مینیاتور نوین

وبلاگ تخصصی طراحی ، نقاشی و مینیاتور فاطمه کمانه : آموزش ، مشاوره ، فروش آثار


برگزیده آثار ونسان ون گوک

 

قرن نوزدهم، در هنر مساوی با انقلابی است که اتفاق می افتد. همه شئون و رشته های هنری تحت تاثیر اندیشه، تکنولوژی و سیاست قرار می گیرند. علم که هر لحظه پررنگ تر می شود دخیل در اندیشه هنرمند می گردد.
نقاشی قرن نوزدهم به سهولت مسائل معماری، قابل تشریح و توصیف نبود. با این همه فهم ریشه های آن درخور اهمیت است. زیرا از همین احساس حرکتهای مختلفی شکل گرفت؛ که امروز عموما با عنوان هنر مدرن شناخته می شوند. چه بسا برخی امپرسیونیست ها را پیشاهنگان هنر مدرن بدانند، زیرا آنها بودند که پاره ای از قواعد نقاشی را که در آکادمیها تدریس می شد، به چالش می گرفتند. ولی نباید فراموش کنیم که اهداف امپرسیونیست ها چیزی متفاوت از همان سنتهای هنر نبود که از زمان کشف طبیعت در رنسانس تکامل یافته بودند. آنها نیز می خواستند طبیعت را به گونه ای که می بینیم تصویر کنند، و کسی که دید روشنی از این مسائل پیدا کرد سزان بود. همگام با او «ون گوک» هم به نقاشی می پرداخت.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌


ون گوک در سال ۱۸۵۳ در هلند، از پدری کشیش به دنیا آمد. او اعتقاد دینی عمیقی داشت و مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ بلژیک به عنوان مبلغ غیرروحانی مسیحی فعالیت کرد. پس از مواجهه با آثار میلر عمیقا تحت تاثیر نقاشی او و پیام اجتماعی آن قرار گرفت. و تصمیم گرفت که خود یک نقاش بشود. برادر جوانترش یک مغازه تابلوفروشی را اداره می کرد که باب آشنایی او را با نقاشان امپرسیونیست گشود.
ونسان در انزوای خود خواسته خویش در «آرل» همه اندیشه ها و امیدهایش را در نامه هایی به برادرش که به صورت خاطره نگاریهای روزمره درآمده بود می نوشت. این نامه ها که به دست هنرمندی بی ادعا و تقریبا خود آموخته نوشته شده که حتی به خواب هم نمی دید که چه آوازه بلندی انتظارش را می کشد، از جمله تکان دهنده ترین و شورانگیزترین آثار ادبی است. در این نامه ها، رسالتی که نقاش در خود احساس کرده، تلاشها و کامیابیها، تنهایی غمبار و آرزوی داشتن مصاحبی همدل به خوبی محسوس است و می توان دریافت که ونسان در چه فضای سنگین و فشار آوری جان مایه خویش را در کار می نهاده است. در کمتر از یک سال، در دسامبر ۱۸۸۸ دچار حمله عصبی و اختلال روانی شد. در مه ۱۸۸۹ به یک آسایشگاه روانی رفت، ولی در فاصله های بهبود موقت هم چنان کار نقاشی را دنبال می کرد. این عذاب و رنج چهارده ماه دیگر ادامه یافت.
او هنگام مرگ سی وهفت سال بیشتر از سنش نمی گذشت و سالهایی که به نقاشی اشتغال داشت از ده سال تجاوز نمی کرد. تابلوهایی که موجب شهرت وی گردیده است در طول سه سالی کشیده شده که متناوبا گرفتار حمله های عصبی و افسردگی بوده است.
گلهای آفتابگردان، صندلی خالی، درختان سرو و بعضی از پرتره هایش به صورت تصاویر چاپی شهرت جهانی یافته اند و در بسیاری از اتاقهای ساده مردم عادی دیده می شوند. این دقیقا همان چیزی است که ون گوک می خواست. دوست داشت که تابلوهایش تاثیربرانگیزی مستقیم و قوی چاپ نقش های رنگی ژاپنی را داشته باشد که بسیار تحسینشان می کرد. آرزو داشت که هنر صاف و ساده ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، بلکه مایه شعف و تسلای خاطر همه انسانها باشد.ولی به سادگی نمی توان به هر دو مقصود نائل آمد.
ون گوک از تک ضربه های قلم مو نه تنها برای تجزیه کاری رنگ استفاده می کرد، بلکه می خواست با بهره گیری از این شیوه، هیجان درونی خود را ابراز کند. همان طور که در یک نامه اش می گوید: زمانی که غلیان احساسات چنان شدید می شوند که آدمی بی آنکه بداند چه می کند به کار خود ادامه می دهد. و ضربه های قلم مو با همان توالی و پیوستگی کلمات بی اختیار پشت سر هم زده می شوند. حرکات قلم موی ون گوک هم، بیانگر حالات روحی وی به هنگام کشیدن هر تابلو است.
در این آثار، شیوه فوق بیشتر معرف استادی فوق العاده نقاش، ادراک سریع و توان جادویی اش در تجسم یک رویت خیال انگیز است. این شیوه در ون گوک برای انتقال عوالم روحی نقاش به کار آمده است. ون گوک دوست داشت که از اشیا و صحنه هایی نقاشی کند که قابلیت کامل این شیوه نوین را نشان دهند، نقش مایه هایی که در آنها بتواند با قلم مویش هم طراحی کند و هم رنگ گذاری و همان گونه که نویسنده به کلماتش تاثیر می گذارد، بر ضخامت و غلظت رنگهایش بیفزاید.
ون گوک چنان شور آفرینش داشت که نه تنها برای بازنمایی اشعه خورشید بلکه برای به تصویر درآوردن اشیای ساده و معمولی و دم دستی در خود شوقی وافر احساس می کرد، اشیایی که هیچ کس پیش از وی درخور به تصویر درآوردنشان نیافته بود. بدیهی است که بازنمایی صحیح، و نزاع آنها با استادان محافظه کاربیشتر بر سر راه رسیدن به هدف بود نه خود هدف.کند و کاو آنها درباره انعکاس رنگ ها و تجربه هایشان در خصوص تاثیر حرکت آزادتر قلمو، همه در جهت به دست آوردن نسخه کامل تری از برداشت های بصری بود. در واقع صرفا در امپرسیونیسم که تسخیر طبیعت به کمال رسید، یعنی هر چیزی که در معرض دید نقاش قرار می گرفت می توانست به نقش مایه یک تابلو بدل شود، و جهان واقعی در همه جنبه های مختلفش به موضوع ارزشمندی برای مطالعه نقاش تبدیل شد. شاید درست همین پیروزی کامل روش های آنها بود که برخی از نقاشان را در قبول آن روش ها به درنگ واداشت. گویی کوته زمانی این تصور پیدا شده بود که همه مسائل هنر نقاشی که هدفش تصویرسازی از برداشت بصری بود حل شده است، و دیگر چیز بیشتری از دنبال کردن این هدف ها حاصل نخواهد شد.
در هنر کافی است که یک مسئله حل شود تا چندین و چند مسئله دیگر جای آن را بگیرد. شاید نخستین دل مشغولی اصلی ون گوک نبود. او از رنگ ها و شکل ها برای بیان احساس خود درباره اشیایی که می کشید و احساسی که می خواست دیگران درباره آنها داشته باشند، استفاده می کرد.
ون گوک خواهان آن بود که تابلوهایش بیانگر احساسش باشند، و اگر کج و معوج کردن شکل ها به هدفش کمک می کرد، از آن ابایی نداشت.
این مسئله فی نفسه مسئله تازه ای در عالم هنر نبود. تسخیر طبیعت و ابداع ژرفانمایی در هنر قرن پانزدهم ایتالیا، ترکیب بند ی های ساده و روشن نقاشی های قرون وسطی را به سوال کشید. حال همین مسئله در سطحی متفاوت، بروز کرده بود. محو خط کناره های قوی در نور مرتعش و کشف سایه های رنگین به وسیله امپرسیونیست ها بار دیگر مسئله تازه ای را به وجود آورده. چگونه این دستاوردها می توانستند، بدون از بین رفتن وضوح و نظم، حفظ شوند؟
در نقاشی اتاق ون گوک به خوبی ردپای تمامی این گذرها مشخص می شود. ون گوک نقاشی است غریزی، مبتنی بر احساس ناب، او با دریافتش و حسش به سراغ نقاشی می رفت. او در نقاشی تحلیلی ارائه نمی داد و صرفا درباره اجرای آثارش در نامه ها با برادر خود سخن می گفت: مثال آن نامه ای است که برای برادر توضیح داده که چگونه می تواند و می خواهد اتاق خود را نقاشی کند. این بار موضوع تابلو همان اتاق خواب خودم است، اتاقی که فقط در آن رنگ اهمیت دارد، و ضمن آن که با سادگی و یکدستی خود شکوهی به اشیاء داده است نشان می دهد که این اتاق چیزی جز محل خواب و استراحت نیست. خلاصه بگویم، نگاه کردن به این تابلو باید موجب استراحت فکر و بیشتر از آن، آسودگی خیال گردد.
دیوارها بنفش کم رنگ اند. کف اتاق از کف پوش های قرمز رنگ و رو رفته پوشیده شده است. چوب تختخواب و صندلی های زرد خردلی است، و ملافه ها و بالش ها دارای رنگ زرد لیمویی اند. روتختی رنگ سرخ دارد و پنجره سبز است. میز توالت دارای رنگ نارنجی است.
و تنگ و کاسه روی آن آبی رنگند. درها آبی کبودند. همین و بس، هیچ کرکره بسته ای در این اتاق وجود ندارد . پت وپهنی وسایل دلالت دیگری بر سکون سنگین و مطلق این اتاق است. پرنده ها روی دیوارند و همین طور آینه، حوله و رخت و لباس، قاب این تابلو، چون رنگ سفید در تصویر وجود ندارد، سفید خواهد بود. این تابلو واکنش در برابر فشار آن سکونی است که من ناچار به قبولش شده ام.
فردا تمام روز روی آن کار خواهم کرد، ولی می بینم و می بینی که مفهوم آن چه قدر ساده است. در آن نه سایه روشن رنگها وجود دارد و نه سایه های ایجاد شده بر اثر نور، بلکه مانند باسمه های ژاپنی با رنگهای صاف و یکنواخت رنگ آمیزی شده است.
ون گوک با دریافتش از رنگ و نقش نام خود را در تاریخ برجای گذاشت. افسوس که درزمان حیاتش به تنهایی و سرگشتگی گذشت. امروزه در غیاب او آثارش بسیار گران فروخته می شود. نقاشی که در زمان حیاتش فقر گریبانگیرش بود. ونسان دیگر مانند هر روز بومش را زیر بغلش نمی زند تا به مزرعه ای مملو از کلاغ برود. سه پایه اش را علم کند و غروب را بنگرد. آقای نقاش تند و پشت سر هم مزرعه را نگاه می کند و با هر ضرب قلم محکم غروب پاییز مزرعه را به تصویر می کشد.

 

 

تئو ون گوگ (سمت راست) گوش های گردتر و ریش تنک تری نسبت به ونسان ون گوگ (سمت چپ دارد)

کارشناسان هنری به این نتیجه رسیده اند که یکی از پرتره های ونسان ون گوگ، نقاش مشهور هلندی به خودش تعلق ندارد و تصویرگر برادرش، تئو است.
گفته می شود این اثر که در موزه ون گوگ در آمستردام به نمایش گذاشته شده است، تنها تصویر به جا مانده از
تئو ون گوگ است.
لیندا سنوک، سخنگوی موزه ون گوگ با اشاره به رابطه نزدیک دو برادر گفت فقدان اثری که تصویرگر تئو باشد برای بسیاری از مردم خنده دار بود.
به نظر می رسد پرتره تئو به سال 1887 که دو برادر با هم در پاریس زندگی می کردند، تعلق داشته باشد.
کشف جدید درباره اثر ون گوگ به وسیله لوئیز ون تیلبورگ، مدیر محققان موزه انجام شد. او پس از مقایسه این تابلو با یک پرتره دیگر ون گوگ که ازخود کشیده بود، به این نتیجه رسید که تابلوی مورد نظر به تئو تعلق دارد.

با توجه به شباهت فیزیکی دو برادر، آقای ون تیلبورگ متوجه چند تفاوت جزئی مانند شکل گوش ها و رنگ ریش ها شد. ریش تئو کامل نیست که با عکس های موجود از آن زمان منطبق است و گوش های گردتری نسبت به برادرش ونسان دارد.
پرتره مشهور دیگر ون گوگ از خود که گوش بریده اش را نشان می دهد، بعدها کشیده شد.
پرتره تئو مدت ها در انبار نگهداری شده بود ولی در حال حاضر در مجموعه ای از یافته های تازه از آثار ون گوگ که مربوط به سال 1885 تا 1888 است، به نمایش گذاشته شده است.

ونسان ون گوگ، نقاش پست امپرسیونیست هلندی در سال 1890 خودکشی کرد.

 

 

 

ونسان ون گوگ در سال ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر "اور سور اواز" در فرانسه درگذشت.

نویسندگان یک زندگینامه جدید ونسان ون گوگ می گویند این نقاش مشهور هلندی، برخلاف تصور عمومی خودکشی نکرده است.
"استفن نایفه" و "گرگوری وایت اسمیت" معتقد هستند که به احتمال قوی ون گوگ به طور تصادفی هدف اصابت گلوله شلیک شده از یک تفنگ "معیوب" قرار گرفته که دو پسر نوجوان با آن بازی می کردند.
این دو نویسنده با همکاری بیش از ۲۰ مترجم و محقق بعد از ۱۰ سال مطالعه به این نتیجه رسیده اند. آنها می گویند برای نوشتن زندگی نامه ون گوگ مدارک زیادی را مورد بررسی قرار داده اند، از جمله هزاران نامه نوشته شده توسط او که تا کنون ترجمه نشده بوده است.

قتل غیر عمد؟
ون گوگ در دوره ای که در مسافرخانه "اوبرژ راوو" اقامت داشت، برای نقاشی به مزارع گندم اطراف آنجا می رفت.
مدتهاست که این تصور عمومی وجود دارد که نقاش هلندی در یکی از این مزارع گندم گلوله ای به خود شلیک کرد و بعد مجروح به مسافرخانه بازگشت و مدتی بعد جان سپرد.
اما استفن نایفه می گوید : "برای ما کاملا روشن بود که او (ون گوگ) به نیت خودکشی به مزارع گندم نرفت".
او افزود :"شرح حادثه ای که در شهر اور رخ داد، به اعتقاد کسانی که او (ون گوگ) را می شناختند، این بود که وی تصادفا هدف اصابت گلوله شلیک شده توسط دو پسر نوجوان قرار گرفت و بعد تصمیم گرفت که برای حفاظت از آنها، مسئولیت واقعه را بر عهده بگیرد".

به گفته آقای نایفه، جان روالد، مورخ سرشناس در هنگام سفرش به شهر اور در دهه ۳۰ میلادی، شرح مشابهی از این ماجرا را ثبت کرده بود و شواهد دیگری هم که کشف شده همین روایت را تایید می کند.

یکی از شواهد جدید به دست آمده روایتی است مبنی بر آنکه گلوله با زاویه به قسمت فوقانی شکم ون گوگ اصابت کرده و نه بطور مستقیم. در حالی که در صورت خودکشی انتظار می رود گلوله به طور مستقیم به فرد اصابت کند.

استفن نایفه در ادامه این روایت را نقل می کند که: "دو پسر نوجوان که یکی از آنها لباس گاوچرانها را به تن کرده بود و تفنگی معیوب در دست داشت، به همراه ونسان در طول روز مشغول میگساری بودند".
او می گوید با توجه به وجود یک تفنگ معیوب در دست دو پسر نوجوان که دوست دارند ادای گاوچرانها را دربیاورند و در نظر گرفتن این که احتمالا هر سه نفر هم مست بوده اند، سناریوی "قتل غیر عمد بسیار محتمل تر به نظر می رسد".

از سوی دیگر گرگوری وایت اسمیت، نویسنده دیگر زندگی نامه جدید ون گوگ می گوید نقاش مشهور "نیت خودکشی نداشته اما زمانی که با مرگ و یا خطر آن مواجه شد، خود را تسلیم مرگ کرد".
او گفت که پذیرش مرگ توسط ون گوگ "حرکتی در جهت ابراز عشق به برادرش بود، برادری که او خود را سربارش احساس می کرد".
به گفته این نویسنده، در آن زمان ون گوگ در فروش آثارش ناموفق بود و برادرش "تئو" معاش او را تامین می کرد.

 

 

 

نویسنده یک کتاب جدید مدعی شده است که ونسان ون گوگ، نقاش مشهور هلندی، گوش چپش را خود نبریده، بلکه در دعوایی با پل گوگن، نقاش فرانسوی آن را از دست داده است.
تا مدت ها محققان بر این باور بودند که ون گوگ، که به نوعی بیماری روانی دچار بوده، بعد از دعوایی در شهر آرل در جنوب فرانسه، گوش خود را با تیغ بریده است. اما در کتابی که به تازگی و بر اساس تحقیقات پلیس در آن زمان منتشر شده، آمده است که گوگن با ضربه شمشیر گوش ون گوگ را بریده است. نویسنده این کتاب می گوید در روایت رسمی از ماجرای کنده شدن گوش ون گوگ تناقض هایی دیده می شود.

اظهارات شاهدان
این کتاب با عنوان " ون گوگ: پل گوگن و پیمان سکوت " نتیجه ده سال تحقیقات دو محقق آلمانی به نام های هانس کافمن و ریتا ویلدگانس است.

این دو نفر اظهارات شاهدان و نامه های رد و بدل شده میان دو هنرمند را بررسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که دعوای این دو نقاش در نهایت به این منجر شده که گوگن، که علاقه مند به شمشیربازی بوده، گوش دوستش را بریده است. ظاهراً بعد از این حادثه، گوگن تکهُ گوش ون گوگ را در پارچه ای پیچیده و به یک روسپی به نام راشل داده است.

آقای کافمن می گوید مشخص نیست که این واقعه عمدی بوده یا بدون قصد قبلی اتفاق افتاده است. در هر صورت هر دو نقاش توافق می کنند تا داستان ساختگی بریدن گوش توسط خود ون گوگ را در بازجویی پلیس مطرح کنند تا گوگن مجازات نشود.

هانس کافمن می گوید روایت رایج از این ماجرا بر شواهد متناقض و ناممکن بنا شده است و قابل اعتماد نیست. او به روزنامه فرانسوی فیگارو گفت: " تا آنجا که به ون گوگ مربوط می شود، او هیچ چیزی را تایید نکرده است. رفتار دو نقاش و نقل قول های مختلف از آنها نشان می دهد که آنها حقیقت را پنهان می کردند."

 

ونسان ون گوگ، هلندی سرگردان

 

 

 

نگاهی روانشناختی به زندگی ونسان ون گوگ
▪▪ نکته ها
1)درک بسیاری از جنبه های فرد خلاق برای دیگر انسان ها مشکل است و گاه این صفت بیش از ظرفیت وجودی و تحمل فرد شده و خطر آن وجود دارد که انسان را در خود غرق کند.
۲)با توجه به سیر زندگی ون گوگ و در کنار هم گذاشتن علائم مختلف وی و تظاهرات رفتاری او مناسب ترین تشخیصی که شاید بتوان با استناد به معیارهای تشخیصی روانپزشکی مطرح کرد «اختلال شخصیتی مرزی» باشد.
3)استعداد خلق یک اثر هنری برای فرد مبتلا به پریشانی روحی موهبتی است که می تواند به عنوان یک دریچه اطمینان در زمان های بحرانی عمل کند.
خلاقیت به عنوان یک صفت فردی از ترکیب انگیزه، استعداد و ویژگی های شخصیتی و دخالت روندهای عقلانی و شناختی به وجود می آید. این ویژگی با آنچه که از آن به عنوان استعداد و نبوغ شناخته می شود متفاوت است. می توان چنین گفت که داشتن استعداد شرط لازم برای عملکرد خلاقانه بوده اما کافی نیست.

از آنجا که فرد خلاق صاحب چیزی است که انسان های عادی فاقد آن هستند درک بسیاری از جنبه های روانی و شخصیتی وی برای دیگر انسان ها مشکل است و گاه چاشنی این صفت بیش از ظرفیت وجودی و تحمل فرد شده و خطر آن وجود دارد که انسان را در خود غرق کرده و کنترل وی را به دست گیرد. نویسنده در مورد رابطه میان خلاقیت و جنون در جایی دیگر سخن گفته است. در این نوشتار به عنوان نمونه ای مشخص از یک انسان خلاق که در نهایت غرق در خلاقیت خود شد و مرزهای سلامت عقل را درنوردید به زندگی نقاش هلندی ونسان ون گوگ می پردازیم.
▪ شرح حال
در ۳۰ مارس ۱۸۵۳ درست یک سال پس از فوت برادرش اولین فرزند خانواده که نام او نیز ونسان بود پا به دنیا گذاشت. اولین ثمره ازدواج تئودور و آناکورنلیا بیش از چند هفته زنده نماند و ونسان دوم که درست در سالروز فوت برادر بزرگتر به دنیا آمد همیشه احساس «فرزند بدلی» بودن را با خود حمل کرد. شاید بتوان گفت که چنین احساسی از خویشتن بدل به هسته اصلی احساس سرگشتگی و مشکلات هویتی او در آینده شد.
تحصیلات مدرسه ای خود را تنها تا ۱۵سالگی ادامه داد و پس از ترک مدرسه هرگز موفق به از سرگیری آموزش رسمی نشد. از آنجا که عموهای وی به خرید و فروش آثار هنری اشتغال داشتند مدتی به این سو متمایل شد و در هلند، لندن و پاریس در فروشگاه هایی که به خانواده ون گوگ تعلق داشت به کار مشغول شد، اما روح سرکش و ناآرام او تحمل رعایت نظم و دیسیپلین خاصی را که یک فروشنده باید در برخورد با مشتری ها از آن برخوردار باشد نداشت و پس از آنکه نظر خود را بدون پرده پوشی در مورد انتخاب یکی از خانم های مشتری بیان کرد مجبور به ترک کار خود شد.
در ۲۳سالگی در حالی که احساس می کرد در عالم هنر توفیقی نیافته تصمیم به ترک آن گرفت. به انگلیس برگشت تا در یک مدرسه مذهبی تحصیل نماید. اما پس از چند ماهی با تحولاتی که از نظر فکری پیدا کرد از ورود به آن منصرف شد و به هلند نزد والدین خود بازگشت و تصمیم گرفت همان جا مانده و در یک کتابفروشی مشغول به کار شود. سال بعد دوباره آماده شرکت در امتحان یک مدرسه مذهبی شد اما پس از ۱۵ ماه درس خواندن را کنار گذاشت و پس از آنکه تقاضایش برای پذیرفته شدن به عنوان مبلغ مذهبی از سوی یک موسسه بلژیکی رد شد بنا به توصیه یکی از معلمان موسسه برای مدتی به یک معدن دورافتاده در بلژیک رفت تا تسکینی برای آلام جسمی و روحی کارگران باشد.
در آنجا به شدت تحت تاثیر شرایط کارگران قرار گرفت و پس از مدتی وعظ را کنار گذاشت و مانند یکی از آنها به زندگی مشغول شد و پول هایی را که برایش فرستاده می شدند وقف آنها کرد. مقامات کلیسا این رفتار ونسان را نپذیرفته و بیان کردند که وی حرمت و شٲن کلیسا را خدشه دار کرده است و رای به عزل وی پس از شش ماه دادند. پس از گذر از موقعیت ها و حرفه های مختلف اکنون احساس می کرد امیدها و آمال وی همگی نقش برآب شده اند و رفتارهای غیرطبیعی وی از این زمان رفته رفته خود را نشان دادند. به طور مثال زمانی که تنها ۱۰ فرانک داشت سه روز را با پای پیاده برای دیدن یک نقاش فرانسوی طی کرد و پس از آنکه به در خانه وی رسید احساس کرد کم روتر از آن است که در بزند و راه رفته را بازگشت. او برای بیش از یک سال در این وضعیت فقیرانه و سرگردان به زندگی ادامه داد. مادرش درباره او چنین می گفت: «من به شدت نگران بودم که او دست به هر کاری بزند و به هرجا برود و با رفتار نامتعارف و افکار غیرعادی خود همه چیز را خراب کند.» ونسان این بار تصمیم گرفت به دنیای هنر بازگردد. برای ورود به یک مدرسه در بروکسل کوشش کرد اما پذیرفته نشد و در ۲۸سالگی دوباره به سمت والدین و زندگی با آنها بازگشت. در این زمان احساس کرد به دختر عموی خود «کی» علاقه مند شده و وقتی عشق وی توسط کی رد شد به شدت دچار پریشانی شد. در یکی از تظاهرات رفتارهای نامتعارفش زمانی که به خانه «کی» رفته بود دست خود را بر روی شعله شمع نگاه داشت تا اجازه ملاقات به او داده شود. دومین زنی که ملاقات کرد «شین» نام داشت. اما او هم نتوانست رفتار وی را تاب آورد و رابطه آنها پس از مدتی قطع شد. این گسستگی اثر عمیقی روی ونسان داشت. احساس می کرد حتی یک روسپی هم قادر به تحمل او نیست.
دوباره به والدین خود روی آورد و شروع به کار با رنگ و روغن کرد و در ۱۸۸۵ اولین اثر بزرگ خود «سیب زمینی خورها» را خلق کرد. در یک آکادمی هنر در آنتورپ ثبت نام کرد اما پس از یک ماه آنجا را ترک گفت و به اتفاق برادرش تئو که در تمام عمر حامی وی بود به پاریس رفت.
دوران اقامت او در پاریس با شکوفایی مکتب امپرسیونیسم همراه بود و ونسان تحت تاثیر کارهای این نقاشان از رنگ های تیره به رنگ های روشن روی آورد. به رغم آنکه تئو هیچ گاه حمایت خود را از ونسان قطع نکرد، او نیز بیش از دو سال زندگی مشترک را تاب نیاورد. در این مدت ونسان مرتب مست کرده و غذای کمی خورده و به شدت سیگار می کشید.ونسان پاریس را در ۱۸۸۸ به سوی مناطق جنوبی فرانسه ترک گفت.
او در «آرل» خانه زرد مشهور خود را اجاره کرد و به نقاشی پرداخت. در آنجا به توصیه تئو که نگران حال وی بود «پاول گوگن» به او ملحق شد اما رابطه آنها پس از چند ماهی رو به سردی گذاشت و در یکی از مشاجره هایی که بین آنها درگرفت ونسان لیوان مشروب را به سمت پاول پرتاب کرده و گوگن اعلام می کند که ونسان را ترک خواهد کرد. این موجب بروز یک بحران روحی در ونسان شده و در روز بعد با تیغ به پل حمله کرده و سپس در اوج پریشانی قسمت پایین گوش چپ خود را قطع می کند. پس از این کار گوش خود را در یک دستمال پیچیده و در پاکت گذاشته و با رفتن به خانه معشوق خودراشل آن را به وی تقدیم می کند. چند روزی را در بیمارستان گذرانده و با فروکش کردن بحران مرخص می شود اما افسردگی در او باقی مانده و به توصیه دوستان در اوایل ۱۸۸۹ به مارسی می رود. در آنجا دچار دومین حمله شده و به این باور می رسد که او را مسموم کرده اند و به آرل برگشته و برای دومین بار در بیمارستان به مدت ۱۰ روز بستری می شود. پس از مرخصی به علت تداوم رفتارهای نابهنجار وی مردم آرل با امضای توماری خواهان ترک شهر از سوی ونسان می شوند.
او آرل را ترک کرده و به شکل داوطلبانه در «سنت رمی» تحت مراقبت دکتر تئوفیل پیرون قرار می گیرد که اعتقاد داشت ونسان از نوعی صرع در رنج است. در آنجا ونسان دچار یک بحران دیگر شده که طی آن به خوردن رنگ های خود اقدام می کند.تئو قانع می شود که ونسان باید به پاریس برگردد. در ماه مه ۱۸۹۰ او نزد دکتر پاول گاشه یک روانپزشک می رود و تحت درمان وی قرار می گیرد. با بیمار شدن پسر، تئو نگران آن می شود که توجه برادر از او گرفته شود و در تابستان در حالی که به شدت جذب مناظر دشت های اطراف شده بود با برداشتن یک هفت تیر به خود شلیک کرده و روز بعد به علت عفونت حاصل از جراحت فوت می کند.
● تشخیص های احتمالی
▪ مشکلات چشمی و بینایی: برخی به علت حضور زیاد رنگ زرد در نقاشی های سال های آخر زندگی ونسان و اجاره خانه زرد در آرل به یک نقص بینایی اشاره می کنند که منجر به «زرد بینی» شده و یکی از عوارض مصرف داروهای دیجیتالی است که امروزه در بیماری های قلب و عروق کاربرد دارند ولی در آن زمان در درمان صرع و مشکلات گوارشی به کار می رفتند. گفته شده که شاید ونسان از این داروها مصرف کرده است در عین حال که مدارک قانع کننده ای به جز یک نقاشی از دکتر پیرون که در دست هایش گیاهی را نگه داشته که از آن دارو تهیه می شود وجود ندارد.
▪ مسمومیت با سرب: به علت تماس با رنگ و خوردن گاه به گاه آن
▪ اختلالات مرتبط با مصرف الکل: این نوشیدنی که در زمان ونسان مصرف زیادی داشت دارای ۷۵ درصد الکل بود. مصرف این نوشیدنی امروزه در اروپای غربی و آمریکا ممنوع است اما هنوز در بخش هایی از شرق اروپا مانند جمهوری چک مصرف می شود. برخی از حملات ونسان و توهمات و هذیان های وی به این جنبه ربط داده شده است و بعضی محققین چنین گفته اند که همین موضوع منجر به اشاره نادرست به وجود صرع در وی شده است.
▪ اختلالات روانی: مشکلات روحی مختلفی به ون گوگ نسبت داده شده است. از جمله اسکیزوفرنیا، اختلال دوقطبی افسردگی شیدایی و مشکلات شخصیتی. در مورد اسکیزوفرنیا محققین به این اشاره می کنند که در یکی از خواهران ونسان این بیماری مطرح شده و خواهر دیگر به یک خودکشی نافرجام دست زده بوده است. در زندگی ونسان موارد مختلفی از توهمات شنوایی و بدبینی گزارش شده است. مدارکی که به نفع اختلال دوقطبی در ون گوگ هستند عبارتند از: نوسانات خلقی قابل توجه وی، نامه ها و نقاشی های فراوانی که در یک زمان کوتاه می نوشته و می کشیده و به مرحله شیدایی اختلال دوقطبی ربط داده می شود. اما این علائم می توانند به مصرف الکل و دخالت عوامل شخصیتی نیز مربوط باشند.
▪ اختلال شخصیتی مرزی :با توجه به سیر زندگی ون گوگ و در کنار هم گذاشتن علائم مختلف وی و تظاهرات رفتاری او مناسب ترین تشخیصی که شاید بتوان با استناد به معیارهای تشخیصی روانپزشکی مطرح کرد «اختلال شخصیتی مرزی» باشد. شخصیت این افراد به گونه ای شکل گرفته که در «مرز» میان عقل و جنون به سر می برند و دارای خصوصیات زیر هستند:
▪ عدم تحمل تنهایی و ترس از رهاشدگی توسط دوستان و نزدیکان: این افراد رابطه ای توام با وابستگی برقرار کرده و زمانی که در حفظ رابطه شکست می خورند به شدت افسرده و پریشان شده و تا مرز خودکشی و یا آسیب رساندن به خود پیش می روند. به علت عدم بلوغ شخصیتی رابطه آنها یک رابطه یک طرفه بوده و فرد مقابل را دیر یا زود خسته می کند. رابطه ونسان با والدین خود که پس از هر شکستی به سوی آنها برمی گشت و همچنین با برادرش تئو،همگی موید چنین الگوی رفتاری است. این افراد به علت عدم بلوغ هویتی به دنبال کسی می گردند که در هویت وی شریک شوند.
▪ اختلال در شکل گیری یک هویت با ثبات و داشتن یک تصویر ذهنی متزلزل: هویت انسان از همان زمان کودکی و در بستر خانواده، مدرسه و جامعه شروع به شکل گیری می کند. با ورود به دنیای بلوغ و تجربه بحران هویتی که فرد را در این مرحله در برمی گیرد، فرصتی برای وی فراهم می شود که با تجربه رفتارها و افکار مختلف در نهایت به نتایجی دست یابد که موجب هدایت او در دنیای بزرگسالی شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی به نظر می رسد که هنوز از مرحله بلوغ عبور نکرده اند و تکلیفشان با خود و جهان پیرامونشان روشن نیست. اشاره شد که ونسان همواره احساس «کودک بدلی و جایگزین» داشته و اقامت در ۱۵ نقطه مختلف در دوره کوتاه زندگی اش و انتخاب حرفه های مختلف دلایلی به نفع این اختلال هویتی هستند. به نظر می رسد که همواره در جست وجوی جایگاه مناسب خود در دنیای هنر بود که در زمان حیات به آن دست نیافت.
▪ اختلال در کنترل تکانه ها و تحریک پذیری به همراه خود آسیب زنی و اقدام به خودکشی: دو مورد آسیب به خود یعنی بریدن گوش و سوزاندن دست و در نهایت اقدام به خودکشی نشان دهنده رفتارهایی است که در افراد مبتلا به شخصیت مرزی به فراوانی مشاهده می شود. زمانی که این افراد در روابط بین فردی احساس شکست و طردشدگی نمایند قادر به کنترل خشم ناشی از آن نبوده و آن را به سمت خود یا دیگران متوجه می کنند.
▪ احساس مستمر تهی بودن و پوچی: به علت عدم شکل گیری یک هویت با ثبات این افراد در مورد فلسفه زندگی و معنی آن قادر به رسیدن به یک نتیجه قانع کننده برای خود نیستند و مانند این است که همیشه به دنبال گمشده ای می گردند تا پاسخی برای این خلاء درونی بیابند. مصرف مواد مخدر و الکل در این افراد از همین زاویه قابل بررسی است.غرق شدن در دنیای هنر و کشیدن نقاشی فرصتی را برای ترمیم و جبران این احساس پوچی فراهم می کرد. استعداد خلق یک اثر هنری برای فرد مبتلا به پریشانی روحی موهبتی است که می تواند به عنوان یک دریچه اطمینان در زمان های بحرانی عمل کند. بسیاری از هنرمندان، شاعران، موسیقی دانان، نویسندگان و... با مدد گرفتن از ذهنیت خلاق خود و همانندسازی با آفریننده های خویش، ذهنیت و خیال را جایگزین عمل کرده و با والایش احساسات خود مفری برای گریز از افسردگی و خودکشی فراهم کرده اند. اما در گروهی دیگر نیروی تخریبی حاصل از توفان هایی درونی و تعارضات روانی آنها در حدی است که حتی هنر هم نجات بخش نیست. ونسان ون گوگ انسان خلاقی بود که به این گروه تعلق داشت.

یک تابلوی با شکوه

  

ونسان وانگوگ» در نقاشی بر خلاف «سزان» استعداد ذاتی نداشت. او صاحب نیروی اراده ضعیفی بود که حملات شدید صرعی، مدام متزلزلش می کرد. اگر او به «آرل» و «سن رمی» نمی رفت هیچگاه به این درجه از استعداد نمی رسید.
ونسان چون موجودی فقیر و بیچاره به جنوب فرانسه رفت و چون انسانی نیرومند و پیروز بازگشت. او در ولایت «اکسَن پووانس» نابود شده و بار دیگر ساخته شده بود. «ونسان» در نامه ای که دل هر خواننده ای را به درد می آورد از انسانیت روحی اش چنین خبر می دهد: «من در نظر اکثر مردم چه شخصیتی دارم؟ گاهی خل و دیوانه و زمانی حقیر و ناکس، خلاصه شخصیتی که در میان مردم مقام و منزلتی ندارد و نخواهد داشت. لابد از شخص ناچیز هم کار ناچیز بر می آید! با این همه می خواهم چیزی را که در قلب این مردم ناکس نهان است زنده کنم و مجسم سازم؛ حس خودخواهی من نیز در این است. این خودخواهی بر اساس عشق و حس نشاط و شادی تکیه دارد نه بر پایه قهر و غضب. گرچه اغلب حالت عصیان و اعتراض به خود می گیرم، ولی قلبم چون آهنگ دلنواز موسیقی ساکت و آرام است، در نزدیک ترین خانه مجاور و در کثیف ترین کوی و برزن شهر صحنه هایی می بینم که روحم را تسخیر می کند و دیدگانم رنگ های آن را بیشتر می بیند و احساس می کند.» دکتر «گاشه» آخرین پزشکی که سعی کرده بود او را معالجه کند در نامه ای به تئو(برادر ونسان) می گوید: «درباره «ونسان» سخن گفتن و درباره عشق او به هنر حرف زدن، کاری نادرست است. او همانند «نیچه» به ایمانی مطلق دست یافته بود؛ ایمانی که به پیروزی نهایی راه خود رسیده بود.» ونسان مدام بر سرنوشت خود لعنت می فرستاد و می دانست که در دام سرنوشتی افتاده که فرار از آن ناممکن است؛ در نامه ای می گوید: «نسبت به نقاشی نفرتی عظیم در خود احساس می کنم.» و در نامه ای دیگر از شدت اندوه و شکست های زندگی می گوید: «تا ابد این غم در دلم باقی خواهد ماند که هیچ انسانی در زندگی واقعی، گام ننهاده است، هیچ انسانی.» قیام و طغیان ونسان، علیه هستی در آخرین تابلو او به نام «پرواز کلاغان بر فراز کشتزار» تبلور پیدا کرد.
بوم این تابلو، ابعاد غیرعادی دارد که هماهنگ با چشم انداز آن منطقه است. پیش زمینه آن سه گذرگاه در برابر دیدگان می گشاید: وضعی ناراحت کننده و اندوهبار برای بیننده ای است که در برابر افق پهناوری مملو از تردید و هراس قرار گرفته است و از هیچیک ازاین راه ها نمی تواند به جایی برسد. گوئی دنیا وارونه شده است و همه چیز برای بلعیدن، بسویمان یورش می آورد. آسمان آبی و کشتزار زرد با خشونت نگران کننده ای از یکدیگر فاصله می گیرند و خود را برای نبرد آماده می سازند. روی خط فاصل این دو، دسته ای از کلاغان بسوی پیشزمینه مضطرب و نامطمئن پیش می آیند. در اینجاست که هجوم نومیدی وحشت آور همراه با آشفتگی رقت انگیز در نقاش تأثیر می گذارد و او را با واکنشی نیرومند روبرو می سازد. درست است که قلم مو ناآرام است و مدام از دست «ونسان» می افتد، ولی کل فضا از سادگی بنیادینی برخوردار است. گوئی ونسان در دل می شمرده است: یک، لاجورد سپهر پهناور و اراده ای مطلق؛ دو، زرد بی همتا و ناپایدار کشتزار؛ سه، سرخی خونین سه جاده ای که به بطلان ختم شده اند؛ چهار، سبز مکمل جاده ها و در آخر که پایان همه چیز است: «پیشروی بی پایان کلاغ ها در ورای این آسمان نامتناهی و سهمگین.» ونسان با سودا و وسوسه خود در کشمکش است تا در اوج دردمندی از هم نپاشد. او در این تابلو در اوج بینوائی چون سگی در حال نعره زدن برای پایان زندگی خویش است که هیچ چیز قادر به توجیه عذاب ها و دردهای زندگی اش نیست. کلاغ های سیاه نمادی از مرگ هستند؛ نمادی که بیننده تابلو را به سمت آسمان سوق می دهد. آری، این نقاشی پایان زندگی «ونسان وانگوگ» است؛ پایان زندگی ای که چند روز قبل از آن در نامه ای به تئو گفته بود: «افسردگی بر من چیره شده است. هرچه بیماری ام فروکش می کند و خود را تندرست تر احساس می کنم، به همان اندازه سرد و منطقی تر می شوم. همین امر سبب می شود که از نقاشی کردن دست بکشم و خود را از این کار بیهوده رها سازم. برخی از نقاشی هایم به بهای رنگ و روغنی که خرجشان کرده ام به فروش نمی رود و این امر نشانه کاری غیرمنطقی است. ادامه این کار دیگر خوشبختی ای برایم به همراه نمی آورد و بدتر از همه اینکه احساس می کنم در این سن و سال دیگر نمی توانم کار جدیدی را شروع کنم.»

 


 


وبلاگ تخصصی طراحی ، نقاشی و مینیاتور سیده فاطمه سلطان کمانه ، آموزش ، مشاوره ، فروش آثار ---------------------------------------------------- هنر علم و معرفتی است باطنی که سرچشمه‌ای آسمانی دارد . زیبایی و آفرینندگی است، که با نوعی خودآگاهی عرفانی و درونی و جان هنرمند پیوند خورده است. درون هنرمند، پنجره‌ای به سوی جمال و کمال بی‌انتهای حق و روزنه‌ای برای دیدن نفس زیبایی هستی، گشوده می شود و آنچه را در جمال هستی می بیند، به زبان و قالب هنر، بیان می‌دارد. گوهر هنر ، تجلی شیدایی و مظهر زیبایی جان هنرمند است نسبت به جمال حق. هنر، لطیف‌ترین و ظریف‌ترین تجلی ادراک هنرمند و جلوه و تجلی صورت جهان هستی است که از عوالم برتر هستی و خیال برتر هنرمند سرچشمه گرفته است. هدف از راه اندازی این وبلاگ به اشتراک گذاردن این جلوه قدرت الهی است که دروجود همه انسانها به ودیعه نهاده شده است . گامی هر چند کوچک در جهت اعتلای روح الهی انسان و نیل به آرامش حقیقی ------------------------------------------------------ ----------------------------------------------- نشانی الکترونیکی: fs.kamaneh@gmail.com ------------------------------------------------------ خدمات ویژه وبلاگ: - نمایشگاه مجازی و فروشگاه اینترنتی آثار - برگزاری دوره های آموزش طراحی، نقاشی و مینیاتور : شماره تماس:09352479994 --------------------------------------------------- صفحه ویژه آثار هنرجویان در اینستاگرام fatemeh-kamaneh ---------------------------------------------------
fs.kamaneh@gmail.com

 

1- صفحه اصلی(۳۱)
1- نقاشی و مینیاتورهای فاطمه کمانه(٥٦)
2 یادداشت فاطمه کمانه(٢)
2- آثار مینیاتور فاطمه کمانه(٢)
2- آثار نقاشی گواش و رنگ روغن فاطمه کمانه(۱)
2- برگزیده آثار نقاشی فاطمه کمانه(۱)
2- دیدار فاطمه کمانه با استاد محمود فرشچیان(٢)
2-فاطمه کمانه برگزیده ی جشنواره(٢)
3 نمایشگاه آثار فاطمه کمانه(۸)
3- نقاشی های عاشورایی فاطمه کمانه(۱)
4 جدیدترین اثر فاطمه کمانه(٢)
4 گفتگو با فاطمه کمانه(٤)
5 راهنمای خرید آثار فاطمه کمانه(٢)
5 تالیفات فاطمه کمانه(۱)
5- آثار نگارگری فاطمه کمانه(۱)
6- آثار گل چینی فاطمه کمانه(٢)
6 آموزش نگارگری و نقاشی(۳)
6- نمونه آثار هنرجویان(۳)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش اول(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش پانزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش پنجم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش چهارده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش چهارم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دهم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دوازده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دوم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش سوم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش سیزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش شانزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش ششم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش نهم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش نوزده(٩)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هجده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هشتم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هفتم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هفده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش یازده(٩)
9- آغاز به کار وبلاگ مینیاتور نوین(۱)
آموزش انواع پتینه(٢٧)
آموزش انواع پتینه بخش دوم(۱٦)
آموزش انواع پتینه بخش سوم(۱۱)
آموزش انواع خمیر(۳)
آموزش پتینه و رنگ(۳)
آموزش تکنیک فرانز(٢٠)
آموزش تکنیک های نقاشی بخش سوم(۱٦)
آموزش تکنیک های نقاشی(٢۱)
آموزش تکنیک های نقاشی بخش دوم(٢٩)
آموزش دکوراتیو-نقاشی سفال(۱)
آموزش ساخت انواع بوم نقاشی(۳)
آموزش ساخت کاغذ ابر و باد(۱)
آموزش سرامیک(٥)
آموزش سوخت نگاری(٦)
آموزش شمع های فانتزی(٢)
آموزش نقاشی روی شیشه(۱٦)
آموزش نقاشی روی شیشه بخش دوم(٤)
آموزش نقاشی وان استروک(٥)
آموزش هنر سفالگری(٩)
آموزش کار با ورق طلا(٢)
آموزش کلاژ(٢)
اصول و مبانی رنگ شناسی(٧)
برگزیده آثار پیکاسو(۱)
برگزیده آثار لئوناردو داوینچی(۱)
برگزیده آثار thomas kinkade(٧)
برگزیده آثار ایران درودی(۱)
برگزیده آثار جیم وارن(۳٩)
برگزیده آثار فاطمه کمانه(٢)
برگزیده آثار نقاش کانادایی(۱٠)
برگزیده آثار نقاشان معروف(٤)
برگزیده آثار نقاشی باب راس(٤٢)
برگزیده آثار و زندگینامه کلود مونه(۱)
برگزیده آثار ونسان ون گوک(۱)
برگزیده شاهکارهای نقاشی جهان(۱)
برگزیده معروف ترین نقاشان تاریخ(۱)
برگزیده نقاشی افشین پیر هاشمی(۱)
برگزیده نقاشی عباس کاتوزیان(۱)
برگزیده ی آثار مینیاتور استاد فرشچیان(۱)
پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه(٦)
تابلوهای قلم زنی(مس)(۱)
تاثیر نقاشی ایران بر نقاشی چین(٢)
تاریخچه ی نقاشی ایران(۸)
تذهیب ایرانی(٢)
تصاویر زیبای پتینه و کهنه نمایی(۱٥)
تصاویر زیبای کنده کاری تنه درختان(۸)
دیدار با استاد فرشچیان(٢)
زیباترینهای نقاشی جهان از طبیعت(٢٠)
سبک های نقاشی(٤)
طراحی مناظر زیبای برفی با مداد(٢٩)
گفتگو با استاد فرشچیان(۱)
مشهورترین موزه های دنیا(۱)
مشهورترین نگارگران معاصر(۱)
مکاتب نگارگری ایران(۱۱)
مینیاتور ایرانی(٢)
نشت با استاد فرشچیان(۱)
نشست هنرمندان با استاد فرشچیان(۱)
نقاشی به مثابه شناخت(۱)
نقاشی بی نظیـر از پـرنـدگان(۱۳)
نقاشی قهوه خانه ای(٤)
نقاشیهای برتر و تاریخی جهان(٢۳)
نقاشیهای بی نظیر بخش اول(٤٢)
نقاشیهای بی نظیر بخش چهارم(٢۱)
نقاشیهای بی نظیر بخش دوم(٢٩)
نقاشیهای بی نظیر بخش سوم(٦٤)
نقاشیهای بی نظیر رنگ روغن جهان(٥۳)
نقاشیهای زیبا(۱٤)
نقاشیهای زیبا از پرندگان(٥٢)
نقاشیهای زیبا از پرندگان بخش دوم(٤٩)
نقاشیهای زیبا از حیوانات(۳۸)
نقاشیهای زیبا از حیوانات بخش دوم(۱٩)
نقاشیهای زیبا از طبیعت(۱٩)
نقاشیهای زیبا از طبیعت بخش دوم(۱۸)
نقاشیهای زیبا از طبیعت بخش سوم(۳٧)
نقاشیهای زیبا بخش 4(۱٦)
نقاشیهای زیبا بخش پنجم(٢۱)
نقاشیهای زیبا بخش شش(۳٢)
نقاشیهای زیبا بر روی پر بوقلمون وحشی(۸)
نقاشیهای زیبا و بی نظیر از کودک(٦)
نقاشیهای زیبا و معروف آبرنگ(۱٢)
هنر نگارگری(٢٠)
وسایل مورد نیاز آموزش نقاشی(٥)

 

فاطمه کمانه

 

 

آموزش طراحی ، نقاشی و نگارگری فاطمه کمانه
سوگ عرشیان
رز زرد
دیدار فاطمه کمانه با استاد محمود فرشچیان
فاطمه کمانه ، برگزیده ی دومین سوگواره ملی لبیک یا حسین (ع) ، محرم سال 93
راز شیشه ای
نمایشگاه آثار فاطمه کمانه در نگارخانه کوثر صدا و سیما
مسلخ
نیایش
جدیدترین گفتگوی فاطمه کمانه

 

توشه قلم،محمدکاظم روحانی نژاد
آثار نگارگران و نقاشان معاصر ایرانی (سایت هنرمندان ایران)
داراب آنلاین
پایگاه خبری تحلیلی دانا نیور
پایگاه خبری داراب آنلاین
تبیان زنجان
جامعه آنلاین
ایران ممو ، موتور جستجوی خبر فارسی
آثار هنرمندان ایرانی
پارسی نیوز
هنر ، تبیان
وبسایت تخصصی گلستان هنر
نقاشی ، مینیاتور
پیوند با سایتهای هنری
کانون هنرهای تجسمی دانشگاه ارومیه
سایت انجمن هنرمندان داراب
آثار هنرمندان ایران
گلستان هنر
مسافر لحظه ها ( سمیه عزیز )
پایگاه خبری تحلیلی داراب آنلاین
چقد سخته جدا بودن ( سميه روزبهاني )
مهدیه پوریادگار( آبی آسمان)
گلهای بهشت ، سمیه عزیز
هنرکده ریما
هنر
روبان حریر
رنگین کمان
نگین سفال
طراحی و نقاشی احد تنهایی مقدم
نقاشی های حسین اکبری
نگین سلیمان
ایستگاه هنر
خلوتگه راز
هنر (استاد ضیاء الله ملک زاده بافقی)
آلامتو ( جعفرمنصوریان )
وبلاگ هنری شیدا خانم
ننه خورشید
منبت کاری ( mohsen monabat)
نقاشی سه بعدی و خطای دید در ایران
باز هم زندگی (ساقی)
ایرانی هنر
گالری نقاشی معاصرین
معرق،منبت،مشبک
آموزش پرده دوزی و...
عکس
هنرکده رز
وبلاگ هنری نگارینا
هنرمندانه
هنرمندانه (راضیه)
هنر مندانه ها (استاد مقدم)
هنرهای دستی
هنرکده عسل بانو
چگونه بسازیم
تابلو خط سوغات ایرانی
طراحی 91
http://galleryminiture.blogfa.com/
http://galleryminiture.persianblog.ir/
http://galleryminiture.mihanblog.com
my painting with color pencil- آثار زینب اخوان
به رنگ چشمان تو- آثار فاطمه قاضی
رگ پنهان رنگ ها:ریحانه بیانی
رويا سلیمی:سایه های مداد من
بافتنی ،خیاطی،کاردستی وآشپزی
صدای رنگ -آثار علیرضا رحیمی
کارگاه تجسمی - مــرتضی میــرزایی
نقاشي ( گمنام)
گالری آثار استاد آقامیری
گالری آثار استاد خرمی نژاد
گالری نقاشی
گالری مدادسیاه
گرافیک
شیک پوش کوچولو
مداد سیاه:محمد صادق حیدری
نقاشی رنگ و روغن:حسن بلندی کرویق
نقاشی کشیدن جرم است
امیر موحدان:رد پای رنگ
نگارگری:مینیاتور
آثار فاطمه کمانه1
آثار فاطمه کمانه2
آثار فاطمه کمانه3
نقاشی های باهر بیانی
نقاشی های سودابه
نقاشی دیجیتالی
روزگار رنگی من
برتر از گوهر
گالری پانی
صورتگر نقاش
آثار یعقوب شجاعی
انجمن هنرمندان داراب
مینیاتور
نقاشی هایی از گل و گیاهان
گلهای کریستالی
هنر بانو
هنرمندان‌اسطوره پرداز معاصر
نقاشان‌اسطوره پرداز معاصر
برخی از نقاشان معاصر ایران
نقاشی قهوه خانه ای:اسماعیل زاده
تعدادی از نگاره های حسین بهزاد
گالری ارغوان:علی محمد صادقی
گالری نقاشی پدیده
نقاشی قاجاری(زبان روسی)
حاله منه بی تو
نقاشان معاصر ایران
هنر معاصر نقاشی ایران
نقاشی
هنر اصیل
جلوه هنر
گالری نقاشی نگارین
دنیای تذهیب من
آب و رنگ
نقاشی های ژاپنی
هنر - تصویرسازی - نقاشی
تصویرسازی،میلادسالک
دنیای رنگی
دست های رنگی
رد پای رنگ
گروه نقاشی تاش
مداد رنگی
سریر
آسمان جهان
آموزش منبت کاری استاد یعقوب ابراهیم پور
طراحی گرافیک و نقاشی
دنیای هنر
خانه هنرمندان ایران
نگارگری ایرانی : زبان روسی
گالری نقاشی امین
آثار استاد محمد باقر آقا میری
خانه هنرمندان ایران
کلبه معرق
رسانامهر Rasanamehr -( مطالب گالری مینیاتور (خارجی
بافتنی ( آموزش بافتنی )
خط خطی های ذهن من
انجمن نقاشان ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر گران
موزه هنرهای معاصر تهران
نقاشی رنگ روغن
عکاسخانه
نقاشی وخوشنویسی
گالری آوین
هنر گرافیک
طرحی به رنگ سبز
منبع روبان دوزی و دوختهای تزئینی دانا
هنرکده مینا
سایت رسمی استاد محمود فرشچیان
صنایع دستی چرمی
یساولی
گالری نقاشی های سالوادر دالی
گالری نقاشی
نقاشان روس
معرق چوب
آثار استاد فرشچیان
هنرمندان قرن بیستم
گالری محصولات چرم دست دوز چرمینه
هنرکده روبان صورتی
قلابدوزی (سیده خدیجه جعفری)
منبت و دکوراسیون ککیمار
مجله تصویری
حوض نقاشی
ساغرِ رنگ(نقاش ومجسمه ساز حسین خیرآبادی)
Aydin Aghdashloo
Parviz Tanavoli
نقاشی معاصر چین
حسن نادر علی
از هر هنری سخنی
آرزوهای رنگی ( گالری رنگی )
گالری آثار استاد آتشزاد
نقاشی های من (محمد صادق عالی پور )
نقاشیهای من
راز نقاشی
شب پالت
طراحی و نقاشی
هنر نقاشی
آینه
نقاشی نقاشی
نقاشی سه بعدی کف زمین
گروه ریاضی متوسطه کوهدشت
همگام با ریاضی
رها شده در باد
صنایع دستی چرم یاران
نقاش چیره دست
هنر ایرانی
بانوی زیبایی
گالری نقاشی سیاوش
مرجع تخصصی فناوری اطلاعات
زمزمه ای در سکوت
نقاش کوچولو ( آیینه احساس من )
art &design
منظر
روزهای من
نقاشی
نقاشی های من
هنر سوخت روی چوب - سوخته کاری
گالری عکس
مطبخ رویا
طرخی به رنگ سبز
شاپرک سپید(محمد باقر رحیمی)
قاصدک (خوشنویسی امین البرزی)
معرق سیدالشهدا
جامعه مجازی طراحان گرافیک ایران
نقش ورنگ
لذت هنر ، لذت روح
وبلاگ امیـرحشمت اله رحیـمی بـویـراحمـدی
هنر و خلاقیت - مهارتهای زندگی
پایگاه خبری بولتن نیوز
زیورآلات دست ساز یاران
طراحی و نقاشی آثار احد جاهد
رنگ هنر
هنرکده ژینا
من اینم
چوبینه
صحرای من دارای عشق
آموزش طراحی و نقاشی
هنرکده نارگل
جامعه آنلاین
دهکده نقاشی
هنر خطاطی
فروشگاه اینترنتی گلهای کریستالی
شبکه تجاری هفت گردون
ابر بارانی
هنر گرافیک (آموزش حرفه ای فتوشاپ)
نگارین ، نقاشی و مینیاتور مریم پازوکی
سه پایه نقاشی آرتیسان
بی تو باران ...
گالری نقاشی گل مریم
هنر در خانه ایرانی
هنر در خانه
در باره ی هنر
یاقوت سرخ
بانو سلام
هنرکده جادوی قلم
ساحل سخن
نقاشی_ طراحی _سیاه قلم
نقاشیهای مداد آبی
مجله خانواده ایرانی
صنایع دستی تلفیقی فیروزه
نقاشی رنگ و روغن:حسن بلندی کرویق 2
توفیق صحرا
نیلوفرانه
زهرا فرشته حکمت
سورنا رزمجویی

 

RSS 2.0

javahermarket

کد متحرک کردن عنوان وب

وبلاگ برتر

Tools Web Tob Blog
وبلاگ برتر

کد معرفی صفحه ی وبلاگ به یک دوست ليست وبلاگ‌های به روز شده ليست وبلاگ‌های به روز شده
ابزار وبلاگ