بر گزاری نمایشگاه آثار فاطمه کمانه در فرهنگسرای گلستان

 

  

 

 

 


نمایشگاه « آثار نگارگری و نقاشی فاطمه کمانه دوم اردیبهشت ماه 1391 ساعت 17 تا 19 ، در نگارخانه فرهنگسرای گلستان گشایش یافت.

 این نمایشگاه تا 14 اردیبهشت میزبان عموم بازدیدکنندگان  بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 30 نظر / 140 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

نمایشگاه پرباری داشتید افسوس که دیر فهمیدم. انشاءالله در نمایشگاه بعد موفق به دیدن آثارتان باشم.بدرود

پریا

فراموشم نکن.... این عنوان وبلاگ من هست خوشحال میشوم استادی چون شما برایم نظر بگذارد.خودم هم در حد نظر گذاشتن برای بزرگی چون شما نمی بینم .[ماچ]

آفتاب

می توانی دوستم بداری برای آنچه که هستم نه انچه که می خواهی ! دوستت دارم به خاطر آنچه که هستی.پس سلامت میکنم و[گل]نگاهم را تعارفت میکنم.درود بر استادم

حمید

عالیه خیلی دوست داشتم.چقدر پر تلاشید در پناه ایزد منان

نگهبان سکوت

اندکی فکر کن ... به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند......... ....... سلام استاد : منتظر نظر شما هستم

فائزه

درود بر شما در وبلاگ ادبی ،هنری ام منتظرتان هستم تشریف بیاورید تا مقدمتان را گلباران کنم

احمد

ممنون از حضور گرمت و ممنون از زحماتت واقعا عالیه دستت درد نکنه منم همه کار هنری رو بدون کلاس تجربه داشتم و تا حدودی بلدم ولی فعلا متمرکز روی سنتور نوازی جدیدا ساخت وب هستم کلا عاشق هنر و موسیقی ام وبتون را لینک کردم ودر قسمت عکسای مینیاتوری قسمتی از طرح هاتونو گذاشتم ولی متاسفانه بعضی لود نمیشه با عرض پوزش از تسدیع اوقات شریف احمد رضی از مراغه[گل][گل][گل]

نقاشي

سلام استاد ارجمند واقعا زيباست اميدوارم از كارهاي جديد شما بتونم استفاده لازم را ببرم.[گل]

لیلی

مگه ورود آقایون ممنوع نبود پس اونهمه آقا اونجا چیکار میکنن؟در ضمن نقاشیاتو عالیه همچنین پشتکارتون ممنون

مهتاب

شیشه ای می شكند... یك نفر می پرسد...چرا شیشه شكست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكست، عابری خنده كنان می آمد... تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ كس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا [قلب]