مینیاتور نوین

وبلاگ تخصصی طراحی ، نقاشی و مینیاتور فاطمه کمانه : آموزش ، مشاوره ، فروش آثار


برگزیده آثار پیکاسو

 

پیکاسو در طی زندگی طولانی و بسیار فعالش، آثاری به وجود آورد که حتی در نظر کسانی که با ابداعات و نوآوری های مشوش کننده او مخالفت می ورزیدند، از شاهکارهای زیبای هنری به شمار می رفتند؛ برخی از مخالفین معتقدند پیکاسو به جای آنکه همچون یک هنرمند اذهان مردم را نسبت به ژرفنا و تنوع تجربیات بشری روشن کند، تأثیر مخرب بر دیگران دارد.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌


پیکاسو در سنین جوانی متوجه شد که انسان محصور بین انوار زشت و زیبای شیاطین و فرشتگان است. نخستین تابلوهای او نمایانگر تیره بختی های روزمره در کوچه و خیابان، جنگ و جدال ها و گاوبازیهای زخمی و مجروح اند. او در آثارش تصاویر حیوانات را ترسیم نموده و خصیصه های عاطفی بشری، به ویژه خشونت و بی رحمی را بدانها نسبت می دهد. در تابلوی «گربه و پرنده»، گربه ای با پنجه های زشت و بی قواره در حال دریدن قربانی خود است؛ لیکن چهره گربه در برابر آسمان نیلگون و آرام، هم انسانی و هم گربه صفت به نظر می رسد. در تابلوی «گاوبازی» پیکاسو با دلسوزی و شفقت، تصویر اسبی را که توسط گاوی در میدان گاوبازی دریده و مجروح شده است، نشان می دهد.
تابلوی «طبیعت بی جان با جمجمه گاو» و «کنسرت صبحگاهی» در سال ۱۹۴۲ در طی دوران چهار ساله ترسیم شدند. در این دوران پیکاسو در پاریس که تحت اشغال نازی ها بود، ساکن شد و علیرغم کمبود مواد و وسایل نقاشی، تابلوهای متعدد و شگفت انگیزی خلق کرد. به گفته جان برگر، منتقد انگلیسی، اکثر این تابلوها نمایانگر تجربه شکست، تسلط دشمن و ظهور دهشتناک شرارت که در آن روزها به هیچ وجه امری ذهنی و متافیزیکی نبوده بلکه در کوچه و خیابانهای پاریس و در زیر چکمه های سربازان نازی آشکار بود، هستند.
«طبیعت بی جان» بازتاب فریاد و فغان عزاداری است؛ تاریخ ترسیم آن، درست یک هفته پس از آنکه پیکاسو از مرگ یار دیرینش «خولیو گونزالس» آگاه شد، می باشد. برگر درباره تابلوی «کنسرت صبحگاهی» که آن هم در دوران مصیبت بار جنگ ترسیم شده می نویسد: «مضمون تابلو... شاید عادی باشد: زنی بر روی تختخوابی دراز کشیده و زنی دیگر، نشسته و ماندولینی در دست دارد که آن را نمی نوازد. در رابطه میان این دو زن و اسباب و اثاثیه و اطاق که بدون در و پنجره است و گویی آن دو زن را در خود محبوس کرده است، ترس و وحشت از فضاهای دربسته و محصور در زمان حکومت نظامی و در شهری اشغال شده متجلی است.»
پیکاسو به انسانها ایمان و اعتقاد داشت. در تاریک ترین و سیاه ترین لحظات جنگ جهانی دوم، از بدبینی پیکاسو که در دوران پیش از جنگ بدان مبتلا بود، کاسته شد. پرتره «مردی در حال حمل یک گوسفند» سرآغاز رجعت پیکاسو به سبک ناتورالیستی بود. در این پیکره، همانند تصاویری که دورا، در طی همین دوران کشیده بود، نوعدوستی قرن بیستم با احساسی قوی بیان شده است. به ویژه یکی از پرتره ها (تصویر فردی متین که چهره محزون و فکورانه اش در زمینه ای نیمه آبی و نیمه سیاه ترسیم شده است) کاملاً تحول شیوه نقاشی را از تاریکی و افسردگی به روشنایی و شادی، نشان می دهد. این گونه تابلوها، راهنمای ما در شناخت شیوه اسلوب پیکاسو می باشند. با کمک آنها، متوجه می شویم که آفریده های پیکاسو عبارت از رشته ای از سبک ها و صورتجسمی متغیر ، پرتوافکنی های ناگهانی بر آینده، تجربیات پیشرو و تأمل و رجعت به گذشته می باشند.
«گرنیکا» پرده، نقاشی پیکاسو مملو از افرادی است که فریاد می زنند، پیچ و تاب می خورند، گریه می کنند و بالاخره منهدم می شوند. اسبی از تشنج لحظات احتضار به خود می پیچد. دنیا «گرنیکا» را پیام آزردگی و خشم پیکاسو می داند، پیامی که مبین رنج و اندوه او از کشتار جمعی افراد بی دفاع یک شهر کوچک اسپانیا است که بدون هیچ گونه ترحم و تبعیض موردحمله بمب افکن های نازی قرار گرفتند. «گرنیکا» به عنوان مظهر خشم در تاریخ هنر جهان زنده خواهد ماند. باوجودی که این اثر از نظر هنر گرافیک تصویری انفجار را نشان می دهد، اما به طورکلی تأثیری آرام بخش دارد. لامپ لختی که از سقف آویزان است، در محدوده ای که داخل خانه ای را درنظر می آورد، تراژدی را به صورت کابوسی یخ زده منعکس می کند. در سمت چپ پرده نیمرخ گاوی دیده می شود. این طور به نظر می آید که نگاه سرد و بی تفاوت گاو، قدرت بی عاطفگی حیوانی را تأکید می کند؛ در خاموشی و سکون او تهدیدی نهفته است. در عین سردی و سکون این تابلو حاوی عنصری رمانتیک می باشد؛ گویایی و حرکتی که فرار از مرزهای تابلو را مجسم می کند و تمام سکوت و تناسب را مخدوش می سازد نشانگر این عنصر است. در سمت راست تابلو زنی مثلثی شکل و دگرگون شده، دو دستش را به بالا پرتاب کرده شیون می کند. اسبی شیهه کنان سرش را به عقب پرت کرده و دست و پاهای شخصی که به زمین افتاده به بیرون متمایل بوده و سعی دارد که از محدوده تابلو بگریزد. این اثر با داشتن حرکاتی مهیج و سکوتی تلخ و بی ترحم ترکیبی حساب شده تا حد جنون، مزین و محترم است. سکوت تابلو فریادی وحشتناک و خالی را به یاد می آورد. با گذاشتن تضادها در کنار یکدیگر، گرفتگی و تنشی سهمگین به وجود می آید.
پیکاسو معتقد بود که شادی و یک رنگی تنها در محیط خانواده قابل اکتساب است. در یک سلسله از کارهای او که تحت عنوان عمومی «خانواده دلقک» رده بندی می شود، او قدسیت خانواده را به شیوه خود ترسیم نموده و نشان می دهد که حرارت محبت و عشق به کودکان مأمنی برای گریز از حقایق تلخ و گزنده زندگی است.
یکی دیگر از عقاید مشخص پیکاسو در کارهای اولیه اش، اعتقاد او به پاکی و اصالت نفس بشر است. این ایده، موضوع حاکم بر پرده های «دوره صورتی» است و دوستی بین موجودی قوی و باتجربه که از موجودی نحیف و بی دفاع حمایت می کند تأکید دارد. این دوستی ممکن است بین یک دلقک پیر دنیا دیده و یک جوان خام و ناپخته، و یا بین ورزشکاری قوی و تنومند و یک زن جوان بندباز و یا بالاخره بین یک انسان و یک حیوان، مانند تابلوی «جوان و اسب» باشد.
از آثار برجسته «دوره صورتی»، تابلوی «دختر جوان روی توپ» می باشد. این اثر نمونه چشمگیر از شادابی و زنده دلی پیکاسو در این دوره است. ترکیب و ترسیم موزون این تصویر براساس پیوند خلاقانه قیاس و توازن است که وحدت و هماهنگی تمام اثر را تضمین می کند. ورزشکاری قوی و تنومند و دختر جوان و نحیف، صخره های عظیم و توپی لغزنده، هیکل درشت مرد بر روی صخره نشسته و جثه لاغر و رنجور دختر مانند کاهی در میان باد تاب می خورد. با برداشتن یکی از عوامل تصویر، تمام ساختمان درهم فرو می ریزد: اگر ورزشکار برداشته شود تعادل دختر به هم می خورد؛ و بدون تزلزل خطیر دختر، ورزشکار در زیر وزن زیاد خود متلاشی می شود.
«دختر جوان روی توپ»، مملو از استعارات و تداعیات است. جثه دختر و هیکل ورزشکار، از نظر تضاد و تشابهات تجسمی از وحدت و ارتباط تضادها در اصول موجود در طبیعت و زندگی و انسان است. این تصویر هم چنین حاوی تداعیاتی است که به سمبولیزم قرون وسطی برمی گردد. ورزشکار یادآور روایت دلیری و شجاعت و دختر جوان روی توپ نشانه طالع و سرنوشت است. این اثر خبر از شیوه جدیدی در نحوه تفکر هنری پیکاسو می دهد سادگی کلاسیک خطوط، تقارن و هماهنگی باطنی و معنوی.
پیکاسو تا پایان حیاتش، نقاش و خلاقی فعال و پرکار باقی ماند. او پیوسته درحال بررسی و تحلیل چهره خویش بود. گواه این امر، پرتره های متعددی است که از چهره خود ترسیم نموده است. در این پرتره ها، خطوط چهره ها به تدریج تغییر کرده و سرانجام مجسم کننده مرگ و نیستی می شوند. «مرد نشسته با کلاه»، که به احتمال زیاد تصویر خود نقاش است، اجمالا حاوی مضامین عمده نقاشی های پیکاسو است. مرد سالخورده ای که بر روی یک صندلی راحتی لمیده و همچون مجسمه ای شکسته و تکه شده در زیر رنگ ها محو شده است، چکیده ایست از تراژدی نقاش و نقاشی که نه در چرخش آکادمیک قلم موی نقاشی سالخورده، بلکه با نیرو و آزادی هنرمندی جوان که تجربیات معاصرینش را جذب کرده و اطمینان دارد هنری که وی آماده دست کشیدن از آن است، امروزه همچون گذشته، قوی و زنده است.
افراد معدودی در قرن بیستم توانسته اند شهرتی نظیر پابلو پیکاسو که در حدود صد سال پیش در شهر مالاگا واقع در جنوب اسپانیا به دنیا آمد کسب کرده و تأثیری چنین عمیق بر هنر قرن بیستم داشته باشند. پیکاسو در طول زندگی ۹۱ ساله طولانی و پرثمرش حدود ۲۰۰۰۰ نقاشی، حکاکی، مجسمه، طرح، رسم و کلاژ خلق کرده، ولی ارزش او تنها به خاطر حجم و تنوع آثارش نیست بلکه او به این سبب قابل ستایش است که شاید هیچ هنرمندی در عصر حاضر نتوانسته است به اندازه او این همه تحت تأثیر وقایع و اتفاقات، شرایط متغیر، و مبارزات زمان خود قرار گرفته و آنها را این چنین شاعرانه منعکس نماید. هنر پیکاسو به عنوان تجلی افتخارات و فجایع، شادی زندگی و مبارزات بی امان بشر قرن بیستم شناخته شده است.

 پیکاسو و آغاز سبک کوبیسم

 


در ۲۵ ماه اکتبر سال ۱۸۸۱، پابلو روییزپیکاسو، فرزند دون خوزه روییز پیکاسو و ماریا پیکاسو لوپز، در مالاگا واقع در جنوب اسپانیا به دنیا می آید.
پدر او، دون خوزه، نقاش بود که در مدرسه ی هنرهای زیبا، طراحی تدریس می کرده. پابلو پیکاسو که هر دم تغییر روش در کارش داشته است، در ناکجااباد هنر سیر می کرده و همه ی کوشش هایی را که برای طبقه بندی کارش در مقالات مفهومی یا در برگه دان های مورخان هنر به کار می رفته، به مبارزه می طلبید. وی در سراسر دهه های پربار گذشته، آثاری آفریده که از نظر شیوه بیان و شگرد کار، یکسره با هم فرق داشته. عناصر سبکی که به گمان هنر مندان آن زمان دیر زمانی پیش از این در گذشته پیکاسو مدفون شده بود ، به طور ناگهان سر بر می آوردند و وی همین عناصر را با دیگر عناصر در می آمیخته تا دستاوردهایی نو و پر شگفت پدید آورد.
در وجود این اسپانیایی کوتاه قد با آن چشمان سیاه و خیره، نه یک نقاش و صد نقاش و هر یکی نوآورتر و پر خیال تر از دیگری نهان شده بوده است.
پیکاسو با ایستادگی بر آزادی هنر و حفظ استقلال استوار خود می خواست از نقاشان سراسر اعصار به سبب خواری های بیشمار که کشیده بودند، انتقام بگیرد. وی کاشف دلاور و دم دمی مزاج، شیفته تجربه گری و سر انجام، هنرمندی بود که به نیروی درونی پویای خود برانگیخته می شده. در نزد نسل هنرمندان، آثار پیکاسو حکم دارو تلقی می شده، که همچون محرک نیرومند و شگرفی در وجود تاثیر می گذاشته و حتی توجه بی اعتنایان را بر می انگیخته. پیکاسو با نیروی حیاتی بی باکانه ای سنت هایی را که در واقع، جز مشتی از تعلیمات محافظت شده ی دانشکده هنر نبود، در هم ریخته. وی در دوران کودکی خویش، بسیار خودرای و چه بسا در خیلی از منابع به عنوان فردی کله شق نام برده شده. به جای آن که به درس توجه کند، به ساعت خیره می شده و حرکت آهسته ی عقربه ها او را افسون می کرده است.
او برای رقابت با پدرش، از سنین پایین، طراحی هایی را آغاز کرد که از نظر ترسیم خطوط و قدرت خارق العاده ی دید و تخیل، در خور توجه بودند. نبوغ و استعداد پیکاسو چنان شگفت آور بوده که بنا به گفته ی خود او پدرش که از هنر فرزند متحیر شده بود، قلم و تخته و رنگ خود را به او سپرده و اعلام کرده که دیگر هیچ گاه نقاشی نخواهد کرد. نخستین تصویرش که وی را به همگان شناساند. تصویر علم و نیکوکاری بود که پزشک راهبه ای را در کنار تخت یک بیمار علیل نشان می داد. این تصویر باعث شد که در سال ۱۸۹۷، وی در نمایشگاه هنرهای زیبای مادرید، نشان شایستگی دریافت کند: مسئله ای باعث شد تا خانواده اش، وی را به آکادمی سلطنتی سن فرناندو در مادرید بسپارند، اما چیزی نگذشت که از آکادمی و آموزش های خشک آن خسته و به پرسه زدن در خیابانها مشغول شده. البته، گاهی نیز به موزه پرادو می رفت و در آنجا، به شدت تحت تاثیر هنر قرار می گرفت. وی اجباری درونی به نقاشی کردن در خود حس می کرده، اما نمی خواست صرفا از حالت های کلیشه ای مدل رونگاری کند. این احساس به پیوستنش به گروه نقاشان و نویسندگان شورشی آن زمان انجامید که در صدر شکستن سنت ها بودند.
جوانی او در روزگاری گذشت که تجارت آزاد جای خود را به سرمایه داری انحصاری می داد و تاثیر آن بر هنر و هنر مندان با تاثیر دوره های آرام و عادی تفاوت داشته است و هنرمندان را بر آن می داشت تا واکنشهای خود را نسبت به اوضاع و احوال مادی و ایدئولوژی پیرامون خود مورد ستایش قرار دهند: هنگامه ای که در آن، کهنه و نو در ستیزه خشونت باری درگیر می شوند.
یکی از کارهای پیکاسو که به قیمت ۲۶ میلیون دلار در یک مزایده بفروش رسید!
پیکاسو در فوریه سال ۱۹۰۰، نخستین نمایشگاه خود را شامل طرح و رسم های دوستانش، برپا و در اکتبر همان سال، به همراه یکی از دوستانش برای نخستین بار به پاریس سفر کرده و در آنجا، از طریق لگا، سزان، وان گوگ و......با آخرین پیشرفتهای صنایع هنری آشنا شده. از آثاری که در نتیجه ی این سفر خلق کرده بود، رقاصه غمگین و آسیاب گالت را می توان نام برد. دو سال پس از این سفر، یعنی در سال ۱۹۰۱، پیکاسو به همراه یکی از دوستانش نشریه ای به نام نشریه هنر جوان را منتشر می کند. این سال را آغاز دوره ی آبی زندگانی پیکاسو نام گذاری کرده اند. دورانی که شیوه کار وی تغییر کرد و آبی رنگ حاکم بر آثارش شده بود. در این دوره فقیران و ناتوانان موضوعات نقاشی او را تشکیل می دادند. البته ، خود وی به اندازه ی تهیدستان پرده های نقاشی اش فقیر و بی چیز بوده. در ماه آوریل سال ۱۹۰۴، پیکاسو برای همیشه بارسلون را ترک و در پاریس اقامت می گزیند. در پاییز همان سال با فرناندو اولیویه آشنا می شود و تا ۱۹۱۱ با او زندگی می کند. در این دوران رنگ صورتی بر نقاشی های وی حاکم می شود و این دوره از زندگی او را دوران صورتی نامیدند. موضوع نقاشی هایش نیز تغییر کرده و به سراغ دلقک ها، آکروبات ها و مقلدان می رفته. پس از خلق تابلو دوشیزگان آوین یون، پیکاسومتوجه عناصر اصلی قرار دادی در طرح مضامین شد و این نقطه ی آغاز سبک کوبیسم بود. پیکاسو با الهام از کارهای سزان، طبیعت بی جان را به تصویر کشیده و در تابلوهایش متوجه اشکال هندسی شده. در سال ۱۹۰۹ بوده که وی نخستین منظره کوبیسم را خلق کرده. تابلو سر یک زن نمونه ای از این دوران بوده است.
در سال ۱۹۱۸، پیکاسو با الگا کولکوا، یکی از اعضای گروه باله در آن زمان ازدواج می کند. او دختر یک ژنرال روسی بوده و مراسم ازدواج آنها به رغم اعتقادات نه چندان محکم پیکاسو، در کلیسا انجام می شود. نتیجه این ازدواج پسری به نام پائلو بود که در سال ۱۹۲۱، به دنیا آمده. در این دوران پیکاسو به خلق نقاشی های مجسمه ای مشغول شده که شدیدا تحت تاثیر مکتب کلاسیک بوده است. ازدواج پیکاسو با الگا، در سال ۱۹۳۵ به جدایی منجر می شود و از معشوقه او ماری ترز والتر دختری به نام مایا به دنیا می آید.
بی قیدی زناشوئی پیکاسو مدتی طولانی در آن زمان به افسانه تبدیل مشود. به غیر از متعددی که پشت سر گذاشته بوده، هفت زن برای مدت ناپایداری در زندگی او نقش رسمی بانوی الهام بخش او را به عهده داشته اند، که او همه آنها را فریفته، عذاب داده و تحقیر کرده است. علت این جدایی های مکرر را برخی از مولفین بی گمان تربیت پیکاسو توسط زن ها، یعنی مادرش، عمه هایش و خواهرهایش دانسته اند که پیکاسو هر جند هم قدر این زن ها را می دانسته اما به همان اندازه از تسلط آنها به وی گریزان بوده. سر انجام در سال ۱۹۶۱، با ژاکلین روک ازدواج کرده. ژاکلین تنها زن ماندگار در زندگی او بوده که تا زمان مرگ پیکاسو همراهش بوده است.
پیکاسو در ۸ آوریل ۱۹۷۳، در اوج دلباختگی اش به ژاکلین درگذشت و ژاکلین روک نیز، که پس از پیکاسو شدیدا از نظر روحی دگرکون شده بود. در سال ۱۹۸۶، با شلیک گلوله خودکشی کرد. البته، از نظر عام او چیزی را از دست نداده: چرا که این عمل ضروری، تنها وسیله خلاص شدن از بار سنگین بیست سال جنون هوس آلود بوده. دیوید دون کان که سال ها بهترین لحظه های آن ها را عکاسی کرده بود مرگ ژاکلین را چنین تفسیر کرد: این گلوله نبوده که او را از پای درآورده، بلکه خاطره پیکاسو او را کشت.

 پیکاسو؛ از سرقت تا رکوردشکنی

  

پابلو پیکاسو در سالی که گذشت هم مورد توجه بسیار خریداران آثار هنری قرار گرفت و هم سارقان آثار هنری. اولین اتفاق مهم که پیکاسو را به تیتر اخبار بدل کرد رکوردشکنی یکی از تابلوهای او بود.
پابلو پیکاسو در سالی که گذشت هم مورد توجه بسیار خریداران آثار هنری قرار گرفت و هم سارقان آثار هنری. اولین اتفاق مهم که پیکاسو را به تیتر اخبار بدل کرد رکوردشکنی یکی از تابلوهای او بود. این اثر با عنوان «برگ های سبز و تندیس» در سال ۱۹۳۲ کشیده شد و در حراجی کریستی نیویورک به قیمت ۱۰۶ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار فروش رفت.
پیشتر رکورد گرانترین اثر هنری فروخته شده در حراجی متعلق به آلبرتو جاکومتی مجسمه ساز ایتالیایی بود که یکی از آثارش به نام «مرد متحرک» به قیمت ۱۰۴ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار فروخته شده بود. این اثر اواخر سال در گالری «تیت» لندن پس از ۵۰ سال برای اولین بار به نمایش گذاشته شد.
● اولین سرقت
مدتی بعد موزه هنرهای معاصر پاریس مورد سرقت قرار گرفت و تابلوهایی به ارزش بالغ بر ۱۲۵ میلیون دلار به سرقت رفتند.
آثار به سرقت رفته از این قرار بودند: «کبوتر با دانه های سبز» اثر پیکاسو، «روستایی» اثر ماتیس، «درخت زیتون در نزدیکی ایستک» اثر ژرژ باروک، «زن در میدان تیر» اثر مودیلیانی و «طبیعت بیجان و شمعدان» اثر فرنان لژه.
در همان روز اثری دیگر از پیکاسو در خانه مجموعه داری هنری در جنوب پاریس به سرقت رفت. سارقان مجموعه دار را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده بودند.
مهم ترین اثر به سرقت رفته لیتوگرافی از چهره یک زن بوده اثر پیکاسو بود. لیتوگراف کپی قانونی از یک اثر هنری است که خود هنرمند یا فردی دیگر ساخته است. با توجه به کیفیت چاپ، ارزش این کپی بالا و پایین می رود. دیگر آثار به سرقت رفته چندان مهم نبوده اند.
این سرقت یکی دیگر از سرقت های زنجیره ای در مارسی بود که از مدتی پیش آغاز شده بود. تا آن زمان سارقان حدود ۳۰ تابلو نقاشی دزدیده اند، از جمله تابلویی از پیکاسو از ویلایی شخصی در ماه ژانویه.
● بزرگ ترین نقاشی و چند رکوردشکنی
مدتی بعد پیکاسو باز هم در دنیای حراج آثار هنری خودی نشان داد. تابلو نقاشی «پرتره آنخل فرناندز دِسوتو» اثر پابلو پیکاسو، یکی از آثار دوران اندوه این هنرمند به قیمت ۵۲ میلیون دلار در حراجی در لندن فروخته شد. حراجی پیشتر ارزش این تابلو را بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون پوند تخمین زده بود.
این تابلو در سال ۱۹۰۳ کشیده شد و یکی از نقاط اوج پیکاسو در دوره ای از نقاشی اش موسوم به دوران اندوه است، این اثر مهارت پیکاسو در سبک متمایزش در کشیدن پرتره را به نمایش می گذارد.
و بعد نوبت به بزرگ ترین نقاشی پیکاسو رسید. این نقاشی روی پارچه ای در اندازه ۱۰ متر و ۴۰ سانتیمتر در ۱۱ متر و ۷۰ سانتیمتر کشیده شده و مرداد ماه در نمایشگاهی در لندن رونمایی شد.
این تابلو نقاشی پیشتر در سال ۱۹۲۴ در جریان اجراهای گروه باله روسیه استفاده شده بود. از آن زمان تاکنون اولین بار بود که این تابلو در نمایشگاهی به نمایش گذاشته می شد.
پیکاسو اواخر مرداد ماه یک رکورد دیگر نیز زد؛ بیش از ۷۰۰ هزار نفر در طول ۱۷ هفته از نمایشگاه آثار پابلو پیکاسو در موزه هنر متروپالیتن بازدید کردند.
بدین ترتیب رکورد بازدید از نمایشگاه های موزه هنر متروپالیتن شکسته شد، رکورد قبلی در دست نمایشگاه هنر امپرسیونیستی سال ۲۰۰۱ بود.
این نمایشگاه که از ۱۹ آوریل تا ۱۵ اوت برپا بود بر آثاری از پیکاسو تمرکز داشت. تعداد بلیت های فروخته شده به ۷۰۳ هزار و ۲۵۶ نفر رسید. بدین ترتیب روزانه شش هزار و ۷۰۰ نفر از این نمایشگاه بازدید کرده اند و روزهای جمعه، شنبه و یکشنبه با ۱۰ هزار نفر بازدیدکننده اوج ترافیک بازدید از نمایشگاه بوده اند. پیکاسو یک ماه بعد باز هم رکوردشکنی کرد. یکی از آثار چاپ پابلو پیکاسو به قیمت دو میلیون دلار در حراجی سوتبی فروخته شد و رکورد فروش یک اثر چاپ به تنهایی را شکست. این اثر «La Minotauromachie» نام داشت. رکورد قبلی فروش در میان چاپ های پیکاسو به سال ۱۹۹۰ و نسخه دیگری از همین اثر برمی گردد که به قیمت ۸۸۰ هزار پوند فروخته شد.
رکورد قبلی گرانترین اثر چاپ در حراجی ها متعلق به «خون آشام ۲» اثر ادوارد مونک است که در سال ۲۰۰۷ در حراجی در اوسلو به قیمت یک میلیون و ۱۰۰ هزار دلار فروخته شد.
● سرقت و ماجرای عجیب
و بعد نوبت به پرونده ای مشکوک رسید. یک متخصص برق ادعا کرد ۲۷۱ اثر پیکاسو چندین و چند سال در گاراژ او بوده اند.
نظرات درمورد گنجینه گاراژ متخصص برق متفاوت بود؛ میراث داران پیکاسو این مرد را سارق می دانستند، اهالی هنر از این کشف هنری ذوق زده شدند و خود مرد که مسئول نصب دزدگیر برای خانه پیکاسو بوده این آثار را هدیه ای از سوی مشهورترین هنرمند قرن بیستم دانست.
این آثار که در اختیار پیر لوگونه بودند شامل لیتوگراف، پرتره، یک نقاشی آبرنگ و چندین طراحی است که بین سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۲، دورانی که پیکاسو به شدت خلاق و پرکار بود و تازه از بارسلون به پاریس نقل مکان کرده بود کشیده شده اند. .
طراحی سرشار از رنگ یک دست، طراحی از همسر اول هنرمند یعنی اولگا خالخولفا که بالرینی اهل روسیه بود در حالت نشسته و کلاژی از پیپ و بطری از جمله این آثار هستند.
کلاژ مذکور به همراه هشت کلاژ دیگر مجموعه به تنهایی ۴۰ میلیون یورو ارزش دارند. در حال حاضر تمامی آثار در دست آژانسی در فرانسه است که مسئول مبارزه با قاچاق غیرقانوی اشیاء هنری است.
لوگونه ۷۱ ساله ادعا کرد در سه ملک پیکاسو در جنوب فرانسه کار کرده است؛ ویلایی در کن، عمارتی در ووونارژ و خانه ای روستایی در موگین، محل فوت پیکاسو در سال ۱۹۷۳. در روزنامه فرانسوی «لیبراسیون» که دوشنبه این پرونده را فاش کرد آمده است لوگونه مسئول نصب دستگاه دزدگیر در خانه روستایی بوده.
پیر لوگونه مدعی بود صندوقی از آثار پیکاسو را همسر دوم پیکاسو یعنی ژاکلین روژ به او هدیه کرده است.
او گفت: «مادام آنها را به من داد. و وقتی او این کار را کرده حتما پیکاسو باخبر بوده.» روژ سال ۱۹۸۶ درگذشت. او ادامه داد: «بسته کوچکی بود. اندازه توپ بسکتبال. طراحی های کوچک و چیزهای عجیب و غریبی بودند. ممکن بود دور ریخته شوند.»
و باز هم سرقتی دیگر و پیکاسو؛ اواخر سال میلادی گذشته سه سارق نقابدار کامیونی حاوی ۲۸ اثر هنری را به سرقت بردند. پلیس اسپانیا اعلام کرده در این کامیون آثاری از پیکاسو، فرناندو بوترو هنرمند کلمبیایی و ادواردو چیلیدا مجسمه ساز اسپانیایی قرار داشته است.
پلیس ارزش این آثار را دو میلیون و ۷۰۰ هزار یورو تخمین زد اما رسانه های اسپانیا ارزش این آثار را پنج میلیون یورو محاسبه کرده و گفتند برخی از آثار بیمه نبوده اند.
این آثار متعلق به شش گالری در مادرید، بارسلون و کلن در آلمان بودند و همگی از نمایشگاهی در آلمان به اسپانیا منتقل شده بودند.
«دفتر ثبت آثار گمشده» که مسئول ردیابی آثار هنری سرقتی، قاچاق و گمشده است ۷۰۲ اثر پیکاسو را سرقتی اعلام کرده است. این آثار شامل نقاشی، لیتوگراف، طراحی و کار روی سرامیک هستند. در پایگاه داده های این دفتر در بین ۲۱۴ هزار اثر گمشده یا سرقت شده، بیشترین آمار در دست پیکاسو، هنرمند کوبیست است.
و بالاخره...
و آخرین عملکرد پیکاسو در سالی که گذشته به حراجی سوتبی در لندن برمی گردد. تابلو نقاشی پابلو پیکاسو از ماری تراز والتر به قیمت ۴۰ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار (۲۴ میلیون و ۲۰۰ هزار پوند) فروخته شد.
این تابلو با عنوان «La Lecture» که انتظار می رفت بین ۱۲ تا ۱۸ میلیون پوند به فروش برود، موجب شد مجموع فروش حراجی آثار «مدرن و امپرسیونیستی» سوتبی به ۶۸ میلیون و ۸۰۰ هزار پوند برسد.
به گفته سوتبی هفت خریدار بر سر خرید «La Lecture» با هم رقابت داشتند. این تابلو در سال ۱۹۳۲ کشیده شده است. رقابت خریداران شش دقیقه طول کشید. خریداران با تلفن در حراجی شرکت کردند و در نهایت خریداری ناشناس این اثر را خرید.
طبق آمار پیکاسو قدرتمندترین حضور را در حراجی سال گذشته داشت.

 آشنایی با زندگی و آثار پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو یکی از پرکارترین و بانفوذترین هنرمندان قرن بیستم است. او در نقاشی، مجسمه‌سازی، قلم‌زنی، طراحی و سفال‌گری هزاران اثر خلق کرده است. او مکتب کوبیسم را به همراه جرجیس براک(Georges Braque) در میان نقاشان جا انداخت و فن اختلاط رنگ بر پردهٔ نقاشی را به عالم هنر معرفی کرد.
پیکاسو در بیست‌وپنجم اکتبر سال ۱۸۸۱ در مالاگا، شهری در اسپانیا به دنیا آمد. او فرزند یک نقاش تحصیل کرده به نام جوز روئیزبلنکو (Jose Ruis Blanco) و ماریاپیکاسو (Maria Picasso) بود که از سال ۱۹۰۱ نام خود را به نام خانوادگی مادرش تغییر می‌دهد. پابلو از همان دوران کودکی به نقاشی علاقه پیدا می‌کند و از ده سالگی نزد پدرش که معلم یک آموزشگاه هنری بود. اصول اولیهٔ نقاشی را فراگرفت و دوستانش را با کشیدن نقاشی بدون بلند کردن قلم یا نگاه کردن به کاغذ سرگرم می‌ساخت.
در سال ۱۸۹۵ به همراه خانواده به بارسلونا تغییر مکان دادند و پیکاسو در آنجا در آکادمی هنرهای عالی به نام لالنجا (La Lonja) به تحصیل مشغول شد. در اوایل کار، دیدار او از مکانها و گروه‌های مختلف هنری تا سال ۱۸۹۹ در پیشرفت هنریش بسیار تأثیرگذار بود. در سال ۱۹۰۰ میلادی اولین نمایشگاه پیکاسو در بارسلونا تشکیل شد. در پاییز همان سال به پاریس رفت تا در آنجا مطالعاتی در ابتدای قرن جدید داشته باشد و در آوریل ۱۹۰۴ در پاریس اقامت کرد و در آنجا به وسیلهٔ آثار امپرسیونیست خود به شهرت رسید. پیکاسو زمانی که به کار مشغول نبود، از تنها ماندن خودداری می‌کرد و به همین دلیل در مدت کوتاهی حلقهٔ دوستانش که شامل گیلائوم آپولنییر(Guillaume Apollinaire)، ماکس جاکب (Max Jacob) و لئواستین (Leo Stein) و همچنین دو دلال بسیار خوب به نام‌های آمبوریسه ولارد (Amborise Vollard) و برس‌ول (Berthe Weel) بود، شکل گرفت. در این زمان خودکشی یکی از دوستانش به روی پابلوی جوان تأثیر عمیقی گذاشت و تحت چنین شرایطی دست به خلق آثاری زد که از آن به عنوان دورهٔ آبی (Blue Period) یاد می‌کنند. در این دوره بیشتر به ترسیم چهرهٔ آکروبات‌ها، بندبازان، گدایان و هنرمندان می‌پرداخت و در طول روز در پاریس به تحقیق بر روی شاهکارهایش در لوور (Louvre) و شبها به همراه هنرمندان دیگر در میکده‌ها مشغول می‌شد. پابلوپیکاسو در دورهٔ آبی بیشتر رنگ‌های تیره را در تابلوهای نقاشی خود به کار می‌گرفت. اما پس از مدت کوتاهی اقامت در فرانسه با تغییر ارتباطات، جعبهٔ رنگ او به رنگهای قرمز و صورتی تغییر پیدا کرد. به همین دلیل به این دوره دوره رز (Roze Period) می‌گویند. در این دوران پس از دوستی با برخی از دلالان هنر، شاعر آن زمان ماکس‌جاکب و نویسندهٔ تبعیدی آمریکایی، گرترود استین (Gertrude Stein) و برادرش لئو (Leo) که اولین حامیان او بودند، سبک او به طور محسوسی عوض شد به طوری‌که تغییرات درونی او در آثارش نمایان است. و تغییر سبک او از دورهٔ آبی به دورهٔ رز در اثر مهم او به نام لس‌دیموسلس اویگنون (Les Demoiselles Ovignon) نمونه‌ای از آن است. کار پابلوپیکاسو در تابستان سال ۱۹۰۶، وارد مرحلهٔ جدیدی شد که نشان از تأثیر هنر یونان شبه جزیرهٔ ایبری و آفریقا بر روی او بود که به این ترتیب سبک پرتوکوبیسم (Protocubism) را به وجود آورد که توسط منتقدین نقاش معاصر مورد توجه قرار نگرفت. در سال ۱۹۰۸ پابلوپیکاسو و نقاش فرانسوی جرجیس‌براک متأثر از قالب امپرسیونیسم فرانسوی سبک جدیدی را در کشیدن مناظر به کار بردند که از نظر چندین منتقد از مکعبهای کوچکی تشکیل شده است. این سبک کوبیسم نام گرفت و بعضی از نقاشیهای این دو هنرمند در این زمینه آنقدر به هم شبیه هستند که تفکیک آنها بسیار مشکل است. سیر تکاملی بعدی پابلو در کوبیسم از نگاه تحلیلی (۱۱ـ۱۹۰۸) به منظر ساختگی و ترکیبی که آغاز آن در سالهای ۱۳ـ۱۹۱۲. بود ادامه داشت در این شیوه رنگ‌های نمایش داده شده به صورت صاف و چند تکه، نقش بزرگی را ایفا می‌کند و بعد از این سال‌ها پیکاسو همکاری خود را در بالت و تولیدات تئاتر و نمایش در سال ۱۹۱۶ آغاز کرد و کمی بعد از آن آثار نقاشی خود را با سبک نئوکلاسیک و نمایش تشبیهی عرضه کرد. این نقاش بزرگ در سال ۱۹۱۸ با الگا (Olgo)، رقاص بالت ازدواج کرد و در پاریس به زندگی خود ادامه داد و تابستان‌هایش را نیز در کنار ساحل دریا سپری می‌کرد. از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۰ درگیر اختلاف عقیده با سوررئالیست‌ها بود و در پاییز سال ۱۹۳۱ علاقمند به مجسمه‌سازی شد و با ایجاد نمایشگاههای بزرگی در پاریس و زوریخ و انتشار اولین کتابش به شهرت فراوانی رسید.
در سال ۱۹۳۶ جنگ داخلی اسپانیا شروع شد که تأثیر زیادی به روی پیکاسو گذاشت به طوری‌که تأثیر آن را می‌توان در تابلوی گورنیکا ـ Guernicoـ (۱۹۳۷) دید. در این پردهٔ نقاشی بزرگ، بی‌عاطفگی، وحشی‌گری و نومیدی حاصل از جنگ به تصویر کشیده شده است . پابلو اصرار داشت که این تابلو تا زمانی که دموکراسی ـ کشور اسپانیا به حالت اول برنگردد به آنجا برده نشود. این تابلوی نقاشی به عنوان یکی از پرجاذبه‌ترین آثار در موزهٔ‌ مادرید سال ۱۹۹۲ در معرض نمایش قرار گرفت.
حقیقت این است که پیکاسو در طول جنگ داخلی اسپانیا، جنگ جهانی اول و دوم کاملاً بی‌طرف بود از جنگیدن با هر طرف یا کشوری مخالفت می‌کرد. او هرگز در این مورد توضیحی نداد. شاید این تصور به وجود آید که او انسان صلح‌طلبی بود اما تعدادی از هم عصرانش از جمله براک بر این باور بودند که این بی‌طرفی از بزدلی‌اش ناشی می‌شد. به عنوان یک شهروند اسپانیایی مقیم پاریس هیچ اجباری برای او نبود که در مقابل آلمان در جنگ جهانی مبارزه کند و یا در جنگ داخلی اسپانیا، خدمت برای اسپانیایی‌های خارج از کشور کاملاً اختیاری بود و با وجود اظهار عصبانیت پیکاسو نسبت به فاشیست در آثارش، هرگز در مقابل دشمن دست به اسلحه نبرد. او با وجود کناره‌گیری از جنبش استقلال‌طلبی در ایام جوانیش حمایت کلی خود را از چنین اعمالی بیان می‌کرد و بعد از جنگ جهانی دوم به گروه کمونیست فرانسه پیوست و حتی در مذاکرهٔ دوستانهٔ بین‌المللی در لهستان نیز شرکت کرد اما نقد ادبی گروهی از رئالیستها در مورد پرترهٔ استالین (Stalin) ، علاقهٔ پیکاسو را به امور سیاسی کمونیستی سرد کرد.
پیکاسو در سال ۱۹۴۰ به یک گروه مردمی ملحق شد و شمار زیادی از نمایشگاه‌های پیکاسو در طول زندگی این هنرمند در سالهای بعد از آن برگزار شد که مهم‌ترین آن‌ها در موزهٔ هنر مدرن نیویورک در سال ۱۹۳۹ و در پاریس در سال ۱۹۵۵ ایجاد شد. در ۱۹۶۱، این نقاش اسپانیایی‌ با جاکوئیلین‌رکو (Jacqueline Roque) ازدواج کرد و به موگینس (Mougins) نقل مکان کرد.
پابلوپیکاسو در آنجا خلق آثار با ارزش خود همانند نقاشی، طراحی،‌ عکس‌های چاپی، سفال‌گری و مجمسه‌سازی را تا زمان مرگش یعنی هشتم آوریل سال ۱۹۷۳ در موگینس فرانسه ادامه داد. در سال‌های هشتاد یا نود سالگی، انرژی همیشگی دوران جوانیش بسیار کمتر شده بود و بیشتر خلوت می‌گزید. همسر دوم او جاکوئیلین‌رکو به جز مهمترین ملاقات کنندگانش و دو فرزند پیکاسو، کلاد و پالوما (Claude and Paloma) و دوست نقاش سابقش، فرنکویس‌گیلت (Francoise Gillot) به کس دیگر اجازهٔ ملاقات با او را نمی‌داد. گوشه‌گیری پابلوپیکاسو بعد از عمل جراحی پروستات در سال ۱۹۶۵ بیشتر شد و با اختصاص دادن تمام نیرویش به کار، در کشیدن تابلو جسورتر گشت و از سال ۱۹۶۸ تا سال ۱۹۷۱ سیل عظیم نقاشی‌هایش و صدها قلم‌زنی بشقاب مسی در معرض دید عموم قرار گرفت. این آثارش در این زمان توسط بسیاری از رویاپردازان نادیده گرفته شد به طوریکه داگلاس کوپر (Dauglas Coper)، آثار پایانی او را به عنوان آثار یک پیرمرد عصبانی در اتاق مرگ نامید.پیکاسو همچنین مجموعه‌ای قابل توجه از آثار دیگر نقاشان معروف هم دورهٔ خود مانند هنری ماتیس (Henri Matisse) را نگهداری می‌کرد و چون هیچ وصیت‌نامه‌ای در زمان مرگش نبود به عنوان مالیات ایالتی فرانسه، بعضی از آثار و مجموعه‌های او به دولت داده شد. این نقاش و مجسمه‌ساز اسپانیایی با خلق آثارش گام مهمی در هنر مدرن برداشت. او در ابداع و نوآوری سبک‌ها و تکنیک‌های نقاشی بی‌نظیر بود و استعداد خدادادی او به عنوان یک نقاش و طراح بسیار قابل اهمیت است. او در کار کردن با رنگ روغن، آبرنگ، پاستل، زغال چوب، مداد و جوهر بسیار توانا بود و با ایجاد آثاری در مکتب کوبیسم استعداد بی‌نظیر خود را به بهترین شکل به کار گرفت و با وجود آموزش محدود علمی (که تنها یک سال از دورهٔ تحصیلاتی را در آکادمی رویال مادرید به پایان رساند) تلاش هنرمندانه‌ای را در تغییر جهت فکری خود انجام داد. از پابلوپیکاسو به عنوان پرکارترین نقاش تاریخ یاد می‌شود. در حالیکه دوستانش به او توصیه می‌کردند که در سن هفتادوهشت سالگی دست از کار بردارد اما او مخالفت می‌کرد. مرگ او در حالی به وقوع پیوست که با تعداد زیادی تابلو و آثار ارزشمند، مرکب از علائق شخصی و به دور از در نظر گرفتن بازار هنر یک ثروتمند محسوب می‌شد. و اخیراً در سال ۲۰۰۳ خویشاوندان پیکاسو موزهٔ وقف شده‌ای را در زادگاه پیکاسو یعنی مالاگا به نام موسیوپیکاسومالاگا راه انداختند.
پیکاسو دوره‌های هنری مختلف را گذراند که کمترین هنرمندی به چنین تجربهٔ عظیمی دست پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین دورهٔ کاری پیکاسو چنان‌که پیش از این گفته‌شد، دورهٔ آبی بود. با وجود اینکه تعهدات کاری در فرانسه‌ی اواخر قرن نوزدهم و اوایل هنر قرن بیستم کم‌تر شده بود شاید هیچ هنرمندی به اندازهٔ پیکاسو در تعهد کاری خود، تلخی زندگی را آن‌قدر بزرگ نمایش نداد .این تلخی منحصراً در دورهٔ آبی (۱۹۰۴ـ۱۹۰۱) به اوج خود رسید چنان‌که از مجموعهٔ رنگ‌های مالیخولیایی آن دوره با سایه روشن آبی و حاشیهٔ تاریک آن بر می‌آید بدون شک زندگی در فقر خانوادگی در زمان جوانی در سال‌های اولیهٔ زندگیش در پاریس و برخورد با کارگران و گدایان اطراف خود در کشیدن پرترهٔ شخصیت‌ها با حساسیت و احساس ترحم هر چه بیشتر نسبت به آنها تأثیر زیادی گذاشته است.
زن اطوکش( Woman Jroning) در پایان دورهٔ آبی با رنگهای روشن‌تر اما هنوز با طرح غم‌افزای شامل سفید و خاکستری تصور اصلی فرسودگی و رنج پیکاسو را نشان می‌دهد. اگر چه واقعیت اقتصادی و اجتماعی در پاریس آن دوره ریشه کرده بود. رفتار دوستانهٔ این هنرمند در این مورد که با خطوط زاویه‌دار و متقارن، دین هنری خود را با ترکیب خطوط امتداد داده شده و ظریف که با نفوذ به حقایق تجربی مورخ معروف ال‌گرکو (El Greco) به آنها رسیده بود، نمایش می‌داد و پیکاسو در آن‌جا این موضوع را با حضور تقریباً معنوی و خیالی از آن زن به عنوان مثالی از فقر و بدبختی آن دوره نشان داده است. توجه پیکاسو در مدت کوتاهی از کشیدن نقاشی‌هایی با کنایهٔ اجتماعی و مذهبی به سوی تحقیق در فضای دیگر و خلق آثاری برد که اوج آن در مکتب کوبیسم به ثمر رسید. پرترهٔ فرناند با روسری زنانهٔ سیاه (Fernande with a black Montilla) اثری در این مرحلهٔ کاری است. خیالی بودن تصویر با رنگ‌بندی مناسب و ضربه‌های قلم موی پرنشاط نشان از معشوقهٔ او فرناند الیور (Fernonde Oliver) می‌دهد که روسری به سر کرد، و سمبل هنر اسپانیایی او است. از ایجاد سبک شمایلی از صورت او با مشخصات خلاصه شده‌ می‌توان افزایش علاقهٔ پیکاسو را در خلاصه کردن ویژگی‌ها و استحکام پیکرتراشی پیشگویی کرد که این تأثیر را در آثار بعدی او می‌بینیم.
کوبیسم در سالهای تعیین کنندهٔ ۱۴ـ۱۹۰۷ به عنوان جدیدترین و بانفوذترین سبک هنری قرن بیستم بسیار مورد توجه قرار گرفت و وسعت پیدا کرد. زمان قطعی توسعهٔ آن در طول تابستان ۱۹۱۱ اتفاق افتاد. همان موقعی که پابلوپیکاسو و جرجیس براک پا به پای هم به این سبک نقاشی می‌کردند. تنگ، کوزه و کاسهٔ میوه (Carafe, Jug and Fiuit Boul) مراحل اولیهٔ این سبک نقاشی پیکاسو را نشان می‌دهد. سطوح آن با صراحت به چند قسمت تقسیم شده اما با این وجود به طور پیچیده‌ای چند تکه نشدند. از نظر شکل و قالب توده‌ای از خیال و وهم را در خود نگهداشته و با وجود این‌که از وجه‌ی دراماتیکی آن کاسته شده است، اما قابل چشم‌پوشی نیست . در سیر تحولی این سبک، براک و پیکاسوکوبیسم تحلیلی را تقریباً در موضوع اختلال حواس کامل به وجود آوردند که در بین آثار پیکاسو ارگ‌زن (Accordionist) ترکیب گیج کننده‌ای از این نوع بود. چندی بعد پیکاسو مرگ کوبیسم را با یادگاری زندگی آرام ماندولین و گیتار (Mondolin and Guitar) در طول مهمانی شب‌نشینی در پاریس در حضور شرکت‌کنندگان که فریاد می‌زدند «پیکاسو در میدان رقابت مرد» اعلام کرد. این مهمانی در آخر شب با یک شورش و آشوب به پایان رسید و تنها با ورود پلیس فرونشانده شد.
سری تابلوهای رنگ‌آمیزی شدهٔ بعدی پیکاسو در سبک کوبیسم با ترکیبی شجاعانه در شکل‌های به هم پیوسته چنین قضاوتی را بی‌اعتبار می‌کند و در پایان از روش تکنیکی کارش به دفاع می‌پردازد. اما هنرمند حقیقتاً در پی احیای کشفیات قبلی خود نبود. واضح است که تصاویر بنیانی و نماهای اشباع شده گواهی به قدردانی او از پیشرفت همزمان در نقاشی سوررئالیست می‌دهد که مخصوصاً این تأثیر از آثار آندرماسون (Andre Masson) و خوان میرو (Joan Miro) برخاسته است.
بعد از نمایش قطعه‌ای از موضوع خاموش‌سازی و کاهش نور در ۱۹۱۱، در سالهای بعد پیکاسو و براک تصورات ذهنی بیش‌تری را در نقاشی‌های خود به کار بردند که معمولاً از محیط هنرکده‌ها و کافه‌ها گرفته می‌شد و بدون کنار گذاشتن شیوه‌های کوبیسم تحلیلی، شیوهٔ جدیدی را توسعه دادند که به کوبیسم ترکیبی از آن نام برده می‌شد. در این نوع سبک ترکیباتی را با رنگهای متنوع و به طور وسیع‌تر به وجود آوردند و در تابستان سال ۱۹۱۲، براک اولین مقوایی را که چسب و گل‌رس و چیزهای دیگر را به آن می‌چسبانند ساخت و پیکاسو نیز در تابلوی «پیپ، گیلاس جام و عرق ویوکس» (Pipe, Glass, Bottle of vieux Marc) از همین شیوه پیروی کرد و کدری رنگ‌های کارهای قبلی او از بین رفت و شفاف شد و شفافیت این مورد با نشان دادن قسمت‌هایی از گیتار در پشت گیلاس نشان داده شده است و نیز مطمئناً فضایی را بین دیوار و صفحهٔ تصویر اشغال می‌کند و موقعیت‌های نسبی در تابلو کاملاً دو معنایی هستند.
از سال ۱۹۲۷ تا سال ۱۹۲۹ پابلوپیکاسو در فعالیت هنری خود از میان روش‌های کاری خود استقلال خود را به طور استادانه‌ای در آثارش به دست آورد و در دنبالهٔ کارهای گوناگون بهترین مثال موجود، تابلوی کارگاه هنری (The Studio) (۲۸ـ۱۹۲۷) است که به سبک کوبیسم ترکیبی به تصویر کشیده شده است که به اجرای مقتدر و برجسته تبدیل شده است تقابل خطوط با قواعد هندسی مشخص پیکر مجسمه‌های آن زمان پیکاسو را تداعی می‌کند. تصاویر در «کارگاه هنری» می‌تواند با مجسمهٔ نیم‌تنه در سمت چپ و پرترهٔ تمام قد در سمت راست به شکل ابتکاری بسیار عالی قابل تشخیص باشد او به میل بینندگان برای اعتقاد به حقیقت اشیای نمایش داده شده تکیه می‌کند و مجسمهٔ نیم‌تنه در این تابلو که سه چشم دارد ممکن است ویژگیهای شخصیتی پیکاسو را در اثر هنری خود منعکس سازد. مطلبی که می‌توان از روی این تابلوهای پرارزش فهمید این است که اثر متقابل حقیقت و خیال، دغدغهٔ مهمی در تمام طول زندگی پیکاسو بود.

۱۰ نکته درباره تابلوی مونالیزا، بانوی رازآلود رنسانسی

 

سال های متمادی است که تابلوی «مونالیزا»، شاهکار هنری «لئوناردو داوینچی»، حقایق و افسانه های بسیاری را بر زبان ها رانده، اما سرآغاز این داستان ها آن جاست که یک نقاش تصمیم می گیرد لبخندی را به غارت برد.
۱۰ نکته ی خواندنی و کمتر گفته شده درباره ی شاهکار نقاشی دوره ی رنسانس را بازگو می کنیم:
۱) بازجویی «پیکاسو» و «آپولینر»
پیکاسو از آن جا به داستان دزدی مونالیزا گره می خورد که دو مجسمه ی دزدی را خریداری می کند. این مجسمه های ارزشمند توسط «گری پیرت» بلژیکی از موزه ی «لوور» به سرقت رفته بودند و این نقاش سرشناس بدون این که از این سرقت اطلاعی داشته باشد، این دو اثر هنری را خریداری می کند.
پیکاسو و دوست شاعرش «گیوم آپولینر» به اداره ی پلیس احضار می شوند و درباره ی تابلوی «مونالیزا» مورد بازجویی قرار می گیرند. ابتدا آپولینر دستگیر می شود و به مدت یک هفته در بازداشتگاه نگه داری می شود و پس از او پیکاسو احضار می شود که با کتمان داشتن هرگونه رابطه ای با دوستش، آزادی خود را به دست می آورد.
۲) ۲۸ ساعت بعد!
۲۸ ساعت طول کشید تا مسوولین معروف ترین موزه ی آثار هنری فرانسه متوجه شوند «مونالیزا» در جای خود قرار ندارد. کسی که اولین بار متوجه فقدان «مونالیزا» شد نقاشی به نام «تام هوبلر» بود که طبق برنامه برای نقاشی گالری موزه ی «لوور» به این محل آمده بود، اما متوجه شد این زن اسرارآمیز ناپدید شده است. با این حال وی متوجه به سرقت رفتن نقاشی نشد، زیرا یک پروژه ی عکاسی در موزه در حال انجام بود که طبق آن آثار هنری موجود در گالری از محل خود به مکان دیگری در ساختمان منتقل می شدند که شرایط بهتری برای عکس برداری از این شاهکارهای هنری فراهم آید.
هوبلر از نگهبان خواست تا نقاشی مورد نظر را از عکاسان پس بگیرد تا وی کار خود را تکمیل کند، اما نگهبان در کمال تعجب با این پیغام برگشت: «می دانی چیست؟ عکاسان می گویند نقاشی دست ما نیست!»
۳) کافکا و نشان شرمساری
پس از اطلاع از به سرقت رفتن «مونالیزا» موزه ی «لوور» برای بررسی بیشتر این قضیه به مدت یک هفته بسته شد و پس از گذشت این مدت، درهای موزه ی مشهور فرانسوی به روی جمعیت کثیری از مردم باز شد که به تماشای جای خالی «مونالیزا» آمده بودند.
در میان کسانی که برای دیدن این نشان شرمساری شتافتند، نام «فرانتس کافکا»، نویسنده ی معروف و خالق رمان هایی چون «مسخ»، «قصر» و «محاکمه»، به چشم می خورد.
موزه ی «لوور» پس از یک سال، پرتره ی «بالداساری کاستیلیونه» از شاهکارهای «رافائل» را به جای «مونالیزا» به دیوار آویخت.
۴) میلیونرهای آمریکایی
با گم شدن «مونالیزا» شایعه های متعددی از گوشه و کنار شنیده می شد که حاکی از ظن به مجموعه داران میلیونر آمریکایی بود. «جی. پی. مورگان»، «هنری کلی فریک» و «اچ. ای هانتینگتون» از ثروتمندان آمریکایی بودند که گفته می شد برای لذت شخصی خود این سرقت را برنامه ریزی کرده اند. اما بازجویی این افراد هم پلیس را به شاهکار داووینچی نرساند.
۵) ۶۵۰۰ مونالیزا
اگرچه امروزه داووینچی و موزه ی «لوور» را با «مونالیزا» می شناسند، اما تا قبل از به سرقت رفتن این اثر هنری، کمتر کسی با «مونالیزا» آشنا بود. در واقع می توان گفت این دزدی بود که «مونالیزا» را یک شبه به شاهکاری جهانی تبدیل کرد. پلیس فرانسه پس از دزدیده شدن این اثر هنری، به گونه ای که افراد برای یادبود کسی مراسم برگزار می کنند، ۶۵۰۰ کپی از تصویر «مونالیزا» را در شهر پخش کرد. در عرض چند روز «لبخند ژکوند» تمام روزنامه ها و نشریات فرانسوی را پر کرد.
۶) صاحب این لبخند که بود؟
پس از این سرقت تاریخی، بازار شایعات و داستان سازی ها درباره ی شاهکار داوینچی داغ شد. برخی گفتند استاد نقاشی دوره ی رنسانس ایتالیا معشوقه ی خود را به تصویر کشیده و عده ای بر این باور بودند که داوینچی برای پدر کارخانه دار «مونالیزا» کار می کرده است و ... خلاصه افرادی که حتی یک بار هم به دیدار «مونالیزا» نیامده بودند، یک شبه افسانه ها درباره ی زندگی این زن رازآلود ساختند.
۷) دزد تابلو که بود؟
۲۱ آگوست ۱۹۱۱ دقیقا ۱۰۰ سال پیش، نقاش و دکوراتوری ایتالیایی از کمدی در موزه ی «لوور» خارج شد، «مونالیزا» را از قاب خود رها ساخت و به همراه وینچنسو و میشل لنسلوتی، دو برادر که با وی همدست بودند، و البته «مونالیزا» موزه ی «لوور» را ترک کرد.
«وینچنسو پروجیا» نام فردی بود که مدتی برای انجام پروژه ای در «لوور» کار می کرد و روزی تصمیم به سرقت «مونالیزا» گرفت. وی یک شب را مخفیانه در کمدی واقع در موزه سپری کرد و صبح زود که هنوز کسی در «لوور» پا نگذاشته بود، این نقاشی رنسانسی را از قاب خود جدا و موزه ی آثار هنری فرانسه را ترک کرد.
۸) اثر انگشت پروجیا
پلیس فرانسه بر روی شیشه ای که نقاشی مسروقه را محافظت می کرد، اثر انگشتی واضح را یافت اما با وجود اطلاعات ذخیره شده ی قابل توجه آثار انگشت مجرمین در ادارات پلیس فرانسه، نیروهای پلیس نتوانستند این اثر انگشت را با اثری دیگر تطبیق دهند.
پروجیا مدتی کوتاه را به دلیل سرقت در زندان سپری کرده بود، اما باز هم پلیس ها موفق به پیدا کردن وی نشدند، چرا که اثر انگشتی که روی قاب شیشه ای «مونالیزا» بود متعلق به دست چپ پروجیا و اثر انگشت ذخیره شده در آرشیو پلیس، متعلق به دست راست آن فرد بود.
۹) راز سرقت چگونه کشف شد؟
پروجیا با گذشت ۲۸ ماه پس از خارج کردن «مونالیزا» از موزه ی «لوور» تصمیم گرفت این اثر هنری را به دلالی هنری در فلورانس بفروشد، اما این دلال به این معامله مشکوک شد و مدیر یک گالری هنری را خبر کرد تا از اصل بودن تابلو مطمئن شود. تمبر پشت نقاشی حاکی از اعتبار این اثر هنری بود. خریداران به پروجیا گفتند: «مشکلی نیست. این نقاشی را نزد ما بگذار و ما به قیمت خوبی آن را از تو خواهیم خرید.»
پروجیا به خانه برگشت، اما نیم ساعت بعد پلیس زنگ در خانه اش را به صدا درآورد.
وی بعدها مدعی شد که قصد داشته این شاهکار هنری را، که توسط ناپلئون به سرقت رفته از سر تمایلات وطن پرستی به ایتالیا، محل تولد «مونالیزا»، بازگرداند.
سارق «لبخند ژکوند» در دادگاه مجرم شناخته شد، اما تنها به هشت ماه زندان محکوم شد.
۱۰) راز مونالیزا
سال هاست این سوال ذهن هنردوستان را به خود مشغول کرده که چه رازی در این نقاشی نهفته است که مردم از سرتاسر جهان به بهانه ی دیدن آن به موزه ی «لوور» قدم می گذارند؟
این تابلو که تنها ۷۷ سانتی متر ارتفاع دارد، پیش از این سرقت یکی از معمولی ترین آثار نگه داری شده در موزه ی «لوور» به شمار می رفت. اما زیبایی این زن خندان سال هاست که محققان بسیاری را به خود مشغول کرده است.
این لبخند رازآلود این زن رنسانسی است که به گونه های مختلف مورد تاویل قرار گرفته است. داووینچی برای خلق شاهکارش از تکنیکی به نام «اسفوماتو» استفاده کرده و این هنرمندی استاد ایتالیایی است که این نقاشی را با گذشت چندین قرن، اثری ناتمام باقی گذاشته است. بسیاری تلاش کرده اند که نقطه ای پایان بر رازهای «لبخند ژکوند» بگذارند؛ در این میان عده ای بر این باور بودند که آنچه چهره ی «مونالیزا» را در اذهان ماندگار ساخته، این است که وی به عشقی گمشده می اندیشد

پیچیدگی بی پایان حیات

 

۱۰۰سال پیش، در تابستان سال ۱۹۰۹، هنرمندی جوان در یک کارخانه آجرپزی خیره ایستاده بود.هنوز هم زمانی که به چشم های تیره پابلو پیکاسو می نگریم، خیرگی خاصی به نظر می آید؛ چه در خودنگاره ها و چه در عکس ها ی این هنرمند مشهور و توانگر در خانه اش در جنوب فرانسه. در تصویر سهمگینی که نقاش با صورتی نتراشیده و نگاهی نگران به آینده ای نزدیک، در ۳۰ ژوئن ۱۹۷۲ از خود کشیده است، چشمان او دایره هایی بزرگ در کاسه ای سه گوش با مردمک هایی یکی بزرگ و دیگری کوچک هستند.
پیکاسو سال ۱۹۰۹، در ۲۸ سالگی، یک روز تعطیل تابستانی، خیره ایستاده در کارخانه، نقاشی ای را خلق کرد که امروز بر دیوار موزه آرمیتاژ در سن پترزبورگ روسیه آویخته شده است. «کارخانه آجرپزی» تجربه ای در این باب است که چگونه می توان فرم ها را جسورانه، کم، ساده، یکپارچه و خلاصه کرد و همچنان تصویری آفرید که به سادگی قابل درک نیست اما عمیقاً سرشار از حیات است.
خشکی و گرمای کوره ها و سازه های کارخانه، قالب های هندسی و تمام عیاری را به پیکاسو ارائه می داد. او قادر بود ساختارهای اصلی آنچه را می نگرد، بگیرد و بازسازی کند. بیش از نمای بیرونی اتاقک های بزرگ، سقف های شیب دار و دروازه مستطیلی تاریک، این سطوح خاکستری و نارنجیِ محوشونده به سفید بودند که طرح می آفریدند. این کار مانند یک تمرین ریاضی بود و در دست های هر هنرمند دیگری می توانست باشد. اما به نظر می آید منش کاهش گری هندسی پیکاسو تحت تأثیر چیزی پرحرارت تر و واقعی تر از تمایل به ساده سازی طبیعت باشد. مثلث ها و مربع ها، منظم نیستند، فرم ها از منطق شسته رفته ای پیروی نمی کنند و این فراتر از فاش کردن حقیقت واضح ساده ای در پس ظواهر است. انتزاع او واقعیتی را آشکار می کند که توصیف اش بسیار دشوار می نماید.
پیکاسو با نبوغ ناب خود گرمای تابستان را نه در تابش آبی خیره کننده بلکه در آسمان خاکستری افق های متروک فراسوی کارخانه نشان می دهد. ۳درخت نخل با تنه های استوانه ای پوشیده از برگ های سبز و پهن، نیروی حیات فزاینده ای را به منظره خشکانده می آورد.
«کارخانه آجرپزی» لحظه ای بی صدا در طول یک تحول است؛ پیکاسو، به اتفاق جورجیس براک، به سرعت به سوی سبکی پیش می رود که در مروری بر نقاشی های جدید براک در بهار ۱۹۰۹، کوبیسم لقب گرفته است. این عنوان اشاره به روشی از نگریستن دارد که در «کارخانه آجرپزی» پیکاسو بازنمود می یابد: دگرگونی قاعده مند نماها با ترکیب برانگیزنده شان در هندسه ناهموار به سطوحی از رنگ ها در زمختی پالت رنگ. شما در اینجا به وضوح می توانید ببینید که پیکاسو و براک تا چه حد مرهون چشم اندازهای سزان هستند. کارخانه آجرپزی در گرما، سختی «صخره های پروانس» سزان را دارد ـ گرچه دارای خصوصیت و نهاد قرن بیستم است که آن را متمایز می سازد. پیکاسو به دنیای مدرن، نگاهی چهارگوش دارد. در ماه های بعدی، او و براک حرکت انقلابی شان را بیشتر به منصه ظهور می رسانند.
حالا در صدسالگی «کارخانه» پیکاسو و نامگذاری کوبیسم، پیروزی نوین او را می توان در نمایشگاهی از ۶۰ اثر او در گالری ملی لندن دید که لبالب از احترام، بر جذبه متقابل او با سنت عظیم هنر اروپا تمرکز دارد و ژرفای بی انتهای آثار او در برخورد با دیدگاه های هنری نقاشان پیشین و واکنش بی باکانه اش را می کاود. برگزارکنندگان نمایشگاه به خوبی آگاه هستند که پیکاسو از کودکی با تاریخ هنر زندگی کرده و نفس کشیده است؛ بنابراین او از هنر پیشینه ای اشباع شده است چنان که در نظر به یکی از نقاشی های او، همواره اشاره به منبع مجردی از الهام بصری، ممکن نیست.
جالب تر از آنکه بدانیم کدام اثر یا کدام هنرمند او را در کشیدن این یا آن نقاشی برانگیخته، این سؤال مهم تر است که «پیکاسو با چه ارتباطی با آثار کلاسیک برقرار می کرده است.»
شگفت آور نیست که در مورد هر اثری، پاسخ تفاوت دارد. زمانی که پیکاسو برای اولین بار در سال ۱۹۰۰ به پاریس رفت، تولوز لوترک زنده و فعال بود، بنابراین در اولین تقلیدهای پیکاسو از لوترک، او همان کاری را می کند که هر هنرمند جوان مشتاق دیگری انجام می دهد؛ کپی کردن هنر یک معاصر موفق کهنه کارتر. در جست وجوی او برای هویت هنری، پیکاسو به زودی درمی یابد که لوترک، مانند بعضی دیگر، مطاع هنری پاینده ای برای بخشیدن به او ندارد؛ سپس هنرمندی را کشف می کند که کلاسیسیزم دکوراتیوش، پیکاسو را به آثاری در دوره اول بلوغش هدایت می کند ؛ «دوره آبی» با فیگورهای غریبی که در سرتاسر مناظر خالی، بی قرارند.
پابلو را می توان شاگرد سودایی نقاشی اروپا دانست؛ ال گرکو، گویا و ولاسکز و همین طور سزان، مانه، انگر، رمبرانت و دلاک روآ، تأثیر تعیین کننده ای بر او داشتند. فروگشای دگرگونی سبک شناسانه در سال های اول، غالباً مکاشفه عمیق پیکاسو در اثر هنرمندی دیگر است. برای مثال، پس از دیدن مجسمه های گوگن در ۱۹۰۶، پیکاسو مشتاق شد تا نگاهی به مجسمه سازی ایبری و یونان باستان بیندازد که در نتیجه او را قادر ساخت از سانتی مانتال دوره آبی به بیانی قدرتمندتر و صریح تر از تجربه انسانی برسد. با این حال تنها پس از دیدن نمایشگاه سزان در پاییز ۱۹۰۷ بود که پیکاسو شروع کرد به کاوش مفهومی تر و منظم تری برای ساختار اساسی آنچه به کوبیسم سوق می یافت.
پیکاسو ابتدا روش سزان در قراردادن رنگ روی کرباس را پیش گرفت: ضربه های موازی مستقیم، یکی پس از دیگری با حرکت هاشوری، مانند مجسمه سازی که اسکنه ای را بر سنگ به کارمی گیرد. با هر تغییری در مسیر ضربه های قلم مو، منظر یا سطحی پدیدار می شود که متناوباً ایجاد عمق، فرم و حجم می کند.
هنرمند در سال ۱۹۱۰ با «طبیعت بیجان با لیوان و لیمو» کوبیسم به انتزاع پهلو می زند. اکنون او سطوح شفاف و مبهم را به گونه ای ترکیب می کند که حاشیه یکی با دیگری ادغام می شود تا بی شمار پیوند بیافریند. تقریباً می توانید از کناره های یک میز هشت گوشه و رومیزی، یک لیموی قاچ شده و آنچه می تواند یک لیوان استوانه ای باشد را دریابید، اما اگرچه همه اشیا، قابل لمس، حس کردنی و واضح هستند، خطوط به هم چسبیده طوری آنها را در محیطشان گرفتار کرده اند که به محض پیدا شدن، دوباره ناپدید می شوند؛ گویا طبیعت ناپایدار تجربه بصری و روانی را دست می اندازند.
او هرگز به عنوان یک هنرمند، راجع به هنر یا مقاصد هنری اش ننوشت. زمانی که هنرمندان جوان، شروع به ارائه نمایی کلی از تئوری های خود می کردند، از روی بی صبری حرفشان را قطع می کرد و می گفت: «اینها را با قلم مو و رنگ بگو». البته گاهی مصاحبه ای را قبول می کرد یا به افرادی که اعتماد داشت، اجازه می داد اندکی از حرف هایش را در نوشته ای بیاورند. اظهارنظرهای بی شماری از او درباره آثار کلاسیک نقل شده و آنچه از خواندن همه آنها با یکدیگر پدیدار می شود، این است که مانند بسیاری از ما، پیکاسو مستعد تغییر عقیده بود.
هر چه یک هنرمند بزرگتر باشد، تماشای آثار او به همان ترتیبی که خلق کرده، از دیدگاه برخی اهمیت بیشتری می یابد. از نگاه برخی کارشناسان، تفکیک موضوعی آثار پیکاسو به خودنگاره ها، شخصیت ها و تیپ ها، مدل ها و الهه ها و طبیعت بی جان، انتقادی جدی بر این نمایشگاه است که شانس تماشای نمو و پیشرفت هنرمند را ـ آن طور که اتفاق افتاده از بیننده می گیرد. در عین حال از منظر برخی دیگر، چنین روشی در دسته بندی نمایش آثار، نشان می دهد که چگونه پیکاسو مکرراً به جوهره های بصیر عرف نقاشی اروپا بازگشته و آنها را به سبک شخصی خودش که در هزاران مسیر رشد یافته، موشکافی می کند.در میان همه تصورات افسانه ای که درباره این نقش اسپانیایی وجود دارد، نبوغ زودرس او بیشتر به چشم می خورد. خودش به کنایه می گوید:«زمانی که ۱۴ سال داشتم، می توانستم همچون رافائل نقاشی کنم. یک عمر طول کشید تا بیاموزم چگونه مانند یک کودک نقاشی کنم.»

 


 


وبلاگ تخصصی طراحی ، نقاشی و مینیاتور سیده فاطمه سلطان کمانه ، آموزش ، مشاوره ، فروش آثار ---------------------------------------------------- هنر علم و معرفتی است باطنی که سرچشمه‌ای آسمانی دارد . زیبایی و آفرینندگی است، که با نوعی خودآگاهی عرفانی و درونی و جان هنرمند پیوند خورده است. درون هنرمند، پنجره‌ای به سوی جمال و کمال بی‌انتهای حق و روزنه‌ای برای دیدن نفس زیبایی هستی، گشوده می شود و آنچه را در جمال هستی می بیند، به زبان و قالب هنر، بیان می‌دارد. گوهر هنر ، تجلی شیدایی و مظهر زیبایی جان هنرمند است نسبت به جمال حق. هنر، لطیف‌ترین و ظریف‌ترین تجلی ادراک هنرمند و جلوه و تجلی صورت جهان هستی است که از عوالم برتر هستی و خیال برتر هنرمند سرچشمه گرفته است. هدف از راه اندازی این وبلاگ به اشتراک گذاردن این جلوه قدرت الهی است که دروجود همه انسانها به ودیعه نهاده شده است . گامی هر چند کوچک در جهت اعتلای روح الهی انسان و نیل به آرامش حقیقی ------------------------------------------------------ ----------------------------------------------- نشانی الکترونیکی: fs.kamaneh@gmail.com ------------------------------------------------------ خدمات ویژه وبلاگ: - نمایشگاه مجازی و فروشگاه اینترنتی آثار - برگزاری دوره های آموزش طراحی، نقاشی و مینیاتور : شماره تماس:09352479994 --------------------------------------------------- صفحه ویژه آثار هنرجویان در اینستاگرام fatemeh-kamaneh ---------------------------------------------------
fs.kamaneh@gmail.com

 

1- صفحه اصلی(۳۱)
1- نقاشی و مینیاتورهای فاطمه کمانه(٥٦)
2 یادداشت فاطمه کمانه(٢)
2- آثار مینیاتور فاطمه کمانه(٢)
2- آثار نقاشی گواش و رنگ روغن فاطمه کمانه(۱)
2- برگزیده آثار نقاشی فاطمه کمانه(۱)
2- دیدار فاطمه کمانه با استاد محمود فرشچیان(٢)
2-فاطمه کمانه برگزیده ی جشنواره(٢)
3 نمایشگاه آثار فاطمه کمانه(۸)
3- نقاشی های عاشورایی فاطمه کمانه(۱)
4 جدیدترین اثر فاطمه کمانه(٢)
4 گفتگو با فاطمه کمانه(٤)
5 راهنمای خرید آثار فاطمه کمانه(٢)
5 تالیفات فاطمه کمانه(۱)
5- آثار نگارگری فاطمه کمانه(۱)
6- آثار گل چینی فاطمه کمانه(٢)
6 آموزش نگارگری و نقاشی(۳)
6- نمونه آثار هنرجویان(۳)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش اول(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش پانزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش پنجم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش چهارده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش چهارم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دهم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دوازده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دوم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش سوم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش سیزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش شانزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش ششم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش نهم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش نوزده(٩)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هجده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هشتم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هفتم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هفده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش یازده(٩)
9- آغاز به کار وبلاگ مینیاتور نوین(۱)
آموزش انواع پتینه(٢٧)
آموزش انواع پتینه بخش دوم(۱٦)
آموزش انواع پتینه بخش سوم(۱۱)
آموزش انواع خمیر(۳)
آموزش پتینه و رنگ(۳)
آموزش تکنیک فرانز(٢٠)
آموزش تکنیک های نقاشی بخش سوم(۱٦)
آموزش تکنیک های نقاشی(٢۱)
آموزش تکنیک های نقاشی بخش دوم(٢٩)
آموزش دکوراتیو-نقاشی سفال(۱)
آموزش ساخت انواع بوم نقاشی(۳)
آموزش ساخت کاغذ ابر و باد(۱)
آموزش سرامیک(٥)
آموزش سوخت نگاری(٦)
آموزش شمع های فانتزی(٢)
آموزش نقاشی روی شیشه(۱٦)
آموزش نقاشی روی شیشه بخش دوم(٤)
آموزش نقاشی وان استروک(٥)
آموزش هنر سفالگری(٩)
آموزش کار با ورق طلا(٢)
آموزش کلاژ(٢)
اصول و مبانی رنگ شناسی(٧)
برگزیده آثار پیکاسو(۱)
برگزیده آثار لئوناردو داوینچی(۱)
برگزیده آثار thomas kinkade(٧)
برگزیده آثار ایران درودی(۱)
برگزیده آثار جیم وارن(۳٩)
برگزیده آثار فاطمه کمانه(٢)
برگزیده آثار نقاش کانادایی(۱٠)
برگزیده آثار نقاشان معروف(٤)
برگزیده آثار نقاشی باب راس(٤٢)
برگزیده آثار و زندگینامه کلود مونه(۱)
برگزیده آثار ونسان ون گوک(۱)
برگزیده شاهکارهای نقاشی جهان(۱)
برگزیده معروف ترین نقاشان تاریخ(۱)
برگزیده نقاشی افشین پیر هاشمی(۱)
برگزیده نقاشی عباس کاتوزیان(۱)
برگزیده ی آثار مینیاتور استاد فرشچیان(۱)
پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه(٦)
تابلوهای قلم زنی(مس)(۱)
تاثیر نقاشی ایران بر نقاشی چین(٢)
تاریخچه ی نقاشی ایران(۸)
تذهیب ایرانی(٢)
تصاویر زیبای پتینه و کهنه نمایی(۱٥)
تصاویر زیبای کنده کاری تنه درختان(۸)
دیدار با استاد فرشچیان(٢)
زیباترینهای نقاشی جهان از طبیعت(٢٠)
سبک های نقاشی(٤)
طراحی مناظر زیبای برفی با مداد(٢٩)
گفتگو با استاد فرشچیان(۱)
مشهورترین موزه های دنیا(۱)
مشهورترین نگارگران معاصر(۱)
مکاتب نگارگری ایران(۱۱)
مینیاتور ایرانی(٢)
نشت با استاد فرشچیان(۱)
نشست هنرمندان با استاد فرشچیان(۱)
نقاشی به مثابه شناخت(۱)
نقاشی بی نظیـر از پـرنـدگان(۱۳)
نقاشی قهوه خانه ای(٤)
نقاشیهای برتر و تاریخی جهان(٢۳)
نقاشیهای بی نظیر بخش اول(٤٢)
نقاشیهای بی نظیر بخش چهارم(٢۱)
نقاشیهای بی نظیر بخش دوم(٢٩)
نقاشیهای بی نظیر بخش سوم(٦٤)
نقاشیهای بی نظیر رنگ روغن جهان(٥۳)
نقاشیهای زیبا(۱٤)
نقاشیهای زیبا از پرندگان(٥٢)
نقاشیهای زیبا از پرندگان بخش دوم(٤٩)
نقاشیهای زیبا از حیوانات(۳۸)
نقاشیهای زیبا از حیوانات بخش دوم(۱٩)
نقاشیهای زیبا از طبیعت(۱٩)
نقاشیهای زیبا از طبیعت بخش دوم(۱۸)
نقاشیهای زیبا از طبیعت بخش سوم(۳٧)
نقاشیهای زیبا بخش 4(۱٦)
نقاشیهای زیبا بخش پنجم(٢۱)
نقاشیهای زیبا بخش شش(۳٢)
نقاشیهای زیبا بر روی پر بوقلمون وحشی(۸)
نقاشیهای زیبا و بی نظیر از کودک(٦)
نقاشیهای زیبا و معروف آبرنگ(۱٢)
هنر نگارگری(٢٠)
وسایل مورد نیاز آموزش نقاشی(٥)

 

فاطمه کمانه

 

 

آموزش طراحی ، نقاشی و نگارگری فاطمه کمانه
سوگ عرشیان
رز زرد
دیدار فاطمه کمانه با استاد محمود فرشچیان
فاطمه کمانه ، برگزیده ی دومین سوگواره ملی لبیک یا حسین (ع) ، محرم سال 93
راز شیشه ای
نمایشگاه آثار فاطمه کمانه در نگارخانه کوثر صدا و سیما
مسلخ
نیایش
جدیدترین گفتگوی فاطمه کمانه

 

توشه قلم،محمدکاظم روحانی نژاد
آثار نگارگران و نقاشان معاصر ایرانی (سایت هنرمندان ایران)
داراب آنلاین
پایگاه خبری تحلیلی دانا نیور
پایگاه خبری داراب آنلاین
تبیان زنجان
جامعه آنلاین
ایران ممو ، موتور جستجوی خبر فارسی
آثار هنرمندان ایرانی
پارسی نیوز
هنر ، تبیان
وبسایت تخصصی گلستان هنر
نقاشی ، مینیاتور
پیوند با سایتهای هنری
کانون هنرهای تجسمی دانشگاه ارومیه
سایت انجمن هنرمندان داراب
آثار هنرمندان ایران
گلستان هنر
مسافر لحظه ها ( سمیه عزیز )
پایگاه خبری تحلیلی داراب آنلاین
چقد سخته جدا بودن ( سميه روزبهاني )
مهدیه پوریادگار( آبی آسمان)
گلهای بهشت ، سمیه عزیز
هنرکده ریما
هنر
روبان حریر
رنگین کمان
نگین سفال
طراحی و نقاشی احد تنهایی مقدم
نقاشی های حسین اکبری
نگین سلیمان
ایستگاه هنر
خلوتگه راز
هنر (استاد ضیاء الله ملک زاده بافقی)
آلامتو ( جعفرمنصوریان )
وبلاگ هنری شیدا خانم
ننه خورشید
منبت کاری ( mohsen monabat)
نقاشی سه بعدی و خطای دید در ایران
باز هم زندگی (ساقی)
ایرانی هنر
گالری نقاشی معاصرین
معرق،منبت،مشبک
آموزش پرده دوزی و...
عکس
هنرکده رز
وبلاگ هنری نگارینا
هنرمندانه
هنرمندانه (راضیه)
هنر مندانه ها (استاد مقدم)
هنرهای دستی
هنرکده عسل بانو
چگونه بسازیم
تابلو خط سوغات ایرانی
طراحی 91
http://galleryminiture.blogfa.com/
http://galleryminiture.persianblog.ir/
http://galleryminiture.mihanblog.com
my painting with color pencil- آثار زینب اخوان
به رنگ چشمان تو- آثار فاطمه قاضی
رگ پنهان رنگ ها:ریحانه بیانی
رويا سلیمی:سایه های مداد من
بافتنی ،خیاطی،کاردستی وآشپزی
صدای رنگ -آثار علیرضا رحیمی
کارگاه تجسمی - مــرتضی میــرزایی
نقاشي ( گمنام)
گالری آثار استاد آقامیری
گالری آثار استاد خرمی نژاد
گالری نقاشی
گالری مدادسیاه
گرافیک
شیک پوش کوچولو
مداد سیاه:محمد صادق حیدری
نقاشی رنگ و روغن:حسن بلندی کرویق
نقاشی کشیدن جرم است
امیر موحدان:رد پای رنگ
نگارگری:مینیاتور
آثار فاطمه کمانه1
آثار فاطمه کمانه2
آثار فاطمه کمانه3
نقاشی های باهر بیانی
نقاشی های سودابه
نقاشی دیجیتالی
روزگار رنگی من
برتر از گوهر
گالری پانی
صورتگر نقاش
آثار یعقوب شجاعی
انجمن هنرمندان داراب
مینیاتور
نقاشی هایی از گل و گیاهان
گلهای کریستالی
هنر بانو
هنرمندان‌اسطوره پرداز معاصر
نقاشان‌اسطوره پرداز معاصر
برخی از نقاشان معاصر ایران
نقاشی قهوه خانه ای:اسماعیل زاده
تعدادی از نگاره های حسین بهزاد
گالری ارغوان:علی محمد صادقی
گالری نقاشی پدیده
نقاشی قاجاری(زبان روسی)
حاله منه بی تو
نقاشان معاصر ایران
هنر معاصر نقاشی ایران
نقاشی
هنر اصیل
جلوه هنر
گالری نقاشی نگارین
دنیای تذهیب من
آب و رنگ
نقاشی های ژاپنی
هنر - تصویرسازی - نقاشی
تصویرسازی،میلادسالک
دنیای رنگی
دست های رنگی
رد پای رنگ
گروه نقاشی تاش
مداد رنگی
سریر
آسمان جهان
آموزش منبت کاری استاد یعقوب ابراهیم پور
طراحی گرافیک و نقاشی
دنیای هنر
خانه هنرمندان ایران
نگارگری ایرانی : زبان روسی
گالری نقاشی امین
آثار استاد محمد باقر آقا میری
خانه هنرمندان ایران
کلبه معرق
رسانامهر Rasanamehr -( مطالب گالری مینیاتور (خارجی
بافتنی ( آموزش بافتنی )
خط خطی های ذهن من
انجمن نقاشان ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر گران
موزه هنرهای معاصر تهران
نقاشی رنگ روغن
عکاسخانه
نقاشی وخوشنویسی
گالری آوین
هنر گرافیک
طرحی به رنگ سبز
منبع روبان دوزی و دوختهای تزئینی دانا
هنرکده مینا
سایت رسمی استاد محمود فرشچیان
صنایع دستی چرمی
یساولی
گالری نقاشی های سالوادر دالی
گالری نقاشی
نقاشان روس
معرق چوب
آثار استاد فرشچیان
هنرمندان قرن بیستم
گالری محصولات چرم دست دوز چرمینه
هنرکده روبان صورتی
قلابدوزی (سیده خدیجه جعفری)
منبت و دکوراسیون ککیمار
مجله تصویری
حوض نقاشی
ساغرِ رنگ(نقاش ومجسمه ساز حسین خیرآبادی)
Aydin Aghdashloo
Parviz Tanavoli
نقاشی معاصر چین
حسن نادر علی
از هر هنری سخنی
آرزوهای رنگی ( گالری رنگی )
گالری آثار استاد آتشزاد
نقاشی های من (محمد صادق عالی پور )
نقاشیهای من
راز نقاشی
شب پالت
طراحی و نقاشی
هنر نقاشی
آینه
نقاشی نقاشی
نقاشی سه بعدی کف زمین
گروه ریاضی متوسطه کوهدشت
همگام با ریاضی
رها شده در باد
صنایع دستی چرم یاران
نقاش چیره دست
هنر ایرانی
بانوی زیبایی
گالری نقاشی سیاوش
مرجع تخصصی فناوری اطلاعات
زمزمه ای در سکوت
نقاش کوچولو ( آیینه احساس من )
art &design
منظر
روزهای من
نقاشی
نقاشی های من
هنر سوخت روی چوب - سوخته کاری
گالری عکس
مطبخ رویا
طرخی به رنگ سبز
شاپرک سپید(محمد باقر رحیمی)
قاصدک (خوشنویسی امین البرزی)
معرق سیدالشهدا
جامعه مجازی طراحان گرافیک ایران
نقش ورنگ
لذت هنر ، لذت روح
وبلاگ امیـرحشمت اله رحیـمی بـویـراحمـدی
هنر و خلاقیت - مهارتهای زندگی
پایگاه خبری بولتن نیوز
زیورآلات دست ساز یاران
طراحی و نقاشی آثار احد جاهد
رنگ هنر
هنرکده ژینا
من اینم
چوبینه
صحرای من دارای عشق
آموزش طراحی و نقاشی
هنرکده نارگل
جامعه آنلاین
دهکده نقاشی
هنر خطاطی
فروشگاه اینترنتی گلهای کریستالی
شبکه تجاری هفت گردون
ابر بارانی
هنر گرافیک (آموزش حرفه ای فتوشاپ)
نگارین ، نقاشی و مینیاتور مریم پازوکی
سه پایه نقاشی آرتیسان
بی تو باران ...
گالری نقاشی گل مریم
هنر در خانه ایرانی
هنر در خانه
در باره ی هنر
یاقوت سرخ
بانو سلام
هنرکده جادوی قلم
ساحل سخن
نقاشی_ طراحی _سیاه قلم
نقاشیهای مداد آبی
مجله خانواده ایرانی
صنایع دستی تلفیقی فیروزه
نقاشی رنگ و روغن:حسن بلندی کرویق 2
توفیق صحرا
نیلوفرانه
زهرا فرشته حکمت
سورنا رزمجویی

 

RSS 2.0

javahermarket

کد متحرک کردن عنوان وب

وبلاگ برتر

Tools Web Tob Blog
وبلاگ برتر

کد معرفی صفحه ی وبلاگ به یک دوست ليست وبلاگ‌های به روز شده ليست وبلاگ‌های به روز شده
ابزار وبلاگ