مینیاتوریست بزرگ و نامدار ایران زمین

احتمالا رضا عباسی ابتدا نزد پدرش آموزش دیده، و سپس در دوران جوانی به دربار شاه عباس اول پیوسته است. در آن زمان از طرف دربار اجازه انتشار کتاب های نقاشی شده کاهش یافت، و در عوض مجموعه های مینیاتور جایگزین آنها شد.

برخلاف اکثر مینیاتوریست های ایرانی، رضا عباسی معمولا آثار خود را امضاء و حتی گاه تاریخ آثارش را ثبت می کرد. رضا عباسی در زمان حیات روی نسخه کامل نشده شاهنامه که اکنون در موزه چستر بیاتی دوبلین نگهداری می شود، کار می کرده است.

یک نسخه دیگر از این اثر که مربوط به سال 1628 و اواخر شاه عباس بوده و به سبک متفاوتی کار شده، هم ممکن است از آثار عباسی باشد،که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود. یک کتاب مینیاتور مربوط به سال های(1601 -1602) که در موزه ملی روسیه نگهداری می شود را هم منسوب به او می دانند، که البته یکی از مینیاتور های این کتاب را هم متعلق به پدر عباسی می دانند. همچنین 19 مینیاتور در کتاب خسرو و شیرین(1632-1631) هم به رضا عباسی تعلق دارند.

رضا عباسی معمولا یک یا دو انسان را در زمینه بسیار زیبایی از باغ و فضای سبز به تصویر می کشید. گاهی دور آثار خود را با شیوه طلاکوب تزیین می کرد که در آن زمان برای تزیین حاشیه های نقاشی متداول بود.

شیوه نقاشی عباسی استفاده از قلم و رنگ های متنوع بود. یکی از مضامین مهم نقاشی های رضا عباسی ترسیم مردانی جوان و ملبس به جامه هایی آراسته بود. باربارا برند (منتقد) درباره آثار عباسی می گوید: «خطوط نقاشی در آثار رضا عباسی بافت خیره کننده ای دارند، که بیان گر چگونگی استفاده از قلم و نیز شخصیت نقاش است. پیکره های رنگ آمیزی شده در نقاشی های عباسی نشاندهنده سبک زندگی و پوشش مردم در آن مقطع تاریخی هستند.»

مکتبی که رضا عباسی بنیان گذار آن بود، به عنوان یکی از مکاتب تاثیر گذار نقاشی ایران پا برجا ماند و هنرمندان شاخصی راه استاد را ادامه دادند، از جمله معین که چند دهه بعد پرتره استادش رضا عباسی را ترسیم نمود. محمد شفیع عباسی پسر رضا عباسی هم از پیروان مکتب پدر به شمار می رفت.

رضا عباسی آثار اولیه خود را به نام آقا رضا امضاء می کرد که ممکن است با آثار هنرمند دیگری که در دربار جهانگیر مغول در هند به کار مشغول بود، اشتباه گرفته شود. در سال 1603 و در سن 38 سالگی، رضا  عنوان افتخاری «عباسی» را از شاه دریافت کرد.

مباحثات زیادی بر سر این مسئله که آقا رضا و رضا عباسی در حقیقت یک نفر هستند، در گرفته است. امروزه باور بر این است که این دو نفر در حقیقت یک شخص هستند. هر چند سبک رضا عباسی، نشان از تغییری اساسی در میانه زندگی هنری اش دارد. رضا عباسی همچنین گاه، با علیرضا عباسی، خوشنویس معروف دربار شاه عباس اشتباه گرفته می شود.

رضا عباسی، شاه را در سفر به خراسان در سال 1598 همراهی کرد و در پایتخت جدید (اصفهان) طی سال های 1597-1598 سکنی گزید. رضا عباسی در میانسالی برای رسیدن به آزادی و نجات یافتن از دنیای حقیر و آزاردهنده ای که گرفتارش بود، دربار را رها کرد. بازتاب این تغییر در زندگی عباسی را در نقاشی هایی که از ورزشکاران، مردم عادی و... کشیده، می توان مشاهده کرد.

عباسی در سال 1610 به دربار بازگشت، احتمالا به دلیل اینکه به لحاظ مالی در مضیقه بود. او تا زمان فوت شاه به همکاری با دربار ادامه داد.

مجموعه ای از مینیاتور های قرن 15 میلادی که به عباسی نسبت داده شده و در کتابخانه شهر اردبیل نگهداری می شود، بیانگر این امر است که رضا عباسی به این شهر آمده است.

همزمان با بازگشت عباسی به نزد شاه، تغییر قابل ملاحظه ای در سبک او دیده می شود. در پرتره های او در دهه 1620 رنگ هایی تیره تر و خطوط ضخیم تری به چشم می خورند.

در یک نگاه کلی ساختن بناهای متعدد در زمان شاه عباس اول در اصفهان، گونه‌ای تازه از نقاشی را به وجود آورد. پیش از آن در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب، نقاشان بزرگی چون کمال الدین بهزاد به تصویر کردن کتاب‌های خطی می‌پرداختند. اما در این دوره نقاشی بر روی دیوارها نقش بست و کشیدن تصاویر بزرگ برای تزیین بناها مرسوم گردید.

رضا عباسی در فاصله سال‌های ۱۶۳۹-۱۶۱۸ پرده‌های نقاشی بسیار آفرید که در آن‌ها به جای انبوه درباریان، تنها صورت یک یا دو آدمی زیبا نقش می‌شد. در این تصاویر رنگ آمیزی لباس و صورت و تزئینات، درخششی چشم گیر دارد. رضا عباسی، بیشتر در نقاشی سیاه قلم تبحر داشت، توانایی قابل ستایش او در ترسیم طبیعت و حالات روحی و اخلاقی مردم عادی بود.

رضا عباسی نه فقط تکنیک قابل توجهی را در ارائه بافت پارچه ها , حرکت و شخصیت مدل ها و به کار بردن خط با ضخامتهای مختلف به نمایش گذاشت، بلکه باعث شد که نقاشی از حالت تزئینی برای متون ادبی خارج شود و با نگاهی تازه به موضوعات مختلف، به غنای گنجینه نقاشی ایران افزوده شود.

سبک خلاقانه و چشم نواز نقاشی های عباسی، منبع الهام بسیاری از نقاشان پس از او گردید، به گونه ای که آنها گاه حتی برای ارتقاء ارزش هنری و مادی آثارشان، امضای رضا عباسی را جعل می کردند.

امروزه آثار عباسی در تهران، در موزه رضا عباسی و در کتابخانه قصر توپکاپی در استانبول نگهداری می شوند. همچنین برخی از آثار عباسی در موزه های بریتانیا، لوور و متروپلیتن هم به چشم می خورند.

 

تاریخچه نقاشی در ایران

تاریخ هنر نقاشی در ایران به زمان غارنشینی برمیگردد. در غارهای استان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده است.

نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند.

همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.

در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است. نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند.

مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود.

نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است بسال ۸۴۰ تا ۸۶۰ بعد از میلاد.

این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند. همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند.

مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال ۱۲۸۵ میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند.

چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجود آمده است.

از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.

کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف است به "هنر روشن سازی". هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمان سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.

مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده است. این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند.

مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند. تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشی را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها است.

اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.

از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب "کلیله و دمنه" اشاره کرد. تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته است.

بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده است. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام "مناف الحیوان" در سال ۱۲۹۹ میلادی بوجود آمده است. این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد. در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده است.

موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر است.

پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید. این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است.

بعد از حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان آنها را بشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد. هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.

هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند. یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود. میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه آنها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود.

بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس آن مدرسه هراتی نامیدند.

متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود. در طول این دوره استادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد. در این دوره (تیموریان) که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۵ میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند.

دو کتاب با ارزش از زمان بایسغر باقی مانده است؛ یکی کتاب "کلیله و دمنه" و دیگری کتاب "شاهنامه". هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال ۱۴۴۴ میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده است، بخوبی مشخص است.

یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی است که به سبک چینی رنگ آمیزی شده است. کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده است. در یکی از کتابهای دستنویس "خمسه نظامی گنجوی"، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله "میرک" کشیده شده است.

ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب "خمسه نظامی" کاملا مشهود است. این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند. این نقاشی در سال ۱۴۹۴ میلادی در هرات نقاشی شده است.

بهزاد، بهترین استاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود.

یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی است که در کتابخانه گلستان ایران قرار دارد. این شاهنامه در زمان سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده است.

نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و استحکام قرار دارد.

در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد. و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد.

مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد. این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند. رضا عباسی مؤسس سبک "مدرسه نقاشی صفوی" بود. در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد.

طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی است که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی است.

مینیاتورهای خلق شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند. سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی است.

در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص آنها در این رشته بوضوح مشخص است. بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده است.

در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره است. موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها است.

در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده است. هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد. در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود است.

هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند. صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی است. از آنجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد.

نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی است. در این دوران "محمد غفاری (کمال الملک)" سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد. در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام "قهوه خانه" شناخته شد. این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی است. سبک "قهوه خانه" عامه پسند و مذهبی است. موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند. "قهوه خانه ها" رفته رفته جای خود را در بین مردم معمولی باز نمودند.

در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای مردم بازگو میکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این "قهوه خانه ها" نقاشی کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست مردم عادی آن مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقمند بودند.

در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود. زیباترین مثالها در موزه اصلی تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود. نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر است به تماشاگر عرضه میکند.

آنها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند. نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح است. آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شگفت انگیز شکوفه ها و در میان آنها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.

 نگارگری
هنر تصویرگری ظریف و معمولاً ریزنقش، و دارای کیفیت تزیینی ، که از دیرباز به شیوه‌های مختلف در خاور زمین متداول بوده است. (این واژه، ترجیحاً جای اصطلاح «مینیاتور» به کار برده می شود(.
نگارگری ایرانی، ویژگی های تصاویری که در حوزه فرهنگ اسلامی- به خصوص در سده‌های پانزدهم و شانزدهم / نهم و دهم هـ - به دست نگارگران ایرانی آفریده شده اند. به سبب خصوصیات معنایی، صوری و فنی شان، از سایر آثار تصویری مربوط به فرهنگهای دیگر کاملاً متمایزند.
نگارگری ایرانی تفاوتی اساسی و ذاتی با نقاشی طبیعتگرایانه اروپایی داشت، و نیز در اصول فلسفی و معیارها و قواعد زیبایی شناختی با هنر تصویری خاور دور و هند متفاوت بود. همچنین، با آنکه به غلط بر آن نام مینیاتور نهاده اند، جز در مورد کوچکی اندازه و برخی ظرافتهای فنی، با مینیاتور اروپایی قرون وسطی قرابتی نداشت.
عمده ترین ویژگی های نگارگری ایرانی را می توان چنین خلاصه کرد:
نگارگر ایرانی یا خود صوفی و عارف بود، و یا زمینة فکری اش، از طریق الفت با شعر و ادب فارسی، به حکمت کهن ایرانی و عرفان اسلای پیوسته بود. عرفا در تبیین سلسله مراتب وجود به عوالم سه گانة معقول، محسوس، و مثالی معتقد بودند . آنان عالم معقول را جایگاه روح و عالم محسوس را جایگاه ماده می دانستند. عالم مثال میان دو عالم معقول و محسوس قرار گرفته است؛ واقعیت مادی ندارد؛ و صور برزخی- بازتابی از بهشت و دوزخ- در آن ظاهر می شوند. این صور را «معلقه» می نامیدند؛ زیرا بستر مادی معینی ندارند،؛ و لطیف و اثری اند.
بر اساس این معرفت، نگارگر ایرانی هرگز در پی بازنمایی طبیعت نبود؛ بلکه می کوشید اصل و جوهر صور طبیعی و طرح متجلی در باطن خویش را به تصویر درآورد. بدین سان ، در نگارة او نه زمان و مکان معینی مجسم می شود، نه نمودی از کمیتهای فیزیکی بروز می کند، و نه قوانین رویت جهان واقعی کاربرد دارند.
تاریخ مینیاتور در ایران
از بررسی های تاریخی چنین استنباط می گردد که هنرمندان مینیاتورساز ایرانی طراحی رنگ آمیزی و مجسمه سازی چینی را با ادراک و ذوق خاص خود تغییر داده و دگرگونی هائی در آن بوجود آورده اند. به هرحال، اگر چه واژه مینیاتور در نگاه اول بیگانه می نماید اما شک نیست مینیاتور با ابعاد کنونی هنری ایرانی است که مکتب های مختلف همانند مکتب عباسی (بغداد) مکتب مغول، مکتب هرات را گذرانده و با ظهور صفویه و انتقال مرکز هنری ایران از هرات به تبریز در شیوه آن نیز تحول بوجود آمده است.
با انتخاب اصفهان به پایتختی و حمایت همه جانبه ای که از هنرمندان و نقاشان و نگارگران به عمل آمد نقاشان چیره دستی ظهور کردند که شاهکارهای آنان امروز زینت بخش موزه های جهان است در این عصر به دلیل گسترش ارتباط ایران با کشورهای اروپائی و آسیائی هنر ایران به کشورهای بیگانه معرفی شد و دوران صفویه آغاز فصل تازه ای در تاریخ مینیاتور ایران به حساب آمد در زمان صفویه هنرمندانی همچون رضا عباسی، محمد زمان نگارگر، محمد قاسم مشهور به سراجای نقاش و محمد یوسف مصّور که با خلق آثار بی بدیل و منحصر بفرد این هنر را به نهایت اعتلاء رساندند.
در دوران معاصر مینیاتور ایرانی جلوه درخشانی داشته و در طی صد صال اخیر آثار ممتازی بوجود آمده که بحث در باره جزئیات آن سخن را به درازا خواهد کشاند.
ساخت و ساز مینیاتور : ابزار و وسائلی که مورد لزوم یک هنرمند مینیاتور ساز است در مقایسه با سایر هنرهای ایرانی مانند خاتم سازی و قلمزنی و منبت کاری و ... بسیار محدود است.
ابزار یک مینیاتوریست عبارتند از :
قلم مو: در قدیم هنرمندان برای ساخت قلم مو از دم نرم سنجاب استفاده می کردند.
بوم مینیاتور: که عبارت است از تخته، کاغذ، مقوا، فیبر، عاج، استخوان و ...
روغن : که برای محافظت اثر از آن استفاده می کنند.
رنگ : که بیشتر مینیاتورسازان از رنگهای دست ساز خود استفاده می کرده اند.
شـیوه هائی که در ساخت مینیاتور وجود دارند عبارتند از : 1ـ مینیاتور تمام رنگ جسمی 2ـ مینیاتور آبرنگ روحی 3ـ مینیاتور سیاه قلم رنگی 4ـ مینیاتور سیاه قلم 5ـ مینیاتور سفید رنگ 6ـ مینیاتور رنگ روغنی 7ـ مینیاتور زیر روغن 8ـ تشعیر. علاوه برآنکه در بنـاهای تاریخی از این هنر استفاده می شد و هنرمندان بزرگ عصـر صفـویه کاخ های عالی قاپو و چهلستون و هشت بهشت و ... را با این هنر تزئین کردند.

مینیاتور و طراحی مینیاتور
واژه‌ ی مینیاتور که‌ مخفف شده ی کلمه ی فرانسوی مینی موم ناتورال و به‌ معنی طبیعت‌کوچک‌ و ظریف‌ است .مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است. این کلمه در اصل یک لغت خارجی است و نیمه ی اول قرن حاضر در زبان فارسی امروز مصطلح گردید که در معنای واقعی، به مینیاتورهای ایرانی یا کشورهای دیگر منحصر نمی شود؛ بلکه هر شیئ هنری ظریف و ریز که به هر سبک و شیوه ای ساخته شده باشد، مینیاتور نامیده می شود.

در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم وچه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشد، مینیاتور گفته می شود و این موضوع به صورت یک غلط مصطلح پذیرفته شده است.
در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. البته گاهی هم چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر، تصویر شده است.

هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.

در مینیاتور چهره ی افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره ها به آدمکهای بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره های پیر این گونه بی جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر آفتاب بهاری می درخشد. درختان میوه، غالباً مملو شکوفه و برگ است؛ اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبرو می شویم. اسبها نیز غالباً از پهلو دیده می شوند و به ندرت می توان ا

/ 5 نظر / 37 بازدید
سعیده

سلام به شما.آثارتون خیلی قشنگه.شرح زیبایی هم دربارشون نوشتین دست مریزاد[تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید]

بهانه ياري

من اين كارتون رو خيلي دوست دارم .حيف كه عكسش خيلي كوچيكه .ولي بازم مشخصه چقدر زحمت برده.خسته نباشيد.

غزل معتمدي

ببخشيد آثارتون تخفيف هم داره؟

ميلاد

چه جالبه شما با حجابتون حرف بزرگي زديد نقاشي ها كه جاي هيچ بحثي نداره اما اميدوارم ساير بانوان ايراني ،به جاي فلسفه بافي ،و دم از حقوق پايمال شده شان از شما ياد بگيرند .مرحبا و هزاران هزار آفرين بر شما http://dardebikasi.persianblog.ir/

پوریا

کاش یه کم بزرگتر بود تا زیباییهاشو بهتر میدیدیم.تنها نقص کاراتون اینه که خیلی کوچک هستن و چشم ما که ضعیفه برای دیدنش مشکل داره لطفا کمی حجم عکسهاتونو موقع آپلود بیشتر انتخاب کنید http://panjebox.blogspot.com/[شرمنده][اضطراب][رویا][خداحافظ]