مینیاتور چیست ؟

عدم استفاده از پرسپکتیو درمینیاتور و همچنین استفاده نکردن از رنگهای ترکیبی از خصوصیات مینیاتور است البته استاد فرشچیان این قانون را به هم زده اند. و یک نقاشی ایرانی را بوجود آورده اند که در آن رنگها ترکیبی هستند و در آن پرسپکتیو و آناتومی‌را می‌توان دید. البته استاد فرشچیان که شخصیت جهانی دارند مذهب را به مینیاتور آورده اند و به آن روح بخشیده اند و با این کار جایگاه خاصی را برای مینیاتور بوجود آورد اند ولی این سوال مطرح است که چرا نسل ما نسل جسوری نیست و متأسفانه درمینیاتور پیروی و تداوم تقلید زیاد است.چه طور می شود  از این تقلید رهایی یافت و یکسری طرح‌های جدید را خلق کرد

نقاشی قهوه خانه ای

قهوه‌خانه‌داری از دوران صفوی در ایران رواج یافت. در سده‌های بعد در گوشه و کنار ایران ادامه یافت و محل اجتماع مردم کوچه و بازار در ساعت‌های فراغت آنان، به ویژه اوایل شب شد. با هجوم مردم به این چایخانه‌ها، که به قهوه‌خانه موسوم شد، معرکه‌گیران و نقالان و پرده‌داران نیز به این گونه‌ مکان‌ها سرازیر شدند و موجبات پیدایی نوع ویژه‌ای از نقاشی ایرانی یعنی «نقاشی قهوه‌خانه» را فراهم کردند.نقش بر دیوار که از دیر زمان در تالارها و اندرونی‌ها به صورت نقوش برجسته سنگی و سفالینه‌های لعابدار و بعدها به صورت کاشی و کاشی برجسته رواج یافت، در زمان صفوی به نقاشی روی گچ و سپس در دوره‌های بعد، تا اواخر قاجار، به استفاده از کاشی‌های نقش‌دار بر سر در اماکن و دیوار حمام‌ها، زورخانه‌ها و درون منازل اعیانی متداول شد. با جدا شدن نقاشی از دیوار، صاحبان چایخانه‌ها نیز به سفارش پرده‌هایی مناسب برای محل کسب خود پرداختند و برای این منظور، موضوع نقاشی‌ها به گونه‌ای انتخاب می‌شدند تا مورد علاقه مردمانی که در قهوه‌خانه وقت می‌گذراندند، قرار بگیرد. مثل صحنه‌های رزمی از داستان‌های شاهنامه فردوسی یا صحنه‌هایی از واقعه کربلا.نقاشی قهوه‌خانه با علیرضا نقاشباشی پدر حسین قولر شروع می‌شود. مدبر و قولر هر دو از شاگردان او بودند. این‌ها پیشگامان مکتب قهوه‌خانه هستند. سپس غدیرعلی، اسمال آرتیس، محمد رحمانی، یدالله عدالت‌جو، عباس بلوکی‌فر، حسن اسماعیل‌زاده، اسماعیل کیانی به جمع این نقاشان اضافه می‌شوند. حسین همدانی و محمد فراهانی هم به ساختن پرده‌های درویشی پرداختند که سابقه این پرده‌ها به دوران زند و قاجار مربوط می‌شود.گاهی اوقات قولر و مدبر با هم روی یک اثر کار کرده‌اند. با دقت بر پرده‌های آنان این موضوع به روشنی مشاهده می‌شود، زیرا تکنیک و شیوه کار این دو با هم تفاوت بسیار دارد. قلم‌گیری که از شاخصه‌های کار قولر است، یعنی یک خط سیاه که به دور اشیاء و اجسام و انسان‌ها به کار رفته و در کار مدبر با نمایش حجم به وسیله سایه روشنی صورت گرفته است. بنابراین کار آنان از لحاظ ساخت و ساز و پرداخت، شباهتی با هم ندارد. در این باره گاهی مشاهده شده که امضاء قولر و مدبر هر دو، در پای یک اثر بوده است.مدبر، اواخر عمر در مغاز مرشد محمد، واقع در بازارچه کلعباسعلی حوالی میدان حسن‌آباد کار می‌کرد. پس از مرگ او تعدادی تابلو طراحی شده و نیم تمام نیزد مرشد باقی مانده بود. تابلوی روز عاشورا از آثار مهم محمد مدبر است. در وسط تابلو امام حسین(ع) سوار بر اسب دیده می‌شود در حالی که حضرت علی‌اصغر(ع) را در آغوش گرفته، و در بخش زیرین تابلو حضرت قاسم(ع) سر بریده ازرق را در دست دارد و حضرت علی‌اکبر(ع) شمشیرزنان به جلو می‌تازد. حضرت عباس(ع) شمشیر خود را در کمر خصم فرود آورده است. در چهار طرف امام حسین(ع)، انبیاء و ملائک، امامان و جن‌ها صف کشیده‌اند. امامان با‌هاله‌ای از نور، رسولان با انبوهی از موسی سپید و ملائک با بال‌های برافراشته و جن‌ها با شاخ‌ و گوش‌های بلند و پای سم‌دار مشخص شده‌اند.عباس بلوکی‌فر شاگرد حسین قولر بود. او به سرعت الفبای کار را آموخت و سپس به تهیه تابلو پرداخت و در این زمینه تبحر و تسلط پیدا کرد و در رنگ‌آمیزی و ساخت و ساز به درجه‌ استادی نائل شد. نخستین تابلوهایی که توسط بلوکی‌فر کشیده شده (که شاید بهترین آثارش همان‌ها باشند) تابلوهایی است که با دقت بسیار و در نهایت حوصله تهیه کرده، برای (محمدعلی کیخسرو و یا ارباب کیخسرو) قهوه‌چی معروف تهران کشیده است. این آثار که چهار عدد است در مجموع در مدت شش سال به انجام رسید. که البته این دوران مداوم نبوده و به گفته سفارش‌دهنده آثار، در طول این مدت (۶ سال) گاه‌گاه روی آن‌ها کار شده است. با توجه به اینکه تولد بلوکی‌فر در سال ۱۳۰۳ بوده، می‌توان دریافت که او در سن ۱۵ سالگی نقاش ماهری بوده است، زیرا تابلوی رستم و سهراب او تاریخ ۱۳۱۸ و بارگاه کیخسرو ۱۳۲۴ را نشان می‌دهد. قهوه‌خانه محمدعلی خسرو در منطقه سنگلج تهران، روبه‌روی در غربی پارک شهر از یک مغاز دو دهنه با فضایی به مساحت ۸ در ۸ متر مربع تشکیل می‌شد که در انتهای ضلع غربی این سالن به باغچه‌ای منتهی می‌گردید که درختانی داشت و تابستان‌ها مشتریان بساط خود را زیر این درخت‌ها پهن می‌کردند.بدون شک پس از حسین قولر، دومین کسی که در شکل‌گیری شخصیت‌ بلوکی‌فر مؤثر بوده، محمدعلی‌ خسرو بوده است. البته تابلوهای دیگری هم از بلوکی‌فر قابل اشاره‌اند. از جمله تابلوی بارگاه فریدون در ابعاد ۱۳۰ در ۱۸۰ که به دستور سیدعلی میری ساخته شده است. بلوکی‌فر به تدریج توجه قهوه‌داران آن زمان را یکی پس از دیگری به خود جلب کرد.آثار بلوکی‌فر را بایستی به دو دوره تقسیم کرد: ابتدا آثاری که همزمان با محمد مدبر و حسن قولر کشیده که با آن‌ها و در کنار آن‌ها به وجود آورده است. این دوره تا سال ۱۳۳۰ و مربوط به زمانی است که هنوز رادیو و تلویزیون به قهوه‌خانه‌ها راه نیافته بود و دوره دوم، آثاری است که بیست سال بعد و تا پایان عمر کار کرده است.پس از ورود لوازم صوتی و تصویری که با استقبال مردم روبه‌رو شد، نقال‌ها خانه‌نشین شده و تابلوهای قهوه‌خانه به انبارها سرازیر شد و اگر در یک قهوه‌خانه تابلویی یافت می‌شد، در زمره اسباب و اثاثیه آن مکان به حساب می‌آمد. در این زمان بود که «مارکو» هنگامی که گالری استتیک را در میدان فردوسی داشت، به جمع‌آوری این آثار پرداخت. مارکو، قولر و مدبر را هم پیدا کرده و نزد خود برد و با آن‌ها دوستی‌ها داشت و با عطوفت و مهربانی رفتار کرد؛ مارکو می‌گفت: «قولر و مدبر از هم گله‌هایی هم داشتند که در تنهایی با من در میان می‌گذاشتند.» پس از مارکو، منیر فرمانفرمائیان بخش دیگری از این آثار را جمع‌آوری کرد. این دو مجموعه سرانجام توسط دولت وقت خریداری شد و اکنون در کاخ سعدآباد نگهداری می‌شوند.پس از این نمایشگاه بود که ده‌ها نفر به این آثار علاقه‌مند شدند و به جمع‌آوری بقایای تابلوهای قهوه‌خانه شتافتند و آرزوی داشتن اثری از این دست را در سر می‌پروراندند. انبوه این تقاضاها، سبب شد که بازماندگان نقاشان قهوه‌خانه‌ چون بلوکی‌فر، فتح‌الله (پسرخوانده قولر)، حسن اسماعیل‌زاده و حسین همدانی، به سرعت به تقلید و تکثیر این نقاش‌ها بپردازند. حتی با کهنه کردن آن‌ها سعی بر آن می‌شد تا جایی که بتوانند آن‌ها را به جای آثار قدیمی به فروش برسانند.

این نمونه‌های تقلیی که با کیفیتی نازل تولید می‌شد، سبب گردید افراد دیگری هم که در حاشیه این شغل قرار داشتند، به رج زدن این نقاش‌ها، اما در حد ابتذال همت گماشته، بنابراین همان بلوکی‌فر که برای هر گوشه از کارش ساعت‌ها در تفکر بوده و روی جزئیات اثر با تأنی و تأمل کار کرده، همراه با بقیه همکارانش به تولید انبوه همان آثار پرداختند و حتی نام سفارش‌دهندگان قدیمی را زیر تابلوی خود ذکر می‌کردند.

این نقاشان چون بخش اعظم آثارشان به ترسیم وقایع کربلا در روز عاشورا مربوط می‌شد، به نقاشان مذهبی معروف شده، در زمره خادمان اهل‌بیت درآمدند و در این سه دهه اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفتند. حتی زندگی‌نامه و سرگذشت آن‌ها موضوع پایان‌نامه تحصیلی بسیاری از دانشجویان دانشگاه شده است. بعضی از آن‌ها مانند بلوکی‌فر نیز به مقام استادی دانشگاه رسیدند.

/ 3 نظر / 167 بازدید
محمد رضا

واقعا محشره.برای وبلاگتون هم خیلی زحمت کشیدید.واقعا استفاده کردم.سپاس /mmmmmrrrrr.blogfa.com

محمد رضا

واقعا محشره.برای وبلاگتون هم خیلی زحمت کشیدید.واقعا استفاده کردم.سپاس /mmmmmrrrrr.blogfa.com

محمد رضا

واقعا محشره.....................................سپاس