نقاشی

در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است.
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است.
این مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.
تاریخ نقاشی
قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.
امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود.
درباره رنگ
رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.

ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است .

از جمله :
ـ قلم موی نقاشی
ـ کاردک
ـ دپالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند)
ـ اسفنج
ـ گیره
ـ سه پایه
ـ دقوطی اسپری رنگ
ـ داسپری رنگی دارای هوای فشرده
به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه ( که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود) تربانتین یا هر رقیق کننده بی بوی دیگر (که معمولاً به همراه روغن استفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود.

تکنیکهای نقاشی

تکنیکهای نقاشی عبارتند از :
ـ رنگ زنی غلیظ
ـ آبرنگ
ـ لعاب دادن
ـ نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)
ـ نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد.
ـ سایش و نقاشی نقطه ای
ـ فوماتو
ـ سامی – ای
ـ کلاژ
ـ نقاشی بر روی تخته
ـ نقاشی یا اسپری « گرافیتی )
ـ (نقاشی) با مواد جدید
ـ نقاشی یا کامپیوتر

حلال های رنگ

حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند.
برخی از آنها عبارتند از :
ـ رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب
ـ رنگ اکریلیک
ـ سایه روشن
ـ درنگ انگشتی
ـ دمرکب
ـ دپاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل
ـ تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ)
ـ رنگ مومی
ـ آبرنگ

سبک های معروف نقاشی

سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند.
سبک های معروف عبارتند از:
ـ رئالیسم (واقع گرایی)
ـ امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
ـ پوینتولیسم
ـ هنر ابتدایی
ـ کوبیسم (حجم گری)
ـ مدرنیسم (نوگرایی)
ـ آبستره (انتزاعی)
ـ دپست مدرنیسم (فرا نوین)
ـ آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
ـ ساختار گرایی
ـ کتاره سخت
ـ گرافیتی
ـ نقاشی اصیل ایرانی

اصطلاحات معمول نقاشی

این اصطلاحات عبارتند از :
ـ تمثیل
ـ بادگن
ـ پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید)
ـ فانتزی
ـ نقاشی فیگور (پیکر)
ـ تصویر سازی
ـ صنعتی
ـ منظره
ـ طبیعت گرا
ـ چهره
ـ علمی تخیلی
ـ طبیعت بی جان
ـ سورئالیسم (فرا واقع گرایی)
ـ جنگ

نگاهی گذرا به زندگی حسین بهزاد

حسین بهــــــزاد،استاد بزرگ و پر آوازه نقاشی مینیاتور ایران و جهان ،فرزند میرزا فضل ا... اصفهانی، نقاش و قلمدان ساز ساکن تهران،در سال ١٢٧٣ شمسی برابر با ١٨٩۴ میلادی در تهران به دنیا آمد.  

از اوان کودکی شور و شوق نقاشی در او زبانه کشید و پدرش اورا از هفت سالگی برای فرا گیری مینیاتور نزد ملاعلی قلمدان ساز در مجمع الصنایع به شاگردی سپرد.

استاد میگوید :(( احساس نا شناخته و گنگی مرا به سوی نقاشی می کشید،و من وقتی به پیروی از این احساس مداد یا قلم به دست می گرفتم،مثل تشنه ای که به برکه زلال و گوارایی رسیده باشد،حس می کردم سیراب شده ام.نقاشی دنیای من بود ...)).

دیری نپایید که در همان سال پدر حسین و استادش ملا علی اکبر بر اثر ابتلا به بیماری وبا بدرود حیات گفتند.از این تاریخ دوران سخت و جانکاه و توام با تنگدستی این کودک پر شور و حساس آغاز شد.

حسین پس از مرگ پدر به شاگردی حسین پیکر نگار که خود شاگرد مرحوم ملا علی بود در آمد و حدود دوازده سال برای او کار کرد و تجربیات خود را در این هنر بارور ساخت.

در هجده سالگی کارگاه حسین پیکر نگار را ترک کرد و حجره ای در سرای رحیم خان گرفت و مستقلا" به کار پرداخت.

بهـــــــزاد نخست به شیوه ی کمال الدین بهزاد و رضا عباسی کار میکرد و در این زمینه به چنان مهارتی دست یافت که سر آمد دوران شد؛بطوریکه آثار او از آثار  آن استادان بزرگ قابل تشخیص نبود.در سال ١٢٩٧ شمسی با عزیزه خانم(سکینه) ازدواج کرد که حاصل آن تنها فرزندش پرویز است.

 

استاد بهــــــــزاد در سال ١٣١۴ (١٩٣۵ میلادی) رهسپار فرانسه شد و در دوران اقامت سیزده ماهه  خود در پاریس در موزه های لوور،گیمه(Guiment) و ورسای به مطالعه سبکهای مختلف نقاشی شرقی و غربی پرداخت.حاصل این سفر ابداع سبک جدیدی در هنر مینیاتور بود.

استاد درباره ی اقامت خوددر فرانسه می گوید:((من در این مسافرت  شکفته شدم و خودم را شناختم و پنجه های من از آن پس شور و احساس نوظهور تازه ای یافت.))

بهـــــــزاد پس از بازگشت از پاریس ضمن رعایت قواعد هنر مینیاتور از تقلید کار استادان گذشته دوری جست.

((مطالعه من در سبکهای مختلف مینیاتور ایرانی و خارجی بدین منظور بود که سبکی به وجود بیاورم که ایرانی باشد و ضمنا" با هنر امروز تطبیق کند.شیوه نقاشی مینیاتور که به صورت تقلید غلط و ناپسندی در آمده بود،رفته رفته از بین می رفت و من کوشش داشتم سبکی به وجود بیاورم تا این هنــــر فراموش نشود.))

در اردیبهشت 1333 به مناسبت جشن هزاره ابن سینا عده زیادی از دانشمندان،هنر شناسان و مستشرقین معروف از 64 کشور جهان به تهران آمدند و از نمایشگاهی که همزمان ازآثار بهزاد در موزه ی ایران باستان تشکیل شده بود ،دیدن کردند.

آثار بهـزاد تحسین میهمانان خارجی را بر انگیخت و سهیل انور،استاد تاریخ طب استانبول که خود مینیاتور کار معروفی بود طی مقاله ای در روزنامه وطن چاپ استانبول نوشت:(( بهـزاد،این هنرمند بزرگ اینک فقط متعلق به ایران نیست بلکه به همه ی جهان تعلق دارد)).

روزنامه های فرانسوی نیز مقالات متعددی در ستایش این هنرمند بزرگ ایرانی درج کردند.این بازدید طلیعه جهانی شدن استاد بود ودرپی آن به دعوت دولت فرانسه نمایشگاهی از آثار بهزاد را در موزه ی ((هنر مدرن)) فرانسه به نمایش گذاشت.

پس از آن نمایشگاههای متعددی از آثار بهزاد در اروپا و نیز در کتابخانه ی کنگره آمریکا برگزار شد.

بهــــــزاد طی دوران عمر بارور و ثمر بخش هنری خود شاگردانی را نیز پرورد که معروف ترین آنان استاد مهندس محمد ناصری پور،دوست و همدم بهزاد و ادامه دهنده سبک  او را می توان نام برد.

حسین بهـــــــزاد در اواخر عمر بیمار و بستری گردید و سرانجام بر اثر شدت بیماری در 21 مهرماه 1347 شمسی بدرود حیات گفت ودر گورستان مجاور بقعه ی امامزاده عبدالله شهر ری به خاک سپرده شد.

 تابلوهای مینیاتوری نفیس و بسیار ارزنده و گرانبهایی به یادگار مانده است که برخی از آنها عبارتند از: ایوان مدائن، فردوسی و قهرمانان شاهنامه، ابن سینا بر بالین بیمار عشق (در 2 تابلو مختلف)، صاحبان طلای سیاه، حافظ شیراز، نیمه شب حافظ، شب حافظ، اندیشه حکیم ابوعلی سینا، پند خیام (در دو تابلو مختلف)، دختر رز(در سه تابلو مختلف)، خیال، دو دلداده، موسی و شبان، خواب خوش، بهرام و گل اندام، نگاه، بهار و جوانی، آفرینش از نظر خیام، ناز، قیام کاوه آهنگر، اسرار ازل، عصیان، خسرو و پرویز، در جستجوی انسان تابلوی نیم تمام، بهشت و دوزخ، طنازی و خیام.

 

جوایـــــــــز:

  1. دیپلم بهترین نقاشی در پانزدهمین المپیاد نقاشی در هلسینکی(فنلاند)،در سال 1952(1321 شمسی)
  2. نشان بوعلی سینا لز طرف موزه ایران باستان به مناسبت تشکیل غرفه بهزاد در جشن هزاره بوعلی در 1332 شمسی
  3. نشان درجه اول هنر از طرف هنرهای زیبای کشور
  4. نشان درجه اول وزارت فرهنگ
  5. دیپلم افتخار از نمایشگاه بین المللی بلژیک در سال 1958(1337 شمسی)
  6. نشان درجه اول مسابقه نقاشی بین امللی در شهر میناپولیس(آمریکا)در سال 1958 (1337 شمسی)
  7. عنوان استاد افتخارهنر از طرف شورای استادان هنرکده هنرهای تزیینی در 10/2/1347 .

 

موضوعات فرهنگی مینیاتور در جهان معاصر

مینیاتور از بغداد شروع شد و پس از بغداد مراکز این هنر ایرانی به تبریز و اصفهان و شیراز و هرات انتقال یافت که هر یک ویژگی‌های خاص خود را داشت، به طور کلی مینیاتور در دوره تیموریان (قرن نهم) به اوج کمال و رونق رسید. در نقاشی مینیاتور، تصاویر شباهتی با عالم واقع ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی‌رود و قوانین مناظر رعایت نمی‌شود. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تأکید چندانی ندارد. بلکه علاقه او بیش از هر چیز به کشیدن لباس‌های فاخر بر تن شخصیت‌های خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می‌پوشاند. حتی گاه قامت را بلندتر نشان می‌دهد تا بهره‌گیری از امتیاز قبای بلند میسر شود. در مینیاتور چهره افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره‌ها به آدمک‌های بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره‌های پیر این‌گونه بی‌جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر، آفتاب بهاری می‌درخشد. درختان میوه، اغلب مملو از شکوفه‌و برگ‌است. اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبه‌رو می‌شویم. اسب‌ها نیز اغلب از پهلو دیده می‌شوند و  به ندرت می‌توان اسبی را از روبه‌رو و یا پشت مشاهده کرد. هنرمندان در کنار نقاشی مینیاتور، طراحی به شیوه قلم‌گیری را نیز انجام می‌دادند و برای آن ارزش خاصی قائل بودند. این طرح‌ها را مجموعه‌ای از خطوط منحنی کوتاه و بلند، در نهایت ظرافت و زیبایی تشکیل‌می‌دهند که گاهی با استفاده از یک یا دو رنگ، همراه با رنگ طلایی، اثر به پایان می‌رسد. با نگاهی به این طرح‌ها می‌بینیم که عنصر خط و حالت‌های مختلف آن، بر رنگ ترجیح دارد. قدیمی‌ترین این طرح‌ها که با قوانین نقاشی‌های مینیاتور  منطبق است به دوران مغول و تیموریان می‌رسد. در طراحی این هنرمندان خطوط گویی می‌خواهند حرکت کنند. ظاهراً به جهت معینی می‌روند و چیزی را نشان می‌دهند. خم می‌شوند، برمی‌خیزند و یا گرد هم می‌آیند. در همه حال چشم در تعقیب آن‌هاست و نمی‌تواند از حرکت باز ایستد. این خطوط گاهی به صورت مارپیچ در فضای بالا، ابر را القا می‌کنند و گاه به صورت منحنی‌های کوتاه و بلند مطرح می‌شوند. این حرکت نه تنها در طراحی، بلکه در آثار هنری ما نیز به چشم می‌خورد.در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم وچه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشد، مینیاتور گفته می شود و این موضوع به صورت یک غلط مصطلح پذیرفته شده است.

در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. البته گاهی هم چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر، تصویر شده است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.

با بررسی نقاشی های بدست آمده از ادوار مختلف، می بینیم که در ابتدا، تفاوت زیادی بین جامه ی مرد و زن دیده نمی شود. تا این که در زمان شاه عباس صفوی قباهای بلند و گشاد، جای خود را به نیم تنه های کوتاه چین دار می دهد. این قباها که بلندی آنها تا بالای زانو می رسید، غالباً با پوست، لبه دوزی می شد و روی آن کمربند می بستند. در این ایام، شالی به لباس زنها اضافه شد که روی شانه می انداختند و گوشه ی آن را مانند روسری روی سر می کشیدند در دوره های مختلف، مهمترین تغییرات در شکل کلاهها و دستارها پدید آمد. در عهد مغولها، از کلاههای ناقوسی شکل فلزی استفاده می شد و در زمان تیموریان شکل کلاهها اندکی تغییر یافت. با روی کار آمدن سلسله ی صفویه، قزلباش (کلاه) به صورت میله ای بلند درآمد که دستار به دور آن پیچیده می شد. در زمان شاه عباس شکل این کلاه نیز تغییر یافت و کلاه جدیدی جای آن را گرفت. این کلاه جدید از جلو و پشت، نوک تیز بود و حاشیه ی آن با پوست لبه دوزی می شد. به طور کلی می توان گفت که کلاه معمولی و دستار در همه ی دوره های نقاشی (مینیاتور) مورد استفاده قرار گرفته است. در بعضی از ادوار، جلوی دستارها را با شاخه های گل و یا پرهای رنگی تزئین می کردند و پارچه هایی که دستارها از آن ساخته می شد، خود نیز از تزئینات زیبایی برخوردار بود در مینیاتور چهره ی افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره ها به آدمکهای بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره های پیر این گونه بی جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر آفتاب بهاری می درخشد. درختان میوه، غالباً مملو شکوفه و برگ است؛ اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبرو می شویم. اسبها نیز غالباً از پهلو دیده می شوند و به ندرت می توان اسبی را از روبرو و یا پشت مشاهده کرد. هنرمندان در کنار نقاشی مینیاتور، طراحی به شیوه ی قلمگیری را نیز انجام می دادند و برای آن ارزش خاصی قائل بودند. این طرح ها را مجموعه ای از خطوط منحنی کوتاه و بلند، در نهایت ظرافت و زیبائی تشکیل می دهند که گاهی با استفاده از یک یا دو رنگ، همراه با رنگ طلائی، اثر به پایان می رسید.با نگاهی به این طرحها می بینیم که عنصر خط و حالت های مختلف آن، بر رنگ ترجیح دارد. قدیمی ترین این طرح ها که با قوانین نقاشی های مینیاتور منطبق است، به دوران مغول و تیموریان می رسد.

در طراحی این هنرمندان، خطوط، گویی می خواهند حرکت کنند، ظاهراً در جهت معینی می روند، چیزی را نشان می دهند، خم می شوند، بر می خیزند و یا گرد هم می آیند و در همه حال چشم در تعقیب آنهاست و نمی توانند از حرکت بازایستد. این خطوط گاهی به صورت مارپیچ در فضای بالا، ابر را القاء می کنند و گاه به صورت منحنی های کوتاه و بلند مطرح می شوند. این حرکت نه تنها در طراحی، بلکه در دیگر آثار هنری ما نیز به چشم می خورد. در اشعار عُرفای بزرگ نیز این حرکت دیده می شود . در اشعار مولوی در قصه ی طوطی و بازرگان، طوطی ، روح در قفس جسم زندانیست و در فراق هندوستان به سر می برد و یا در قصه ی نی، نی از نیستان دور شده است و از درد هجران می نالد و می خواهد به اصل خویشتن برگردد. یا در اشعار حافظ، جان را زندانی جسم می شمارد و آرزویش پرواز از قالب تن است و...در نقوش کاشیکاریها هم شاهد این حرکت هستیم، در بیشتر آنها حرکت نقوش به سوی یک نقطه است و گاهی هم این موضوع در پیچش اسلیمی ها بیان شده است. بر این اساس ، در تمام آثار هنرمندان اهل نظر این حرکت وجود دارد که هر کدام به زبان خویش بیان کرده اند و هنرمند طراح هم برای آرامش درونی و راز و نیاز، این خطوط را بر روی کاغذ آورده است.

در زمان کمال الدین بهزاد و شاگردانش ، به این شیوه توجه بیشتری شد و این توجه تا زمان صفویان ادامه داشت. اما هنرمندان دوره ی صفوی به طراحی قلم گیری رغبت بسیار نشان دادند. در ابتدا محمدی مصور بیش از هر هنرمند دیگری به این شیوه پرداخت. هنرمندان کارگاه شاه عباس نیز بیشتر کارهایشان به طراحی های تک ورقی اختصاص پیدا کرد. تا اینکه سبک "طراحی با قلم" به وسیله ی رضا عباسی – مهمترین نقاش مکتب اصفهان- به اوج کمال خود رسید و تا اواخر قرن یازده هجری به وسیله ی شاگردان رضا عباسی اشاعه یافت.موضوع این طرحها، معمولاًشکار و شکارچیان، حیوانات مختلف،پرندگان،اژدها،سیمرغ و اژدها،فرشتگان، دیوان ،دراویش،چوپانان همراه با گوسفندان خود،استاد و شاگرد،جوانان در حالتهای مختلف نشسته و ایستاده،زندگی روستایی و کشاورزی واتفاقات مهم تاریخی است و گاهی برای تزئینحاشیه ی اشعار و نوشته های کتب خطی نیز استفاده شده است.

روشهای مختلف طراحی مینیاتور

شیوه های نقاشی در ایران بسیار متنوع است. هر یک از استادان معروف ، تغییراتی در روش و شیوه هایی که قبل از خود متداول بوده، وارد نموده اند. این روشها را در طراحی می توان بطور کلی به سه دسته تقسیم کرد:

طراحی رنگی : در این طرحها ، در بعضی از قسمتها رنگ بکار رفته است. در این شیوه، از رنگ طلائی حتماً استفاده شده است. زمینه ی طرح به حال خود باقی می ماند قسمتهای مختصری که رنگی است، از رنگهای جسمی و روحی همراه با هم استفاده شده. ولی اکثر کار با خطوط قلم مو طراحی شده است. طرحهای رنگی بیشتر در دوره ی صفوی، در آثار رضا عباسی متداول گردید.

طراحی بدون رنگ: اینگونه طرحها بطوری که از نام آن مشخص است فقط با قلم مو و رنگ سیاه روی زمینه های روشن کار می شود. این روش در تمام دوران مینیاتور ایران وجود داشته است. گاهی هم به جای رنگ مشکی از رنگهای تیره مثل رنگ قهوه ای، قرمز و آبی استفاده شده است.

طراحی سفید قلم: طرحهایی که با قلم مو و رنگ سفید، روی کاغذ یا صفحه ی تیره رنگ کار شده باشد، طراحی سفید قلم نامیده می شود. در ابتدا این روش، بیشتر برای تزئین و طراحی روی جلد های روغنی که اکثراً سطح آنها مشکی بود، استفاده می شد. علاوه بر رنگ سفید، گاهی هم مختصر رنگ طلائی و یا رنگهای روشن دیگر، در اینگونه طراحی ها استفاده می شود.

هنر مینیاتور

به معنی عام، هر نقاشی به قطع کوچک است. کلمه از واژه لاتین می نیوم مشتق شده است، و آن کلمه برای رنگ آمیزی قرمز در قرون وسطی در نسخه های مذهب بکار رفته است. سه نوع عمده از مینیاتور را ممکن است نام برد: مینیاتورهای ایرانی و هندی که شامل تصویرها و تذهیب کاری نسخه های داستانها است، تذهیب های نسخه های اروپایی قرون وسطی، که در آنها شخصیت های مذهبی و رویدادهای دینی در رنگ های درخشان، طلا و نقره تصویر شده، و حتی گاه در چهارچوب یک خط اصلی قرار گرفته است، و سرانجام تصویرهای کوچک اروپایی و آمریکایی که با روغن نقاشی و یا با رنگ های آبی بر روی کاغذ، مقوای نازک، پوست گوساله، پوست مرغ، آهن، عاج یا میناکاری بر روی آهن تصویر یا حک شده است

از مهم ترین استادان مینیاتور، هنس هولبین در آلمان، جان اسمارت ، نیکولاس هیلارد، سامیوئل کوپر، و ریچارد کاسوی در انگلستان، ژان و فرانسواکلوئه، جی. بی. جی آوگوستین، وژان آنوره فراگونار در فرانسه، شارل ویلسن پیل، ادوارد گرین مالبن ، و رابرت فیلد، در ایالات متحده

مینیاتورسازی در ایران

چنانکه یاد شد، «مینیاتور» عبارت از هر تصویر یا شکلی که در مقیاس کوچک ساخته باشند . همین طور گفته اند که: مینیاتور (در نقاشی) عبارت از تصویر کوچکی است که در پرداختن آن ریزه کاری بکار رفته باشدو آن در حقیقت نوعی نقاشی است که خاص مشرق زمین (چین و ژاپن و بویژه ایران) است، که در آن قواعد علم مناظر و مرایا (نورشناسی) و کالبدشناسی رعایت نمی شود ، و رنگ آمیزی در آن جنبه تزیینی دارد، و جزئیات آن با ریزه کاری های خاص نشان داده می شود .

تاریخچه

وقتی که شاه اسماعیل در سال 916 ه ق./1510م. هرات را تسخیر کرد، بهزاد هنوز نقاش دربار هرات بود. شاه اسماعیل بهزاد و عده یی دیگر از نقاشان را با خود به تبریز برد. گفته اند که شاه مذکور آنقدر بهزاد را گرامی می داشت که او را به نصف مملکت خود معاوضه نمی کرد. این نقاش مشهور تا زمان پیری (سال 928 ه.ق. /1522م). به کار خود ادامه داد و ریاست کتابخانه سلطنتی را که در حقیقت فرهنگستان هنر یعنی نقاشی، خوشنویسی و صحافی بود بعهده داشت

.مینیاتوری بسیاری زیبا و جالب توجه که منظره جنگ شتران را نشان می دهد در تصرف دولت ایران است که می گویند بهزاد در سن 70 سالگی آنرا کشیده. اگرچه عده زیادی از صنعتگران به دربار صفوی در تبریز منتقل شدند، ولی بعضی از آنان در هرات ماندند و سبک مخصوص خود را ادامه دادند. بسیاری از مینیاتورهای عالی هرات پس از رفتن بهزاد ساخته شده این صنعتگران به ریزه کاری که از خصایص سبک تیموری است اهمیت بسیار می دادند. این توجه به جزئیات اشیاء مانند قالی، کف اطاق، لباس و تزئینات معماری نقاشیهای هرات را در میان بزرگترین مینیاتورهای ایران قرار می دهد و ثابت می کند که بهزاد تنها نقاشی بزرگ هرات نبود و رقبایی نیز داشته است. سبک جدیدی که در زمان سلطنت شاه طهماسب توسعه یافته به عقیده بسیاری مینیاتورسازی را به منتهی درجه ترقی رسانید. در اوایل پادشاهی او بهزاد در قید حیات بود. آقامیرک از شاگردان بهزاد و از دوستان نزدیک سلطان بود. یکی از شاگردان وی که سلطان محمد نام داشت به مقام نقاش باشی دربار رسید و پیشوای عده یی از نقاشان معروف گردید. سلطان محمد به شاه جوان درس نقاشی می داد. سه سال بعد از جلوس به تخت سلطنت یک نسخه شاهنامه برای شاه طهماسب تهیه گردید که 256 تصویرداشت. این کتاب در تصرف بارون ادوارد روتشیلد 

در پاریس است. و نقاشی آن به سلطان محمد نسبت داده شده است. کارهای این استاد از حیث تنوع، رنگ آمیزی نقشه، ترکیب و نیز از نظر توجه مخصوص به ریزه کاری مشهور است. نقاشیهای زمان صفوی روی هم رفته از کارهای بسیار ریز عصر تیموری درشت تر می باشد. با وجود این در بعضی از مینیاتورهای صفوی بقدری دقت در نمودن لباس بعمل آمده که حتی نقشه پارچه بخوبی نمایانده شده. عمامه نخستین شاهان صفوی دور کلاهی پیچیده شده به طوری که نوک کلاه از وسط عمامه بیرون می آمد

این قسم کلاه و عمامه مخصوص خاندان صفوی بود. نوک آن در اوایل همیشه قرمز رنگ بود، ولی بعد رنگهای دیگر نیز در مینیاتورها دیده شده و بسر گذاردن آنها متداول گردیده. تاریخ یک مینیاتور را می توان اغلب از شکل عمامه و لباس تعیین کرد. یکی از معروفترین مجموعه های نقاشی ایران نسخه مصور خمسه نظامی است که اکنون در موزه بریتانیاست. تصاویر این کتاب بوسیله نقاشان مشهور دربار برای شاه طهماسب. وقتی که در حدود بیست سالگی بود، تهیه گردیده . نام اشخاص ذیل زیر مینیاتورهای آن دیده می شود. آقامیرک، سلطان محمد، میرزاعلی، مولانا مظفرعلی و میرسیدعلی. این اشخاص مشهورترین نقاشان عصر خود بودند و در این یک جلد کتاب شاهکارهای هر پنج تن هنرمند جمع آوری شده. چهارده تابلو نقاشی اصلی آن کتاب بوسیله لارنس بینیون

(Binyon Lawrence) چاپ رنگی شده و انتشار یافته است. علاوه بر این ها، 396 ورق این کتاب دارای حاشیه تزیین شده بسیار اعلی از طلا می باشد که نقش آن اشکال حیوانات و گل و غیره است. در میان گروه استادان فنی، میرسید علی مقامی بلند دارد، چه وی در تجسم مناظر زندگانی طبیعی و زندگی دهقانی یدی طولی داشته. حیوانات را شبیه به اصل کشیده، چادر را به طرزی زیبا تزیین نموده و هنرمندی صنعتگر حقیقی در اشکال گل و پرنده و اشیای دقیق دیگر مشهود است. همایون پادشاه هند پس از شکست خوردن از افغان به دربار شاه طهماسب گریخت و شاه ایران از او پذیرایی مجلل کرد. او چند سال در دربار شاه طهماسب اقامت نمود و به هنگام بازگشت به محل حکمرانی خود، میرسید علی را که در تبریز با او آشنا شده بود و نیز عبدالصمد شیرازی را با خود برد. این دو هنرمند که در خدمت همایون به هند رفتند، مؤسس سبک مخصوص هنر مغول در شمال هندوستان شدند. بوسیله نقاشی های آنان، سبک جدید از ترکیب عناصر نقاشی ایرانی و مناظر و تصاویر هندوستان ایجاد گردید. تصاویر زمان شاه طهماسب معمولا مناظری از شاهکاری های ادبی قدیم ایران است، مانند شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، اشعار سعدی، حافظ و یوسف و زلیخای جامی. علاوه بر مصور ساختن کتب، تصاویر و نقاشی های جداگانه نیز کشیده می شد. بسیاری از اینها تصویر جوانان خوش اندام است که جامه یی زیبا در بردارند و بعضی از آنها ممکن است تصویر خود شاه طهماسب باشد. از کارهای دیگری که در این زمان به درجه عالی رسید، تزیین حاشیه صفحات کتب بود. در این حاشیه ها درخت، گل و حیوانات به رنگ طلا و نقره در زمینه رنگی کشیده شده و معمولا جداگانه ساخته و تهیه می شد و بعدا به صفحه های کتاب متصل می گردید. در اواخر سلطنت شاه طهماسب نقاشی بنام استاد محمدی شهرت یافت. می گویند که او پسر و شاگرد سلطان محمد بود. علاوه بر نقاشی هایی که وی کشیده، سبکی جدید و زیبا در نقاشی رنگی بوجود آورده است. از سوی دیگر، به سبب ظرافتی که وی در تصویرسازی انسان و جانوران بکار برده، شهرت دارد. در زمان شاه طهماسب سبک مهمی در نقاشی در بخارا ایجاد شد

/ 1 نظر / 149 بازدید
گرافیست اینده الی

خیلییی عالی بود از مطالبتون استفاده کردم.واقعا ممنونم.[لبخند][تایید]