاخر استاد حجت شکیبا داشت که او را می‌توان از معاصرترین هنرمندان نگارگری ایران دانست.
یکی از شاخص‌ترین نقاشان ایرانی که در سه دهه اخیر توانسته در حیات نقاشی ایرانی آثار قابل تاملی از خود به‌جا بگذارد، حجت شکیباست. پس از پیروزی انقلاب از آنجا که رویکرد به هویت ملی و فرهنگ و هنر سنتی و قومی از شعارهای درخور توجه در زمینه فرهنگ و هنر شد، توجه نقاشان جوان به استفاده از هنرهای سنتی ایران جلب شد. در این میان، استاد شکیبا در آثارش به بازسازی فضاهای نقاشی سنتی ایرانی با رنگ و روغن و گاه سه بعدی ساختن آنها پرداخت؛
در واقع هدف او رسیدن به تصویر جهانی از منظر تفکر و توجه به ابعاد زیباشناسانه ایرانی است. شکیبا از طریق به کارگیری رنگ‌های تخت، زنده، متنوع، سمبلیک، کنار نهادن پرسپکتیو و سایه روشن، تصویر خطوط کند و تند و ساده کردن فرم‌ها به شیوه خاص خود در نقاشی ایرانی رسید. او از جمله نقاشانی است که با بهره‌گیری از برخی از دستاوردهای هنر مدرن غرب در زمینه قالب رنگ، خط و بافت از یک‌سو و نقاشی شرق دور در زمینه ترکیب‌بندی، فرآیند نقاشی خود را به گونه‌ای کرده که از یک‌سو دیدگاه کلی آن برگرفته از فرهنگ ایرانی است و از دیگر سو با زبان نوین هنرهای تجسمی امروز جهان پیوند دارد و از آن کمک می‌گیرد.
شکیبا از جمله نگارگران جدیدی است که می‌کوشد از طرق مختلف آثارش را با سلیقه زمان سازگار کند، در نتیجه برخی ویژگی‌های متمایز با نگاره‌های قدما به مرور در آثار او بروز کرده است. یکی از ویژگی‌های نگارگری کنونی توجه خاص به نمایش چهره است. چهره در آثار نگارگران جدید بسیار زیباتر و متنوع‌تر از آنچه در آثار قدما دیده می‌شد بروز پیدا کرده و صورت‌ها بیشتر از آثار گذشتگان، خصوصیات نژاد ایرانی را بازگو می‌کند. این موضوع در تمامی آثار دوره‌های مختلف آثار شکیبا از جمله دو مجموعه آثار متاخر او، به‌خوبی دیده می‌شود. همچنین در پاره‌ای از آثار نگارگران جدید، قانون مناظر و مزایا به وجهی تازه و خاص خود نمایان می‌شود. امروز با آنکه بسیاری از این‌گونه نقاشی‌ها به صورت قطعه مستقل و در ابعاد بزرگ ارایه می‌شوند باز قالب آنها مانند آثار کهن‌تر از اشعار گویندگان گذشته چون فردوسی، نظامی، سعدی، حافظ، خیام و... هستند. در آثار استاد شکیبا این توجه نیز وجود دارد که در نمایشگاه کنونی وی تصاویری از شاهنامه ارایه شده که می‌توان به آثار «فردوسی»، «سیمرغ»، «سهراب و گردآفرید» و «رستم و دیو» اشاره کرد.
از سوی دیگر شکیبا در مجموعه آثار متاخر خود با دور شدن از نقاشی‌های کهن که به ریزه‌کاری‌ها توجه دارند به کم کردن آن پرداخته و به صورتی بسیار ساده‌تر اما زیباتر و گویاتر، آثار خود را عرضه کرده است. او با توجه به اینکه پرسپکتیو در نقاشی ایرانی وجود نداشت، پرسپکتیو را در آثار خود به ساده کار گرفته و نقش‌ها را به واقعیتی هنرمندانه تبدیل کرده است. شکیبا با دور و نزدیک کردن اشیا با خطوط پهن یا نازک، فاصله را برای مخاطب قابل احساس کرده است. اما از دیگر ویژگی‌های آثار استاد شکیبا بُعد زمان دادن به آثارش با ایجاد تَرک است. شکیبا به شیوه‌ای خاص با ایجاد تَرک در تابلوهای خود دست به ایجاد حسی فاصله زمانی برای مخاطب زده تا او را با یافته‌های ذهنی‌اش از تاریخ بیشتر تعمیم دهد. او همچنین در آثارش همچون قدمای نگارگر توجه خاصی به نقش زن دارد اما در آثار استاد شکیبا، زن نه نمادی از موضوع زیباپرستی دارد، بلکه نگاه او به زن از نوع اسطوره‌ای است؛ اسطوره‌ای از استقامت، رشادت و پایداری که در زنان ایران زمین بسیار یافت می‌شود.

 

 مشخص‌ترین سابقهٔ نگارگری کتب در ایران به کتاب معروف ارژنگ می‌رسد. نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده می‌شود شامل آثاری از دوره‌های مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصوّر سازی کتب ادبی، علمی و فنی، تاریخی و هم چنین، برخی کتب مذهبی می‌باشد.اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر آن ها نهاد، در غار دوشه لرستان و با حدود هشت تا ده ‌هزار سال قدمت به دست آمده٬ و در دوره تاریخی آن چه را که بتوان نقاشی نامید در دیوار نگاری‌های اشکانی و ساسانی می‌توان دید. با ورود اسلام به ایران، این کشور تا مدت‌ها به دست امویان و عباسیان اداره شد، و از آن پس، با روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه استقلال از دست رفتهٔ ایرانیان تا حدودی به آن ها بازگشت.از این پس، زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی فراهم شد و هنر ایرانی در خدمت اسلام درآمد. عمدهٔ آثار به دست ‌آمده در این دوران شامل مصوّر سازی کتب می‌باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخ‌هاست.هم چنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کرده‌اند.به منظور درک و توضیح بهتر تأثیر و تأثرات نگارگری ایرانی آن را در دوره ‌های مختلف حکومتی سلسله‌های ایرانی و یا پایتخت‌های همین حکومت‌ها، هم چون مکتب سلجوقی، عباسی، شیراز، یا برای مثال، هرات دسته‌بندی می‌کنند.

 

مکتب بغداد

که آن را مکتب عباسی نیز نامیده‌اند را برخلاف مکاتب دیگر مکاتب نگارگری نمی‌توان مکتبی ایرانی نامید چرا که از یک سو زیر تأثیر هنر بیزانس و از سویی دیگر در استیلای هنر ایرانی (ساسانی) است. از این روی این مکتب را مکتب بین المللی نیز گفته‌اند.با روی کار آمدن عباسیان، بغداد به عنوان اولین مرکز مصوّر سازی کتب در دنیای اسلام مطرح شد و با مصوّر سازی کتبی که بیشتر جنبه علمی و فنی و کمتر جنبه ادبی داشتند کار خود را پی گرفت.نگاره‌های این مکتب ساده و زیباست. البسه از پرداخت قابل توجّهی به خصوص در چین و شکن جامه‌ها برخوردار است و هم چنین استفاده از نقوش اناری، بال‌های فرشته گون و شیوه‌ های باز‌نمایی حیوانات، وام گرفته شده از هنر ساسانی است و در بیشینه این نگاره‌ها شاخه و برگی به نشانه طبیعت به چشم می‌خورد.از خصوصیّات دیگر این نگاره‌ها می‌توان به پس‌ زمینه‌ های ساده که یا بدون رنگ رها شده و یا به طور اجمالی رنگ آمیزی شده‌اند گویی که نگاره‌ها در فضا رهایند، رنگ‌ها در نگاره‌ اصلی اندک‌ هستند ولی با هماهنگی‌ای چشم نواز به کار رفته‌اند.

مکتب سلجوقی

از قرن چهارم(ه.ق) سبکی در نگارگری ایران ظهور می‌یابد که آن را سبک سلجوقی می‌نامند. این سبک اولین مکتب ایرانی در زمینه نگارگری است. در این دوره دوباره تصویر سازی کتاب ارژنگ مانی رونق می‌یابد.از منظر دیداری(بصری) در این مکتب هم چنان ترکیب بندی‌های ساده هم چون مکتب عباسی حفظ شده ولی تأثیراتی که از نقاشی عهد ساسانی (و پیش از اسلام) و سلایق شرق دور(چین) بر این مکتب حاکم شده وجه عمده تمایز آن با مکتب عباسی است.در بسیاری از پیکره‌ها هاله‌ای دور سر وجود دارد که به دلیل جدا کردن پیکره از پس زمینه استفاده شده، سرها بزرگ‌ تر از بدن هستند و بر بازوها عموماً بازوبندی به چشم می‌خورد.

سفال‌های منقوش مکتب سلجوقی

به علت تحریم استفاده از فلزات گران بها در دوره اسلامی، ساخت ظروف سفالی رونق یافت. نقش‌های سفال‌ها عمدتاً ویژگی‌های نگاره‌های این عهد را بازتاب می ‌دهند و در مورد خطوط از خط کوفی بر سفالینه‌ها سود برده‌اند.شاهنامهٔ دموت - صحنهٔ زاری و مویه برای مرگ اسکندر - قرن هفتم هجری - تأثیر از هنر بیزانس در توجّه به نمایش دقیق چین و چروک پارچه‌ها - محفوظ در نگارخانه فری واشگنتن آمریکا.

مکتب تبریز

یکی از مکاتب نگارگری ایران به‌نام «مکتب تبریز» در شهر تبریز، در دورهٔ ایلخانان، جلایریان، ترکمانان قراقوینلو و آق‌قوینلو و صفویان شکل گرفت. نمونه‌هایی از آثار مکتب نگارگری تبریز از قرن چهاردهم میلادی مثل:

1.منظرهٔ تابستان

2.منظرهٔ زمستان

3.سیمرغ زال را می‌رباید

4.اسفندیار با گرگ‌ها می‌جنگد.

مکتب تبریز

اولین مکتب نگارگری ایرانی در تبریز پایه ریزی شده است، که به همین دلیل آن را مکتب تبریز نامیده‌اند. در دوران صفوی و بازگشت تخت گاه به تبریز1 مکتب دیگری در نگارگری با نام تبریز۲ شکل می‌گیرد. هم چنین برای اولین بار در تاریخ ایران مصوّر سازی کتب به شکل کارگاهی و در مجموعه‌ای به نام ربع رشیدی که به همت خواجه رشد الدین فضل الله بنا شده بود به انجام می‌رسید.پایان جنگ (حملات مغولان به ایران) زمینه‌ را برای تبادلات فرهنگی فراهم کرد، از این رو بیشترین تأثیر از هنر شرق دور در این دوره به چشم می‌خورد، نگاره‌های این مکتب در شکل هاشور ‌زنی متأثر از مکتب تانگ در چین و در شکل پرداخت موضوع مشابه نقاشی‌های دوره یوآن چین است و هم چنین مولفه‌های هنری بیزانس در اندازه‌ای کم رنگ تر در این نگاره‌ها به چشم می‌خورد.

مکتب شیراز(سده ۸)

در سدهٔ هشتم (ه.ق) و هم ‌زمان با حکومت ایلخانان مغول در ایران، شیراز که به واسطهٔ هوشیاری حکم رانانش از حملات مغولان در امان مانده بود، محیطی امن برای ادامه سبک کهن نگارگری ایرانی بدون تأثیراتی که به واسطهٔ این تهاجمات بر نگارگری ایرانی چیره شده بود ایجاد کرد و نوآوری‌هایی چند به آن افزود. همین شیوه ۲ قرن بعد و در مکتب اولیهٔ هرات به گونهٔ مسلط در نگارگری ایرانی تبدیل شد.

مکتب جلایری

مکتب جلایری یا تبریز-بغداد (که به واسطه حضور حکومت در دو مرکز به این نام خوانده شده)، سبکی در نگارگری ایرانی است که پس از فرو افتادن حکومت ایلخانان در ۷۳۶ه.ق و در دوران حکومت جلایری‌ها (۷۵۷-۷۴۰ ه.ق) در این رشته هنری رایج گردید، کتاب آرایی در دربار جلاریان خصوصا در دربار آخرین پادشاه جلایری (سلطان احمد جلایری) رونق ویژه‌ و سبکی خاصّ یافت.خصوصیّات دیداری در این مکتب با حذف عناصر چینی و بیزانسی به سمت تصویر کردن دنیای شاعرانه، خیالی و آرمانی نقاش می‌رود. از دیگر خصوصیّات، می‌توان به استفاده از طیف گسترده رنگی و به کارگیری و نمایش بدیع و کامل معماری در نگاره‌ها اشاره کرد.از این دوران به بعد، در کتب نگاره‌ها نقشی مهم‌تر یافتند و دیگر در کنار نوشتار یا مکمل نوشتار به شمار نمی‌رفتند بلکه صفحه‌ای کامل به آن ها اختصاص می‌یافت.

مکتب شیراز(سده ۹)

خاوران نامه - مربوط به مکتب شیراز سدهٔ ۹ (تیموری) - سرهای شعله‌گون مشخصهٔ اصلی نگاره‌های این کتاب است. در دوران تیموریان (سده۹ ه.ق) و حضور اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان در شیراز زمینه برای بروز دو باره ویژگی‌ های دیداری مکتب شیراز(سده۸) فراهم شد.قرینه سازی در نگاره‌های این مکتب به طور قابل ملاحظه‌ای دیده می‌شود و هم چنین تضاد رنگی عناصر نگاره و پس زمینه آن، استفاده از ابرهای پیچان و سادگی در ترکیب ‌بندی‌ها از مهم‌ترین ویژگی ‌های دیداری این مکتب است.

مکتب هرات

پس از مرگ تیمور (سلسله تمیوریان) فرزندش شاهرخ به سلطنت رسید و از آن پس هرات به پایتختی برگزیده شد، به واسطه توجّه و حمایت بی‌دریغ شاهرخ و ولیعهدش بایسنقر میرزا تهیّه کتب مصوّر این بار در هرات و در کتابخانه بایسنقر میرزا رونق گرفت و پس از چندی ویژگی‌های خاصّ خود را یافت.ترکیب‌ بندی متفارن و عموماً دایره‌ وار از خصوصیت اصلی این مکتب است. سود جستن از رنگ ‌های غنی و شفاف، تزیینات فراوان و حذف کامل عناصر چینی و باز تاب عناصر ایرانی مکتب شیراز مکتبی کاملاً ایرانی پدید آورد.

کمال‌الدّین بهزاد (هرات ۲)

خمسه نظامی (ساختن کاخ خورنق) اثر کما‌ل الدین بهزاد از مکتب هرات به سال ۸۹۹ه.ق محفوظ در موزه بریتانیا، توجّه به صحنه‌های روزمره زندگی مشهود است حرکت در این نگاره به صورت دو دایره در هم پیچیده است که یادآور عدد 2 در انگلیسی است. هم چنین، واقع‌گرایی موجود در اثر نسبت به دوران گذشته چشم‌گیر است.فعالیّت کارگاه ‌های نگارگری پس از مرگ شاهرخ و بایسنقر میرزا تا اندازه‌ای رنگ رکود گرفت و این رکود تا هنگام به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا (آخرین شاه تیموری از ۹۱۲-۸۷۳ه.ق) ادامه یافت و هنرمندان بزرگی را پروراند، هم چون: محمّد سیاه قلم، روح الله میرک و از همه مهم‌تر کمال‌الدّین بهزاد که بسیاری او را تابناک‌ترین چهره نگارگری می‌دانند.بهزاد ضمن ادامه دستاوردهای مکتب هرات اول، و ویژگی‌هایی را به آثارش افزود که تا پیش از این دوران بی‌سابقه‌ است.وی برای اولین بار سعی در نمایش و طراحی دقیق پیکره انسانی کرد، موضوعات روزمره را در آثارش به تصویر کشید، اولین نمونه‌های تک پیکره (فیگور) را پدید آورد و هم چنین نخستین رقعه‌ها (نمونه نگاره جدا از کتاب مثل یک پرتره) را در نگارگری نقش زد.

هنر نقاشی قبل از اسلام:

تاکنون در نواحی فلات ایران آثاری پراکنده مشتمل بر تندیسهای گِلی، صخره نگاره ها، سفالینه های منقوش و مُهر های محکوک شناخته شده اند که ما را تا حدی با زندگی مادی و معنوی ساکنان این خطه در اعصار قبل از تاریخ آشنا می کنند.صخره نگاره های منطقه کوهدشت لرستان، که صحنه های رزم و شکار با تیر و کمان و حیواناتی چون اسب، گوزن، بز کوهی و سگ را نشان می دهند، از جمله قدیمی ترین آثار تصویری یافت شده در ایران به شمار می آیند. بیشتر این نقاشیها به شیوه ای ساده و ابتدایی و با رنگهای قرمز اخرایی، سیاه و یا زرد بر روی دیواره غارها کشیده شده اند.جلوه های بارزتر هنر تصویری کهن ایران را بر روی سفالینه های مکشوفه از تپه سیلک(کاشان)، تپه حصار(دامغان) و ...، می یابیم. این ظروف دارای رنگ بدنه ای نخودی یا صورتی که با شکلهای کژنمای انسانی و صور ساده شده حیوانی و نقوش هندسی به رنگهای سرخ، قهوه ای و سیاه نیز آراسته شده بودند.مفرغینه های لرستان(سده 12 تا 8 ق.م) نیز از مهمترین جلوه های کهن ایرانی به شمار می آیند. در بررسی ویژگیهای تصویری این اشیاء مفرغی می توان لوح منقوش تیردانها را مثال آورد.آنچه کار هنرمندان اعصار مختلف را به هم پیوند می دهد تشابه کلی روشی است که آنان برای بیان مقاصدشان به کار می بردند. تصویرگران پیش از تاریخ طبیعت نگار نبودند و پدیده های واقعی را بر حسب ذهنیت خویش به نشانه های رمزی تبدیل می نمودند.با تاسیس امپراطوری هخامنشی و تسلط ایرانیان بر سرزمینها و اقوام مختلف، فرهنگها و سنتهای هنری سرزمینهای مغلوب در کنار هنر عیلامی، فرهنگ و هنر این عصر را بوجود آوردند. هنر تصویری هخامنشی در هنرهای فلزکاری، مهرها، نقش برجسته ها و تکه نقاشیهای یافت شده در گنج خانه تخت جمشید قابل مشاهده و بررسی می باشد.دوران پارتی شاهد برخورد تمدن یونانی(هلنیستی) و ایرانی است، باعث بوجود آمدن فرهنگ و هنر یونانی ایرانی نیز گردید و گاهاً طبیعتگرایی و مضمونهای اساطیری یونان در آثار این دوره قابل تشخیص می باشد.گچبری رنگی و نقاشی دیواری از هنرهای رایج در عصر اشکانی بودند آثار متعلق به این دوره مؤیدی بر این امر می باشند. احتمالاً روش دیوارنگاری برگرفته از غرب بود و در اینجا با گچبری تلفیق شده بود. البته نقوش نیز از این تأثیر بی بهره نبودند. از این دوره چند دیوارنگاره در بقایای کاخ کوه خواجه باقی مانده است.نقاشیهای پارتی بیشتر از این جنبه اهمیت دارند که ریشه سنتهای نقاشی بعد از اسلام را در آنها می توان یافت. اساس هنر ساسانی را عناصر کهن ایرانی و آسیای غربی تشکیل می دادند، عناصری که از طریق رجوع به سنتهای هخامنشی احیاء شده بودند. هنر ساسانی از برخی ویژگیهای هنر پارتی هم بهره گرفت و بدین سان باعث تداوم آنها شد. از تلفیق این عناصر گوناگون زبانی نو شکل گرفت که نه فقط واژگانی مناسب برای توصیف عظمت، اقتدار و تجمل شاهان ساسانی داشت، بلکه عمیقاً از قابلیتهای ذوق و اندیشه ایرانی نیز برخوردار بود.از این دوره آثار نقاشی و گچبری تزئینی کمی در دسترس وجود دارد اما شاید بتوان نقش برجسته های  ساسانی را ملهم از نقاشیهای این دوره دانست.در این عصر «مانی» که مدعی نبوت بود عقاید خود را که مجموعه ای از اعتقادات و نظریات آئینهای بودا – زرتشت- مهرپرستان و مسیح بود و به وسیله نقاشی تبلیغ و ترویج می نمود. هنر مانوی با درآمیختن هنر آسیای مرکزی بخصوص هنر ایرانی ساسانی- هنر نقاشی و کتاب آرائی ایران را پایه گذاری نمود که در سراسر جهان بی نظیر بود، نقاشی های مانی دارای طرح و رنگ تند و باجلاست و بیشتر از رنگهای سرخ و ارغوانی و سبز سیر و روشن در زمینه آبی استفاده نموده است.

هنر نگارگری در صدر اسلام:

زمانیکه سخن از هنر و نگاره های اسلامی باشد باید اوج و اعتلای آن را در ایران جستجو نمود چرا که در آخر حکومت سلسله ساسانیان و پذیرش دین اسلام از جانب ایرانیان، اعراب سابقه هنری نداشتند به ناچار هنرمندان کشورهای تسخیر شده را به خدمت دستگاه پرقدرت و قدرتمند خویش گماشتند پس از یک دوره رکود در نگارگری به دلیل مسائل سیاسی، اعتقادی و اجتماعی با قدرت گرفتن امویان و تاثیرپذیری آنان از سیاستهای رومی و ایرانی و نیز توجه به سنتهایشان، باید قدیمی ترین نمونه های نگارگری پس از اسلام را در خارج از مرزهای ایران جستجو کرد.

مکتب بغداد:

نخستین مدرسه توسط خلفای عباسی در بغداد ساخته شد و در آن نگارگری و مصور کردن کتب انجام گرفت.از جمله کتبی که در این دوره مصور شد کتاب کلیله و دمنه است. این کتاب از زبان سانسکریت توسط ابن مقفع به عربی ترجمه شده بود. از نقاشان معروف مکتب بغداد ، عبداله بن فضل است که در سال 619 هجری قمری به امر مصور کردن کتاب مشغول بوده است .

مکتب سلجوقی:

در مکتب بغداد بسیاری از تصاویر و نگاره ها با الهام از نقاشی ها و چهره پردازی های مسیحی که با هاله دایره یا شعله های نورانی انجام می گرفت در حالی که در مکتب سلجوقی کم کم خصوصیات ایرانی نقش مایه این مکتب گردید. از این دوران ظروف فلزی، سفالینه، نسخ خطی ، نقش های دیواری بسیاری باقیمانده که با بررسی آنها در می یابیم: که بیشتر نقش ها و تزئینات بر روی متن رنگ آمیزی شده اند و در نسخه های خطی برای مصور کردن آن، نقاشی بر روی صفحه کتاب بدون رنگ آمیزی قبلی مستقیماً انجام شده است . نقش لباس ها برخلاف و چین و چروک ، سایه روشن های مکتب بغداد با نقوش اسلیمی و گل و گیاه تزیین شده اند. از کتب مصور این دوره اندرزنامه است. مصور کردن داستان بهرام و آزاده یکی از موضوعات مهم نگارگری مکتب سلجوقی است.

مکتب مغولی (تبریز):

در اوایل قرن7 هجری، سرزمین تحت تصرف سلجوقیان در ایران بوسیله مغولان فتح شد و دامنه این تصرفات تا بغداد کشیده شد. با فتح ایران دو کشور بزرگ ایران و چین عملاً روابط تزدیکی پیدا کردند و ارتباطات فرهنگی و تجاری فی مابین این دو کشور برقرار ش

/ 6 نظر / 140 بازدید
محمد

عالیه خیلی زیباست خوشحال میشم به وب من سر بزنی [گل][گل] http://khavaranshop.com/news/1337 http://khavaranshop.com/news/1329

بهروز

وبلاگ زيبايي داريد براتون آرزوي موفقيت ميكنم.من كارهاي تاريخي رو خيلي دوست دارم .تقابل هم جزء آثار زيباتونه كه به دل من نشست.

ثريا افتخاري

كارهاي نقاشي شما خيلي زيباست خصوصا اين نقاشي كه من خيلي دوست دارم.[گل]

دل آرام

من اينو خيلي دوس دارم احساس عجيبي بهش دارم آرزوم بود ميتونسم بكشم ولي دريغ و صد افسوس وآه[دست][دست][دست] http://bi-to1.blogfa.com/

Mostafa

عالی بود .واقعا ساعتها غرق شدم در نحوه ی اجرا و مطالب پربارتان،معلومه خیلی زحمت کشیدید. اگه موافق لینک هستید منو با نام بهترینها ی جهان لینک کنید و خبرم کنید /www.mostafamastoor.com

لیلا

وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید واقعا لذت بردم.دوس دارم لینکتون باشم .میشه؟ اگه میشه منو با نام سیب کال لینک کنید لطفا شما رو با چی لینک کنم؟