تکنیک های نقاشی

 

در باره تکنیک های مدادرنگی

امکانات مشخص و عملی مدادهای رنگی از همان آغاز اختراع نظیر بسیاری از مشاهیر هنر نقاشی را جلب کرده است. مداد رنگی وسیله بسیار سودمندی است که به عنوان مکمل می‌تواند دراجراهای ترکیبی نظیر طرح های مقدماتی،مصورسازی کتاب،تصاویر داستانهای مصور،طراحی های مختلف و غیره وهمچنین برای ایجاد جلوه ها جهت هماهنگی در سایه روشنها روی کاغذ سفید یا رنگی و نیز برای کارهایی که تنوع رنگ آمیزی را ایجاب می‌کند،نتیجه درخشانی به دست می‌دهد.
طوری که گویی تداوم دست و انگشتان نقاش است.سهولت استفاده از مدادهای رنگی،امکاناتی فراهم می سازد تا بتوان در نقاشی و مصور سازی وطرح های تبلیغاتی کارهای متنوعی ارایه دهد. کاربرد مداد رنگی دامنه وسیعی دارد:هم برای طرح های مقدماتی که تنها با چند خط و خیلی سریع شکل می گیرد به کارمی آیدو هم برای آثاری که اجزای دقیق و حساب شده ای دارند. با مداد رنگی می‌توان آثار صرفا کلاسیک آفرید وهم کاریکاتور وطرح های هزل آمیز.علاوه بر ویژگی های کیفی مدادرنگی به لحاظ ظاهری نیز زیبا و برای نقاشی شوق برانگیزاست وبه طور کلی جلوه ی هنری دارد.
به دست گرفتن مدادرنگی به هر حال با نوعی لذت همراه است.استفاده از این وسیله نقاشی نیز مثل هر وسیله دیگری نیاز به تجربه دارد. بافت کاغذ ونوک نرم مداد ،دو عنصر اساسی نقاشی با مداد رنگی محسوب می شوند و شما باید توجه خاصی به این دو عنصرداشته باشید.مصون ماندن بعضی از پرزها نکته بسیار مهمی است که در حکم یک قاعده باید محسوبش کرد و ترکیب رنگها نیز بر اساس این قاعده میسر می‌شود.اگر بخواهیم که درجه سایه روشنی کاملا مشخص و پررنگ باشد،فشار بیشتری بر مداد می آوریم و در نتیجه رنگدانه ها و موم مغزی مداد،تمام پرزها را می پوشاند و جایی را سفید باقی نمی گذارد.باید توجه کرد که نوک مداد خوب تراشیده شده باشد،کند نباشد.
به قصد تصریح در زمینه رنگ آمیزی مدادرنگی چند نکته فنی را مورد برسی قرار می‌دهیم:شیوه ی خطی، شیوه ی خراش،شیوه ی سایه پردازی،شیوه ی شیار اندازی،شیوه ی سفید کردن. شیوه ی خطی:با ترسیم خطوط در جهات مختلف (روی هم،کنارهم،به طور متقاطع وغیره که بیش وکم به صورت تار و پود در می آیند).
می‌توان سایه روشنی ها،درجات تیره-روشنی و کنتراستها را شکل داد.نقاطی که دارای رنگهای تیره ای هستند،با خطوط بیشتری شکل گرفته اند و فواصل خطوط کمتر است.حال آنکه در نقاط روشن،قضیه معکوس است.در اینجا نیز،همان طورکه می دانید،در مرحله ی نخست، نقاط و سطوح روشن و در مراحل بعدی نقاط تیره نقاشی شده، به عبارت بهتر ،قاعده از کم به زیاد در اینجا نیز رعایت شده است.
شیوه ی سایه پردازی: در این شیوه نخست قسمت های روشن رنگ آمیزی شده و بعد،مرحله به مرحله نقاط تیره و از این طریق حجم ها،سایه -روشنی ها، و درجه ی تیره روشنی به کمک مداد رنگی شکل گرفته اند. لایه رنگ و خط مرئی را می‌توان با هم در آمیخت. منظور از مرئی در واقع این است که سطوح رنگهای ایجاد شده با مداد رنگی ضمن این که تماما مجموعه ای از خطوط هستند به نحوی محو شده اند،یا بر هم نهاده شده اند، که در کل یک رنگبندی را شکل می‌دهند.
شیوه خراش دادن:در این شیوه رنگ آمیزی از رنگهای روشن شروع می‌شود.مجموعه کار را با همان رنگهای قبلی،منتها کمی پر رنگ تر رنگ آمیزی می‌کنیم و حالا نوبت به قلم خراش می رسد.با این ابزار می‌توان مدل از قبل نقاشی شده را به طور خطی طراحی کرد.کار این قلم خراش دادن است. هر خطی را که خراش می‌دهیم مقداری از لایه چرب به جا مانده از دومین لایه را از سطح کاغذ بر می‌داریم.با این کار،رنگدانه اولین لایه ی رنگ مداد رنگی، یعنی رنگ زیرین ظاهر می‌شود.
شیوه ی شیار اندازی:ابتدا روی یک ورقه کاغذ پوستی نازک،به کمک مداد گرافیتی، یک طرح خطی از مدل طراحی می‌کنیم.بعد هم قلم حکاکی نوک گرد را روی طرح می کشیم. با فشار نوک قلم حکاکی نقش طرح بر کاغذ طراحی شکل می گیرد، بعد که کاغذ کالک را برمی‌داریم طرح مدل را به صورت شیار روی کاغذ طراحی نقش شده است.حالا با بهره گیری از شیوه ی شیار اندازی و به کمک مدادرنگی نقش حک شده بر کاغذ بریستول را رنگ آمیزی می‌کنیم .
شیوه ی سفید کردن: در این شیوه رنگها در این نقاشی بیشتر به رنگهای پاستل شبیه اند،محو شده اند،رنگها حالت خاصی پیدا کرده اند-انگار چربند-به نظر میرسد که از پاستل استفاده شده اند.ایجاد چنین حالت نمودی در واقع چندان دشوار هم نیست.با مداد سفید رنگ و به روال موسوم سایه پردازی می‌کنیم و نقاط مورد نظر را می پوشانیم.بنابراین استفاده باعث می‌شود تا خطوط رنگی محو شوند وریز دانه های کاغذ ورنگ با هم عجین شوند و در نتیجه رنگها روشنی پیدا کنند.

اسکراچ برد

اسکراچ برد مقوای مخصوصی است که از اوایل قرن بیستم اختراع شده و به جای سنگ های لیتوگرافی که قبلا برای چاپ سنگی استفاده می شد بکار گرفته شده است.این مقوا شامل یک لایه گچ سفید است که با چسب مخصوصی در هم آمیخته شده روی مقوا پرس شده است. ضخامت گچ خیلی کم است پس از خشک شدن به سرعت صاف محکم می‌شود.این مقوا را پس ازآغشته کردن با مرکب مشکی یا رنگی یا رنگی یا ایجاد خراش با ابزار نوک تیز می‌توان طرح های جالبی را با هاشور و سایه روشن های دقیق و ظریف سیاه سفید بوجود آورد.
در گذشته از این تکنیک به علت خصوصیت ذاتی اش در چاپ روزنامه استفاده می‌کردند.در مورد ابزار این تکنیک باید توجه داشت که ابزار خراش تیغ های مخصوصی که بااندازه و تیزی های مختلفی که با پیچ در بدنه شان محکم می شوند برای بریدن مقوا و کاغذ و خراش روی آن استفاده می‌شود.همچنین با تیغ های جراحی و اصلاح و موکت بری نیز می‌توان این تکنیک را اجرا نمود. ایجاد بافت اجسام در این تکنیک نحوه ی خراشی است که صورت گرفته علاوه بر آن احساس فرم و حجم و در نتیجه نور و سایه بستگی به نحوه ی خراشیدن خطوط و سطوح دارد. خطوطی که خراشیده شده اند می‌توانند دوبار مرکبی شوند ولی شیارهای حاصل از آن همچنان باقی می ماند که این شیارها مانع ایجاد خطوط جدید می‌گردند.ساده ترین راه برای ایجاد سایه روشن کار کردن از طرفی به طرف دیگر است.
یادگیری این تکنیک و خراشیدن سایه روشن ها با هاشورتوانایی هنرمند را هنگامی که با سایر وسایل از قبیل مداد،خودکار،قلم فلزی یا راپیدوگراف اقدام به ایجاد هاشور می نماید افزایش می‌دهد و نحوه ی سایه زدن با خطوط سیاه سفید را به وی می آموزد.برای ایجاد برخی از بافت ها ظریفی که با دست به طور یکنواخت و منظم امکان پذیر نمی باشد ،می‌توان از ورقه های نازک چسبدار که حاوی نقش است و به زیپاتون معروف است استفاده نمود.این ورقه ها که با طرح ها و بافت های مختلف است از حیث تکنیک با اسکراچ برد شباهت دارد.

گواش

گواش واژه ی فرانسوی و نوعی رنگ غلیظ است که رنگدانه های آن از صمغ چسبنده تشکیل شده اند و مانند آبرنگ،حلال آن آب است و با آب رقیق می‌شود.تفاوت عمده ی روش رنگ گذاری با گواش در این است که در شیوه ی آبرنگ چنان که از نام آن بر می آید، هنرمند برای ایجاد تونالیته های رنگی (درجه های مختلف یک رنگ از تیره به روشن و بر عکس، رنگ ها را با آب ترکیب می‌کنند و در نتیجه رنگ ها حالتی شفاف دارند. اما در روش رنگ گذاری با گواش، در اصل از رنگها برای پوشاندن یکپارچه و یکدست سطوح استفاده می‌شود. برای تغییر درجه رنگ، رنگ سفید یا رنگهای روشن دیگر به کار گرفته می‌شود. از گواش در زمینه های متنوعی از هنرهای تجسمی و کاربردی استفاده می‌شود.مهم تر از همه استفاده از گواش در گرافیک و به خصوص طراحی پوستر است،زیرا صراحت و سطوح یکنواخت و یکدست آن برای ویژگی های بصری مناسب برای پوستر،کاملا ایده آل است. در برچسب شیشه های گواش های خارجی اغلب به جای واژه ی، واژه ی رنگ پوستری را مشاهده می‌کنیم که همین مورد مناسب بودن آن را برای استفاده در اجرای پوستر نشان می‌دهد .
رنگ گواش به دو صورت عمده و غالب برای رنگ آمیزی یکنواخت سطوح اثر گرافیک یا نقاشی است اما گاهی به گونه ای از آن استفاده می‌کنند که عمداً ضربه قلم مو و مسیر آن محسوس باشد. در این تکنیک برای پوشش بهتر رنگ می‌توان از قلم موی بزرگ که دارای موی نرم باشد استفاده نمود ولی از انواع قلم موها می‌توان برای رنگ آمیزی با گواش بهره جست.در تکنیک گواش در مورد کاغذ و نوع آن محدودیتی وجود ندارد. البته به منظور جلوگیری از تاب برداشتن مقوا باید از مقوای ضخیم استفاده نمود. معمول ترین مقوا برای رنگ آمیزی با گواش اشتنباخ می باشد که برای رسیدن به رنگ آمیزی صاف و یکدست مقوای فوق را ابتدا خیس نموده و سپس روی کلاف چوبی به وسیله ی چسب یا پونز نصب می‌شود بدین ترتیب پس از رنگ آمیزی اندکی نا صافی در سطح مقوا به وجود می آید که باعث نگرانی نمی باشد.

قلم فلزی

قدیم ترین نوع قلم های فلزی در اروپا به نام(pery) در اواخرقرن هجدهم متد اول شد وپس آن، برای طراحی با مرکب علاوه بر قلم پر، قلم نی مورد استفاده قرار گرفت. در قرن بیستم، طراحی و ساخت حدود دوازده نوع مختلف قلم، امکانات جدیدی در اختیار طراحان قرار داد.
قلم طراحی(pery) شامل یک نوع فلزی است که بر بدنه چوبی یا پلاستیکی و... سوار می‌شود انواع نوک های قلم براین دسته سوار می شوند و خطوط متنوعی را با مرکب ایجاد می‌کنند . قلم فلزی به تعبیری از اجداد مداد گرافیت است و در عهد رنسانس بسیار متداول بوده است ماده نقاشی در این روش یک سیم نازک فلزی است که اغلب از نقره خالص بوده و بر نوعی وسیله از قبیل دسته چوبی یا نگه دارنده دیگری سوار می شوند((silverpoint .سطح نقاشی باید با رنگ سفید یا مواد مشابه پوشانده می شده که اغلب از ترکیب پودر استخوان و سریشم تشکیل می شده است.خطوطی که این ابزار به وجود می آورده نازک و یکدست بوده و تغییر و تصحیح آن مقدور نبوده است. اختراع اولین قلم فلزی به دست (جیمزپری)انگلیسی صورت گرفت و به نام مخترع قلم (pery) نامیده شد .این قلم درایران به نام قلم فرانسه معروف است.جنس نوک آن برای کار خوشنویسی و طراحی متفاوت است.در مورد این ابزار این نکته مهم است که ضخامت نوک قلم فلزی و راپیدوگراف با شماره مشخص می‌شود.هر قدر نوک قلم پهن تر باشد مرکب بیشتری بر می دارد و بنابراین خطی که ایجاد می‌کند طولانی تر است.
5 پاستلمداد شمعی یا پاستل ابزاری بی ثبات است که امروزه با تنوع رنگهای طراحی در بازار جز فراوانترین و ارزانترین ابزار به شمار می رود. درطراحی با مداد شمعی تکنیک های مختلفی چون مقاومت مداد رنگی و سیاه قلم کردن ،طراحی روی پارچه و گاهی ترکیب های آنها با هم بکار می رود. مداد شمعی با رنگهایی که حلال آن آب است ترکیب نمی‌شود.می‌توان با تلفیق این دو خاصیت به رنگ آمیزی های جالبی دست یافت.
برای اجرای این روش طراحی با فشار سخت مدادشمعی را روی کاغذی که جاذب آب است بکشید. سپس با قلم مو با قلم مو آبرنگ رقیق شده یا رنگهای رقیق لعابی را روی طرح فوق بکشید.بدین ترتیب رنگ در نقاطی از کاغذ جذب می‌شود که قبلا توسط مدادشمعی رنگ نشده است. در شیوه ی سیاه قلم ابتدا طرحی را با مدادشمعی کشیده سپس رنگ سیاه را روی بخش یا تمام سطوحی که می خواهیم سیاه بماند رنگ را به خود گرفته و آثار جالبی را با سرعت زیاد به وجود می آید.
در روش سیاه قلم کردن با مدادشمعی با روش مرطوب ابتدا کاغذی محکم و صاف مانند مقوا یا تخته ی بریستول را به عنوان زمینه ی سیاه قلم تهیه کنید.سپس طرح مورد نظر را با مدادشمعی ترجیحا رنگهای شفاف و روشن رنگ کنید .سپس طرح زیرین را با رنگهای لعابی که به آن چند قطره صابون مایع اضافه شده است بپوشانید،برای سطح روی کار می‌توانید از رنگهای سیاه یا هر رنگ دیگری که به اندازه ی کافی تیره است استفاده کنید. زمانی که رنگهای لعابی هنوز خیس است طرحی بکشید که با سطح زیرین در تماس قرار گیرد ،سپس با ابزار نوک تیز و درشت مثل سنجاق و قیچی و...جهت طراحی خطوط استفاده کنید که پس از ایجاد خراش روی سطح کاغذ رنگهای زیرین خود را نشان می‌دهند.دقت کنید که در این تکنیک رنگهای زیرین و رنگهای سطح کار کاملا خشک شده باشد.

کولاژ

این واژه به معنای چسبانیدن و شیوه ای است که در آن برای رنگ گذاری از بریده های کاغذهای رنگی، پارچه، روزنامه، مقواهای رنگی و موارد مشابه آن استفاده می‌شود. در کارهای چاپی ،مانند تصویرسازی برای کتابهای کودک که به این شیوه صورت می پذیرد. اگر ضخامت اثر اندکی زیاد شود به طور مستقیم قابل چاپ و همچنین قرار گرفتن در دستگاه اسکنر نیست، بهتر است یک اسلاید بزرگ از تصویر که اصطلاحا به آن اسلاید (لیت) می‌گویند،تهیه شود.
از این تکنیک برای بیان موضوعات مختلف به کار گرفته می‌شود و محدودیت زیادی در انتخاب این تکنیک برای سوژه های متفاوت وجود ندارد.البته مفهوم کولاژ فقط به سطح دو بعدی محدود نمی‌شود و در کولاژهای حرفه ای می‌توان از این مفهوم به اشکال متفاوت جالبی سود جست. با کاغذ و مقوا می‌توان اشکال مختلف و متفاوتی را ساخت. در برخی اوقات می‌توان از تصاویر واقعی به جای صورت یا دست استفاده کرد می‌توان با تلفیقی از عکس ،طرح بافت های مختلف تصاویر جالبی را بوجود آورد.
البته مفهوم درونی کولاژ فراتر از شکل ظاهری آن می باشد،کولاژ می‌تواند در فکر هنرمند باشد.آنچه که مهم است این است که هنرجویان بدانند که کولاژ تنها بریدن کاغذ و در کنارهم چسبانیدن آن نیست بلکه یکی از تکنیک های اجرایی می باشد.کولاژ می‌تواند در سایر هنرها از قبیل سینما و در ساخت فیلم به صورت دیگری صورت گیرد.
در مورد تاریخچه ی کولاژ این موضوع را می‌توان گفت که در سال 105 بعد از میلاد تسایی لون اختراع کاغذ را اعلام نمود و خود را مدعی کلاژ می دانست. ازنقطه نظر تاریخی کولاژ از توسعه کاغذسازی و راههای دادوستدی که آنرا به غرب منتقل نمودند و آنرا به قرن بیستم کشاند جدا نمی باشد.
کولاژ برای زینت بخشیدن به متون نوشتاری پدید آمد.کمی بعد کتاب دست ساخته ای مزین شد که جایگاهی ویژه در تاریخ کولاژ یافت.استفاده از کولاژ در اواسط قرن نوزدهم و با ظهور مکتب امپرسیونیسم در هنر نقاشی آغاز گشت.امپرسیونیسم کوششی است در جهت
پرداختن به ارزش های حسی به جای نمودهای لمسی و جایگزین نمودن حجم فیزیکی به دو سطح دو بعدی و اجتناب از نورپردازی و عمق بخشیدن تصنعی در سطح دو بعدی بوم و در نهایت شکل تجسمی به ضرباتی از نور و رنگ و نیز پرداختن به موضوعات روزمره زندگی است.

مختصری از زندگینامه پل سزان

پل سزان را به سبب تجربه های نو و دستاورد های هنری اش  بعنوان پدر نقاشی مدرن یاد می کنند.این نقاش فرانسوی در 19 ژانویه 1839 به دنیا آمد . پل در تمام زندگی هنری اش کم حرف و بس غمگین بود و برای همین همیشه در جمع هنرمندان بیگانه بشمار می آمد.البته شهرت هنری او دیرگاه فرا رسید و در دوره کهن سالی اش بود که نقاشان جوان به اهمیت او پی بردند.در هر تاش قلم موی او ساختاری استوار را می توان دید .نو آوری های وی چه در شیوه اجرا ی نقاشی ها و چه در سبک بعد نمائی و ترکیب بندی و حتی رنگ آمیزی اش تاثیر مهمی بر هنر سده بیستم گذاشت.و یکی از تاثیر گذارترین نقاشان مدرن و همچنین یکی از بر جسته ترین نقاشان محسوب میشود و آثارش را در کنار نقاشان دریافتگر به نمایش می گذاشت.پیکاسو ترکیب بندی های سطوح او را به شیوه کوبیسم و ماتیس به رنگ آمیزی هایش دلبسته بود و از هردوی این نقاشان آمده است که پل سزان پدر همه ماست.او با کار پیگیرانه و کنکاش های سر سختانه اش نقاشی اروپائی را از قید تابعیت قوانین روئیت رهانید و در پژوهش های خود به تعالی دقیق میان واقعیت و انتزاع رسید.او به قصد احیای سنت بزرگ اروپتئی حرکت کرد ولی به روشی نو دست یافت که راه رابر تحول بعدی نقاشی گشود.در میان هنرمندان نسل بعد کوبیست هابیش از سایرین از نتیجه آموزه های سزان استفاده کردند.

portrait painting by paul cezanne

پل سزان که در نوجوانی درشت اندام و نیرومند بود از دوست کوچک و تکیدهٔ خویش امیل زولای یتیم و بینوا در کشمکش‌هایش با بچه محل‌هایش که او را به ریشخند «پاریسی» میخواندند پشتیبانی می‌کرد. زولا سالها پس از آن چنین از سزان یاد می‌کرد «ماکه از دید روانی در دو سوی رویاروی هم بودیم برای همیشه باهم یکی شدیم وبرای هم پیوندی‌هایی رازگون، که همان آشفته سری نا آشکار هردوی ما بود برای رسیدن به فرازمندی، به هم گراییدیم. هشیاری برتر ما در تراز با آن ناکسان کودن بی سروپا که با دیو خویی کتکمان می‌زدند بیدار می‌شد.در سالهای ۱۸۶۱-۱۸۵۹ سزان با به سرنهادن به خواست پدر در دانشکده حقوق دانشگاه آیکس به آموختن پرداخت و در همان هنگام آموختن نقاشی را دنبال گرفت. در ۱۸۶۱ پس از گفتگویی ناخوشایند با پدرش که بر آن بود تااو را از رفتن به پاریس برای آموختن نقاشی بازدارد سزان جوان رهسپار پاریس شد اما آشنایی با کارهای نوآورانی چون اوژن دلاکروا و گوستاو کوربه ، او را بخود بس ناباور و دلسرد ساخت.

 

   oil painting still life by paul cezanne

 

سزان سی ساله بود که شیوهٔ نقاشی خویش را دگرگون نمود. رنگ آمیزی سیاه و هوای مردهٔ پرده‌هایش گام به گام به رنگ‌های زندهٔ چشم‌اندازهایش دگرگون می‌شود. ودر این میانه چرخه کارهای ساختارگی او آغاز می‌گردد. ویژگی کارهای این چرخه در گروه بندی پهلو به پهلو و زدش‌های قلم مویی شانه‌ای پدیدارست که می‌توانند نودشی از تنومندی وتنداری بیافرینند. هنایش پیسارو در کارهای سزان به روشنی بخشیدن رنگهای گذاشته روی تخته رنگش کمک نمود. سزان در درازای زندگی هنری خویش وفادارانه در برابر چشم‌اندازهای طبیعی ایستاد و نقاشی نمود.در ۱۸۶۹ سزان با ارتنس فیکه دختری نگاره‌شو و دوزنده آشنا شد که معشوقه او گردید و تنها پسر او پل را در ۱۸۷۲ به جهان آورد. سزان در نخست به بیمناکی از پدر سختگیرش این راز را از خانواده اش پنهان داشت. هرچند این راز در ۱۸۷۸ بر ملا شد و او سرانجام با ارتنس ازدواج کرد و این اندکی پیش از مرگ پدرش در ۱۸۷۸ بود که در آن هنگام دیگر از رویارویی با پسرش دست کشیده بود.ماری کاسات نگارگر آمریکایی در بارهٔ سزان در میهمانی شامی با او و گروهی دیکر از هنرمندان در روستایی نزدیک پاریس در پاییز۱۸۹۴ نوشته‌است: «رفتارش در آغاز مرا به شگفتی آورد. او ته تابه سوپ خویش را پاک کرد، سپس آن را برگرداند تا همهٔ چکه‌های مانده را توی کفگیرش بچکاند. او حتی استخوان‌های قلمه را به انگشت گرفت تا گوشتشان را از آنها جدا کند... اما با همهٔ بی سپاسی اش به دستور نامهٔ رفتاری، او به گونه‌ای با ما به ارجمندی رفتار کرد که هیچ مرد دیگر را توان نشان دادن آن نبود.»کلود مونه به یاد می‌آورد که یک روز سزان به کافهٔ گربوآ پاریس که جای گردهم آیی گروه بتینوی بود آمد و با همهٔ نگارگران در گرداگرد کافه دست افشرد اما همین که به ادوارد مانه رسید گفت «آقای مانه من با شما دست نمی‌دهم چون هشت روزیست که خودرا نشسته‌ام»در دههٔ ۱۸۹۰ سزان کارهایی چون لاله‌ها و سیبها، ورق بازان، زیست خاموش با سبد سیب، پسری با جلیقه سرخ، چهرنگار گوستاو جفروی، زیست خاموش با فلفلدان، زیست خاموش با کیوپید گچی، زیست خاموش با سیب و پرتقال، دختر جوان ایتالیایی، خانه با دیوار ترک خورده، کاج بزرگ، خم جاده در مونت گرو و بسی دیگر از شاهکارهای خویش را آفرید. با این همه او در گمنامی بسر می‌برد.اما به ناوابستگی خویش خو کرده بود و تنها آنچه را که دوست داشت و به شیوه‌ای که دوست داشت نگاره می‌کرد و اگر کسی را ناخوشایند می‌یافت از دیدن او سرباز می‌زد چنانکه از پایان دادن به چهره گوستاو جفروی خودداری نمود و آنرا نیمه کاره رها کرد زیرا که هنگامی که جفروی در برابر او می‌نشست از کلمانسو سخن می‌زد و سزان از او بیزار بود.در ۱۸۹۱ به بیماری قند مبتلا شد. و بناچار برای درمان به سویس، ویشی و سپس به تالوار رفت که درآنجا دریاچه آنسی در او ساوی را نقاشی کرد. به فرجام امبروز ولارد یک نمایشگاه تک-تنه از کارهای او را در سال ۱۸۹۵ در نمایشگاه خود سامان داد. سزان پرده‌هایش را از چار چوبشان جداکرده و آنها را لوله شده به نمایشکاه ولارد فرستاد. اگرچه این نمایشگاه صدایی نکرد اما بسی از نقاشان جوان را بسوی سزان  کشید. و چون سزان به هر از گاه دیده می‌شد باششی افسانه‌ای از خود برانگیخت. در پایان این دهه بسیار از نقاشان پیشرو او را به آوند «فرزانه» ارجمند می‌داشتند. در ۱۸۹۷ مادرش درگذشت و لو جاس دو بو فان را به او گذاشت. ولی او را تاب بردن بار یادهای آن خانه نبود.در سالهای پایانی زندگی زناشویی سزان با همسرش ارتنس بی آرام و پر تنش بود. بسا هنگام که از هم جدا می‌زیستند. پس از مرگ مادر شوهر ارتنس چندگاهی با پسرش پل به پیش سزان بازگشت اما پرخاش‌ها و ناخرسندی‌ها از سرگرفته شد.ارتنس یادداشت‌های مادر شوهر خودرا پس از مرگش سوزاند و سزان در وصیتنامه خویش همه دارایی خود را به پسر بخشید و ارتنس راهیچ نگذاشت. سزان در تابلو های نقاشی  خویش آرامش می‌یافت و از این روی بود که در ۱۹۰۲ خانه‌ای به همراه یک کارگاه نقاشی برای خود بر فراز تپه‌های آیکس ساخت. هنگامی که برای نگارگری به هوای آزاد می‌رفت همچون کشتگران جامه بر تن می‌نمودو با گاری اسبی که با مخمل سرخ آراسته شده بود به محل نقاشی می‌رفت.در سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۱ از او درخواست شد که در نمایشگاه ناوابستگان پرده‌هایش را به نمایش بگذارد و این نشان از نام آوری او بود و موریس دنیس که از دوستداران کارهای او بود پردهٔ در ستایش سزان را کشید نه در نمایشگاه بروکسل در ۱۹۰۱ به تماشا گذاشته شد. و دنیس بود که او را به نمایش در سالون پاییز  پاریس زیر آوند درخواند و این نمایشگاهی بس کامیاب بود و بسیار از تماشاگران که می‌پنداشتند سزان درگذشته‌است از این که او را هنوز در میان خویش میدیدند به شادی می‌آمدند و برای سزان این مایهٔ خرسندیی دیر رسیده بود واین شناسایی با نمایشگاهی که ولارد برای او زیر آوند نمایشگاه یادمان سزان در ۱۹۰۷ برآورده شد به اوج رسید.و او همچنان آزمون‌های نقاشی خویش را پا فشارانه دنبال می‌کرد ومی گفت که آرزو دارد تا «منحنی‌های اندام رنان را با شانه‌های تپه‌ها به پیوند آرد» و می‌نوشت که «هنگامی که رنگ در توانگرترین خویش است ریخت به برترین برازایی می‌رسد». تا آنکه در یک روز بارانی هنگامی که با افزار نقاشی بر پشت خودرا در جاده‌ای گل آلود به پیش می‌کشید بسکته کرد ودر کنار جاده بر زمین غلتید. یک گاری لباس شویی کالبد نیمه جانش را از زمین برگرفت اما او یک هفته از آن پس به سینه پهلو در شصت و هفت سالگی در 22 اکتبر 1906 درگذشت.

oil paintings landscape by paul cezanne

 

طبیعت بیجان از پل سزان

پرتره از پل سزان

 

/ 4 نظر / 147 بازدید
سمانه

آفرين به شما بانوي توانمند آماده ي تبادل لينكم اگه افتخار بديدi /samaneh-sa66.persianblog.ir

نازنين

باديدن نقاشيهاي ريبايتان احساس گل های همیشه بهار بر زندگی ام جاری شد و تو گل من ؛ گل همیشه بهار زندگی هستي[گل] http://nazi.parsiblog.com/

سین

باسلام بسیار زیبا وعالی شده موفق باشید....از نقاشی های من هم دیدن کنید

الهام

با سلام خدمت شما بانوی هنر مند علی رقم اذتی که از کارهای شما بردم لاکن به شدت از نشان گر موس عصبی شدم لطفا این حرکت موس را تغییر بدهید چون بد جوری چشم رو اذیت میکنه