سبک های نقاشی

    دیوارها در نقاشی‌های ایران درودی، بلوری اند. انگار ماهیت حصارگونه و تحدید کننده خود را از دست داده اند، هم هستند، هم نیستند. هم دیوارند، هم ستاریت و حجاب گونگی ندارند. نور را از خود عبور می‌دهند و پشتشان پیداست. گویی حصارهایی که تاریخ چند صد ساله گذشته، گرد ارزش‌های معنوی این قوم را گرفته، به قلم موی معجزت این اعتبار نقاشی ایرانی، رنگ و رو باخته اند و حالاپشتشان پیداست. این دیوارها نمی‌توانند شهر را، مردمش را و یادگارهای گذشته را پنهان کنند. هم هستند برای محافظت، هم نیستند برای پنهان کردن. («آبشار نور»، «تلاش... »، «طغیان کویر» و...) بلور گاهی در نقاشی‌های او انجماد است. او خود در جایی می‌گوید: «هرگاه که می‌خواهند چیزی را حفظ کنند، آن را منجمد می‌کنند. در نقاشی‌هایم تخت جمشید یخ می‌بندد تا برای آیندگان بماند.» بله، تخت جمشید در نقاشی‌های او یخ زده است تا از گزند روزگار به دور بماند و بماند. (تابلوی «خواب کوروش» را ببینید) . شگفتا که تخت جمشید در آثار او به دو شکل تصویر شده، یا آتش گرفته (نقبی به گذشته‌های دور یا شاید تمثیلی به بی مهری حوادث تاریخی روز) یا یخ زده (تمنایی برای حفظ و بقاء) . یکی دیگر از عناصر پر حضور نقاشی‌های او گل‌های زیبا و ظریف است که عموماً معلقند. نمی‌دانی اینها از کجا سر برآورده اند و ریشه در کجا دارند. تنها می‌دانی از جایی میان این جهان و آن جهان شکفته اند و با رنگهای اثیری و شادابی ذاتی شان مخاطب را مجذوب خود می‌کنند. این گل‌ها «این جهانی» نیستند، شاید نتوانی نمونه یی از آن را در طبیعت جست وجو کنی و نامی‌برای آن برگزینی، اما آنقدر واقعی اند که می‌توانی لطافتشان را احساس کنی. رنگ‌های بسیار خاصی که در آفرینش آنها به کار رفته و شبنم‌هایی که همواره روی آنها حضور دارند، طراوتشان را گوشزد می‌کند. خاصّه زمانی که این گلها کویری را آراسته باشند که باید در اصل خشکی باشد و بی آبی و عطشِ لب‌های ترک خورده، مرگ باشد و خارهای خلنده. («کرشمه خاک» یکی از این کویرهای مزین به گل‌های اثیری اویند) شگفت اینکه جمع این تضاد‌ها در بسیاری از آثار ایران درّودی تا نزدیک شدن به مرز بداهت پیش می‌روند. نقاش آنقدر ساده و پریقین این دوگانه‌های جمع ناشدنی را کنار هم می‌آورد که درزهای پیوند آن را هم نمی‌توانی پیدا کنی و لاجرم باورش می‌کنی. لوتن، منتقد و شاعر بلژیکی درباره ایران درّودی می‌گوید: «به یقین رنجی شعله ور اما خموش، عمق اندوه او را در آثارش ابراز می‌دارد.» او بی پرواست. گستاخ است. گاهی با قلم موی درشت روی بستری از سکوت و آرامش، آنچنان فریادی می‌کشد که گوش عافیت طلبی آدم را پاره می‌کند. او از نیروهای نافرمانی فرمان می‌برد، درست همان گونه ژان کوکتو در نامه یی به او می‌نویسد: «ایران درودی عزیزم، ... نمی‌دانم نقاشان جوان شما از چه نیروهایی فرمان می‌برند، اما اگر از نیروهای نافرمانی فرمان ببرند من آنان را تایید می‌کنم و درودهایم را از صمیم قلب نثارشان می‌کنم»

سبک های نقاشی

رئالیسم
2رئالیسم به صورت جامع و کلی به مفهوم حقیقت، واقعیت و وجود مسلم، و نیز نفی تخیلات و امور ناممکن و غیر عملی است. رئالیسم در هنرهای تصویری و ادبیات? نمایش چیزها به شکلی است که در زندگی روزانه هستند? بدون هرگونه آرایش یا تعبیر افزون. در این شیوه از نقاشی درآن هنرمندبایددرنمایش طبیعت (طبیعت بدون انسان وبا انسان) ازهرگونه احساساتی گری خودداری کند . در هنر نقاشی، رئالیسم به معنای نمایش اشیا و موضوعات به صورت طبیعی است، به گونه ای که نقاش تخیل و ابتکار عمل خود را در نحوه پیاده کردن آن موضوع دخالت ندهد و هر موضوع به همان گونه که در دنیای خارج دیده می شود در نقاشی به نمایش در می آید. این سبک نقاشی در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه رواج پیدا کرد. در حقیقت به عنوان شاخه ای فرعی از سبک رومانتی سیزم (Romanticism) بود که با این ایده که می خواست نمایش دقیقی از زندگی روزمره را نمایش دهد از آن جدا شده و خود به یک سبک (Movement) در هنر نقاشی بدل شد.
از نقاشان دوره ی اول این سبک می توان به نقاشان فرانسوی:Jean-Baptiste-Camille Corot
(از 1796 تا 1875) و Jean Francois Millet (از 1824تا 1875) اشاره کرد.


امپرسیونیسم
دریافتگری یا امپرسیونیسم شیوه هنری گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه در نیمه دوم سده نوزدهم بود که بزودی جهانگیر شد. این شیوه مبتنی است بر نشان دادن دریافت و برداشت مستقیم هنرمند از دیده‌های زودگذر با به کار بردن لخته رنگ‌های تجزیه شده و تابناک برای نمایش لرزش‌های نور خورشید. در این روش اصول مکتبی طراحی دقیق و سایه روشن کاری و ژرفانمایی (پرسپکتیو) فنی و ترکیب بندی متعادل و معمارانه رعایت نمی‌شود.

شیوه دریافتگری به عنوان انجمنی خصوصی از سوی گروهی از هنرمندان ساکن پاریس آغاز شد و این انجمن در سال1874 به نمایش همگانی آثار خود پرداخت. نام این جنبش از نام یک نقاشی از کلود مونه به نام دریافتی از طلوع آفتاب (به فرانسوی: Impression, soleil levant) گرفته شده‌است. نام امپرسیونیسم را نقادی به نام لویی لِروی در یک نقد هجوآمیز ساخت. دریافتگری همچنین نام نهضتی در موسیقی است.

در این سبک نقاشان از ضربات «شکسته» و کوتاه قلم مو اغشته به رنگهای خالص و نامخلوط به جای ترکیب‌های ظریف رنگها استفاده می‌کنند. مثلا، به جای ترکیب رنگهای ابی و زرد برای تولید سبز انها دو رنگ ابی و زرد را مخلوط نشده بروی بوم قرار می‌دهند تا رنگها «حس» رنگ سبز را در نظر بیننده به وجود بیاورد. انها در نقاشی صحنه‌های زندگی مدرن در عوض جزئیات، تأثیرات کلی واضح را نشان می‌دهند.

هنرمندان مطرح


  • ژرژ سورا
  • کلود مونه
  • پیر آگوست رنوار
  • آلفرد سیسلی
  • کامی پیسارو
  • ادگار دگا
  • پل سزان




پست-امپرسیونیسم
پس از امپرسیونیسم یا «پست امپرسیونیسم» را «ادراک گرایی الحاقی » هم خوانده اند. گروهی از نقاشان امپرسیونیست کوشیدند که مرزهای تازه ای را در هنر نقاشی به وجود آورند. لیکن این کوشش، کوشش جمعی و برای هدفی خاص نبود. بدین جهت مکتب پست امپرسیونیسم را مرحله ای الحاقی از همان تحول امپرسیونیست ها تلقی می کنند. ژرژ سورا، با شیوه «دیویز یونیزم» یا نقطه پردازی ، جنبه های علمی و فیزیک رنگ را وارد عالم نقاشی کرد. ون گوک ، گرایش های اکسپرسیونیستی را درآثارش نشان داد و با قلم زنی های دیوانه وارش برسطح بوم، بیانگر جنون و عصیان عصر خویش شد.

معروفترین هنرمندان این سبک پل سزان، ونسان ونگوگ و پل گوگن بوده اند


خصوصیات مکتب پست امپرسیونیسم:
الف : پیروان این مکتب درصدد پیشبرد انقلاب مانه و ادامه سبک امپرسیونیسم بودند.
ب : همانند نقاشان امپرسیونیست همچنان تجربیات معطوف به رنگ و نور را درآثارشان ادامه دادند.
ج : از لحاظ شیوه های بیان در نقاشی ، هریک از هنرمندان این مکتب، روش خاص (سبک ) خود را درآثارشان ارائه دادند. گروهی برساختار و سازماندهی عوامل متشکله آثار خویش تأکید داشته وبه هندسه اثر ومسائل مربوط به قوانین ریاضی وتعادل و تناسب ونظم و هماهنگی سطوح و فرمها می پرداختند وگروهی دیگر هم بدون اعتنا به طراحی و ساختمان فرمها، آزادانه تجربیات رنگینی را می آفریدند.
د. هنرمندان این مکتب پایه گذار مکاتب نقاشی فوویسم، کلاسیک نو، کوبیسم، سمبلیسم و آبستره شدند.



نئوامپرسیونیسم
نودریافتگری یا نئوامپرسیونیسم (به انگلیسی: Neo-Impressionism) جنبشی در نقاشی فرانسوی بود که هم ادامه دهنده? دریافتگری (امپرسیونیسم) بود هم واکنشی در برابر آن.
نودریافتگری مانند دریافتگری دلمشغول بازنمایی رنگ و نور بود، ولی بر خلاف دریافتگری می‌کوشید که آن را بر مبانی علمی استوار کند. اساس نظریه? نودریافتگری، دیویزیونیسم و تکنیک مرتبط با آن نقطه چینی (پوانتیلیسم) بود. یعنی نقطه‌های مجزا با رنگهای خالص را به گونه‌ای در نقاشی به کار برده می شوند که در صورت دیده شدن از فاصله? مناسب، حداکثر شفافیت و درخشش را به دست دهند. در چنین نقاشی‌هایی نقطه ها هم اندازه‌اند و به گونه‌ای انتخاب می شوند که با مقیاس تابلو هماهنگی داشته باشند. هنرمندان این مکتب با استفاده از این دیدگاه علمی، قصد نمایش ذرات بنیادین (نور و رنگ) را در آثار تجسمی خود داشته اند.
نودریافتگری عمر چندانی نداشت و هنرمندان مطرح ان عبارتند از :
ژرژ سورا
جرج لمن
ویلی فینچ
پل سیگناک




اکسپرسیونیسم
اکسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.
مرجع به وجود امدن سبک اکسپرسیونیسم در حقیقت سبک پست -امپرسیونیسم ونگوک بوده است .



هنرمندان مطرح :
کوکوشکا
امیل نولده
کرشنر
جیمز انسور
ادوارد مونک
ژرژ روئو
کته اشمیت کلویتز
این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و تشویش انگیز، و ضربات مکرر و هیجان زده? قلم مو، و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با ژرفا نمایی به دور از قرار و سامان ایجاد می‌کردند و هرآنچه آرامش بخش و چشم نواز و متعادل بود از صحنه? کار خود بیرون می‌گذاشتند. آنها برای بیان کردن احساساستشون بدن انسان را به صورت اغراق امیز و تحریف شده
ای ترسیم می کنند


 



اکپرسیونیسم انتزاعی

 

هیجان‌نمایی انتزاعی یا اکسپرسیونیسم انتزاعی شیوه‌ای است که در سال 1912 از اکسپرسیونیسم و با انتشار مجله? سوارکار آبی ایجاد شد. این سبک آمیزه‌ای از هیجان اکسپرسیونیستی، نگاره‌های ساده بدوی(نقاشی شنی سرخپوستی و باغ‌های ذن)و تجربه‌ای از نظم در غالب بی نظمی بود. هنرمندان این سبک بیش از آنکه در سبک باهم شباهت داشته باشند،در نگرش و دیدگاه دارای وجه اشتراکند: همه می‌خواهند قیود و تکنیک‌های سنتی و دستوری را زیر پا بگذارند و ضوابط دیرینه? زیبایی شناختی را لغو اعلام کنند. که نمونه بارز آن نقاشی‌های جکسون پولاک است.
اکسپرسیونیست انتزاعی نوعی یورش بی پروا علیه تمام قواعد فرم و کمپوزیسون و رنگ است و هیچ قاعده ایی را بر نمی تابد. هر انچیزی که مدرنیسم تعلیم داده بود را زیر پا می گذارد. درحقیقت سبکی است برای نفی تمام سبک های پیشین.
هنرمندان مطرح:
جکسون پولاک
واسیلی کاندینسکی
پل کله
فرانتس مارک
هانری ماتیس
مارک توبی
آرشیل گورکی
ویلهم دکونیگ
مارک روتکو
معلمین تمام اکسپرسیونیست های انتزاعی نقاشان رئالیستی بودند.


کوبیسم

 

حجم‌گری? یا کوبیسم (به فرانسوی: Cubisme) یکی از سبک‌های هنری است.

کوبیست ها جهان مرئی را به طریقی بازنمایی نمی کردند که منظری از اشیا در زمان و مکانی خاص تجسم یابد. آنان به این نتیجه رسیده بودند که نه فقط باید چیزها را همه جانبه دید، بلکه باید پوسته ظاهر را شکافت و به درون نگریست. نمایش واقعیت چند وجهی یک شی مستلزم آن بود که از زوایای دید متعدد به طور همزمان به تصویر در آید، یعنی کل نمودهای ممکن شیء مجسم شود. ولی دستیابی به این کل عملا غیر ممکن بود. بنابراین بیشترین کاری که هنرمند کوبیست می توانست انجام دهد، القای بخشی از بی نهایت امکاناتی بود که در دید او آشکار می شد. روشی که او به کار می برد تجزیه صور اشیاء به سحطهای هندسی و ترکیب مجدد این سطوح در یک مجموعه به هم بافته بود. بدین سان، هنرمند کوبیست داعیه واقعگرایی داشت، که بیشتر نوعی واقعگرایی مفهومی بود تا واقعگرایی بصری.

هنرمندان
ژرژ براک
پابلو پیکاسو
خوان گریس


 


البته توجه کنید کوبیسم دارای 3 مرحله بود و اثار کوبیسم درون زمان خیلی تغییر کردند. هر چند به طور خلاصه هدف اولیه سبک توجه به چند موضوع به صورت همزمان بوده مثلا عکس هم نیمرخ را نشون بده هم تمام رخ و برای اینکار شکل را به اشکال هندسی تقسیم می کردند

فوتوریسم
آینده‌گری یا فوتوریسم یا فیوچوریسم (به انگلیسی: Futurism) یکی از جنبش‌های هنری اوایل قرن بیستم بود.
فتوریستها از گذشته بدشان میاید و مخصوصا از فکرهای گذشته در مورد هنر و سیاست خیلی بدشان میاید. آنها در جنبش فتوریست عشقی به سرعت، تکنولوژی و خشونت نشان می دهند. برای فتوریست‌ها ماشین، هوا پیما و شهرهای صنعتی نشانه‌های بسیار مهمی هستند بخاطر این که پیروزی انسان را بر طبیعت نشان میدادند.

اساس شیوه ی «فوتوریسم» بر این است که : «حرکت اشیاء در فضا درست مانند نوسانات نور یا صوت سبب افزایش و یا تغییر شکل آنها می شود.
معمولاً ذات «حرکت» موضوع کارهای هنرمندان «فوتوریست» است . نقاشان فتوریسم موضوعات جدیدی را وارد نقاشی نمودند . مثال: «هیاهوی خیابان به درون اتاق نفوذ می‌کند»، «قطار تندرو»، «آیین دفن یک هرج و مرج طلب» و نظایر آن.
نقاشان فوتوریست عمومن با تکرار حرکت شکل ها و خطوط سعی در نمایش حرکت و تغییر داعمی شکل ها داشتند.
از ضرب-آهنگ خطوط منحنی و شکسته در تابلو برای نمایش حرکت استفاده شده است.




ورتیسیسم
دَوَرانگری یا ورتیسیسم (Vorticism) یک جنبش هنری کوتاه مدت بود که در اوال قرن بیستم در بریتانیا به وجود آمد.
جنبش دورانگری از ورتیسیس حجمگری (کوبیسم) درآمد، اما به مدرنی آینده‌گری نزدیکتر است.اصل فرق دورانگری و آینده‌گری شیوه نشان دادن حرکات است. در دورانگری مدرنیسم را به عنوان یک سری خط کلفت نشان میدهند که چشم را به طرف وسعت تابلو میکشند.
از شناسه‌های این سبک نگارگری غیر بازنمایی، بکارگیری کمان و زاویه‌های چندگانه در رویه‌ای تخت برای پدید آوردن تجسمی دَوَرانی، یا القای چرخش و التهاب گردابی است که نگاه نگرنده را به
کانون خود فرومی کشد.



رومانتیسیسم
رومانتیسیسم اصطلاحی است که در تاریخ هنرهای نوین (مدرن ) نمی توان آن را کنار گذاشت ، اما در عین حال آنچنانکه باید گویا نیست . از آنجا که اصطلاح مذکور نه به یک شیوه ی مشخص بلکه به شیوه های متعددی اطلاق می شود .
رمانتیسیسم را، همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر عقلانیت به حساب آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رویا، به سوی گذشته? تاریخی و به سوی سرزمین‌های نا شناخته. رمانتیسیسم با جدایی از کلاسیسم خشک و کنار نهادن مضمون‌های باستانی، حرکتی نو در طرح و رنگ به وجود آورد .
نمایش هیجان طوفانی و طبیعت سرکش که از جمله علایق رومانتیسیم بود نیاز به شیوه ای پر از حرکت و رنگ داشت و برای آنکه بیننده متقاعد شود باید نحوه ارائه تا حد امکان واقع گرایانه باشد . اما رومانتیسیم برای نمایش درنده خویی حیوانی که سلیقه قرن نوزدهمی اجازه نمایش آن را در انسان نمی داد از حیوانات کمک می گزفت . پیکره پلنگک در حال دریدن خرگوش نمایانگر وفاداری هنرمند به طبیعت است .
نمایندگان برجسته? این سبک در نقاشی دولاکروا، گرو و ژریکو می باشند


پرسیژنیسم
راستخطکاری یا پرسیژنیسم یک جنبش هنری است که بعد از جنگ جهانی اول و قبل از جنگ جهانی دوم در آمریکا به وجود آمد.ویژگی های این سبک عبارتند از :سادگی شکل، صراحت هندسی سطوح، راستبُری خط و دقت در سامانبخشی به عناصر تصویری .
نقاشان این سبک معمولاً مضمون کار خود را صحنه‌هایی صنعتی و شهری و ساختمانی خالی از وجود آدمی انتخاب می کنند .



تکنیکهای نقاشی آبرنگ
«آبرنگ» نام تکنیکی در نقاشی است. در این شیوه نقاشی، همنشینی آب و رنگ دانه ای حلال درآبه خلق اثر کمک می کنند. واژه «آبرنگ» در اصل به انواع مواد رنگی قابل حل در آب گفته می شود. مثلاً آبرنگ شفاف، آبرنگ مات یا گواش، رنگ کازئین و حتی رنگ های آکریلیک که همگی قابلیت حل شدن در آب را دارند. کار با این انواع مواد رنگی بسیار جذاب است. رنگ های قابل حل در آب امکانات بی شماری را در اختیار هر هنرمند خلاقی قرار می دهند که با ممارست و کسب تجربه می توان از این امکانات نهایت بهره را برد.
رنگ های حلال در آب، تحت تاثیر محیطی که در آن قرار می گیرند، تغییر پذیرند. از جمله عوامل موثر در تغییر شکل این رنگ ها می توان به درجه حرارت محیط، میزان رطوبت، مقدار آب مصرفی برای رقیق کردن و همچنین جنسیت سطح نقاشی اشاره کرد. در نقاشی های آبرنگ نحوه کار نسبت به نقاشی های رنگ روغن کاملاً متفاوت است به این صورت که در رنگ روغن از رنگ های تیره شروع و به رنگ های روشن پایان می یابد اما آبرنگ برعکس است؛ یعنی از رنگ های روشن شروع و به رنگ های تیره پایان می یابد. برای استفاده بهینه از آبرنگ ابتدا لازم است که با ابزار کار این روش نقاشی آشنا شویم. کاغذ، به عنوان پایه و زمینه نقاشی آبرنگ باید به جنس، گرماژ و بافت آن توجه کرد. چرا که هر کدام از این ها بر روی کیفیت نقاشی آبرنگ تاثیرگذارند. امروزه انواع کاغذهای مخصوص نقاشی آبرنگ در بازار به صورت ورق و هم به صورت بلوک موجود است. بلوک تعدادی کاغذ آبرنگ است که روی هم قرار گرفته و چهار طرف آنها با چسب به هم چسبانده شده است و کار با آن برای نقاشان تازه کار آسان تر است. اگر از ورق آبرنگ استفاده می کنید به تخته ای نیاز دارید که کاغذ را روی آن بچسبانید و تخته باید از هر طرف یک سانتی متر بزرگتر از کاغذ باشد تا کاغذ با نوار چسب به آن چسبیده شود. این تخته باید از جنس موادی نظیر پلکسی گلاس، فرمیکا و یا تخته سه لایی بوده و دو طرف آن با ورنی پوشانده شده باشد. رنگ های حلال در آب به صورت جامد و مایع وجود دارند. برای استفاده از رنگ های آبرنگ به ابزاری به نام «پالت» نیز نیاز پیدا خواهیم کرد. هر پالتی که در پوشاننده داشته باشد مناسب تر است. در پالت باعث می شود رنگ مدتی خشک نشود و اگر هر پنج روز یکبار مقداری آب با اسپری روی این رنگ ها بپاشید مدت زیادی خیس خواهد ماند. در زمینه انتخاب قلم مو برای نقاشی آبرنگ هم نکاتی وجود دارد که نباید از آن غافل ماند.
در نقاشی آبرنگ، قلم موهای نایلونی مناسب هستند زیرا هم ارزانند و هم از نظر کیفیت با قلم موهای موی سمور برابری می کنند. پس از فراهم کردن ابزار کار نقاشی، باید دانش استفاده از تکنیک های آبرنگ را کسب کنیم. سه تکنیک شناخته شده برای نقاشی آبرنگ وجود دارد و از دیگر روش ها به نام تکنیک خلاقه نام می بریم. نخست تکنیک «خیس در خیس». در روش خیس در خیس، کاغذ و قلم مو هر دو مرطوب هستند. در این روش آب و ذرات رنگ، توسط قوه جاذبه زمین از قلم مو به سوی کاغذ جریان می یابد. رنگ بدون کنترل در داخل آب روی کاغذ جاری می شود و شکل های اعجاب انگیزی ایجاد می کند. روش دوم «خشک روی خیس» نام دارد. برخلاف تکنیک خیس روی خیس که نتایج غیر قابل پیش بینی را به بار می آورد و تا حدی غیر قابل کنترل است، خشک روی خیس روشی قابل کنترل است. وقتی که قلم موی نمدار (نه خیس) به رنگی قوی (تقریبا به سفتی خمیر دندان) آغشته شده باشد با کاغذ تماس حاصل نماید، آب روی کاغذ جذب قلم مو می شود و رنگ از قلم مو به سوی کاغذ می رود. چون قلم موی نمدار در ضمن جذب آب کاغذ، مقداری رنگ در روی آن بجا می گذارد، این رنگ نمی تواند همانند زمانی که قلم مو آبدار است روی کاغذ روان شود و به همین جهت کنترل می شود. البته نباید از روش خیس روی خشک هم غافل شویم در این روش قلم موی خیس بر روی کاغذ خشک طرح مورد نظر نقاش را رسم می کند. در تکنیک هایی که در ادامه ذکر می شود از مواد دیگری برای دست یافتن به بافت و زمینه های متنوع بهره خواهیم گرفت. «تکنیک استفاده از نمک» از روش های مرسوم است.
اشیاء همواره یکی از این سه نوع بافت را دارا هستند. سخت (صاف)، زبر و نرم. در استفاده از بافت نمک ابتدا طرح مورد نظر را با مداد بر روی کاغذ منتقل می کنیم سپس آن قسمت هایی که می خواهیم بافت را در آن ایجاد کنیم خیس می کنیم. در واقع در اینجا از روش خیس در خیس که در قبل توضیح داده شد استفاده می کنیم. بعد از این کار در زمانی که کاغذ در حال خشک شدن است چند دانه نمک روی آن می پاشیم. با اضافه کردن رنگ به کاغذ مرطوب در اطراف دانه های نمک بافت زیبایی به وجود می آید. در انتها با خشک شدن اثر دانه های نمک جدا شده و تنها بافت زیبای آن باقی می مانند. از این تکنیک می توان برای بهتر نشان دادن بافت برگ های درختان، بافت زبر چوب و نیز هوای برفی استفاده کرد. «استفاده از پلاستیک مچاله شده» تکنیک دیگری است که بافت های اتفاقی جالبی را به وجود می آورد. در این روش پلاستیک یا کیسه فریزر را به رنگ آغشته کرده و آن را بر روی کاغذ خشک قرار می دهیم. چین و چروک کیسه پلاستیک و غلظت متفاوت رنگ بر روی کیسه سبب می شود که بافت های بسیار زیبایی حاصل گردد. «استفاده از انواع متریال های پوشاننده آبرنگ» دیگر تکنیک خلاقه در نقاشی آبرنگ است. گاهی اوقات نیاز است که قسمت هایی از طرح نقاشی بدون رنگ باقی بماند و بقیه سطح کاغذ رنگ آمیزی شود. برای انجام این کار نیاز به مواد پوشاننده نظیر چسب نواری و چسب میسکت است. برای پوشاندن لبه های صاف، یا کشیدن خط افق، یا لبه های دارای زاویه می توان از چسب نواری استفاده کرد. به این ترتیب که پس از انتقال طرح بر روی کاغذ مخصوص آبرنگ قبل از شروع به رنگ آمیزی ابتدا قسمت هایی که نمی خواهیم رنگ آمیزی شود را با چسب می پوشانیم و در ادامه به رنگ آمیزی طرح می پردازیم بعد از اتمام رنگ آمیزی چسب را از روی کاغذ بر می داریم. «خراشیدن کاغذ» نیز از تکنیک های محبوب آبرنگ در نزد هنرمندان نقاش است. تا زمانی که کاغذ آبرنگ مرطوب است به راحتی می توان سطح آن را با یک شیء نوک تیز خراش داد. خراشیدن کاغذ باعث پاره شدن سطح نرم آن می شود.
قسمت پاره شده آبرنگ را زودتر از قسمت های سالم کاغذ جذب می کند و در نتیجه رنگ دانه های بیشتری در این قسمت جمع خواهد شد و بعد از خشک شدن قسمت آسیب دیده تیره تر خواهد شد. برای خراشیدن کاغذ، از هر شیء نوک ت
/ 7 نظر / 31 بازدید
منوچهر کیان

نقاشی شما فوق العاده است فوق العاده تر نیز میشد اگه عکسها بزرگتر بود.ممنون[گل] http://shop.seemorgh.com/

نوشین کیان

میشه در مورد سابقه ی کاریتون بیشتر بگید ممنون

بهرام نوروزي

نقاشيهاتون خيلي واقعيه .رنگها هم شارپه دستمريزاد www.payamsara.com سري به ما بزنيد لطفا

سارا عليشاهي

ببخشيد اگه عكس بديم ميتونيد نقاشي بكشيد؟ براتون ايميل دادم جواب نيومد ميشه راهنماييم كنيد.با سپاس

ملیحه

چقدر زیبا بود گلم موفق باشی

مرجان جهرمي

ببخشيد سفارش نقاشي هم قبول ميكنيد؟ ميشه توي وبلاگتون بنويسيد تا براي خوانندگان ابهام نباشه؟

ميثم

بي نظيريد همين و بس فكر نميكنم كلمه ي ديگه اي پيدا بشه كه بعد از ديدن اين همه زيبايي بتوان گفت يا نوشت!.بدرود http://boof.persianblog.ir