تذهیب ایرانی

«دقیقا نمی‌توانیم بگوییم منشاء این هنر ایران است اما آنچه مسلم است این است که این هنر از دوران ساسانیان به صورت گچبری‌های دیوار و حتی پیش از آن به صورت نقوش روی سفالینه وجود داشته‌است. که بعد از اسلام این نقوش و حجاری‌ها وارد کتاب‌ها می‌شود و بیشتر خودش را نشان می‌دهد.»

صفحات بدست آمده از کاوشهای علمی تورفانی نشان می‌دهد که نقاشان و خطاطان آن زمان توانسته‌اند به نحو زیبائی خطوط را با نقوش ترکیب کنند. این سبک در دورا ن اسلامی متداول و معمول شد.

مهم نیست که مبداء این هنر ایران بوده‌است یا نه اما مسلم است که این هنر در ایران تکامل پیدا می‌کند و نظم هندسی خاصی به خود گرفته‌است. تنها در ایران است که تذهیب به این شکل، با این نظم و با این هندسه دیده شده‌است. کارهای مشابهی که عرب‌ها یا چینیان انجام داده‌اند در مقابل آثار ایرانی بسیار ضعیف جلوه می‌کند. پراکندگی رنگ‌ها و نقوش هندسی اقوام دیگر هنوز هم به پختگی کامل نرسیده‌است.تذهیب ایرانی واقعا بی نظیر است.» در قرون اولیه دوران اسلامی به همان اندازه که به خوشنویسی توجه می‌شد فن آرایش و تذهیب نیز مورد علاقه بزرگان و امیران بود تا جائی که در نقاط مختلف ایران به خصوص خراسان، مراکزی جهت تعلیم و پرورش علاقمندان در این فن به وجودآمد و رفته رفته فن تذهیب راه کمال را طی کرد.درقرون اولیه دوران اسلامی، خود خطاطان کار تذهیب را به عهده داشته‌اند ولی به تدریج تقسیم کار بین هنرمندان متداول و مرسوم شد. به احتمال قوی اول خطاط و خوشنویس کار خود را انجام می‌داد، یعنی نسخه کتاب و یا قرآن را می‌نوشته و در ضمن کتابت آن مقداری فضا برای کشیدن صور و یا مذهّب کاری در صفحات خالی می‌می گذاشتند، طوری که بعضی از این کتاب‌ها که هم اکنون در دست است نشان می‌دهد که قسمتی از کار تذهیب ناتمام مانده‌است.

تذهیب ایرانی

 

 

 

 

 

 

 

از قرن ششم به بعد تزئین و تذهیب قرآن‌ها با روشی که در دوره‌های قبل به کار برده می‌شد فاصله گرفت. تزئینات از سادگی خارج شد و نقوش هندسی جای خود را به طرح‌های شاخ و برگ دار داده‌اند این گلبرگ‌های به هم پیچیده انسان را به یاد نقوش سلجوقی که بر روی مساجد این دوره در اصفهان و قزوین و اردستان بنا شده‌اند می‌اندازد. از دوره سلجوقی تعدادی قرآن‌های مذهّب باقی مانده که شاید یکی از بهترین و نفیس ترین انواع آن قرآنی است با تفسیر مجلد که در سال 584 هـ.ق فراهم شد است. این قرآن برای مطالعه امیر غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام تهیه و کاتب آن محمد بن عیسی بن علی نیشابوری است ولی متأسفانه از نام مذهب آن ذکری به میان نیامده و احتمال فراهم آوردن آن در خراسان از توسط امیر غوریان وجود دارد که قرآن به نام او مصور است. در اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجری شهر تبریز یکی از مراکز مهم برای تشویق و پرورش هنر مندان به شمار می‌رفت و این امر موجبات توسعه و تکامل فن نقاشی و تذهیب را فراهم ساخت، به خصوص در اوائل قرن هشتم به همت و سعی خواجه رشید الدین که بانی ربع رشیدی در نزدیکی شهر تبریز است توجه بیشتری برای کتابت قرآن و کتاب و آرایش و تذهیب آنها شد و در نتیجه مکتب جدیدی که به مکتب تبریز معروف است، به وجود آمد که درهنر نقاشی و فن تذهیب دوره‌های بعد تأثیر زیادی داشته‌است.

از تغییراتی که در طرز تذهیب و آرایش قرآن و کتاب در این دوره به وجود آمد، استفاده از اشکال هشت گوش و ستاره دوازده پر به صورت مرکب یا مجزا از هم بر سر لوح‌ها و نیز ستاره‌های آبی رنگ و گل‌های پرپر کوچک برای تزئین است. سر سوره‌ها نسبتاً پهن و با خط کوفی روی زمینه لاجوردی با شاخ و برگ درشت نقش شده‌است. در حواشی قرآن نیز گاهی نقش تزئینی از طرح‌های اسلیمی دیده می‌شود که از حیث رنگ آمیزی بسیار جالب است. علاوه بر رنگ طلا از الوان دیگر چون آبی، قرمز، سبز و پرتقالی نیز استفاده می‌شده، روی هم رفته در این دوره صنعت تذهیب به اوج کمال و ترقی خود رسیده‌است.

چون ایرانی‌های مانوی مذهب، کتاب دینی خود (ارژنگ یا ارتنگ) را که به وسیله مانی منقوش و مزین مزین دیده بودند بعد از ایمان آوردن به اسلام به تزئین قران رو آوردند. اما احتمالاً به دلیل اینکه اسلام شکل و تصویررا نهی کرده و مکروه دانسته هنرمندان برای ارضاء حس هنری خود به تزئین و تذهیب رو آوردند.

دوره تیموری از دوره‌های بسیار مهم و پررونق و اعلای هنر مذهّب کاری است. سلاطین تیموری همه مشوق هنر کتاب نویسی بوده‌اند که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آنها «بای سنقر میرزا» پسر شاهرخ بوده‌است. این شاهزاده علاوه بر اینکه خود به شخصه مردی هنرمند و بهره مند از فنون کتابت و خط و تذهیب و نقاشی بود، جمع کثیری از هنرمندان که از سراسر امپراتوری تیموری گرد آورده‌اند که در دربار و دارالعلم و کتابخانه‌ای که در هرات بنیاد نهاده بود می‌زیستند. در این شهر کاغذ ساز، خطاط، تذهیب کار، صحاف، رنگ ساب، نقاش و امثال این قبیل هنرمندان از اهمیت بالایی برخوردار بودند.کتب این شهر از نفیس ترین و زیباترین کتاب هائی است که تا کنون تهیه شده.

تذهیب ایرانی

 

 

 

 

 

 

در این زمان هنرمندان توجه زیادی به ترسیم اشکال، نباتات، گل‌ها، مناظر طبیعی و گاهی اشکال پرندگان کرده‌اند. قرآن‌های این دوره مخصوصاً آنها که برای شاهرخ و بایسنقر میرزا فراهم شده در زمره زیباترین تذهیب کاری هاست. طلا و لاجورد یکی از عوامل اصلی کار آنها بوده و در همه حال برای آرایش و تذهیب کتاب و قرآن از آنها استفاده می‌شده‌است. صنعت تذهیب که در دوره تیموری راه کمال پیمود در زمان صفویه نیز ادامه پیدا کرد. در این زمان زمینه‌ها معمولاً آبی رنگ است و تقسیم‌ها کوچکتر و به رنگ طلایی و سیاه دیده می‌شود. طرح‌های تزئینی نیز به رنگ سفید، زرد، سرخ، آبی و سبز است. تذهیب کاری و نقاشی با طلا در دوره صفویه ترقی کرد. بسیاری از نسخ باقی مانده از این زمان حاشیه بزرگی دارد که مناظر طبیعی، اشکال انسان و حیوان بر آن نقاشی شده و رنگ طلایی، سبز و زرد در آنها به کار رفته‌است. اما امروز تذهیب چه وضعیتی دارد؟   «در دوران معاصر ما با دو نوع تذهیب روبرو می‌شویم، اول تذهیب‌هایی که هنرمندان آن پایبند به اصول سنتی این هنر هستند. آثار این گروه از نظر فرم و شکل متنوع تر از گذشته شده‌است اما آن ساختار شکنی صورت نگرفته‌است. در واقع موتیوها، المان‌ها، نقوش پرندگان، گل‌ها و گیاهان همان هاست اما طرح‌ها و تا حد زیادی رنگ‌ها عوض شده‌اند. اما در دسته دوم نگاه متفاوتی وجود دارد که می‌تواند نوید بخش تحولاتی در آینده باشد.»

اتفاقی که در نگار گری ایرانی افتاد حالا دارد در تذهیب می‌افتد. استادانی چون فرشچیان نگاه سنتی به نگارگری دارند اما نگارگرانی مثل تاکستانی و مجید مهرگان نگاه متفاوتی دارند و بیان قلم آنها ضمن حفظ اصالت و به مضامین اسطوره‌ای جدید و امروزی نگاه می‌کنند. شاید این حرکت‌ها هنوز به صورت انفرادی باشد اما امیدواریم میان هنر جویان این رشته جایگاه این هنر محکم شود و سبک تازه‌ای در آن ابداع شود.»

 

تذهیب؛ زیبایی دیداری متون مذهبی

تذهیب

 استادان تذهیب، این هنر را در قسمت‌های مختلف متون مذهبی از جمله مصحف شریف و کتب ادعیه به کار می‌برند تا به صفحه‌های آن‌ها زیبایی دیداری ببخشند.

 هنرمندان تذهیب‌گر، کناره‌ و اطراف صفحه‌ها را با طرح‌هایی از جمله شاخه‌ و بندهای اسلیمی و ختایی، ساقه، گل‌ها و برگ‌های ختایی، شاخه‌های اسلیمی مزین می‌کنند.

شاید بتوان تاریخ آرایش و تذهیب قرآن را هم‌زمان با نوشتن آن دانست به این معنی که در ابتدا به منظور تعیین سر سوره‌ها، آیه‌ها، جزوه‌ها و سجده‌ها آن را به نوعی تزئین می‌کردند، رفته رفته علاقه مفرط مسلمانان به قرآن، هنرمندان را بر آن داشت تا در تذهیب آن دقت بیشتری به کار برند.

پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران به دوره ساسانی می‌رسد، بعد از نفوذ اسلام در ایران، هنر تذهیب در اختیار حکومت‌های اسلامی و عرب قرار گرفت و «هنر اسلامی» نام یافت اگرچه زمانی این هنر از بالندگی فرو ماند، اما مجدداً پویایی خود را به دست آورد

دقیقا نمی‌توانیم بگوییم منشاء این هنر ایران است، اما آن‌چه مسلم است این است که این هنر از دوران ساسانیان به صورت گچبری‌های دیوار و حتی پیش از آن به صورت نقوش روی سفالینه وجود داشته‌ است که بعد از اسلام این نقوش و حجاری‌ها وارد کتاب‌ها می‌شود و بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

از طرز تذهیب و آرایش قرآن‌هایی که قبل از قرن سوم هجری تدوین شده اطلاع چندانی در دست نیست، قرآن‌ها نفیس غالباً به دستور سلاطین و امراء وقت تهیه می‌شد و هنرمندان سعی می‌کردند آن‌را که به‌طرز بسیار عالی آرایش کنند.

قدیمی‌ترین قرآن‌های باقی مانده، نقش و تزئین آن‌ها تقریباً یکنواخت بوده فقط در صفحه اول و گاهی دو صفحه آخر با نقوش هندسی آرایش می‌شدند، سر سوره‌ها نیز غالباً دارای نقوش تزئینی بوده و عموماً در سمت راست آن‌ها یک یا چند گل درشت و ترنج طرح می‌زدند.

شروع سوره و اسم آن را هم به قلم زر می‌نوشته‌اند و نقطه‌های حروف را با رنگ قرمز و سبز یا زعفران و آب طلا مشخص می‌کردند، محل حزب و سایر علامات هم به همین شیوه مزین می‌شد.

پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران به دوره ساسانی می‌رسد، بعد از نفوذ اسلام در ایران، هنر تذهیب در اختیار حکومت‌های اسلامی و عرب قرار گرفت و «هنر اسلامی» نام یافت اگرچه زمانی این هنر از بالندگی فرو ماند، اما مجدداً پویایی خود را به دست آورد، چنان‌که در دورهٔ سلجوقی مذهـبان، آرایش قرآن‌ها، ابراز و ادوات، ظرف‌ها، بافته‌ها و بناها را پیشه خود ساختند و چندی بعد، در دوره تیموری این هنر به اوج خود رسید و زیباترین آثار تذهیب شده به وجود آمد.

چگونگی انجام یک اثر تذهیب

برای انجام یک اثر تذهیب، پس از آماده کردن بوم، طرح  مورد نظر را روی کاغذ پیاده می کنیم. با برداشتن طرح روی کاغذ کالک کار را ادامه می دهیم و سپس، آن را بر روی بوم اصلی برمی گردانیم. یعنی بر پشت کاغذ کالک مهره می زنیم.

پس از پیاده کردن طرح بر روی بوم، اطراف خطوط طراحی شده را با رنگی کم مایه قلمگیریو در پایان، خطوط مدادی را پاک می کنیم .

اینک مرحله ی طلا زدن فرا رسیده است. در اینجا، تمام خطوط ساقه ها و برگ ها را چنان که لازم باشد طلا می زنیم. سپس، طلا را مهره می کنیم تا برق بیفتد.

پس از مهره کردن، در صورت لزوم، گل ها و طرح های دیگر را رنگ می کنیم. قلمگیری طلایی ها و گل ها و سایه زدن آنها مرحله دیگری از کار تذهیب است که عمل لاجورد زدن را در پی دارد.

لاجورد زدن کار بسیار حساس و ظریفی است و  دقت در آن سبب می شود که خطوط ساقه ها ظرافت خود را حفظ کنند و خطوط طلایی یکنواخت باشند. بدین ترتیب است که تذهیبی زیبا، جالب و چشم نواز به دست می آید. در واقع، روش درست انجام دادن تذهیب همین است که سَدِه ها تجربه شده و به ما رسیده است.

در قدیم، در مکتب کشمیر، این روش مرسوم بود که ابتدا تمامی سطح مورد نظر را لاجورد می زدنند و سپس، با خطوط طلایی بسیار ظریف بر روی آن طراحی می کردند. آهسته مهره زدن مرحله بعدی کار تذهیب بود. این روش، امروزه مرسوم نیست.

گاهی اوقات، مُذّهبان برای راحتی کار، به غلط، ابتدا لاجورد می زنند و سپس ساقه ها را به رنگ طلایی در می آورند. این روش سبب می شود که نه تنها کار مهره زدن مشکل شود بلکه به هنگام طلایی کردن ساقه ها، طلا به اطراف لاجورد گیر کند و ساقه ها یکنواختی خود را از دست بدهند.

تذهیبی کامل را ارائه می دهد که شمسه ای کوچک برای حاشیه کتاب است.

ابزارهای تذهیب

نقاشان و مذهّبان قدیم، خود ابزارهای کار خویش را آماده می کردند و در این زمینه، تجربه ها آموخته بودند که این تجربه ها سینه به سینه نقل می شد. اما، بعدها این روش پسندیده به فراموشی سپرده شد و اکثر رموز کار از شاگردان مخفی ماند. چنان که تا به حال کتابی جامع در این باره نوشته نشده است.

برای تذهیب، نیاز به این ابزارهاست: قلم مو، طلا و نقره، مهره، کاغذ آهار مُهر شده، کاغذ پوستی، کالک و یا طرح سوزنی، رنگ، پرگار، ترلینگ و خط کش.

قلم مو

قلم مو را از موی سمور و موی پشت گردن گربه – بین دو کتف تا روی دم – درست می کنند. اغلب، موی زیر گلوی گربه را برای تهیه قلم مو مناسب دانسته اند؛ اما این نظر نادرست است.

روش درست کردن قلم مو یکسان است، ولی سلیقه ها متفاوت است. پس از چیدن مو از پشت گردن گربه، موها را با شانه ی کوچک و ویژه این کار از ته شانه می زنند تا تمامی کرکها از ته آن خارج شوند. موهای شکسته را نیز از موهای سالم  سوا می کنند و بیرون می ریزند. نوک موها را به اندازه مورد نیاز، وارد قالب می کنند. برای آنکه نوک موها در قالب نظم یابند و در یک خط قرار گیرند، ته قالب را به جای هموار می زنند. آنگاه  موها را از قالب در می آورند، خیس می کنند، ته آنها را با نخ می بندند و نوکشان را از انتهای شاه پرکبوتر – این پر را قبلا تمیز کرده اند و نوک آن را بریده اند – رد می کنند تا موها به نوک شاه پر برسند. پس از بیرون آوردن مقدار موی مورد نظر از نوک شاه پر، انتهای پر را چسب می ریزند و دسته ای را که ساخته اند به آن می چسبانند. اینک، قلم مو برای نقاشی کردن آماده است.

در قدیم، نقاشان بهترین قلم موها را می ساختند. این قلم موها کمی بلندتر و نوک تیزتر از قلم موهای امروزی بودند. این مساله را از چگونگی خطوط آمده در نقاشیهای قدیمی می توان دریافت. زیرا در این نقاشی ها ، پردازها کمی کشیده تر از پردازهای نقاشی هایی بودند که در خَـلق آنها از قلم موی گندمی شکل و کوتاه استفاده می شود.

امروزه، جنس قلم موهای ساخته ی اروپا از موی سمور و سنجاب است که البته، موی سنجاب به قلم مو کیفیت بهتری می دهد. اما در کشورهای جهان سوم از هر گونه موی موجود و در دسترس استفاده می شود. چنانکه در چین، انواع قلم مو با موهای مختلف و برای کاربردهای گوناگون تهیه می شود.

طلا و نقره

از طلا برای زیباتر کردن و هماهنگی بیشتر بخشیدن به یک طرح تذهیب استفاده می شود. در قدیم، به ویژه در عهد سلجوقی، ورق طلا را بر روی کاغذ می چسباندند و سپس، طرح هایی را بر روی آن پیاده می کردند. این رویه ی کار، به خصوص در هنر کتاب آرایی مصریان، بسیار دیده شده است.

بعدها، طلا را به وسیله ی سریشم و یا عسل حل می کردند ( عسل بهتر و راحت تر طلا را حل می کند) . سپس آن را می شستند، پاک می کردند و بعد از زدن بر روی کاغذ مورد نظر، آن را مهره می زدند و براق می کرد که به آن پخته می گفتند و یا آنکه طلای حل شده را مهره نمی زدند و در نتیجه، رنگ طلایی مات به دست می آمد (  طلای خام ) که امروزه این روش همچنان مرسوم است.

گاهی، طلا را با وسیله ای مانند سنجاق فشار می دادند تا فرورفتگی ایجاد شود که به آن «سنجاق نشان» می گفتند. این روش بیشتر در دوره ی قاجار مرسوم بوده است.

نقره هم برای رنگین تر کردن و متفاوت ساختن رنگهای تذهیب کاربرد دارد. نقره را به مانند طلا کوبیده و بعد با سر یشم و یا عسل حل می کردند. با افزودن نقره به طلا، رنگهای متفاوت به دست می آید. امروزه، از دفترچه های طلا که از اروپا وارد  می شود استفاده می کنند.

مهره

مهره را برای صیقلی کردن کاغذ و یا برای مهره زدن و براق کردن طلا و نقره به کار می برند. جنس مهره از عقیق و گاهی از یشم است. عقیق یمنی، بهترین عقیقی است که برای این کار مصرف می شود و عقیق های سلیمانی ایرانی، مصری و هندی نیز استفاده می شوند. امروزه، عقیق هندی بیشتر در دسترس است . این مهره ها به شکلهای گوناگون شاخی، سوزنی، تخت، پهن و ... ساخته می شوند و هر یک کاربرد خاص خود را دارند.

مهره هایی که برای صیقلی کردن کاغذ به کار برده می شوند بیشتر از صدفهای دریایی بزرگ هستند. در کتابخانه های سلطنتی از مهره های بزرگی استفاده می شده است که نمونه ی قدیمی آن در موزه ی توپقاپو سرای ترکیه مضبوط است.

کاغذ

امروزه برای پیاده کردن طرح از روی کاغذ فرعی ِ طراحی شده بر روی کاغذ اصلی ، از کاغذ پوستی یا کالک استفاده می شود ، ولی در قدیم این گونه نبوده است. در گذشته، طرح نقش شده بر روی کاغذ را به وسیله سوزن، سوراخ سوراخ می کردند. سپس، طرح سوزنی را روی کاغذ اصلی می گذاشتند و کیسه پارچه ای را که داخل آن مقداری خاکه ذغال بود بر روی طرح سوزنی می زدند. بدین ترتیب، طرح اصلی از لای سوراخ ها بر روی کاغذ اصلی نقش می بست. پس از پاک کردن خاکه های اضافه، طرح اصلی را با رنگ قهوه ای کم رنگ، قلمگیری می کردند. طرحی را که از کاغذ سوزنی بر روی کاغذ اصلی منتقل می شد «داغ» می گفتند.

امروزه، قلمزن های اصفهان، شیراز، تهران و شماری از دیگر شهرهای ایران از همین روش استفاده می کنند. کاربرد واژه ی کپی کردن، برای عمل برگرداندن طرح از روی کاغذ فرعی بر روی کاغذ اصلی، رایج است.

رنگ

رنگ از جمله مبحث های مهم نقاشی و تذهیب است. در گذشته، نقاشان و مذهّبان رنگهای  مورد نیاز را خود با سختی فراوان، تهیه و آماده می کردند. فقط در دربار سلاطین، رنگسازان به نقاشان در این زمینه یاری می دادند. بدین سبب، نقاشان در زمینه ی رنگسازی و ترکیب رنگ ها بسیار آزموده و دانا بودند.

امروزه به دلیل در دسترس نبودن تجربه های پیشینیان و کم تجربگی اکثر پژوهندگان داخلی و خارجی، درک نادرستی از فن رنگسازی گذشته وجود دارد. برای مثال اندیشه آمیختن رنگ سفید با لاجورد، برای کم رنگ کردن این سنگ ، درست نیست. لاجورد سنگی است بسیار خوشرنگ و زیبا که از دوره های ماقبل تاریخ، در ساخت زینتهایی چون گردن بند، انگشتری ، نشانها و لولها به کار می رفت. در قدیم، لاجوردشویان ایرانی، این سنگ را از بدخشان افغانستان می آوردند و می کوبیدند. آنان با سایش و شستن لاجورد، طی زمان کوبیدن این سنگ، رنگهای آبی متفاوتی از کم رنگ تا پررنگ را به دست می آوردند. از این رو، برای کم رنگ شدن لاجورد نیازی به افزودن رنگ سفید به لاجورد نیست، مگر در مواقعی که به رنگ آبی خیلی روشن احتیاج باشد.

گل اخرا، گل ماشی، زرنیخ سیاه ، سرخ و سبز، لاجورد، نیل، زنگار، سبز سیلو، شنگرف، سورنج و سفید رنگهایی هستند که در قدیم کاربرد داشتند.

پرگار، ترلینگ، خط کش

پرگار، ترلینگ، خط کش از دیگر ابزارهای مورد استفاده در هنر تذهیب هستند که در قدیم، در نهایت زیبایی و استحکام، در ایران ساخته می شدند.

 

واژگان تذهیب

در تذهیب، به مانند هر هنر دیگر واژگانی وجود دارد که برای یک تذهیب آموز، آگاهی بر آن واژگان ضروری است. کتاب «قانون الصور» در بیان شماری از این واژگان می نویسد:

چنین کرد اوستادم رهنمایی        که هست اسلیمی و دیگر ختایی

ز ابر و داغ اگر آگاه باشی  چو نیلوفر فرنگی خواه باشی

مکن از بند رومی هم فراموش     کنی چون اسم هر یک جای در گوش

در واقع، ابرک ، اسلیمی (اسلامی)، ختایی، داغ، فرهنگ، فصّالی، گره و ... اصول مترتب بر هنر تذهیب هستند که در اینجا تعریف موجزی از آنها می آید و سپس، در بخش چهارم از آن اصول به طور مشروح سخن گفته می شود.

ابرک

ابرک دایره هایی کوچک و به هم پیوسته است که در کناره ی صفحه ی کاغذ، نقاشی می شود و شکل ابر کوچک را نمودار می سازد.

اسلیمی (اسلامی)

اسلیمی تداوم هنر نقاشی دوره ی ساسانی و تکامل آن در دوره ی هنر اسلامی است. با نفوذ اسلام در ایران، تزئین قرآنها و کتابهای مذهبی اسلامی با نقشهای اسلیمی رواج یافت.

 

واژگان تذهیب (بخش دوم)

بند اسلیمی

بند اسلیمی همان بند رومی را گویند که به هم وصل می شود و زیبایی خاصی دارد.

تاج

تاج طرحی است در بالای صفحه ی تذهیب که شکل تاج را دارد و به گونه های مختلف است. از تمامی و یا نیمی از طرح تاج در تزئین سرلوحه ی کتابها استفاده می شود و نیم تاج، همان طور که از نامش بر می آید، 2/1 تاج است که در یک صفحه طراحی می شود.

ترصیع

ترصیع به معنای گوهر نشاندن است و در تذهیب، با نشاندن جواهر در جای گل و بوته، صفحه های تذهیب را به زیباترین شکل آذین می کنند.

اگر این کار از نظر مادی ممکن نباشد، تمامی صفحه ها و به ویژه صفحه های شروعی و پایانی کتاب را با طلا، شنگرف، لاجورد و زنگار تذهیب کامل می کنند. به صفحه ای که به صورت ترصیع تذهیب شده است «مرصع» گویند.

 

واژگان تذهیب (بخش دوم)

ترنج

ترنج نقشی است که از بند و شاخه ی اسلیمی و به اندازه های بزرگ، متوسط و کوچک تشکیل می شود. ترنج، گاه در حاشیه و گاه در سرلوحه ی صفحه های مُـذهـّب قرار می گیرد و نامهایی متفاوت می یابد. نصف یک ترنج را نیمه ترنج گویند که جدا از ترنج ، سر ترنج دربالا و یا پایین آنها قرار دارد و سرترنج، ترنجی بسیار کوچک است که در بالای ترنج اصلی قرار می گیرد و با یک خط کوتاه به ترنج اصلی وصل می شود.

جدول

جدول خطوطی بر دورادور صفحه ی مُذهـّب یا منقش است که گونه های مختلف دارد. کاربرد واژه ی سیم کشی به جای جدول درست نیست.

ختایی

ختایی از جمله نقشهای اساسی هنرهای تزئینی ایرانی است که از ترکیب گل، غنچه و برگ پدید می آید و هر گردش موزون آن را یک بند می خوانند.

داغ

داغ ، نشان طرحی است که بر روی کاغذی دیگر آمده باشد.

دهن اژدر

دهن اژدر،  نقشی است که به شکل دهان اژدها نمودار می شود. ظاهراً این نقش از دوره ی تیموریان رواج یافته است.

سرلوحه

/ 0 نظر / 209 بازدید