گفتگو با استاد فرشچیان

 

 

 


به نظر می رسد شما بیشتر دوست دارید کارهایتان رنگی باشد؟
علاقه شخصی من نیست. رنگ در نقاشی می تواند در عین حال زیبایی بخشی؛ فریبندگی نیز داشته باشد. هر انسانی یک رنگ را دوست دارد و یک اثر هنری با رنگ های متفاوت می تواند بنا به فراخور علاقه مندانی را جذب کند.
رنگ اگر در نقاشی خوب و به جا کار برده شود و صحیح در جای خود قرار گیرد، بسیار موفقیت بزرگی برای نقاش است و این مشکل است که نقاش بتواند با تفکر درست رنگ ها را طوری به کار ببرد که یکدیگر را ضایع و خنثی نکنند. در نقاشی های من رنگ ها با هم ترکیب می شود، بازی می کند و قوس و قزح نامرئی می سازد.

آیا کار غیررنگی را هم دوست دارید؟
بله. کارهای دو رنگ زیادی هم کرده ام و آنها را در کتابی در آینده چاپ خواهم کرد. در کتاب پنجم خیلی از کارهای طراحی جدید دو رنگ و سه رنگ را هم چاپ خواهم کرد.

شما مدت زیادی است شاگرد تربیت می کنید. دل شما می خواسته که شاگردانتان مینیاتوریست باشند یا نگارگر یا صرفا هنرمند بودنشان برایتان مهم است؟
هنرمند بودنش مطرح است. من همیشه به شاگردانم که اکنون همگی دوستان من هستند، بارها و بارها گفته ام که مقید نباشند که سبک مرا دنبال کنند. برخی استادان همواره علاقه مند هستند که شاگردانشان را به پیروی و اعمال سبک خودشان مجبور کنند، ولی من به شاگردانم گفته ام که خودتان مبتکر یک سبک باشید؛ زیرا آنقدر دنیا چیزهای زیادی برای دیدن و حرف هایی برای گفتن دارد و آنقدر تصاویر به وجود نیامده باید خلق شود که دیگر احتیاجی به تکرار نیست.

یعنی شما دوست ندارید شاگردانتان شما را تکرار کنند؟
من هیچ وقت به آنها نمی گویم که مرا تکرار کنند یا نکنند. دوست داشتن من در اینجا مطرح نیست هر چه آنها دوست دارند، من هم دوست دارم؛ اما نمی توانیم اشخاص را مطابق فکر و ذهن خود پرورش دهیم و تقویت کنیم، بلکه فقط باید کار را به آنها یاد بدهیم.

از کدام یک از شاگردانتان بیشتر از همه راضی هستید؟
از همه راضی هستم. همه موفق هستند.

مینیاتورهای فرشچیان چقدر آیینه زمانه است. در سال های آینده که فرهنگ امروز ایران بررسی می شود، مینیاتورهای شما چه سهمی خواهد داشت؟
در طول تاریخ هنری ایران آثاری به وجود آمده اند که شاهکار بودند، آثار نقاشانی مانند سلطان محمد، کمال الدین میرزا و کمال الملک ولی چیزی که ایجاد تنش کند و در حال زمان باشد، خیلی خیلی کم داریم. نقاشی صفوی بیشتر تزئینی است، ولی حرفی برای گفتن ندارد.
نگارگری ما در وضعیتی مبهم و نگران کننده قرار دارد. علاقه مندان و مشتاقان زیادی در میان جوانان وجود دارند ولی زیاد علمی و آکادمیک کار نمی کننددر زمان قاجاریه نیز بیشتر چهره کشیده شد یا پرتره شاهان قاجار ولی در سبک هندی من حرف هایی زده می شود. من آثارم آیینه اجتماع است و برخی آثارم مانند تابلوی زنی که بلیت بخت آزمایی می فروشد، حتی طنز گزنده اجتماعی نیز وجود دارد. زبان ما زبانی است برای انعکاس زمان.

به عقیده شما نسبت مینیاتور با وضعیت و نیاز انسان معاصر چیست؟
نیاز انسان معاصر به آب و غذا و کلامادیات است. نقاشی، شعر و متون ادبیات نیاز مادی و نیاز معمولی نیست. اینها جزو نیازهای روحی انسان است که می تواند از این راه تزکیه بشود و می تواندچشم بیننده را به یک دنیای معنوی باز بکند. نیاز فرهنگی هر انسانی در هر جامعه بی تردید نقاشی است، مینیاتور نیز جزو آنهاست.

آیا این درست است که شما اصرار دارید از فرهنگ کهن ایران دفاع می کنید؟
نه؛ به طور یقین فرهنگ کهن ایران آنقدر عظیم هست که نیازی به دفاع من نداشته باشد.

چه عاملی در فرهنگ و زندگی معاصر شما را اذیت می کند؟
در بحث فرهنگی آنچه مرا آزار می دهد و دلم را می شکند، این است که توجهی نمی کنند به آنچه که باید بکنند. لزوم یک دانشگاه هنری برای اصالت های هنر ایرانی را بارها و بارها به اولیای امور گوشزد کردم. به بیشتر وزرای فرهنگی و آموزش عالی، نامه نوشتم که واقعا در کنار این همه دانشگاه با نام های مختلف دانشگاهی برای هنرهای اصیل ایرانی نیز ضرورت دارد. من سمت و کرسی نمی خواهم، من هیچ چیز نمی خواهم، بلکه خود را بشدت هم کنار می کشم، ولی این دانشگاه را یک ضرورت فرهنگی می دانم. شاهد گواه حرف های من افت شدید صنایع دستی از نظر کیفی و کمی است.

فرشچیان یک آدم مذهبی است و ذاتا الهی نگراست در این شکی نیست؛ زیرا تجلی نگاه مذهبی اش در کارهای مستقیم مذهبی مانند عاشورا، ضامن آهو و ابراهیم خلیل الله نمود پیدا کرده است. آیا این نگاه در کارهای غیرمستقیم مذهبی تان نیز وجود دارد؟
من خود فکر می کنم که مذهبی بودن بسیار مورد عظیمی است و همیشه خواسته ام به تکالیفم عمل کرده باشم. من علاقه مند به مذهبی بودن هستم. این نگاه در کارهای دیگرم نیز هست و آن روح و حسی که یک بیننده می تواند احساس کند بدون شک مذهبی و الهی است و در آثار من وجود دارد. من به طور کلی سعی کرده ام کارهایی بکنم که وسعت جهانی پیدا کند.

کلاچند اثر دارید و کجا هستند؟
زیادند. واقعا تعداد دقیق آنها را به یاد ندارم؛ آنها همه جا هستند و پراکنده شده اند که به عقیده من نشر آنها به نفع فرهنگ ماست؛ زیرا در حقیقت نشر مظاهر فرهنگی ماست. ما در عین حال که معتقد و مسلمان هستیم، ایرانی نیز هستیم و باید تعهد خود به وطنمان را نیز انجام دهیم و خدمتگزار فرهنگ و وطنمان نیز باشیم.

آقای فرشچیان وضعیت نگارگری ایران را در حال حاضر چگونه می بینید؟
وضعیت نگارگری ما در حالتی مبهم و نگران کننده است. از یک سو علاقه مندان و مشتاقان زیادی در میان جوانان وجود دارد و از سوی دیگر، این که آنها زیاد علمی و آکادمیک کار نمی کنند. در گذشته اگر می خواستند یک نمایشگاه بگذارند فقط تعداد کمی بودند که کار می کردند و چندین سال بود که همین تعداد کم یا زیاد می شد. ولی اکنون وقتی آمار شرکت کنندگان در دوسالانه ها را بررسی می کنیم، به این حقیقت پی می بریم که تعداد آنها واقعا زیاد شده است.
در این میان، کارهای بسیار خوبی نیز گاهی به نمایش در می آید، ولی این وضعیت مبهم است. زیرا آکادمیک نیستند، البته اشتباه نشود، من علاقه ای به مدرک گرایی که این روزها بسیار زیاد شده است ندارم، بلکه به عقیده من باید علاقه مندان در شرایط بسیار سختی وارد دانشگاه هنر شوند و در شرایط بسیار سخت تر از آنها خارج شوند تا استاد شوند. شرایط نگارگری در هر دوره ای فرق می کند. زمانی شاگردانی کارآموزی می کردند.
امروزه مدرک گرایی ارج و قرب بیشتری دارد و بیشتر به کارشناسی و کارشناسی ارشد توجه می شود. این وضعیت ایجاب می کند دانشگاه یا هنرکده هایی به وجود بیاید. علاقه مندان زیادی به آن مراجعه می کنند، ولی باید مکان هایی وجود داشته باشد که آموزش را به طور صحیح انجام دهند.
فکر می کنم عمق معنا و فلسفه در نگارگری امروز ایران در راه است. چند سال پیش وقتی درباره مینیاتور سخن گفته می شد، تصور یک پیرمرد در کنار جوی آب و مانند آنها تداعی می شد ولی امروزه نقاشی ایرانی حرف و مطلب زیاد دارد و همراه با تعمق است.
نگارگری باید مورد حمایت بیشتری قرار بگیرد. چند سال پیش چند درصد از بودجه وزارتخانه ها به خرید آثار هنری اختصاص یافت، ولی متاسفانه سهمی از این بودجه به نگارگری تعلق نگرفت و کسانی که نقاشی اروپایی کار می کردند شامل حال این برنامه شدند. من مطمئن هستم اگر به نقاشی ایرانی بها دهیم، اهمیت آن از نقاشی چین و ژاپن بیشتر می شود.


 چشم‌ها و دست‌ها
استاد محمود فرشچیان در سال 1308 در شهر هنرپرور اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش که مردی هنردوست بود با توجه به اشتیاق فرزند به هنر نقاشی، او را به کارگاه استاد حاج میرزاآقا امامی رهنمون شد. وی سپس در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان از استاد عیسی بهادری تعلیم گرفت. پس از پایان این دوره به اروپا رفت و چند سالی در آنجا به مطالعه و بررسی آثار نقاشان برجسته غرب همت گماشت و در نتیجه همین مطالعات بود که به رهیافتی تازه از هنر نقاشان با معیارهای جهانی رسید.
استاد فرشچیان در حیطه نقاشی ایرانی به وجود آورنده سبک و مکتب خاصی است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر، با ابداع شیوه‌های نو، قابلیت و کارایی نقاشی ایرانی را افزایش داده است. او این هنر را غنا بخشید و از حالت الزامی یک پدیده متکی به شعر و ادبیات رها ساخت و ارزشی در حد سایر هنرها در نقاشی ایرانی پدید آورد. نقاشی‌های او دارای تخیل بسیار قوی در خلاقیت، طرحهای پر حرکت، با قدرت، متنوع و سرشار از زیبایی است.
آثار استاد فرشچیان در بیش از صدها نمایشگاه فردی و جمعی در ایران و سایر کشورها برپا گشته و با استقبال بسیار زیادی رو به رو شده است. برگزاری نمایشگاه‌های پی در پی معرف شهرت ایشان در پهنه جهانی است به گونه‌ای که موزه‌ها و کتابخانه‌ها و مجموعه‌داران شخصی و عاشقان هنر به داشتن قطعه‌ای از آثار او مباهات می‌کنند.
کویچیروماتسورا مدیر کل یونسکو در سخنانی چنین به ستایش استاد پرداخته است.
مایه مسرت و مباهات من است که خواننده را به جهان رویاگونه محمود فرشچیان خوشامد گویم. جهان او به راستی قلمرو سحرآمیزی است که در آن واقعیت و خیال در برابر یکدیگر قرار نگرفته‌اند بلکه با همسازی و همنوایی تخیل حیرت‌انگیز به هم آمیخته و توام شده‌اند. در نقاشی‌های محمود فرشچیان طبیعت و اشیاء را چنان که هستند می‌توان باز شناخت اما در عین حال به طرز رازآمیزی دگرگون گشته‌اند، بدین معنا که گرچه ظاهراً در نظر آشنا می‌نمایند ولی به یاری مهارت و بینش هنرمند کیفیتی فوق‌العاده و ناشناخته یافته‌اند.
یا در جایی دیگر فرانسیس ریشار کارشناس هنرهای ایران و خاورمیانه در موزه لوور پاریس چنین نوشته است:
سخن گفتن درباره هنر این خردمند بزرگ بدون یادآوری و بیان تخیل فوق‌العاده و باورکردنی و خلاقیت توانمند او مشکل می‌نماید، هنری که می‌توان گفت به صورت رویا جلوه‌گری می‌کند، رویایی که دوستان ایرانی ما آنچنان اهمیتی در تعبیرش قائلند که آن را در حد پیشگویی می‌شمارند.
و یا در جایی دیگر بازیل رابینسون عضو فرهنگستان بریتانیا و سرپرست بخش هنری موزه ویکتوریا آلبرت لندن نوشته است:
در آثار او عناصر هریک از مراحل تکامل نقاشی ایران دیده می‌شود. اما برتر از اینها مهارت خارق‌العاده فرشچیان در ترسیم خطوط و نقوش درهم پیچیده و مواج است که به عنوان وجه تمایز هنر او بیننده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امتیازی که رضا عباسی و پیروان او آن را به استادی و مهارت به کار گرفته بودند.
و در شبی زمستانی در لابی هتل تارا به دیدار استاد محمود فرشچیان شتافتیم. بدون یک دقیقه تاخیر به محل ملاقات آمد. آهسته و آرام و با لبخندی دلنشین کنارم می‌نشیند و جالب اینجاست که می‌بینم بر دیوار لابی یکی از برجسته‌ترین آثار استاد به نمایش درآمده است. «عصر عاشورا»

 استاد بسیاری از مردم شما را از آثارتان می‌شناسند آثاری که هر بیننده‌ای را شدیداً تحت تاثیر قرار می‌دهد. این تاثیر زیاد آثار شما به نوعی خود حضرتعالی را به حاشیه رانده است. به این معنا که شما به عنوان آقای فرشچیان کمتر شناخته شده هستید. برای بسیاری از مردم این طرف تابلو هم اهمیت دارد. اهمیت دارد که بدانند استاد چگونه رشد کرد و به این مرحله رسید. از کودکی بگویید و مراحل کارهای هنری. از گذشته تا حال …


• ابتدا لازم است از شما که زحمت کشیدید و به دیدن من آمدید تشکر کنم. من از 5 سالگی شروع به کار کردم و از همان زمان آنقدر مشغول کار بودم که که هرگز در خاطر ندارم که تفریح و کار دیگری جز این هنر هم بوده است. همیشه تفریح من همین قلم و بوم بوده است همین ممارست در کار آرامش را به من داده است خانه‌ای که در آن هستم هم خانه نیست. کارگاهی است که در آن زندگی می‌کنم پدر و مادر من افرادی به شدت مذهبی بودند مادرم از عاشقان حضرت امام حسین (ع) بود. کافی بود که فقط نام امام حسین (ع) را بشنود تا سیل اشک از گونه‌هایش روان شود. در تولد آن حضرت گریه شوق و در شهادت آن بزرگوار گریه غم. و من در این فضا بزرگ شدم و شروع کار من که در 5 سالگی بود تحت تاثیر همین محتویات و شرایط مذهبی خانواده بود. من اعتقاد دارم ماندگارترین آثار هم آثاری هستند که در رابطه با مذهب هستند. اجازه بدهید نکته مهمی را اینجا نقل کنم: تعمیم دین حضرت مسیح (ع) در دنیا فقط به خاطر هنر است. آثار بسیار بزرگ و ارزشمندی در رابطه با مسیحیت وجود دارد که کمک کرده است تا مسیحیت تا این اندازه فراگیر باشد. و در اسلام هم هنر و هنرمند نقش زیادی در فراگیری آن داشته است و اگر هنر مذهبی جلوه بیشتری داشته باشد کمک بیشتری به شناساندن دین مبین اسلام به جهانیان خواهد نمود و اگر هنرمندان ما بتوانند آثاری که به دور از شعار باشد ارایه دهند می‌تواند به اثبات بیشتر حقانیت اسلام کمک کند.
از بحث دور نشویم. از کودکی می‌گفتم. خاطرم هست پدرم که غلامرضا نام داشت از همان ابتدای کودکی ما را به مشهد می‌آورد و این سفرها بی‌تاثیر بر روح و ذهن ما نبود و همان زمان که ایشان میزان علاقه من به هنر را دریافت مرا نزد مرحوم حاج میرزا آقای امامی که مرد وارسته و با خدایی بود به شاگردی گذاشت.
آن مرحوم در همان ابتدا به من گفت نقاشی کار خیلی سختی است و اگر بتوانی شانه از زیر کار خالی نکنی و کار کنی موفق خواهی بود. همان موقع من گفتم که می‌خواهم شاگردی کنم- کاری که در جوانهای امروزی کمتر ما می‌بینیم- و وقتی دید که واقعاً تلاش می کنم همت کرد و به من آنچه می‌دانست آموخت. بعد از شاگردی آن مرحوم و آموختن هر آنچه لازم بود به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان رفتم و نزد استاد بهادری به آموختن بیشتر پرداختم و من همین جا لازم است یادی از آن بزرگوار بکنم و به جرات بگویم که از زمان صفویه به این سو کسی همانند آقای بهادری نتوانست نقوش اسلیمی، خطائی و اساس هنر استیل ایرانی را به این صحت و درستی طراحی بکند ما کمتر در کار آقای بهادری می‌توانیم نقطه ضعفی پیدا کنیم و البته در حال حاضر کسی قدر او را نمی‌داند شاید وقتی در آینده در ارتباط با کارهای او مطالعه شود دریابند که تا چه اندازه در کارهایش نوآوری داشته است. خاطرم هست که در یکی از مساجد اصفهان (نقش جهان) از من خواست که از روی نقوش اسلیمی و خطائی آنجا نقاشی کنم و من از صبح تا عصر به طور مداوم مشغول کار می‌شدم و کپی می‌کردم. و عصر با انبوهی از کاغذهایی که پر شده بود از نقاشی‌های من نزد ایشان می‌رفتم و می‌خواستم که استاد نظر خود را بگویند و استاد هم از من می‌خواستند که برگردم و خودم نقاشی‌ها را با اصل آن مطابقت دهم و من بارها و بارها بدون خستگی این کارها را می‌کردم. بعد از شاگردی آقای بهادری به وین در اتریش رفتم و پس از آن به فرانسه رفتم و شب و روز در موزه‌های این کشورها کار مطالعاتی و تحقیقاتی انجام دادم. همیشه اولین نفر که با بسته‌ای کاغذ و مداد وارد موزه می‌شد و آخرین نفری هم از موزه خارج می‌شد من بودم. مطالعه و تحقیق خیلی مهم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اولین سفر خارجی شما به اتریش بود؟


• بله. سال 31 بود که وارد دانشکده‌ای در اتریش شدم. در آنجا در محلی اقامت کردم که توسط یک هنرمند خیر وقف کسانی شده بود که محل اقامت نداشتند. هانس مک‌کارت نام این هنرمند خیر بود که از نقاشان به نام زمان خودش بود. برای اقامت در این محل، کارهای مرا بازبینی کردند و امتحانات مختلفی از من گرفتند تا اجازه اقامت در این منزل را به من دادند. دور تا دور این محل به موزه بیشتر شباهت داشت تا منزل مسکونی. آنجا تا جایی که چشم کار می‌کرد تابلوهای طراحی و نقاشی قرار گرفته بود. دختر یا نوه‌ی آن واقف مدیریت آن منزل را به عهده داشت.

 چند دانشجو در آن منزل اقامت داشتند؟


• کلاً 18 نفر که همه خارجی بودند. متاسفانه اتاق من نزدیک محل کار مدیر منزل بود. سن زیادی هم داشت با اخلاق و خلق و خوی خاص خود. این خانم شب‌ها مدام در حال نوشتن با ماشین تحریری بود که سر و صدای زیادی داشت. یک شب که سر و صدای این ماشین تحریر بی‌خوابم کرده بود به او گفتم: خانم! شما که می‌توانید با فروش یکی از این تابلوها تمام عمر در آسایش زندگی کنید چرا تا نیمه‌های شب کار می‌کنید.
از پشت عینک پنسی نگاهی به من کرد و گفت اگر به تو و هنر تو علاقه‌مند نبودم همین الان از تو می‌خواستم که اینجا را ترک کنی و در ادامه گفت: یک تابلویی هست که می‌خواهم بخرم. نیمی از پول آن را دارم و نیم دیگر آن را با کار کردن می‌خواهم به دست بیاورم تا بتوانم آن تابلو را بخرم و در اینجا قرار دهم و من آنجا بود که فهمیدم طرز تفکر آنها چقدر نسبت به هنر متفاوت و خوب است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حتماً برای شما این برخورد خیلی مهم بوده که پس از 54 سال هنوز جزییات را به خاطر دارید؟


• بله. واقعاً همین طور است.

خب استاد… از خاطراتتان بیشتر بگویید.


• شما اگر به موزه متروپولیتن آمریکا بروید با دیوارهای بلندی مواجه می‌شوید که پر از اسامی اشخاص است که تابلوهای خودشان را به موزه اهدا و یا به امانت سپرده‌اند. دیدار از این موزه مرا به یاد اینجا انداخت که متاسفانه اصلاً نمی‌بینیم یک مجموعه‌دار که آثار پر ارزشی را در تملک دارد آنها را به موزه‌ای امانت بدهد که مردم هم آنها را ببینند. متاسفانه بعضی از آثار ارزشمند را در گوشه و کنار مخفی می‌کنند که مبادا کسی آن را ببینند.
به عنوان مثال یکی از دوستانم که یک مجموعه‌دار است قرآنی را دارد که بی‌نهایت زیباست، طلاکاری‌های این قرآن آدم را مبهوت و مجذوب می‌کند. من از او خواستم که این قرآن نفیس را به فردی که مشغول تهیه یک قرآن بود نشان دهد تا بتواند الهام بگیرد اما این دوست عزیز درخواست مرا رد کرد و حاضر نشد قرآن را نشان دهد.

 تابلوی عصر عاشورا مشهورترین اثر شماست. تاثیری که این تابلو بر روح و جان بیننده دارد شگفت‌انگیز است. بسیاری از مردم فضای روحانی این اثر را به خوبی می‌شناسند و حتی زمانی که از واقعه کربلا سخن به میان می‌آید در ذهن شنونده این تصویر تداعی می‌شود. نزدیک به 30 سال از اتمام این تابلو می‌گذرد می‌خواهم پس از 30 سال شما از این تابلو بگویید.


• این تابلو به همراه 9 اثر دیگر به موزه آستان قدس رضوی اهدا شده است چرا که من حضرت رضا (ع) را صاحب این آثار می‌دانم و الان که پس از 30 سال به این اثر نگاه می‌کنم می‌بینم که اگر می‌خواستم این تابلو را امروز بکشم باز هم همین تابلو به وجود می‌آمد، بدون هیچ تغییری.

 یعنی اگر الان می‌خواستید این تابلو را بکشید هیچ تغییری در آن نمی‌دادید؟


• نه. کوچکترین تغییری داده نمی‌شد. پس از 30 سال باز هم همین را می‌کشیدم.

چه چیزی را باعث این همه تاثیرگذاری می‌دانید؟


• برای کسی که به این تابلو نگاه می‌کند مایه اصلی تصویرگرایی دیده نمی‌شود جایش خالی است. و آن غیبت امام (ع) است حضرت امام حسین (ع) که محور اصلی این تابلوست در این اثر دیده نمی‌شوند. اگر حضرت امام حسین (ع) را تصویر می‌کردم این تاثیرگذاری که شما می‌گویید دیگر وجود نداشت. 

برگردیم به اتریش- چند سال آنجا بودید؟


• حدود 4 سال آنجا بودم و پس از آن به ایران بازگشتم. مدتی در ایران ماندم برای ادامه فعالیت‌ها و تحقیقاتم به فرانسه رفتم و در تمام مدتی که آنجا بودم بدون وقفه کار می‌کردم.

 بیشتر آثاری که مردم آن را می‌شناسند و با آنها مأنوس هستند آثار مذهبی شما هست. می‌خواهم از دیگر سبک‌های شما بپرسم …


• من در 18 سالگی تابلویی را کار کردم که ادعا می‌کنم که هیچ نقاشی در اروپا و آمریکا و ایران نتوانسته است با این سبک کار کند و موضوع این تابلو در ارتباط با این شعر حافظ است که می‌فرماید:
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.
و حالا که به این تابلو نگاه می‌کنم واقعاً تعجب می‌کنم که چطور آن زمان این تابلو را توانستم بکشم. روش‌های دیگری هم کار کرده‌ام. تعدادی گل و بوته و…

 تعداد تابلوهایی که کار کرده‌اید را به یاد دارید؟


• نه دقیقاً به خاطر ندارم.

 شما از بسیارهای از موزه‌های مشهور دنیا دیدن کرده‌اید و در اغلب آنها هم به تحقیق و پژوهش مشغول بوده‌ایم. می‌خواهم نظر شما را درباره‌ی موزه‌های مختلفی که در ایران وجود دارد بپرسم. آیا قابل قیاس هست؟


• واقعاً دردناک است. قیاس دردناکی است. یک موزه‌ای قبل از انقلاب به نام گلستان که فوق‌العاده موزه‌ی زیبایی بود، و آثار هنری ارایه شده در آن هم بهترین آثاری بود که از زمان قاجاریه به بعد تهیه شده بود. شما فکر می‌کنید این موزه بسیار ارزشمند روزانه چند نفر بازدید کننده داشت؟ یازده نفر. تعداد متوسط بازدید کننده روزانه فقط 11 نفر بود. و این در حالی است که در کشوری مثل چین وقتی به موزه‌ای می‌روید، بچه‌های 6 و 7 ساله را می‌بینید که روی زمین نشسته‌اند و از روی آثار موزه طراحی و نقاشی می‌کنند. هر روز صدها نفر در این موزه‌ها از کوچک و بزرگ فقط کار تحقیقاتی می‌کنند و بازدید کننده‌های عمومی که فوق‌العاده زیاد است.
استقبال از موزه‌ها در ایران فوق‌العاده کم است. صنایع دستی هم به همین صورت. کیفیت صنایع دستی ما هم بسیار پایین آمده است. چرا که اصالت هنرمند ایرانی در این آثار دیده نمی‌شود. در فرش هم همینطور است. در نقوش کاشی هم به شدت دچار افول شده‌ایم. متاسفانه در فرهنگ هنری ما مسایلی رخنه کرده است که سزاوار ما نیست.
آنچه که اکنون در مملکت ما به آن نیاز هست این است که باید به اصالت هنر ایرانی توجه شود.

 به نظر شما چه کاری باید انجام داد؟


• خیلی راحت عرض می‌کنم. نوآوری یکی از لازمه‌های حفظ و اشاعه هر اثری است. الان دیگر آن حال و هوای زمان مکتب هرات و پس از آن وجود ندارد. آنچه که در فرهنگ و هنر ما وجود دارد اگر بتوانیم با نوآوری‌های دنیای امروز بیامیزیم و آثار نویی به وجود بیاوریم می‌توانیم ادعا کنیم که یک اثر نو خلق کرده‌ایم. خاطرم هست که در زمانهای دور وقتی می‌خواستند هدیه‌ای برای کسی ببرند از همین آثار و صنایع دستی ایرانی تهیه و اهداء می‌کردند. اما حالا ظروف ترکیه و چک و… هدیه می‌دهند. چرا؟ چون دیگر در آثار امروزی آن کیفیت لازم وجود ندارد. حتی هندوستان هم از ما پیشی گرفته است. بزرگترین ضربه را وقتی به هنر ما زدند که صنایع دستی را زیر مجموعه صنایع و معادن قرار دارند. باید امروز سیاست فرهنگی هنری ما در همه زمینه‌ها متحول شود. چرا این کاشی‌کاری‌هایی که از زمان صفویه باقی مانده است حالت مرجع و مدل خود را از دست نداد است؟

 در ارتباط با نوآوری صحبت کردید. کارهایی که جدیداً در حرم مطهر انجام شده است را حتماً دیده‌اید. در این باره نظر دارید؟


• هنوز به سرانجام نرسیده است که بتوان نظر قطعی داد. اما قدر مسلم اینکه آستان قدس رضوی به خصوص مهندس عزیزیان تلاش بسیاری کرده و می‌کنند. کارهای بسیار عظیمی در این مجموعه انجام شده است. مجموعه‌ای که می‌تواند 400 یا 500 سال آینده به مدلی برای تحقیق بدل خواهد شد. مثل آثاری که در مساجد اصفهان می‌بینید.

 فکر می‌کنید آیندگان درباره آثار شما چه قضاوتی خواهند داشت؟
• فکر می‌کنم چند صد دیگر کسانی که آثار مرا ببینند خواهند گفت: فرشچیان تلاش کرد تا کاری ارایه دهد شاید هم تحسین کنند.

 از چند سالگی شروع کردید؟

 از پنج - شش سالگی شروع به کار کردم.

/ 7 نظر / 135 بازدید
زینب

سلام فاطمه جان. مینیاتور هات زیبا هستند. با اینکه تا به حال استادی نداشتی اما کارهای قوی و جالبی داری رنگبندی و فیگورها درکل خوب است. اگرچه ابعاد نقاشی ها کمی کوچک است ( می دانم که کپی رایت را کسی رعایت نمی کند برای همین ...) در مجموع از کارهای مدرنت خوشم آمد. اگرچه من خیلی از مینیاتور سر در نمی آورم و وقتی ابعاد کار کوچک باشد نمی توانم نظر خاصی بدهم. لینک شما را اضافه می کنم. امیدوارم این وبلاگ همچنان سالهای سال به کارش ادامه دهد

سلام. من نگار هستم.میخواستم بپرسم شما در زمینه تدریس نگارگری فعالیت دارید یا خیر. ممنون

سلام استاد. آثار شما فوق العاده زیباست.باور نکردنی هستند.حیرت آور تر اینکه شما آموزشی ندیدید. من مدام بهتون سر خواهم زد مهلا.ع

فهيمه روانشاد

شما خيلي خوب ميكشيد اي كاش آموزش اونم توي وبتون قرار بديد جسارتمو ببخشيد

كلاري

كاش بيشتر از اعمه بكشيد حيفه با اين همه تبحر ، خوبه ولي خيلي كمه.جسارت منو ببخشيد.

روابط عمومي ام الكتاب

باسلام احتراما نظر به اهميت جايگاه قرآن در رشد و تكامل افراد و به منظور آگاهي و آشنايي بيشتر با مفاهيم قرآني و آموزه هاي آن در جهت بهبود و ارتقاي سطح فرهنگي جوامع خواهشمند است به وب سايت قرآني http://www.ommolketab.ir كه شامل عناوين ذيل مي باشد لينك دهيد. جستجو در قرآن، مقالات قرآني، مقاله قرآني، داستانهاي قرآني، داستان قرآني، اخبار قرآني، خبرهاي قرآني، تفسير قرآن، تفاسير قرآن، چهره هاي قرآني، مشاهير قرآني، دانلود فايلهاي قرآني، دانلود تلاوت قرآن، دانلود فايل صوتي قرآن، دانلود فيلم و كليپ قرآن، دانلود تصوير قرآن، دانلود تصاوير قرآن، ترجمه قرآن، ترجمه هاي قرآن، مناسب اسلامي، مناسبات اسلامي، آشنايي با سوره هاي قرآن و ... باتشكر روابط عمومي موسسه قرآني ام الكتاب

روابط عمومي ام الكتاب

باسلام احتراما نظر به اهميت جايگاه قرآن در رشد و تكامل افراد و به منظور آگاهي و آشنايي بيشتر با مفاهيم قرآني و آموزه هاي آن در جهت بهبود و ارتقاي سطح فرهنگي جوامع خواهشمند است به وب سايت قرآني http://www.ommolketab.ir كه شامل عناوين ذيل مي باشد لينك دهيد. جستجو در قرآن، مقالات قرآني، مقاله قرآني، داستانهاي قرآني، داستان قرآني، اخبار قرآني، خبرهاي قرآني، تفسير قرآن، تفاسير قرآن، چهره هاي قرآني، مشاهير قرآني، دانلود فايلهاي قرآني، دانلود تلاوت قرآن، دانلود فايل صوتي قرآن، دانلود فيلم و كليپ قرآن، دانلود تصوير قرآن، دانلود تصاوير قرآن، ترجمه قرآن، ترجمه هاي قرآن، مناسب اسلامي، مناسبات اسلامي، آشنايي با سوره هاي قرآن و ... باتشكر روابط عمومي موسسه قرآني ام الكتاب