مینیاتور نوین

وبلاگ تخصصی طراحی ، نقاشی و مینیاتور فاطمه کمانه : آموزش ، مشاوره ، فروش آثار


گفتگو با استاد فرشچیان

نقاشی نیاز فرهنگی هر انسان است : گفتگو با استاد فرشچیان

اشاره: برای نقاشی نگارگری و بخصوص مینیاتور ایران بسیاری زحمت کشیده اند، ولی در تمام این دوران و بخصوص صد ساله اخیر کمتر کسی مانند فرشچیان در این هنر خدمت و جهش ایجاد کرده است به طوری که حتی برخی مینیاتور و نگارگری معاصر ایران را به 2 بخش قبل و بعد از فرشچیان تقسیم کرده اند. هنر فرشچیان نه بر دیوار گالری ها و نه در موزه هاست، بلکه آثارش در زندگی مردم رسوخ کرده است. هر ساله در ایام محرم بیشتر از هر اثر هنری تابلوی عصر عاشورا از آثار وی دیده می شود. فرشچیان متولد سال 1308 در اصفهان، پس از تعلیم گرفتن از هنرورانی بزرگ چون حاج میرزاآقا امامی و استاد عیسی بهادری و گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا رفت و چندین سال به مطالعه و کار در موزه ها مشغول شد. منتقدان و هنرشناسان بزرگ جهان، هنر او را مورد بررسی و تحسین قرار داده اند و تابلوهای او در موزه های معتبر دنیا جای گرفته است.
فرشچیان در نقاشی ایران صاحب سبک و مکتب خاص است. بیش از هر هنر و تکنیکی بخصوص در تابلوی عصر عاشورا آنچه در تابلوهای فرشچیان دیده می شود، زندگی جاری و سیال در آنهاست. رنگ بندی، ترکیب بندی و فضاسازی تابلوهای او بیش از هر چیزی انگاره های خیال را در ذهن مخاطب زنده و چشم هایش را به بازی رنگ و طرح دعوت می کند. این استاد نگارگری معتقد است نقاشی نو به آخر رسیده و حرفی برای گفتن ندارد؛ اما نقاشی ایرانی به دلیل بهره گرفتن از احساس و یک روح اصیل ایرانی هر چه پیش رود، دامنه ایده و احساس گسترده تری دارد.
فرشچیان که به اعتقاد بسیاری از هنرشناسان دنیا در عین توجه به اصالت های نقاشی و هنر ایرانی به ابداع و نوآوری با شیوه و سبک شخصی خود پرداخته است، در بخش دیگری از این گفتگو ظرفیت نقاشی ایران را بی نهایت توصیف کرد: نقاشی که در دنیا به عنوان نقاشی نو عرضه می گردد به آخر خط رسیده است و دیگر حرفی برای گفتن ندارد. من به دیدن نمایشگاه های زیادی رفته ام آنها حرفی برای گفتن ندارند، ولی نقاشی ایرانی به دلیل بهره گرفتن از احساس و یک روح اصیل ایرانی هر چه پیش رود، دامنه ایده و احساس گسترده تری دارد. با توجه به رونمایی آخرین کتاب او در هفته گذشته گفتگویی با استاد انجام داده ایم.

شما آثار بسیار نفیسی درخصوص شاهنامه و معراج نامه دارید؛ چرا از آنها به اندازه تابلوی عصر عاشورا دفاع نمی کنید؟
این مسلم است که تابلوی عصر عاشورا خیلی بیشتر مورد استقبال قرار بگیرد و حتی خود من هم به این تابلو علاقه مند باشم. کیفیت این اثر شاید به خاطر امام حسینع و با عنایت امام رضاع باشد. (فرشچیان این اثر را به موزه آستان قدس رضوی اهدا کرده است.) راجع به فردوسی یک کتاب شاهنامه نقاشی کردم که 22 تصویر داشت. تابلوهای زیاد دیگری نیز در ژانرهای مذهبی غیرمذهبی کار کردم، ولی عصر عاشورا بسیار بیشتر مورد توجه قرار گرفت. به عقیده من دلیل این توجه روحیه ای است که در خود تابلو نهفته است؛ زیرا این تابلو مرتبط با فردی است که ورای تمام انسان های روزگار است.
شما تعدادی طرح و آثار قلم گیری دارید که در کتاب مجموعه آثار فرشچیان نیز چاپ شده است. اینها قدرت فرشچیان در طراحی است، ولی کمتر کسی آنها را دیده است، با این که آنها جزو قوی ترین کارهای طراحی قلم گیری در مقایسه با هنر چین و هند است؛ چرا این کار را ادامه نمی دهید؟
قرار بود اولین کتاب من چاپ شود و من هر شب یکی از آنها را طراحی می کردم و تا تمام نمی شد، کار را رها نمی کردم. هم اکنون هم کار طراحی می کنم، اتفاقا از ایده شما خوشم آمد و شاید تصمیم بگیرم کتاب طراحی هایم را نیز چاپ کنم.

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

ادامه ی مطلب شامل:

  • گفتگو با استاد فرشچیان
  • نقاشی نیاز فرهنگی هر انسان

 


 

 

 


به نظر می رسد شما بیشتر دوست دارید کارهایتان رنگی باشد؟
علاقه شخصی من نیست. رنگ در نقاشی می تواند در عین حال زیبایی بخشی؛ فریبندگی نیز داشته باشد. هر انسانی یک رنگ را دوست دارد و یک اثر هنری با رنگ های متفاوت می تواند بنا به فراخور علاقه مندانی را جذب کند.
رنگ اگر در نقاشی خوب و به جا کار برده شود و صحیح در جای خود قرار گیرد، بسیار موفقیت بزرگی برای نقاش است و این مشکل است که نقاش بتواند با تفکر درست رنگ ها را طوری به کار ببرد که یکدیگر را ضایع و خنثی نکنند. در نقاشی های من رنگ ها با هم ترکیب می شود، بازی می کند و قوس و قزح نامرئی می سازد.

آیا کار غیررنگی را هم دوست دارید؟
بله. کارهای دو رنگ زیادی هم کرده ام و آنها را در کتابی در آینده چاپ خواهم کرد. در کتاب پنجم خیلی از کارهای طراحی جدید دو رنگ و سه رنگ را هم چاپ خواهم کرد.

شما مدت زیادی است شاگرد تربیت می کنید. دل شما می خواسته که شاگردانتان مینیاتوریست باشند یا نگارگر یا صرفا هنرمند بودنشان برایتان مهم است؟
هنرمند بودنش مطرح است. من همیشه به شاگردانم که اکنون همگی دوستان من هستند، بارها و بارها گفته ام که مقید نباشند که سبک مرا دنبال کنند. برخی استادان همواره علاقه مند هستند که شاگردانشان را به پیروی و اعمال سبک خودشان مجبور کنند، ولی من به شاگردانم گفته ام که خودتان مبتکر یک سبک باشید؛ زیرا آنقدر دنیا چیزهای زیادی برای دیدن و حرف هایی برای گفتن دارد و آنقدر تصاویر به وجود نیامده باید خلق شود که دیگر احتیاجی به تکرار نیست.

یعنی شما دوست ندارید شاگردانتان شما را تکرار کنند؟
من هیچ وقت به آنها نمی گویم که مرا تکرار کنند یا نکنند. دوست داشتن من در اینجا مطرح نیست هر چه آنها دوست دارند، من هم دوست دارم؛ اما نمی توانیم اشخاص را مطابق فکر و ذهن خود پرورش دهیم و تقویت کنیم، بلکه فقط باید کار را به آنها یاد بدهیم.

از کدام یک از شاگردانتان بیشتر از همه راضی هستید؟
از همه راضی هستم. همه موفق هستند.

مینیاتورهای فرشچیان چقدر آیینه زمانه است. در سال های آینده که فرهنگ امروز ایران بررسی می شود، مینیاتورهای شما چه سهمی خواهد داشت؟
در طول تاریخ هنری ایران آثاری به وجود آمده اند که شاهکار بودند، آثار نقاشانی مانند سلطان محمد، کمال الدین میرزا و کمال الملک ولی چیزی که ایجاد تنش کند و در حال زمان باشد، خیلی خیلی کم داریم. نقاشی صفوی بیشتر تزئینی است، ولی حرفی برای گفتن ندارد.
نگارگری ما در وضعیتی مبهم و نگران کننده قرار دارد. علاقه مندان و مشتاقان زیادی در میان جوانان وجود دارند ولی زیاد علمی و آکادمیک کار نمی کننددر زمان قاجاریه نیز بیشتر چهره کشیده شد یا پرتره شاهان قاجار ولی در سبک هندی من حرف هایی زده می شود. من آثارم آیینه اجتماع است و برخی آثارم مانند تابلوی زنی که بلیت بخت آزمایی می فروشد، حتی طنز گزنده اجتماعی نیز وجود دارد. زبان ما زبانی است برای انعکاس زمان.

به عقیده شما نسبت مینیاتور با وضعیت و نیاز انسان معاصر چیست؟
نیاز انسان معاصر به آب و غذا و کلامادیات است. نقاشی، شعر و متون ادبیات نیاز مادی و نیاز معمولی نیست. اینها جزو نیازهای روحی انسان است که می تواند از این راه تزکیه بشود و می تواندچشم بیننده را به یک دنیای معنوی باز بکند. نیاز فرهنگی هر انسانی در هر جامعه بی تردید نقاشی است، مینیاتور نیز جزو آنهاست.

آیا این درست است که شما اصرار دارید از فرهنگ کهن ایران دفاع می کنید؟
نه؛ به طور یقین فرهنگ کهن ایران آنقدر عظیم هست که نیازی به دفاع من نداشته باشد.

چه عاملی در فرهنگ و زندگی معاصر شما را اذیت می کند؟
در بحث فرهنگی آنچه مرا آزار می دهد و دلم را می شکند، این است که توجهی نمی کنند به آنچه که باید بکنند. لزوم یک دانشگاه هنری برای اصالت های هنر ایرانی را بارها و بارها به اولیای امور گوشزد کردم. به بیشتر وزرای فرهنگی و آموزش عالی، نامه نوشتم که واقعا در کنار این همه دانشگاه با نام های مختلف دانشگاهی برای هنرهای اصیل ایرانی نیز ضرورت دارد. من سمت و کرسی نمی خواهم، من هیچ چیز نمی خواهم، بلکه خود را بشدت هم کنار می کشم، ولی این دانشگاه را یک ضرورت فرهنگی می دانم. شاهد گواه حرف های من افت شدید صنایع دستی از نظر کیفی و کمی است.

فرشچیان یک آدم مذهبی است و ذاتا الهی نگراست در این شکی نیست؛ زیرا تجلی نگاه مذهبی اش در کارهای مستقیم مذهبی مانند عاشورا، ضامن آهو و ابراهیم خلیل الله نمود پیدا کرده است. آیا این نگاه در کارهای غیرمستقیم مذهبی تان نیز وجود دارد؟
من خود فکر می کنم که مذهبی بودن بسیار مورد عظیمی است و همیشه خواسته ام به تکالیفم عمل کرده باشم. من علاقه مند به مذهبی بودن هستم. این نگاه در کارهای دیگرم نیز هست و آن روح و حسی که یک بیننده می تواند احساس کند بدون شک مذهبی و الهی است و در آثار من وجود دارد. من به طور کلی سعی کرده ام کارهایی بکنم که وسعت جهانی پیدا کند.

کلاچند اثر دارید و کجا هستند؟
زیادند. واقعا تعداد دقیق آنها را به یاد ندارم؛ آنها همه جا هستند و پراکنده شده اند که به عقیده من نشر آنها به نفع فرهنگ ماست؛ زیرا در حقیقت نشر مظاهر فرهنگی ماست. ما در عین حال که معتقد و مسلمان هستیم، ایرانی نیز هستیم و باید تعهد خود به وطنمان را نیز انجام دهیم و خدمتگزار فرهنگ و وطنمان نیز باشیم.

آقای فرشچیان وضعیت نگارگری ایران را در حال حاضر چگونه می بینید؟
وضعیت نگارگری ما در حالتی مبهم و نگران کننده است. از یک سو علاقه مندان و مشتاقان زیادی در میان جوانان وجود دارد و از سوی دیگر، این که آنها زیاد علمی و آکادمیک کار نمی کنند. در گذشته اگر می خواستند یک نمایشگاه بگذارند فقط تعداد کمی بودند که کار می کردند و چندین سال بود که همین تعداد کم یا زیاد می شد. ولی اکنون وقتی آمار شرکت کنندگان در دوسالانه ها را بررسی می کنیم، به این حقیقت پی می بریم که تعداد آنها واقعا زیاد شده است.
در این میان، کارهای بسیار خوبی نیز گاهی به نمایش در می آید، ولی این وضعیت مبهم است. زیرا آکادمیک نیستند، البته اشتباه نشود، من علاقه ای به مدرک گرایی که این روزها بسیار زیاد شده است ندارم، بلکه به عقیده من باید علاقه مندان در شرایط بسیار سختی وارد دانشگاه هنر شوند و در شرایط بسیار سخت تر از آنها خارج شوند تا استاد شوند. شرایط نگارگری در هر دوره ای فرق می کند. زمانی شاگردانی کارآموزی می کردند.
امروزه مدرک گرایی ارج و قرب بیشتری دارد و بیشتر به کارشناسی و کارشناسی ارشد توجه می شود. این وضعیت ایجاب می کند دانشگاه یا هنرکده هایی به وجود بیاید. علاقه مندان زیادی به آن مراجعه می کنند، ولی باید مکان هایی وجود داشته باشد که آموزش را به طور صحیح انجام دهند.
فکر می کنم عمق معنا و فلسفه در نگارگری امروز ایران در راه است. چند سال پیش وقتی درباره مینیاتور سخن گفته می شد، تصور یک پیرمرد در کنار جوی آب و مانند آنها تداعی می شد ولی امروزه نقاشی ایرانی حرف و مطلب زیاد دارد و همراه با تعمق است.
نگارگری باید مورد حمایت بیشتری قرار بگیرد. چند سال پیش چند درصد از بودجه وزارتخانه ها به خرید آثار هنری اختصاص یافت، ولی متاسفانه سهمی از این بودجه به نگارگری تعلق نگرفت و کسانی که نقاشی اروپایی کار می کردند شامل حال این برنامه شدند. من مطمئن هستم اگر به نقاشی ایرانی بها دهیم، اهمیت آن از نقاشی چین و ژاپن بیشتر می شود.


 چشم‌ها و دست‌ها
استاد محمود فرشچیان در سال 1308 در شهر هنرپرور اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش که مردی هنردوست بود با توجه به اشتیاق فرزند به هنر نقاشی، او را به کارگاه استاد حاج میرزاآقا امامی رهنمون شد. وی سپس در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان از استاد عیسی بهادری تعلیم گرفت. پس از پایان این دوره به اروپا رفت و چند سالی در آنجا به مطالعه و بررسی آثار نقاشان برجسته غرب همت گماشت و در نتیجه همین مطالعات بود که به رهیافتی تازه از هنر نقاشان با معیارهای جهانی رسید.
استاد فرشچیان در حیطه نقاشی ایرانی به وجود آورنده سبک و مکتب خاصی است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر، با ابداع شیوه‌های نو، قابلیت و کارایی نقاشی ایرانی را افزایش داده است. او این هنر را غنا بخشید و از حالت الزامی یک پدیده متکی به شعر و ادبیات رها ساخت و ارزشی در حد سایر هنرها در نقاشی ایرانی پدید آورد. نقاشی‌های او دارای تخیل بسیار قوی در خلاقیت، طرحهای پر حرکت، با قدرت، متنوع و سرشار از زیبایی است.
آثار استاد فرشچیان در بیش از صدها نمایشگاه فردی و جمعی در ایران و سایر کشورها برپا گشته و با استقبال بسیار زیادی رو به رو شده است. برگزاری نمایشگاه‌های پی در پی معرف شهرت ایشان در پهنه جهانی است به گونه‌ای که موزه‌ها و کتابخانه‌ها و مجموعه‌داران شخصی و عاشقان هنر به داشتن قطعه‌ای از آثار او مباهات می‌کنند.
کویچیروماتسورا مدیر کل یونسکو در سخنانی چنین به ستایش استاد پرداخته است.
مایه مسرت و مباهات من است که خواننده را به جهان رویاگونه محمود فرشچیان خوشامد گویم. جهان او به راستی قلمرو سحرآمیزی است که در آن واقعیت و خیال در برابر یکدیگر قرار نگرفته‌اند بلکه با همسازی و همنوایی تخیل حیرت‌انگیز به هم آمیخته و توام شده‌اند. در نقاشی‌های محمود فرشچیان طبیعت و اشیاء را چنان که هستند می‌توان باز شناخت اما در عین حال به طرز رازآمیزی دگرگون گشته‌اند، بدین معنا که گرچه ظاهراً در نظر آشنا می‌نمایند ولی به یاری مهارت و بینش هنرمند کیفیتی فوق‌العاده و ناشناخته یافته‌اند.
یا در جایی دیگر فرانسیس ریشار کارشناس هنرهای ایران و خاورمیانه در موزه لوور پاریس چنین نوشته است:
سخن گفتن درباره هنر این خردمند بزرگ بدون یادآوری و بیان تخیل فوق‌العاده و باورکردنی و خلاقیت توانمند او مشکل می‌نماید، هنری که می‌توان گفت به صورت رویا جلوه‌گری می‌کند، رویایی که دوستان ایرانی ما آنچنان اهمیتی در تعبیرش قائلند که آن را در حد پیشگویی می‌شمارند.
و یا در جایی دیگر بازیل رابینسون عضو فرهنگستان بریتانیا و سرپرست بخش هنری موزه ویکتوریا آلبرت لندن نوشته است:
در آثار او عناصر هریک از مراحل تکامل نقاشی ایران دیده می‌شود. اما برتر از اینها مهارت خارق‌العاده فرشچیان در ترسیم خطوط و نقوش درهم پیچیده و مواج است که به عنوان وجه تمایز هنر او بیننده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امتیازی که رضا عباسی و پیروان او آن را به استادی و مهارت به کار گرفته بودند.
و در شبی زمستانی در لابی هتل تارا به دیدار استاد محمود فرشچیان شتافتیم. بدون یک دقیقه تاخیر به محل ملاقات آمد. آهسته و آرام و با لبخندی دلنشین کنارم می‌نشیند و جالب اینجاست که می‌بینم بر دیوار لابی یکی از برجسته‌ترین آثار استاد به نمایش درآمده است. «عصر عاشورا»

 استاد بسیاری از مردم شما را از آثارتان می‌شناسند آثاری که هر بیننده‌ای را شدیداً تحت تاثیر قرار می‌دهد. این تاثیر زیاد آثار شما به نوعی خود حضرتعالی را به حاشیه رانده است. به این معنا که شما به عنوان آقای فرشچیان کمتر شناخته شده هستید. برای بسیاری از مردم این طرف تابلو هم اهمیت دارد. اهمیت دارد که بدانند استاد چگونه رشد کرد و به این مرحله رسید. از کودکی بگویید و مراحل کارهای هنری. از گذشته تا حال …


• ابتدا لازم است از شما که زحمت کشیدید و به دیدن من آمدید تشکر کنم. من از 5 سالگی شروع به کار کردم و از همان زمان آنقدر مشغول کار بودم که که هرگز در خاطر ندارم که تفریح و کار دیگری جز این هنر هم بوده است. همیشه تفریح من همین قلم و بوم بوده است همین ممارست در کار آرامش را به من داده است خانه‌ای که در آن هستم هم خانه نیست. کارگاهی است که در آن زندگی می‌کنم پدر و مادر من افرادی به شدت مذهبی بودند مادرم از عاشقان حضرت امام حسین (ع) بود. کافی بود که فقط نام امام حسین (ع) را بشنود تا سیل اشک از گونه‌هایش روان شود. در تولد آن حضرت گریه شوق و در شهادت آن بزرگوار گریه غم. و من در این فضا بزرگ شدم و شروع کار من که در 5 سالگی بود تحت تاثیر همین محتویات و شرایط مذهبی خانواده بود. من اعتقاد دارم ماندگارترین آثار هم آثاری هستند که در رابطه با مذهب هستند. اجازه بدهید نکته مهمی را اینجا نقل کنم: تعمیم دین حضرت مسیح (ع) در دنیا فقط به خاطر هنر است. آثار بسیار بزرگ و ارزشمندی در رابطه با مسیحیت وجود دارد که کمک کرده است تا مسیحیت تا این اندازه فراگیر باشد. و در اسلام هم هنر و هنرمند نقش زیادی در فراگیری آن داشته است و اگر هنر مذهبی جلوه بیشتری داشته باشد کمک بیشتری به شناساندن دین مبین اسلام به جهانیان خواهد نمود و اگر هنرمندان ما بتوانند آثاری که به دور از شعار باشد ارایه دهند می‌تواند به اثبات بیشتر حقانیت اسلام کمک کند.
از بحث دور نشویم. از کودکی می‌گفتم. خاطرم هست پدرم که غلامرضا نام داشت از همان ابتدای کودکی ما را به مشهد می‌آورد و این سفرها بی‌تاثیر بر روح و ذهن ما نبود و همان زمان که ایشان میزان علاقه من به هنر را دریافت مرا نزد مرحوم حاج میرزا آقای امامی که مرد وارسته و با خدایی بود به شاگردی گذاشت.
آن مرحوم در همان ابتدا به من گفت نقاشی کار خیلی سختی است و اگر بتوانی شانه از زیر کار خالی نکنی و کار کنی موفق خواهی بود. همان موقع من گفتم که می‌خواهم شاگردی کنم- کاری که در جوانهای امروزی کمتر ما می‌بینیم- و وقتی دید که واقعاً تلاش می کنم همت کرد و به من آنچه می‌دانست آموخت. بعد از شاگردی آن مرحوم و آموختن هر آنچه لازم بود به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان رفتم و نزد استاد بهادری به آموختن بیشتر پرداختم و من همین جا لازم است یادی از آن بزرگوار بکنم و به جرات بگویم که از زمان صفویه به این سو کسی همانند آقای بهادری نتوانست نقوش اسلیمی، خطائی و اساس هنر استیل ایرانی را به این صحت و درستی طراحی بکند ما کمتر در کار آقای بهادری می‌توانیم نقطه ضعفی پیدا کنیم و البته در حال حاضر کسی قدر او را نمی‌داند شاید وقتی در آینده در ارتباط با کارهای او مطالعه شود دریابند که تا چه اندازه در کارهایش نوآوری داشته است. خاطرم هست که در یکی از مساجد اصفهان (نقش جهان) از من خواست که از روی نقوش اسلیمی و خطائی آنجا نقاشی کنم و من از صبح تا عصر به طور مداوم مشغول کار می‌شدم و کپی می‌کردم. و عصر با انبوهی از کاغذهایی که پر شده بود از نقاشی‌های من نزد ایشان می‌رفتم و می‌خواستم که استاد نظر خود را بگویند و استاد هم از من می‌خواستند که برگردم و خودم نقاشی‌ها را با اصل آن مطابقت دهم و من بارها و بارها بدون خستگی این کارها را می‌کردم. بعد از شاگردی آقای بهادری به وین در اتریش رفتم و پس از آن به فرانسه رفتم و شب و روز در موزه‌های این کشورها کار مطالعاتی و تحقیقاتی انجام دادم. همیشه اولین نفر که با بسته‌ای کاغذ و مداد وارد موزه می‌شد و آخرین نفری هم از موزه خارج می‌شد من بودم. مطالعه و تحقیق خیلی مهم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اولین سفر خارجی شما به اتریش بود؟


• بله. سال 31 بود که وارد دانشکده‌ای در اتریش شدم. در آنجا در محلی اقامت کردم که توسط یک هنرمند خیر وقف کسانی شده بود که محل اقامت نداشتند. هانس مک‌کارت نام این هنرمند خیر بود که از نقاشان به نام زمان خودش بود. برای اقامت در این محل، کارهای مرا بازبینی کردند و امتحانات مختلفی از من گرفتند تا اجازه اقامت در این منزل را به من دادند. دور تا دور این محل به موزه بیشتر شباهت داشت تا منزل مسکونی. آنجا تا جایی که چشم کار می‌کرد تابلوهای طراحی و نقاشی قرار گرفته بود. دختر یا نوه‌ی آن واقف مدیریت آن منزل را به عهده داشت.

 چند دانشجو در آن منزل اقامت داشتند؟


• کلاً 18 نفر که همه خارجی بودند. متاسفانه اتاق من نزدیک محل کار مدیر منزل بود. سن زیادی هم داشت با اخلاق و خلق و خوی خاص خود. این خانم شب‌ها مدام در حال نوشتن با ماشین تحریری بود که سر و صدای زیادی داشت. یک شب که سر و صدای این ماشین تحریر بی‌خوابم کرده بود به او گفتم: خانم! شما که می‌توانید با فروش یکی از این تابلوها تمام عمر در آسایش زندگی کنید چرا تا نیمه‌های شب کار می‌کنید.
از پشت عینک پنسی نگاهی به من کرد و گفت اگر به تو و هنر تو علاقه‌مند نبودم همین الان از تو می‌خواستم که اینجا را ترک کنی و در ادامه گفت: یک تابلویی هست که می‌خواهم بخرم. نیمی از پول آن را دارم و نیم دیگر آن را با کار کردن می‌خواهم به دست بیاورم تا بتوانم آن تابلو را بخرم و در اینجا قرار دهم و من آنجا بود که فهمیدم طرز تفکر آنها چقدر نسبت به هنر متفاوت و خوب است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حتماً برای شما این برخورد خیلی مهم بوده که پس از 54 سال هنوز جزییات را به خاطر دارید؟


• بله. واقعاً همین طور است.

خب استاد… از خاطراتتان بیشتر بگویید.


• شما اگر به موزه متروپولیتن آمریکا بروید با دیوارهای بلندی مواجه می‌شوید که پر از اسامی اشخاص است که تابلوهای خودشان را به موزه اهدا و یا به امانت سپرده‌اند. دیدار از این موزه مرا به یاد اینجا انداخت که متاسفانه اصلاً نمی‌بینیم یک مجموعه‌دار که آثار پر ارزشی را در تملک دارد آنها را به موزه‌ای امانت بدهد که مردم هم آنها را ببینند. متاسفانه بعضی از آثار ارزشمند را در گوشه و کنار مخفی می‌کنند که مبادا کسی آن را ببینند.
به عنوان مثال یکی از دوستانم که یک مجموعه‌دار است قرآنی را دارد که بی‌نهایت زیباست، طلاکاری‌های این قرآن آدم را مبهوت و مجذوب می‌کند. من از او خواستم که این قرآن نفیس را به فردی که مشغول تهیه یک قرآن بود نشان دهد تا بتواند الهام بگیرد اما این دوست عزیز درخواست مرا رد کرد و حاضر نشد قرآن را نشان دهد.

 تابلوی عصر عاشورا مشهورترین اثر شماست. تاثیری که این تابلو بر روح و جان بیننده دارد شگفت‌انگیز است. بسیاری از مردم فضای روحانی این اثر را به خوبی می‌شناسند و حتی زمانی که از واقعه کربلا سخن به میان می‌آید در ذهن شنونده این تصویر تداعی می‌شود. نزدیک به 30 سال از اتمام این تابلو می‌گذرد می‌خواهم پس از 30 سال شما از این تابلو بگویید.


• این تابلو به همراه 9 اثر دیگر به موزه آستان قدس رضوی اهدا شده است چرا که من حضرت رضا (ع) را صاحب این آثار می‌دانم و الان که پس از 30 سال به این اثر نگاه می‌کنم می‌بینم که اگر می‌خواستم این تابلو را امروز بکشم باز هم همین تابلو به وجود می‌آمد، بدون هیچ تغییری.

 یعنی اگر الان می‌خواستید این تابلو را بکشید هیچ تغییری در آن نمی‌دادید؟


• نه. کوچکترین تغییری داده نمی‌شد. پس از 30 سال باز هم همین را می‌کشیدم.

چه چیزی را باعث این همه تاثیرگذاری می‌دانید؟


• برای کسی که به این تابلو نگاه می‌کند مایه اصلی تصویرگرایی دیده نمی‌شود جایش خالی است. و آن غیبت امام (ع) است حضرت امام حسین (ع) که محور اصلی این تابلوست در این اثر دیده نمی‌شوند. اگر حضرت امام حسین (ع) را تصویر می‌کردم این تاثیرگذاری که شما می‌گویید دیگر وجود نداشت. 

برگردیم به اتریش- چند سال آنجا بودید؟


• حدود 4 سال آنجا بودم و پس از آن به ایران بازگشتم. مدتی در ایران ماندم برای ادامه فعالیت‌ها و تحقیقاتم به فرانسه رفتم و در تمام مدتی که آنجا بودم بدون وقفه کار می‌کردم.

 بیشتر آثاری که مردم آن را می‌شناسند و با آنها مأنوس هستند آثار مذهبی شما هست. می‌خواهم از دیگر سبک‌های شما بپرسم …


• من در 18 سالگی تابلویی را کار کردم که ادعا می‌کنم که هیچ نقاشی در اروپا و آمریکا و ایران نتوانسته است با این سبک کار کند و موضوع این تابلو در ارتباط با این شعر حافظ است که می‌فرماید:
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.
و حالا که به این تابلو نگاه می‌کنم واقعاً تعجب می‌کنم که چطور آن زمان این تابلو را توانستم بکشم. روش‌های دیگری هم کار کرده‌ام. تعدادی گل و بوته و…

 تعداد تابلوهایی که کار کرده‌اید را به یاد دارید؟


• نه دقیقاً به خاطر ندارم.

 شما از بسیارهای از موزه‌های مشهور دنیا دیدن کرده‌اید و در اغلب آنها هم به تحقیق و پژوهش مشغول بوده‌ایم. می‌خواهم نظر شما را درباره‌ی موزه‌های مختلفی که در ایران وجود دارد بپرسم. آیا قابل قیاس هست؟


• واقعاً دردناک است. قیاس دردناکی است. یک موزه‌ای قبل از انقلاب به نام گلستان که فوق‌العاده موزه‌ی زیبایی بود، و آثار هنری ارایه شده در آن هم بهترین آثاری بود که از زمان قاجاریه به بعد تهیه شده بود. شما فکر می‌کنید این موزه بسیار ارزشمند روزانه چند نفر بازدید کننده داشت؟ یازده نفر. تعداد متوسط بازدید کننده روزانه فقط 11 نفر بود. و این در حالی است که در کشوری مثل چین وقتی به موزه‌ای می‌روید، بچه‌های 6 و 7 ساله را می‌بینید که روی زمین نشسته‌اند و از روی آثار موزه طراحی و نقاشی می‌کنند. هر روز صدها نفر در این موزه‌ها از کوچک و بزرگ فقط کار تحقیقاتی می‌کنند و بازدید کننده‌های عمومی که فوق‌العاده زیاد است.
استقبال از موزه‌ها در ایران فوق‌العاده کم است. صنایع دستی هم به همین صورت. کیفیت صنایع دستی ما هم بسیار پایین آمده است. چرا که اصالت هنرمند ایرانی در این آثار دیده نمی‌شود. در فرش هم همینطور است. در نقوش کاشی هم به شدت دچار افول شده‌ایم. متاسفانه در فرهنگ هنری ما مسایلی رخنه کرده است که سزاوار ما نیست.
آنچه که اکنون در مملکت ما به آن نیاز هست این است که باید به اصالت هنر ایرانی توجه شود.

 به نظر شما چه کاری باید انجام داد؟


• خیلی راحت عرض می‌کنم. نوآوری یکی از لازمه‌های حفظ و اشاعه هر اثری است. الان دیگر آن حال و هوای زمان مکتب هرات و پس از آن وجود ندارد. آنچه که در فرهنگ و هنر ما وجود دارد اگر بتوانیم با نوآوری‌های دنیای امروز بیامیزیم و آثار نویی به وجود بیاوریم می‌توانیم ادعا کنیم که یک اثر نو خلق کرده‌ایم. خاطرم هست که در زمانهای دور وقتی می‌خواستند هدیه‌ای برای کسی ببرند از همین آثار و صنایع دستی ایرانی تهیه و اهداء می‌کردند. اما حالا ظروف ترکیه و چک و… هدیه می‌دهند. چرا؟ چون دیگر در آثار امروزی آن کیفیت لازم وجود ندارد. حتی هندوستان هم از ما پیشی گرفته است. بزرگترین ضربه را وقتی به هنر ما زدند که صنایع دستی را زیر مجموعه صنایع و معادن قرار دارند. باید امروز سیاست فرهنگی هنری ما در همه زمینه‌ها متحول شود. چرا این کاشی‌کاری‌هایی که از زمان صفویه باقی مانده است حالت مرجع و مدل خود را از دست نداد است؟

 در ارتباط با نوآوری صحبت کردید. کارهایی که جدیداً در حرم مطهر انجام شده است را حتماً دیده‌اید. در این باره نظر دارید؟


• هنوز به سرانجام نرسیده است که بتوان نظر قطعی داد. اما قدر مسلم اینکه آستان قدس رضوی به خصوص مهندس عزیزیان تلاش بسیاری کرده و می‌کنند. کارهای بسیار عظیمی در این مجموعه انجام شده است. مجموعه‌ای که می‌تواند 400 یا 500 سال آینده به مدلی برای تحقیق بدل خواهد شد. مثل آثاری که در مساجد اصفهان می‌بینید.

 فکر می‌کنید آیندگان درباره آثار شما چه قضاوتی خواهند داشت؟
• فکر می‌کنم چند صد دیگر کسانی که آثار مرا ببینند خواهند گفت: فرشچیان تلاش کرد تا کاری ارایه دهد شاید هم تحسین کنند.

 از چند سالگی شروع کردید؟

 از پنج - شش سالگی شروع به کار کردم.

 طرح‌های کودکی‌تان را دارید؟

 بله، طرح‌های کودکی‌ام را دارم. در اصفهان یک نصف اتاق کوچک که اتاق کار من بود بیشتر از نصف آن پر از طراحی بود. بدون آنکه بخواهم از آنها خوب نگهداری کنم، مقداری از آنها در بنایی از بین رفت، مقداری هم در انباری هست که باید دربیاورم.

 اینها را از روی کاشی‌کاری‌های اصفهان مشق کرده‌اید؟

 بله، هم از کاشی‌کاری‌های اصفهان، هم از معلمان و استادهایم سرمشق گرفته‌ام. اما روی‌هم رفته زیاد از استاد تعلیم نگرفتم. شخصا جست‌وجو کردم و خودم خلق و طراحی کردم. بعد به استادم نشان می‌دادم و استاد من در کار دست نمی‌برد. می‌گفت این خوب نیست و اگر می‌پرسیدم چرا، می‌گفت کاشیکاری را باید بروی با اصلش مقایسه کنی. ‌

 اشکال کارتان را نمی‌گفتند؟

 چرا، اشکال را می‌گفتند و بعد می‌گفتند با اصلش مقایسه کن. می‌رفتم مسجد شیخ‌لطف‌ا.... صبح تا عصر طراحی می‌کردم. مداد می‌زدم، زغال می‌زدم یا در عالی‌قاپو و مسجد امام کار می‌کردم. عصر که می‌بردم استاد ببیند، یکی‌یکی قلم دست نمی‌گرفت بگوید اینجا درست است. همیشه می‌گفت این خوب نیست، این بد است. فقط هم یک بار می‌گفت.

 تصحیح نمی‌کردند برایتان؟

 نه. این شیوه خیلی خوب بود و به مراتب بهتر از این بود که استاد بخواهد برایم تصحیح کند. آموزش من وقتی تکمیل شد که خودم رفتم و درباره حرف‌های استادم کنکاش و تحقیق کردم. استادم آقای بهادری استاد بزرگی در تاریخ هنر ایران بود و ما مثل ایشان اصلا‌ نداشتیم. اگر حرفی می‌زد کلا‌م صحیحی بود و وقتی می‌رفتم کار می‌کردم می‌دیدم که واقعا چرا درست نیست. دائما می‌آموختم و یاد می‌گرفتم. وقتی می‌آموختم در ذهنم ثبت می‌شد. به مراتب بهتر از این بود که استاد روی آن برایم قلم بگیرد.

 ولی الا‌ن قلم می‌گیرند! و استادها فوت آخر را یاد نمی‌دهندو شیوه آموزش وخیم است!

 بله، برای این است که به نظر من الا‌ن هنرجویان باید تحقیق کنند و قانع نباشند. من زمانی که در اصفهان بودم منابع زیادی در اختیارم نبود. فقط همین مساجد و ابنیه بود. بعد رفتم اروپا در اتریش و 7 سال در وین درس خواندم. من از بزرگ‌ترین استاد این فن، آن را یاد گرفتم و او به من آموخت باید چه کار کنم. اتفاقا من بعد‌ها آن زمانی که فرصت و مجالی بود که البته الا‌ن مجالم کم شده، به برخی از دوستان خودم که تذهیب کار می‌کردند می‌گفتم یواشکی و بدون آنکه کسی بفهمد بیایید، کارهایتان را به من نشان دهید تا بگویم اشکال کارتان کجاست. گاهی می‌بینم کتاب‌هایی چاپ شده درمورد طراحی قالی یا گل و بته که سراسر ایراد و اشکال است و وقتی نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که واقعا طرح‌های بی‌عیب در آن نیست. این به نظر من بدآموزی است و صحیح نیست هنرجوها از روی آن کار کنند. ظلم بزرگ‌تری هم که زمانی به هنرهای اصیل ایرانی کردند این بود که آن را زیر سلطه صنایع‌دستی بردند. آخر نقاشی ایرانی خودش یک هویت و شناسنامه فرهنگ ایرانی است. چطور به خود جرات دادند و آن را زیر سیطره صنایع دستی بردند؟

 اعتراضی نکردید؟

 من پنج تا نامه نوشتم. کتابشان را برایشان پس فرستادم و گفتم حاضر نیستم اسم من در این کتاب باشد چون کار من زیر عنوان صنایع دستی نیست و هنری مستقل است که در تمام دنیا هویت دارد. صنایع‌دستی در جای خودش بسیار ارزشمند و خوب است و ما با آن مشکلی نداریم. هر کار خوبی در نوع خودش خوب است، اما شما چطور به خود جرات می‌دهید که این هنر ایرانی را بیاورید در سیطره صنایع دستی؟ اینها مسائلی است که من به آنها گوشزد کردم و بارها گفتم اما متاسفانه مدیران صنایع دستی (حالا‌ من جاهای دیگر را نمی‌خواهم عنوان کنم) نمی‌مانند. یک مدیر دو- سه سال هست و به این مسائل آشنایی پیدا می‌کند، بعد بلا‌فاصله او را عوض می‌کنند و مدیر دیگری می‌آید و دوباره روز از نو، روزی از نو. من برای وزیرآموزش عالی (وزیر قبلی و وزیر بعدی) نامه نوشتم و گفتم سزاوار نیست شما با هنر مملکت ما اینطور رفتار می‌کنید. این نقاشی هویت مملکت ماست. ما ده هزار سال سابقه هنر نقاشی داریم. شوخی نیست. بیایید و یک دانشکده هنر برای این نقاشی تاسیس کنید.

 چرا تاسیس نکردند؟

 خب باید از ایشان بپرسید. کسانی هستند که متاسفانه تحت تاثیر فرهنگ هنری مخرب غرب هنرهای اصیل ایرانی را با چشم غریبه نگاه می‌کنند در صورتی که اصل این است. ما اگر بتوانیم هنرهای اصیل ایرانی را در جایگاه شایسته خودش ارائه دهیم دنیا متحیر می‌شود. در مکتب هرات و حتی در زمان صفویه همین‌طور بود چون در گذشته به آن توجه می‌کردند. حالا‌ من به هر وزیری بگویم متوجه نیست. درست است در کارهایشان انسان‌های خوب و مومنی هستند ولی توجهی نمی‌کنند.

 من با نقاش مدرنیستی صحبت می‌کردم. ایشان هم گلگی می‌کردند که در ایران به نقاشی مدرن بها داده نمی‌شود و فقط به هنرهای سنتی اهمیت می‌دهند.چرا همچین است پس؟

 آخر خود هنرمندهای سنتی که دارند کلنجار می‌روند و تلا‌ش می‌کنند تثبیت شوند. بحث سر این است که چه چیز را باید بها بدهند. چیزی که پنجاه سال قبل در اروپا و آمریکا منسوخ شده است؟ هنر نو به انتها رسیده است. وقتی شما مطالعه بفرمایید می‌بینید مکاتبی مثل هنر مفهومی ‌و غیره راه‌هایی است که تمام شده است. مثل این است که داخل کوچه‌ای بپیچید که ته آن به بن‌بست می‌رسد.

 با ایشان هم صحبت بر سر حرکت‌هایی مثل کانسپچوال و ویدیوآرت و اینها از نوع اینجایی اش! بود که بدجوری شده است.

 دنیا در هنر نقاشی نو به بن‌بست رسیده است. هنر مفهومی ‌این است که چهار تا چاقو بگذارند و بگویند هنر است؟ یا هنر کار آن استادی است که مساجد اصفهان را ساخته با قبای بلندی که پوشیده و عرق‌چینی که به سر کرده... روزی داشتم به مدرسه عالی‌قاپو می‌رفتم که با آقای بهادری کار کنم و طراحی یاد بگیرم. 13 -14ساله بودم. من و یکی دو تا از بچه‌های دیگر بودیم که آنها هم نقاشی کار می‌کردند. چند روزی که می‌رفتم آنجا می‌دیدم کسی یک صندلی راحتی گذاشته و یک میز کوچک طراحی جلویش و به پیشخوان مدرسه امام در میدان نقش جهان نگاه می‌کند. فکر کردم نقاش است و دارد نقاشی می‌کند. گفتم بروم از او چیزی یاد بگیرم، از کوچکی تشنه آموختن بودم. رفتم بالا‌ی سرش ایستادم. نگاهی به من کرد که چرا اینجا ایستادی؟ دست و پا شکسته به انگلیسی گفتم من از این بچه‌هایی که دارند اینجا بازی می‌کنند نیستم. دانشجوی هنر هستم. این هم کتابچه‌ها وطراحی‌های من است. دیدم چند روزی هست که اینجا کار می‌کنید، علا‌قه‌مند شدم ببینم چه می‌کنید. کار‌هایم را نگاهی کرد ببیند قابلیت آن را دارم که با من حرف بزند. گفت من از آکادمی‌ لندن هستم. آمده‌ام اینجا دو - سه روزی اصفهان را تماشا کنم و بروم. اما بعد که در پیشخوان این مسجد نشستم دیدم که چقدر عظمت دارد. می‌خواهم ببینم استاد و معماری که نشسته و این مسجد را ساخته در مغزش چه می‌گذشته چون من هر قدر حساب می‌کنم که اگر فقط کمی‌ جمع‌تر یا بازتر باشد چقدر به پوزیشن و کمپوزیسیون آنجا لطمه می‌خورد. دیدم عینا همه چیز را سر جای خودش گذاشته و این چند روز است مرا اینجا نگه داشته است. خلا‌صه علم و دانش و هنر آن روزها این بوده است ولی حالا‌ این روزها اینگونه شده است. شکر خدا تا این حد دانشکده هنری است، اینقدر زیاد. همه‌شان هم در زمینه نقاشی‌های نو کار می‌کنند. آنقدر خدا را شکر از اینجا فارغالتحصیل بیرون می‌آید که تورم ایجاد شده است. یکی از این دانشکده‌های هنری که نمی‌خواهم اسمش را بیاورم من را دعوت کردند. رفتم که البته آقای رئیس نبودند اما معاونان و همه اساتید حضور داشتند. نشستم و خیلی هم محبت کردند و لطف کردند. استاد نقاشی‌شان گفت ما هزار و پانصد تا فارغالتحصیل هنر نقاشی داریم. گفتم از این هزار و پانصد تا، دو - سه تا یل و قدر باید بیرون آمده باشد. کجا هستند؟ دانشجویی آمد پیش من و طفلک گریه کرد گفت در یزد 70 هزار تومان از من در دانشکده‌ای شهریه ترم را می‌خواهند و من ندارم بدهم. پدرم قول داده با فروش بخشی از لوازم زندگی این پول را برایم فراهم کند ولی چیزی که مرا به گریه واداشته معلم ماست که می‌گوید برو اصفهان و کاشی‌های قدیمی ‌را بخر، ریزریز کن و کولا‌ژ درست کن. گفتم دست معلمت بشکند که دست تو را نمی‌گیرد ببرد داخل مدارس اصفهان و شیخ لطف‌ا... تا تلفیق و ترکیب رنگ یادت بدهد. یعنی چی برو کاشی را بشکن؟ یکپولی بدهی و کاشی را هم بشکنی که چه کار کنی؟!

 چرا از ایران رفتید؟

 من همیشه روح و ذهن و جسمم در ایران است. شاید فیزیکی آنجا باشم اما روح من اینجاست. به نظرم سرنوشت آدمی‌ دست خودش نیست. ما اسیر فرمان الهی و سرنوشت و تقدیر خودمان هستیم. من هم به حقیقت آنجا که هستم بیشتر می‌توانم به مملکت و هنرمان خدمت کنم تا اگر در اینجا باشم. در اینجا کسی گوش به حرف آدم نمی‌دهد. پس آدم باید بگوید خداحافظ شما و سرش را بیندازد و برود. ‌ باور کنید اگر نامه‌هایی که برای وزیر آموزش‌عالی نوشتم را بدهم بخوانید گریه‌تان می‌گیرد. دلتان برای من می‌سوزد که آخر به من چه مربوط است. اولیای اموری که در این کارها هستند توجه نکردند. ‌

 به اعتراض اینجا را ترک کردید؟

 نه، به قربان صدقه! مگر می‌شود اعتراض کنم؟ خیلی با احترام و استدلا‌ل، دلیل و منطق برایشان آوردم و گفتم واقعا راه و رسمش این نیست. چهار - پنج تا آدم فهیم بیایند تحقیق کنند ببینند آیا من راست می‌گویم یا این وضعی که دارد پیش می‌رود درست است. نکته دیگری هم هست. این را به شما می‌گویم و تا حالا‌ برای کسی نگفته‌ام. در آمریکا نمایشگاهی بود. دو - سه روز بعد از آن بنا بود به ایران بیایم. به طرف غرفه‌ای می‌رفتم که دیدم یکی از پشت سر من را گرفت و با احترام خیلی زیادی روبوسی کرد و گفت من در آسمان دنبالتان می‌گشتم و روی زمین پیدایتان کردم، با ایران تماس گرفتم و نتوانستم پیدایتان کنم و این حرف‌ها. گفت چند وقت است اینجا هستید؟ گفتم ده - بیست روزی هست که آمدم پسرم را ببینم و بعد به ایران برگردم. گفت نه شما را به خدا این کار را نکنید.گفت من در یک شرکت طراحی ساختمان مشغول به کار هستم و فلا‌ن سمت را دارم. برای طاق و دیوار دو ساختمان بزرگ در منهتن نیویورک می‌خواهند نقاشی درست کنند. به چند نقاش آمریکایی و ژاپنی نمونه و سفارش دادند اما هیچکدام نتوانستند این کار را انجام دهند، مطمئن هستم شما می‌توانید. با هر شرایطی که بخواهید اگر می‌شود این را برای آنها تهیه کنید. ناچار شدم و گفتم باشد. بلیتم را عقب انداختم و چند طرح برایشان تهیه کردم و اتفاقا قبول شد. چند کار نقاشی برای دیوار و طاق آنجا انجام دادم که الا‌ن هست و همه می‌روند می‌بینند. این است که دست خودم نیست و همان بود که من را نگه داشت و وقتی برگشتم، دیدم که آدم دلش می‌خواهد اینجا کاری انجام دهد، دانشکده‌های هنری اصیل ایرانی و اسلا‌می ‌برقرار شود، اما اصلا‌ کسی گوش نمی‌دهد. نه اینکه نخواهند، آن‌قدر مشغله کاری دارند و مجال فکر کردن و اندیشیدن برایشان فوق‌العاده کم است که نمی‌شود. به هر حال دلشان نمی‌خواهد بکنند یا نشده است. این است که به شما اطمینان خاطر می‌دهم که من برای خودم نمی‌خواهم کاری انجام دهم ولی برای هنر مملکتم می‌خواهم کاری بکنم. به شما صراحتا عرض می‌کنم که اگر اوضاع به این منوال پیش برود هنر ایران در آینده چنان به ابتذال کشیده خواهد شد که حدی نخواهد داشت. حالا‌ دیگر خودشان می‌دانند هر کاری می‌خواهند بکنند.

 آدم فکر می‌کند شما برای خلق آثارتان از قلم‌موهای خاصی استفاده کرده‌اید و ابزار کارتان جادویی است.

 نه قلم‌موهای معمولی است.

 همان‌هایی که همه با آنها کار می‌کنند؟‌

 بله همان‌ها است!

 قلم‌گیری‌هاتان هم با آن قلم‌موهایکمیاب گربه است؟ از این دست سازهای اصفهانی؟

 بله، با قلم‌موی گربه است. قلم‌موهایی هم در بازار آمده که خیلی روانند و اینجا هم فراوان است. قلم‌مو، رنگ و این چیزها اصلا‌ مساله نیست. در واقع همان آب کم جو تشنگی‌آور به دست تا بجوشد آب از بالا‌ و پست، است.کسی که می‌خواهد کار کند باید آنقدر آگاهی، دانش و در دستش توانایی داشته باشد که با هر چیزی بتواند به راحتی کار کند.

 به نظرم یکی از شیرینی‌ها و چیزهای کیف‌آور در نقاشی ایرانی، کار با همین قلم‌موی گربه کذایی و این بازی با نازکی و ضخامت خطوط است که محک خوبی هم برای شناسایی سره از ناسره در این عالم است! لرزش دست آدم ناشی لو می‌رود.

 بله، موسیقی رنگ و رقص خطوط می‌توانند تا بی‌نهایت تغییر شکل یافته و جنب و جوش خود را با توجه به تاثیرات نور و آفتاب مشرق‌زمین و با ظرافت خطوط و سایه روشن نمایان ‌کنند. آنجا که انحنای اشیا است و سایه‌روشن حرکت بیشتری دارد نقاش از خطوط ضخیم‌تر یاری می‌گیرد و آنجا که بازتاب نور در سطح مستقیم است خطوطی نازک‌تر به کار می‌آید و نیازمند قلم‌گیری محکم و بی‌لرزش است.

 رسیدن به این قلم‌گیری پرصلا‌بت چقدر سخت بود؟

 شروع‌اش مسلما خیلی سخت بود. همان‌طور که گفتم خیلی کار کردم. باید تمرین کرد. هنر حاصل مطالعه، تمرین، ممارست و نوعی ریاضت شیرین عاشقانه است که باید آن را تحمل کرد. راضی نبودن مهم است. من پانزده سال پیش تابلو فروخته‌ام، مثلا‌ در سوئیس بوده یا در یک کلکسیون انگلیسی بوده است. باور کنید به هزینه خودم تابلو برایم برمی‌گردد و من عیبش را رفع می‌کنم. کار هنری متعلق به زمان حال نیست. 300 سال و شاید تا بی‌نهایت و مدت‌های زیادی بماند، پس باید بی‌عیب باشد. این دقایقی که من صرف می‌کنم برای ترمیم و یا تصحیح کارم، زودگذر است اما آن چیزی که می‌ماند اثری است که در کارهایم به وجود می‌آید. ‌

 نقطه‌پرداز زدن هم خیلی کیف دارد!

 این ظرافت و ریزه‌کاری این سبک نقاشی است و البته نقطه‌پردازی که برای زیبا ساختن اثر به کار می‌رود در مکاتب مختلف نقاشی مشرق‌زمین و ایران سابقه طولا‌نی دارد.

 نقاشی ایرانی به طبیعت ربط دارد یا بی‌ربط است؟

 نقاش ایرانی بیش از آنکه به طبیعت وابسته باشد دلبسته گسترش اندیشه است که بی‌نهایت خیال را به حالتی دلپذیر شکل می‌دهد.

 حیف‌ترین اثر هنری ایران که به یغما رفته کدام است؟

 کار خیلی خوبی اینجا انجام شد که فوق‌العاده عالی بود و من آن را تحسین می‌کنم.کاری که آقایان مهندس حجت و دکتر حبیبی اقدام کردند، برگرداندن شاهنامه شاه طهماسبی که به هیچ زبانی نمی‌شود سپاسگزاری کرد. خیلی‌خیلی کار بزرگ و شایسته‌ای کردند. ‌

 قدیمی‌ترین نقاشی ایرانی که خودتان در موزه‌های دنیا دیدید کدام بود؟

 در موزه‌هایی که دیده ام از قدیمی‌ترین نقاش‌ها و حتی از مانی کار هست. بعد از مانی هم هست و همین‌طور به تدریج جلو آمده است. ما دههزار سال سابقه هنری داریم. نقاشی ایرانی هنری نیست که از جایی به ایران صادر شده باشد. در خود ایران غارهای توابع لرستان غربی، نقاشی دیواره‌هایش دههزارسال قدمت دارد. در موزه لوورآثاری از پنجهزارسال پیش نقاشی ایران موجود است.

 چه نقاش‌هایی در دنیا از نقاشی ایرانی یاد گرفته‌اند؟! و چرا خودمان یاد نگیریم؟

 سزان، ماتیس و خیلی‌های دیگر. نقاشی ایرانی مثل سعدی و حافظ است که هنوز دنیا آن را نشناخته است. مولوی که به فارسی شعر گفته را می‌خواهند به خودشان نسبت بدهند. صدام ملعون کتابی چاپ کرده بود به نام عروبه العلماء العجم. در این کتاب تمام بزرگان ادب ایرانی، سعدی، حافظ، مولوی، خوارزمی‌، ابوعلی سینا و همه را گفته بود عرب هستند! اخیرا کتابی چاپ شده بود در لبنان که یک عربی آن را نوشته بود به نام نقوش هندسیه‌العربیه که کتاب قطوریست و متاسفانه به زبان‌های مختلف دنیا چاپ شده است و تمام نقوش کاشیکاری اصیل ایرانی را نوشته نقوش عربی. این کتاب را خریدم آوردم و به موزه آستان قدس رضوی بردم و به آقای مهندس عزیزیان که بسیار مرد علا‌قه‌مندی به هنر ایرانی هستند، گفتم جوابیه‌ای برای این کتاب بنویسید. نقوشی که از 700 سال پیش متعلق به ایران بوده و در کتاب‌های دنیا ثبت شده، اینها به خودشان منسوب می‌کنند. انواع و اقسام حیله‌ها و غارت‌های فرهنگی را می‌کنند تا ما را از آنچه داریم تهی کنند. متاسفانه خودمان هم کمک می‌کنیم فرهنگ هنری‌مان به این مصیبت دچار شود. من برای کتاب اخیرم که در ایتالیا چاپ شد چهارماه در فلورانس مطالعه می‌کردم. آنجا زندگی کردم. گذارم به موزه‌ای جغرافیایی به نام ویچیو افتاد که در سال 1547 یا 1543 میلا‌دی ساخته شده است یعنی حدود چهارصد و سی - چهل سال پیش. رزومه اش را که می‌خواندم دیدم نوشته شده سازنده این بنا شاهزاده‌ای بوده که به مسائل جغرافیایی علا‌قه‌مند بوده است. چند سالن بزرگ بود که تمام دور تا دور و اطراف آن را در آن زمان نقشه جغرافیایی کشیده بودند. چون عاشق ایران هستم طبیعتا به قسمتی رفتم که مربوط به ایران بود دیدم خلیج فارس را نقاشی کرده و نوشته است پرشین‌گلف. بعد رفتم و نقشه کلی جغرافیایی را دیدم و دیدم که آنجا هم نوشته خلیج فارس. آمدم به آقای دکتر قاسمی ‌که سفیرکبیر و اتفاقا مردی شریف و ایران دوست است گفتم تو را به خدا هرچه زودتر تعدادی خبرنگار و روزنامه‌نگار بیاورید تا از این نقشه‌ها عکس و فیلم تهیه کنند و این سندیت تاریخی را ثبت کنند. ایشان هم فرستادند و اتفاقا در یک سالنامه‌ای هم چاپ کردند و بعد هم در اسناد وزارت خارجه آمد. این قدمت ایران است. آنهایی که نسبت به هنر ایرانی بی‌نظر هستند این توجه را به هنر ایران دارند. حالا‌ آیا هموطنان ما یا آنهایی که در راس کار هستند واقعا این کار را می‌کنند؟ هنرمندانی هستند که نقاشی ایرانی کار می‌کنند یا نقش قالی خوب کار می‌کنند و اغلب خیلی سفارش دارند و مجال اینکه به این مقولا‌ت توجه کنند برایشان نیست. حالا‌ آن دوست عزیز که گفتند به نقاشی نو توجه نمی‌شود، باید خیلی در این مورد تامل کرد.

 شاید یکی از علت‌های آن مقوله‌ای که گفتید این باشد که بیشترین تحقیق را روی آثار نقاشی‌های ایرانی، غربی‌ها انجام داده‌اند و ما رفرنس ایرانی کمتر داریم و در واقع کاری نکرده‌ایم!

 بله، غربی‌ها تحقیق کرده‌اند وما رفرنس کمتری داریم و جای تاسف است. ولی ایران خودش منبع است. همین مساجدی که هستند، کاشیکاری‌ها و همین نقوش بهترین و ارزشمندترین جایی است که می‌شود تحقیق کرد.

 آثار جدیدتان کدامند؟

آثار جدیدی که اخیرا اینجا آورده‌ام ابراهیم است که دیدید. آن را به آستان قدس رضوی موزه حضرت رضا(ع) تقدیم کردم. کاری هم ساخته‌ام به نام توفان مقدس که مربوط به حضرت مسیح(ع) است. کار غدیرخم را ساخته‌ام و تابلوهای زیاد دیگر 

 

 
 
 
 - استاد ، لطف فرموده به گوشه ای از فعالیتهای خود در ارتباط با هنر نگارگری، خصوصا نقاشی ایرانی در خارج از کشور اشاره بفرمائید.

تا آنجا که به یاد دارم ، در گذشته و حال سعی ام بر این بوده که هنر نقاشی اصیل ایرانی را به دنیا بشناسانم. این هنر ، از جمله هنرهایی است که تا کنون آنچنان که باید، حقش ادا نشده و بیشتر، منقدین و هنرشناسان خارجی هستند که هنر عظیم نقاشی ایرانی را نقد و بررسی کرده و در کتابها نگاشته اند. من به سهم خود با برگزاری نمایشگاههایی در نقاط مختلف دنیا ، سعی کرده ام حتی المقدور این هنر و اصالت فرهنگی را در حد توان خود به افردی که علاقمند به شناخت آن هستند بشناسانم . علاوه بر نمایشگاهها، اخیرا کتابی نیز از آثار من در آلمان چاپ شده است. این کتاب را یونسکو جزء آثار برگزیده خود ارائه داده و بزرگترین منتقد نقاشی دنیا "پروفسور استوارت کاریولش" که در نقاشی ایرانی و اسلامی دارای اعتبار ویژه ای می باشد، بر این کتاب نقد نوشته است . این کتاب از سوی موزه "ویکتوریا آلبرت " لندن و مدیر کل یونسکو به اکثر موزه ها، کلکسیونها ، کتابخانه های بزرگ دنیا و کتابخانه های شخصی کسانی که به کتب هنری علاقه نشان می دهند ارسال شده و مورد استقبال آن علاقمندان قرار گرفته است.

 - استاد با توجه به اینکه مدتی است در خارج از کشور اقامت دارید، برداشت مردم جهان را ، درباره هنر ملی و اسلامی ما چگونه می بینید؟

همانطور که صورت اشخاص در تمام دنیا با هم فرق می کند، سجایای اخلاقی و سلیقه های آنها نیز با یکدیگر متفاوت است. ممکن است یک ایرانی نسبت به هنر نقاشی خودمان بیگانه باشد، اما یک فرد خارجی این هنر را با آغوش باز بپذیرد. در کل باید به این نکته اشاره کنم که در تمام دنیا، برای هنر اصیل ایرانی احترام خاصی قائلند و تحت تاثیر آن قرار می گیرند. به خصوص که هنر نقاشی ایرانی از محتوای عظیم عرفانی نشأت گرفته و بیننده را به اعماق احساس رهنمود می سازد. مردم ملل خارجی وقتی آثار خوب را ببینند و آنها را بشناسند، سخت تحت تاثیر قرار می گیرند. به نظر من ، مهم ایجاد رابطه بین اثر و بیننده است. اگر یک اثر هنری بتواند با تمامی بیننده ها ، در هر کجای دنیا رابطه تنگاتنگ و نزدیک برقرار کند، هر علاقمندی ، آن را پذیرا شده، به خوبی می پذیرد. ما زمانی می توانیم نقاشی خود را در همه جای دنیا اشاعه دهیم که تمام مردم دنیا بتوانند، رابطه نزدیک بین احساس و دید خودشان با اثر هنری ما برقرار سازند. به عبارت دیگر، نقاشی ما باید با بینندگان مختلف دردنیا، غریبه نباشد. در آن صورت این هنر کشش و جذبه ای پیدا می کند که بینندگان بتوانند آن را به خوبی تماشا کنند و زمانی که مورد نقد و بررسی قرار گرفت، محتوای آن در دل و ذهن بیننده بر جای خواهد ماند. من فکر می کنم، در سبکی که دنبال می کنم این رابطه بتواند در حد خوبی بین اثر و بیننده به وجود بیاید. فرق نمی کند چه در ایران و چه در هر گوشه دیگری از دنیا.

من تاکنون نتایج سودمندی را در این خصوص به دست آورده ام. سبکی که من دنبال می کنم، در عین حال که اصالت نقاشی ایرانی را دارد، با مردم دیگر ملل نیز بیگانگی ندارد.

 استاد موقعیت کنونی هنرهای ملی واسلامی ما را چگونه ارزیابی می کنید؟

در ایران که خوشبختانه مورد استقبال عموم قرار گرفته است و با وجود دانشکده های در حال تأسیس یا تأسیس شده، جوانها به تدریج متوجه این سبک و مکتب شده، به آن روی آورده اند. من امیدوارم این مکتب بتواند در همه جای ایران و در تمام دانشکده های آن تعمیم پیدا کند و همه افراد با علاقمندی و پشتکار تمام، این راه را ادامه دهند.

وقتی در دوره های مختلف دقت کنیم و هنر ایران را با هنرکشورهای مشرق زمین، مثل چین ، ژاپن و غیره مقایسه نماییم ، درمی یابیم که در هنر ایران ، سبکها، مکتبها، ایده ها و عقایدی وجود دارد که خود هنرمندان به آن پرداخته اند ، در حالیکه در چین ، ژاپن و دیگر ممالک، بیشتر تداوم برقرار است. یک نقاش چینی هر راه و روشی را که دنبال کند – چه پیرو نقاشی نو باشد، چه پیرو نقاشی مکتب قدیم – اصالت هنر چینی در کارهای او به خوبی مشهود است، اما ما در برشهای مختلفی از تاریخ، حالتهای متفاوتی را در نقاشی خود شاهد بوده ایم. حتی بعضی از آثار، نشان نمی دهند که نقاشی ایران است یا اروپایی یا آمریکایی با ... . بالطبع آن آثار نمی تواند هویت اصیل نقاشی ما را در خود داشته باشد. تصور می کنم که این آثار نتوانند جای درخوری در دنیا برای خود باز نمایند ، چون افردای که در این راه ، در مکانهای مختلف دنیا کار می کنند، قدمهای سریعتری نسبت به ما برداشته اند. من فکر می کنم که اگر نقاشان ایرانی به اصالت خود بازگردند و بتوانند محتوای عمیقی که در فرهنگ خود ما وجود دارد را در آثار خود منعکس کنند، بدون شک به نتایج مفید و مهمی خواهیم رسید. در اینجا به خانواده هایی که دارای فرزندانی مستعد درهنر نقاشی هستند ، توصیه ای می کنم ؛ دیده شده که بعضی می گویند نمی توان از طریق نقاشی زندگی کرد یا اینکه از طریق هنر، نمی توان زندگی روزمره را گذراند! ، بر عکس من معتقدم که اگر خانواده ها متوجه شدند فرزندان آنها (چه پسر و چه دختر) دارای استعداد ویژه ای هستند ، کودکان خود را در راه هنر هدایت کنند. فرزندان را کمک و همراهی نمایند تا آنها نیز بتوانند استعداد خود را به مرحله ظهور برسانند. همانطور که پدرم – رحمة الله علیه – نسبت به علاقه و استعداد من به نقاشی بی اعتنا نبود و من را به انجام کار هنری تشویق می کرد، من خدا را شکر می کنم. در وضع فعلی ، از زندگی هنری خود بسیار راضی هستم. ما اعتقادات بسیار عظیم و اساسی ای در دین و مذهب خود داریم ، می دانیم که خداوند رزاق است و مشیت و روزی اشخاص در ید تصرف اوست و جز خواست الهی ، هیچ زندگی به وجود نمی آید و به کمال نمی رسد. پس وقتی که این نکته را قبول داریم، باید بدانیم که یک کار یا یک شغل به خودی خود نمی تواند برای خود ایجاد اعتبار کند. تنها خداست که می تواند روزی و رزقی را که بر هر بنده ای مقدر است به مشیت خود قرار دهد. باز هم می گویم که خانواده ها باید بچه ها را تشویق کنند به هر هنری که آنها علاقمند هستند. ان شاء ا... که فرزندان آنها به درجات خوب و متعالی خواهند رسید و در فرهنگ آینده مملکت اعتبار و درخشش پرفروغی خواهند داشت.

 استاد به نظر شما چگونه با حفظ هویت فرهنگی، هنر ملی ما می تواند با جهان خارج ارتباط برقرار کند؟

ما می توانیم این مسئله را از جهات مختلف مورد بررسی قرار دهیم. آیا ما از لحاظ سبک می خواهیم رابطه برقرار کنیم یا اینکه از طریق اشاعه و رساندن هنر ایران به ممالک مختلف جهان.

چنانچه در مکانهای مختلف دنیا مطالعه کنیم، می بینید که آثار مختلف هنری در هر منطقه وضع خاص خود را دارد. به عنوان مثال نقاشی چینی یا صنایع دستی چین ، تنها زمانی توانست در دنیا اشاعه پیدا کند که اولا از لحاظ جنسیت درحد اعلا بود، در ثانی اصالت خود را حفظ کرد.

استاد آینده هنرهای ملی و اسلامی را چگونه می بینید ؟

من آینده هنرهای ملی و اسلامی ایران را بسیار خوب می بینم. چون من هر سال که به ایران می آیم و مطالعه می کنم، می بینم بازگشت خوبی در حیطه هنرهای ایرانی و اسلامی به وجود آمده است. من در سالهاهای قبل که تدریس می کردم، با مشکلات بسیاری مواجه بودم و آن موج نو و حالت غربزدگی بود که در هنر ما به شدت به چشم می خورد اما در حال حاضر می بینیم که با ایجاد نمایشگاهها و افزایش علاقمندی جوانهایی که در این راه قدم گذاشته اند، به تدریج توجه عموم نسبت به هنرهای اصیل اسلامی بیشتر می شود. جای امیدواری است ، امیدوارم با ایجاد دانشکده ها و ایجاد انجمنهای هنری، نقاشی اصیل ایرانی بتواند بیشتر در اذهان عمومی جای خود را باز کرده و خود را ارائه نماید. به فرموده حافظ :

سالهای دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

ما در فرهنگ و هنر خودمان از اصالت عظیمی برخورداریم وفکر نمی کنم لازم باشد ، دست نیاز به نقاط دیگر دنیا دراز کنیم. آنچه مسلم است، نقاشان و هنرمندان ایرانی که در این راه قدم می گذارند لازم است نسبت به آنچه در دنیا می گذرد، بی اعتنا نباشند، چیزهایی را که در هنر دیگر ممالک جهان است ، یاد بگیرند و در هنر خود مستحیل کنند، نه اینکه هنر خود را در هنر دنیا بی رنگ نمایند.

استاد در انتهای این گفتگو، آیا رهنمودی برای هنرمندان نگارگر و به خصوص جوانان هنرمندی که در راه نقاشی ایرانی تلاش می کنند دارید؟

من تنها چیزی که می توانم بگویم این است: آنچه می تواند ، هنرمندان را به درجه ای رفیعی برساند، اول از همه، ایمان به خداست. اخلاص و ارادت کامل به ذات پاک پروردگار.

هنرمند نگارگر، قلمی که می زند جز در راه رضای او نباید باشد و جز در راه تزکیه نفس و پالایش درون خود نباید حرکتی انجام دهد . هنرمند قبل از اینکه بخواهد یک هنرمند واقعی باشد، باید روح و نفس خود را تزکیه کند و با پشتکار و مطالعه، خصوصا در حال و احوال هنرمندان دیگر، فکر خوبی را ارائه دهد. به نظر من ، هنرمند هیچگاه نباید قبل از انجام کار، به فکر در آمد حاصل از آن باشد. اگر هنرمند خوب کار کند، بدون شک این کار برای او درآمد خوبی به همراه خواهد داشت. در ابتدای کار، نباید فکر کرد که چقدر کار انجام بدهیم که بتواند برای زندگیمان مکفی باشد ، بلکه یک هنرمند باید ایثارگرانه تلاش کند تا ان شاء ا... بتواند موفق شود.

 

شما وقتی از ایران رفتید بسیار جوان بودید و در معرض فرهنگ غرب قرار گرفتید، اما چه چیزی باعث شد در نهایت به یکی از اصیل‌ترین هنرهای ایرانی روی بیاورید و سال‌های سال توان و تلاشتان را به این هنر اختصاص دادید؟

حقیقت و ماهیت این هنر بود که مرا شیفته خود کرد. لطفی که این هنر داشت و رابطه‌ای که بین من و این هنر اصیل ایرانی وجود داشت، مرا آنقدر مجذوب خود کرده بود که نمی‌توانستم به جریان‌های فرهنگ و هنر غربی توجهی داشته باشم.

در واقع این عشق و علاقه شما ناشی از نوع تربیت شما در خانواده بوده است؟

نه، به هیچ وجه. همه عشق من به نگارگری برمی‌گردد به عظمت هنر ایرانی و ارزش والایی که این هنر دارد. احساس من درباره هنر ایرانی این بوده و هست که این هنر ارزش دارد که من همه عمر و زندگی خود را به پای آن بگذارم.

این را همواره گفته‌ام حتی در مصاحبه با نشریات خارجی. اخیرا یک روزنامه کثیرالانتشار که تیراژ چند میلیونی دارد با نام «رکورد» با من مصاحبه داشت، من آنجا هم اعلام کردم که یک ایرانی مسلمان هستم. من می‌دانم که مذهب در خون من و در نهاد من ریشه‌های عمیق دارد. مذهب من در تزکیه و تصفیه روح و کار من موثر بوده است.

  از آثار استاد :

نگران این نبودید که نقاشی ایرانی رنگ کهنگی به خود بگیرد و در جریان هنرهای نو فراموش شود؟ آیا نوآوری شما در نگارگری ایرانی و رسیدن به سبک جدیدی در این هنر نتیجه چنین نگاهی به هنر ایرانی بوده‌است؟

نوآوری من در این هنر، برگرفته از اصالت‌ هنر ایرانی و سنت‌های نقاشی ایرانی است. تلاش من این بوده که با حفظ این اصالت و سنت‌ها در جریان هنر معاصر، نقاشی ایرانی را پرورش بدهم و مطمئن بودم چون این هنر برآمده از سنت‌ها و اصالت‌های ایرانی در طی سال‌های بسیار طولانی است، در مواجهه با جریان‌های گذرای هنر معاصر نابود نخواهد شد و به حیات خود ادامه خواهد داد.

من هرگز نگران این مسئله نبودم که در فضایی که جریان‌های مختلف و مکاتب متعدد شکل می‌گیرند، نقاشی ایرانی نابود شود و یا مخاطبی نداشته باشد چرا که به ارزش‌های این هنر و قابلیت‌ها و توانایی‌های آن ایمان داشتم و دارم. هنر ایرانی مبتنی به اصالت عظیمی است و همین به من اطمینان می‌داد که این هنر هرگز از بین نخواهد رفت. بسیاری از جریان‌های مهم هنری به دلیل نداشتن چنین اصالتی با وقفه روبرو شدند و از بین رفتند.

از همان زمانی که جوان بودید به این مسئله واقف بودید یا در طول زمان به این نتیجه رسیدید؟

نه، از همان دوران جوانی می‌دانستم که نقاشی ایرانی این قابلیت را دارد که پرورش پیدا کند و به حیات خود تا سال‌های سال ادامه بدهد.

مخاطبان آثار شما تردیدی ندارند که آنچه شما به هنر نقاشی ایرانی داده‌اید از جمله تابلوی عصر عاشورا و ضامن آهو، تنها نتیجه هنرمندی شما و تسلطتان بر تکنیک  و فن نقاشی نیست. در پس این آثار به جز دانش هنری و دستان توانمند، چیزهای دیگری را هم می‌توان دید که من نمی‌توانم نام جامعی برای آن پیدا کنم. خود شما فکر می‌کنید چه چیزهایی به آثارتان روح بخشیده است؟

من آدمی مذهبی هستم و به مذهبم اعتقاد زیادی دارم. این را همواره گفته‌ام حتی در مصاحبه با نشریات خارجی. اخیرا یک روزنامه کثیرالانتشار که تیراژ چند میلیونی دارد با نام «رکورد» با من مصاحبه داشت، من آنجا هم اعلام کردم که یک ایرانی مسلمان هستم. من می‌دانم که مذهب در خون من و در نهاد من ریشه‌های عمیق دارد. مذهب من در تزکیه و تصفیه روح و کار من موثر بوده است.

یعنی این اعتقاد مذهبی شما باعث شده در هنر به تعالی برسید؟

اعتقاد مذهبی یکی از عوامل بوده است. خیلی‌ها هستند که اعتقادات مذهبی دارند و اعتقاداتشان هم  از من بسیار عمیق‌تر و قوی‌تر است، اما چیزهای دیگری که به من کمک کرد تا در نقاشی ایرانی به موفقیت برسم، پشتکار، مطالعه، ریاضت و خیلی چیزهای دیگر بوده است.

به پشتکار اشاره کردید؛ داستان زندگی شما پر از ماجراهایی است که نشان می‌دهد همیشه انسان سخت‌کوشی بوده‌اید و برای رسیدن به هدف لحظه‌ای درنگ نکرده‌اید. این پشتکار در شما یک خصوصیت ذاتی است یا ناشی از عشق و علاقه شما به هنر و شاید هم خصوصیتی در راستای اعتقادات مذهبی شما؟

فکر می‌کنم این خصوصیت در من بیش از هرچیز به خاطر عشق به هنر است و نه فقط به هنر بلکه ناشی از اعتقاد من به ارائه کارهای ارزشمند است. همواره سعی کردم کارم را به بهترین شکل ارائه کنم.

 کسی نمی‌تواند منکر سهم عشق در شکوفایی یک هنرمند شود، اما امکانات و شرایط چقدر در شکوفایی استعدادهای یک هنرمند نقش دارد؟

به نظر من، شرایط خوب را هر کسی خودش برای خودش می‌سازد. من هنرمند نباید دست روی دست بگذارم و منتظر شوم تا شرایط را برای من مهیا کنند. شرایط هر کسی را هوش او، فراست او و تلاش و پشتکارش ایجاد می‌کند.

یعنی معتقدید یک هنرمند در بدترین شرایط و در محروم‌ترین جامعه هم می‌تواند استعدادهایش را به شکوفایی برساند و بدرخشد؟

صد در صد. من خودم تابلوهایی از خیام ساخته‌ام که کارهای بدی نیستند و فکر می‌کنم به لحاظ تکنیک و ایده و نحوه ارائه کار، آثار جالبی باشند، این تابلوها را در سخت‌ترین شرایط زندگی‌ام ساخته‌ام. در شرایطی که به لحاظ روحی و به لحاظ مالی اصلا اوضاع خوبی نداشتم؛ شرایطی که می‌تواند هر انسان مصممی را هم از پای در بیاورد اما چون هدفم را عالی می‌دیدم و نگاهم به سوی آینده بود، به این شرایط بد غلبه کردم.

زمانی که جوان بودید و هنوز در حال تحصیل، امروزتان را برای خودتان ترسیم کرده بودید؟

نه اصلا. مگر من الآن پیر شده‌ام خانم؟!

منظور من جایگاه علمی و هنری امروز شماست نه سن و سالتان!

بله. متوجه هستم، اما آن زمان من به خودم فکر نمی‌کردم؛ به این فکر می‌کردم به جایی برسم که در خور شأن فرهنگ و هنر کشورم باشد.

شما از معدود استادانی هستید که همچنان که در قید حیات هستید و سایه‌تان بالای سر هنر ماست، موزه‌هایی به نام شما نامگذاری شده و ...

این موزه‌ها برای مملکت ساخته شده.  موزه را برای شخص من نساخته‌اند، کاری که من کردم این قابلیت را پیدا کرده که برایش موزه بسازند.

درست است، اما وقتی نام شما برای یک موزه انتخاب می‌شود، نشان از آن دارد که برخلاف بسیاری از هنرمندان، دیده شده‌اید و قدرتان شناخته شده!

بله، اما این نامگذاری به خاطر عشق و پشتکار من و نفس کاری است که ارائه کرده‌ام، نه به خاطر خود من. نام من روی این موزه به این دلیل است که به این نتیجه رسیده‌اند کار من این شایستگی را دارد که موزه‌ای برای گردهم آوردن آثار هنری داشته باشد. به همین دلیل هم من باید از وزارتخانه‌های ذی‌ربط و کسانی که این امکان را برای هنر کشورم فراهم کرده‌اند تشکر کنم.

شما سال‌هاست در عرصه هنر فعالید و در دوره‌های مختلفی کار کرده‌اید. در داخل کشور و خارج از آن، قبل از انقلاب و بعد از آن، در زمان جنگ و در فضاهای مختلف سیاسی و مدیریت دولت‌های مختلفی که هر کدام شیوه خودشان را در اداره امور فرهنگی و هنری کشور داشته‌اند. به اعتقاد شما مدیران اجرایی چقدر می‌توانند در جریان هنر و فرهنگ نقش داشته باشند و این نقش چگونه باید ایفا شود؟

من خودم به شخصه هرگز خواسته یا توقعی از دولت‌ها نداشته‌ام چون آنقدر هنر عظیم و ارزشمند است که خودش به تنهایی برای هنرمندان و هنردوستان کفایت می‌کند. به همین دلیل آنهایی که به راستی عاشق هنر هستند، به نوع مدیریت هنری یا اقدامات دولت‌ها کاری ندارند.

این نکته را قبول ندارید که برنامه‌‌ریزی در عرصه فرهنگ و هنر و داشتن سیاست‌های درست و اصولی می‌تواند به رونق هنر و رشد آن بیانجامد؟

چرا مسلم است که برنامه‌ریزی برای جریان هنر می‌تواند نتایج خوبی داشته باشد. مثلا من بارها از مسؤولان امر خواسته‌ام مرکزی برای آموزش هنرهای اصیل ایرانی تأسیس کنند. این درخواست هرگز به خاطر خودم نبوده چرا که سن و سال من اجازه چنین منفعت‌طلبی‌هایی را نمی‌دهد. من نه سمتی می‌خواهم و نه اصولا احتیاجی به چنین مرکزی دارم.

این خواسته من به خاطر اصالت‌های هنری این سرزمین است و کسانی که به این هنرهای اصیل عشق می‌ورزند. به همین دلیل هم بارها و بارها به مسؤولان نامه نوشتم و این خواسته را با آنها در میان گذاشتم، اما تا این لحظه هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است. در این شرایط چه می‌شود کرد؟ کار دیگری از دست من برنمی‌آید.

مواد مورد استفاده  برای سیاه قلم  

 

برای سیاه قلم معمولا از مقوای اشتنباخ به علت نداشتن بافت و سهولت در محو سایه روشنها از آن استفاده میشود :

 

  • نوعی کاغذ طراحی ضخیم با رنگ اکر (کاهی) هست که زیاد استفاده میشود
  • مداد کنته خشک  ترجیحا آلمانی
  • پودر و براده مداد کنته که میتوان با تراش مداد کنته بدست اورد .
  • محو کن کاغذی
  • پاک کن خمیری استدلر یا فابرکاستل آلمانی
  • تیغ موکت بری
  • پاستلهای سفید و سیاه  به صورت قالبهای گچی یا مدادی
  • مداد های طراحی سری(سری بی 1  تا بی6)
  • فیکساتیو
  • کف دریا                    

شیوه کار

ابتدا طرح اولیه و ساده که شامل خطوط  کلی چهره وجایگاه صحیح اجزای چهره میباشد  را با مداد اتود روی مقوا اشتنباخ یا سطح مورد نظر طرح میزنیم .در مرحله بعد با استفاده از پودر کنته و محو کن با آغشته کردن پودر کنته به محو کن و کشیدن ان روی یک کاغذ دیگر یک تن تیره مطلوب بدست آورده و سایه های صورترا با محو کن ایجاد کرده باید توجه داشت که با کناره محو کن سطوح زیاد و با نوک محو کن  سطوح کوچک و ظریف را کار کنیم  از سفیدی کاغذ برای نور و های لایت زیاد استفادهمیشود باید مواظب بود فیدی کاغذ را در محلهایی که نور شدید داریم تیره نکنیم و به همین روش سایهای منوسط و خلی تیره را اضافه میکنیم که البته این احتیاج به تجربه و شناخت صحیح از طراحی و شناخت سایه روشن دارد در مرحله بعیدی با استفاده از پا ک کن خمیری به نورهای که لازم است به کار اضافه شود اضافه میکنیم که البته ازپاستل قالبی و مدادی هم میتوان استفاده کرد  و های لایتها  را گذاشت  بعضی ها از نقاط هم تیرگی زیادی طلب میکند مثل منفذ بینی یا مردمک چشم و مژه های بعضی از رشته های مو مستقیما  از مداد  استفاده میکینم زمینه هم خیلی مهم هست و زمینه را بعضی از وسط کار بعضی هم اخرکار شروع میکنند البته زمینه برای بیرون کشیدن اثر از حالت عکس و عمق دادن  به اثر خیلی مهم است.

 فیکساتیو

بعد از اتمام کار برا تثبیت طرح و خراب نشدن  اثر از اسپره فیکساتیو یا اسپره تافت مو استفاده میکنند اثر را روی تخته شاسی ثابت کرده و ود ر حالت 45 درجه دیوار قرار گرفته و از فاصله 60 سانتی خیلی ارام بصورت ردیف افقی روی اثر اسپری کنید  البته قبل از آن  اسپری اسپره را امتحان کرده تا قطره های درشت ابتدائی ان بیرون رود بعد از اسپره بگذارید خشک شود و تا دو بار دیگر این کار را تکرار کنیدحالا کار شما ماندگار تر خواهد بود  باید به خاطر داشت که در محیط باز اسپری کنید.

 

 (کف دریا)

برای نرم تر شدن و سایه پذیر تر شدن مقوا میتوانید از عطاری  (کف دریا) تهیه کنید و ان را اسیاب کنید تا نرم نرم شود سپس با کف دست  مقادیری از پودر را روی  مقوا بمالید جوری که کامل بخورد مقوا برود بعد از مالش کف دریا با کف دست  مقوا را بتکانید وطرح بزنید برای پودر کردن و تراشیدن مداد های طراحی از تیغ موکت بری استفاده کنید مداد تراش جواب نمی دهد.

 

 


 


وبلاگ تخصصی طراحی ، نقاشی و مینیاتور سیده فاطمه سلطان کمانه ، آموزش ، مشاوره ، فروش آثار ---------------------------------------------------- هنر علم و معرفتی است باطنی که سرچشمه‌ای آسمانی دارد . زیبایی و آفرینندگی است، که با نوعی خودآگاهی عرفانی و درونی و جان هنرمند پیوند خورده است. درون هنرمند، پنجره‌ای به سوی جمال و کمال بی‌انتهای حق و روزنه‌ای برای دیدن نفس زیبایی هستی، گشوده می شود و آنچه را در جمال هستی می بیند، به زبان و قالب هنر، بیان می‌دارد. گوهر هنر ، تجلی شیدایی و مظهر زیبایی جان هنرمند است نسبت به جمال حق. هنر، لطیف‌ترین و ظریف‌ترین تجلی ادراک هنرمند و جلوه و تجلی صورت جهان هستی است که از عوالم برتر هستی و خیال برتر هنرمند سرچشمه گرفته است. هدف از راه اندازی این وبلاگ به اشتراک گذاردن این جلوه قدرت الهی است که دروجود همه انسانها به ودیعه نهاده شده است . گامی هر چند کوچک در جهت اعتلای روح الهی انسان و نیل به آرامش حقیقی ------------------------------------------------------ ----------------------------------------------- نشانی الکترونیکی: fs.kamaneh@gmail.com ------------------------------------------------------ خدمات ویژه وبلاگ: - نمایشگاه مجازی و فروشگاه اینترنتی آثار - برگزاری دوره های آموزش طراحی، نقاشی و مینیاتور : شماره تماس:09352479994 --------------------------------------------------- صفحه ویژه آثار هنرجویان در اینستاگرام fatemeh-kamaneh ---------------------------------------------------
fs.kamaneh@gmail.com

 

1- صفحه اصلی(۳۱)
1- نقاشی و مینیاتورهای فاطمه کمانه(٥٦)
2 یادداشت فاطمه کمانه(٢)
2- آثار مینیاتور فاطمه کمانه(٢)
2- آثار نقاشی گواش و رنگ روغن فاطمه کمانه(۱)
2- برگزیده آثار نقاشی فاطمه کمانه(۱)
2- دیدار فاطمه کمانه با استاد محمود فرشچیان(٢)
2-فاطمه کمانه برگزیده ی جشنواره(٢)
3 نمایشگاه آثار فاطمه کمانه(۸)
3- نقاشی های عاشورایی فاطمه کمانه(۱)
4 جدیدترین اثر فاطمه کمانه(٢)
4 گفتگو با فاطمه کمانه(٤)
5 راهنمای خرید آثار فاطمه کمانه(٢)
5 تالیفات فاطمه کمانه(۱)
5- آثار نگارگری فاطمه کمانه(۱)
6- آثار گل چینی فاطمه کمانه(٢)
6 آموزش نگارگری و نقاشی(۳)
6- نمونه آثار هنرجویان(۳)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش اول(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش پانزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش پنجم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش چهارده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش چهارم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دهم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دوازده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش دوم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش سوم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش سیزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش شانزده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش ششم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش نهم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش نوزده(٩)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هجده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هشتم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هفتم(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش هفده(۱٠)
7 هنرجویان و نمونه آثار، بخش یازده(٩)
9- آغاز به کار وبلاگ مینیاتور نوین(۱)
آموزش انواع پتینه(٢٧)
آموزش انواع پتینه بخش دوم(۱٦)
آموزش انواع پتینه بخش سوم(۱۱)
آموزش انواع خمیر(۳)
آموزش پتینه و رنگ(۳)
آموزش تکنیک فرانز(٢٠)
آموزش تکنیک های نقاشی بخش سوم(۱٦)
آموزش تکنیک های نقاشی(٢۱)
آموزش تکنیک های نقاشی بخش دوم(٢٩)
آموزش دکوراتیو-نقاشی سفال(۱)
آموزش ساخت انواع بوم نقاشی(۳)
آموزش ساخت کاغذ ابر و باد(۱)
آموزش سرامیک(٥)
آموزش سوخت نگاری(٦)
آموزش شمع های فانتزی(٢)
آموزش نقاشی روی شیشه(۱٦)
آموزش نقاشی روی شیشه بخش دوم(٤)
آموزش نقاشی وان استروک(٥)
آموزش هنر سفالگری(٩)
آموزش کار با ورق طلا(٢)
آموزش کلاژ(٢)
اصول و مبانی رنگ شناسی(٧)
برگزیده آثار پیکاسو(۱)
برگزیده آثار لئوناردو داوینچی(۱)
برگزیده آثار thomas kinkade(٧)
برگزیده آثار ایران درودی(۱)
برگزیده آثار جیم وارن(۳٩)
برگزیده آثار فاطمه کمانه(٢)
برگزیده آثار نقاش کانادایی(۱٠)
برگزیده آثار نقاشان معروف(٤)
برگزیده آثار نقاشی باب راس(٤٢)
برگزیده آثار و زندگینامه کلود مونه(۱)
برگزیده آثار ونسان ون گوک(۱)
برگزیده شاهکارهای نقاشی جهان(۱)
برگزیده معروف ترین نقاشان تاریخ(۱)
برگزیده نقاشی افشین پیر هاشمی(۱)
برگزیده نقاشی عباس کاتوزیان(۱)
برگزیده ی آثار مینیاتور استاد فرشچیان(۱)
پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه(٦)
تابلوهای قلم زنی(مس)(۱)
تاثیر نقاشی ایران بر نقاشی چین(٢)
تاریخچه ی نقاشی ایران(۸)
تذهیب ایرانی(٢)
تصاویر زیبای پتینه و کهنه نمایی(۱٥)
تصاویر زیبای کنده کاری تنه درختان(۸)
دیدار با استاد فرشچیان(٢)
زیباترینهای نقاشی جهان از طبیعت(٢٠)
سبک های نقاشی(٤)
طراحی مناظر زیبای برفی با مداد(٢٩)
گفتگو با استاد فرشچیان(۱)
مشهورترین موزه های دنیا(۱)
مشهورترین نگارگران معاصر(۱)
مکاتب نگارگری ایران(۱۱)
مینیاتور ایرانی(٢)
نشت با استاد فرشچیان(۱)
نشست هنرمندان با استاد فرشچیان(۱)
نقاشی به مثابه شناخت(۱)
نقاشی بی نظیـر از پـرنـدگان(۱۳)
نقاشی قهوه خانه ای(٤)
نقاشیهای برتر و تاریخی جهان(٢۳)
نقاشیهای بی نظیر بخش اول(٤٢)
نقاشیهای بی نظیر بخش چهارم(٢۱)
نقاشیهای بی نظیر بخش دوم(٢٩)
نقاشیهای بی نظیر بخش سوم(٦٤)
نقاشیهای بی نظیر رنگ روغن جهان(٥۳)
نقاشیهای زیبا(۱٤)
نقاشیهای زیبا از پرندگان(٥٢)
نقاشیهای زیبا از پرندگان بخش دوم(٤٩)
نقاشیهای زیبا از حیوانات(۳۸)
نقاشیهای زیبا از حیوانات بخش دوم(۱٩)
نقاشیهای زیبا از طبیعت(۱٩)
نقاشیهای زیبا از طبیعت بخش دوم(۱۸)
نقاشیهای زیبا از طبیعت بخش سوم(۳٧)
نقاشیهای زیبا بخش 4(۱٦)
نقاشیهای زیبا بخش پنجم(٢۱)
نقاشیهای زیبا بخش شش(۳٢)
نقاشیهای زیبا بر روی پر بوقلمون وحشی(۸)
نقاشیهای زیبا و بی نظیر از کودک(٦)
نقاشیهای زیبا و معروف آبرنگ(۱٢)
هنر نگارگری(٢٠)
وسایل مورد نیاز آموزش نقاشی(٥)

 

فاطمه کمانه

 

 

آموزش طراحی ، نقاشی و نگارگری فاطمه کمانه
سوگ عرشیان
رز زرد
دیدار فاطمه کمانه با استاد محمود فرشچیان
فاطمه کمانه ، برگزیده ی دومین سوگواره ملی لبیک یا حسین (ع) ، محرم سال 93
راز شیشه ای
نمایشگاه آثار فاطمه کمانه در نگارخانه کوثر صدا و سیما
مسلخ
نیایش
جدیدترین گفتگوی فاطمه کمانه

 

توشه قلم،محمدکاظم روحانی نژاد
آثار نگارگران و نقاشان معاصر ایرانی (سایت هنرمندان ایران)
داراب آنلاین
پایگاه خبری تحلیلی دانا نیور
پایگاه خبری داراب آنلاین
تبیان زنجان
جامعه آنلاین
ایران ممو ، موتور جستجوی خبر فارسی
آثار هنرمندان ایرانی
پارسی نیوز
هنر ، تبیان
وبسایت تخصصی گلستان هنر
نقاشی ، مینیاتور
پیوند با سایتهای هنری
کانون هنرهای تجسمی دانشگاه ارومیه
سایت انجمن هنرمندان داراب
آثار هنرمندان ایران
گلستان هنر
مسافر لحظه ها ( سمیه عزیز )
پایگاه خبری تحلیلی داراب آنلاین
چقد سخته جدا بودن ( سميه روزبهاني )
مهدیه پوریادگار( آبی آسمان)
گلهای بهشت ، سمیه عزیز
هنرکده ریما
هنر
روبان حریر
رنگین کمان
نگین سفال
طراحی و نقاشی احد تنهایی مقدم
نقاشی های حسین اکبری
نگین سلیمان
ایستگاه هنر
خلوتگه راز
هنر (استاد ضیاء الله ملک زاده بافقی)
آلامتو ( جعفرمنصوریان )
وبلاگ هنری شیدا خانم
ننه خورشید
منبت کاری ( mohsen monabat)
نقاشی سه بعدی و خطای دید در ایران
باز هم زندگی (ساقی)
ایرانی هنر
گالری نقاشی معاصرین
معرق،منبت،مشبک
آموزش پرده دوزی و...
عکس
هنرکده رز
وبلاگ هنری نگارینا
هنرمندانه
هنرمندانه (راضیه)
هنر مندانه ها (استاد مقدم)
هنرهای دستی
هنرکده عسل بانو
چگونه بسازیم
تابلو خط سوغات ایرانی
طراحی 91
http://galleryminiture.blogfa.com/
http://galleryminiture.persianblog.ir/
http://galleryminiture.mihanblog.com
my painting with color pencil- آثار زینب اخوان
به رنگ چشمان تو- آثار فاطمه قاضی
رگ پنهان رنگ ها:ریحانه بیانی
رويا سلیمی:سایه های مداد من
بافتنی ،خیاطی،کاردستی وآشپزی
صدای رنگ -آثار علیرضا رحیمی
کارگاه تجسمی - مــرتضی میــرزایی
نقاشي ( گمنام)
گالری آثار استاد آقامیری
گالری آثار استاد خرمی نژاد
گالری نقاشی
گالری مدادسیاه
گرافیک
شیک پوش کوچولو
مداد سیاه:محمد صادق حیدری
نقاشی رنگ و روغن:حسن بلندی کرویق
نقاشی کشیدن جرم است
امیر موحدان:رد پای رنگ
نگارگری:مینیاتور
آثار فاطمه کمانه1
آثار فاطمه کمانه2
آثار فاطمه کمانه3
نقاشی های باهر بیانی
نقاشی های سودابه
نقاشی دیجیتالی
روزگار رنگی من
برتر از گوهر
گالری پانی
صورتگر نقاش
آثار یعقوب شجاعی
انجمن هنرمندان داراب
مینیاتور
نقاشی هایی از گل و گیاهان
گلهای کریستالی
هنر بانو
هنرمندان‌اسطوره پرداز معاصر
نقاشان‌اسطوره پرداز معاصر
برخی از نقاشان معاصر ایران
نقاشی قهوه خانه ای:اسماعیل زاده
تعدادی از نگاره های حسین بهزاد
گالری ارغوان:علی محمد صادقی
گالری نقاشی پدیده
نقاشی قاجاری(زبان روسی)
حاله منه بی تو
نقاشان معاصر ایران
هنر معاصر نقاشی ایران
نقاشی
هنر اصیل
جلوه هنر
گالری نقاشی نگارین
دنیای تذهیب من
آب و رنگ
نقاشی های ژاپنی
هنر - تصویرسازی - نقاشی
تصویرسازی،میلادسالک
دنیای رنگی
دست های رنگی
رد پای رنگ
گروه نقاشی تاش
مداد رنگی
سریر
آسمان جهان
آموزش منبت کاری استاد یعقوب ابراهیم پور
طراحی گرافیک و نقاشی
دنیای هنر
خانه هنرمندان ایران
نگارگری ایرانی : زبان روسی
گالری نقاشی امین
آثار استاد محمد باقر آقا میری
خانه هنرمندان ایران
کلبه معرق
رسانامهر Rasanamehr -( مطالب گالری مینیاتور (خارجی
بافتنی ( آموزش بافتنی )
خط خطی های ذهن من
انجمن نقاشان ایران
انجمن فرهنگی هنری تصویر گران
موزه هنرهای معاصر تهران
نقاشی رنگ روغن
عکاسخانه
نقاشی وخوشنویسی
گالری آوین
هنر گرافیک
طرحی به رنگ سبز
منبع روبان دوزی و دوختهای تزئینی دانا
هنرکده مینا
سایت رسمی استاد محمود فرشچیان
صنایع دستی چرمی
یساولی
گالری نقاشی های سالوادر دالی
گالری نقاشی
نقاشان روس
معرق چوب
آثار استاد فرشچیان
هنرمندان قرن بیستم
گالری محصولات چرم دست دوز چرمینه
هنرکده روبان صورتی
قلابدوزی (سیده خدیجه جعفری)
منبت و دکوراسیون ککیمار
مجله تصویری
حوض نقاشی
ساغرِ رنگ(نقاش ومجسمه ساز حسین خیرآبادی)
Aydin Aghdashloo
Parviz Tanavoli
نقاشی معاصر چین
حسن نادر علی
از هر هنری سخنی
آرزوهای رنگی ( گالری رنگی )
گالری آثار استاد آتشزاد
نقاشی های من (محمد صادق عالی پور )
نقاشیهای من
راز نقاشی
شب پالت
طراحی و نقاشی
هنر نقاشی
آینه
نقاشی نقاشی
نقاشی سه بعدی کف زمین
گروه ریاضی متوسطه کوهدشت
همگام با ریاضی
رها شده در باد
صنایع دستی چرم یاران
نقاش چیره دست
هنر ایرانی
بانوی زیبایی
گالری نقاشی سیاوش
مرجع تخصصی فناوری اطلاعات
زمزمه ای در سکوت
نقاش کوچولو ( آیینه احساس من )
art &design
منظر
روزهای من
نقاشی
نقاشی های من
هنر سوخت روی چوب - سوخته کاری
گالری عکس
مطبخ رویا
طرخی به رنگ سبز
شاپرک سپید(محمد باقر رحیمی)
قاصدک (خوشنویسی امین البرزی)
معرق سیدالشهدا
جامعه مجازی طراحان گرافیک ایران
نقش ورنگ
لذت هنر ، لذت روح
وبلاگ امیـرحشمت اله رحیـمی بـویـراحمـدی
هنر و خلاقیت - مهارتهای زندگی
پایگاه خبری بولتن نیوز
زیورآلات دست ساز یاران
طراحی و نقاشی آثار احد جاهد
رنگ هنر
هنرکده ژینا
من اینم
چوبینه
صحرای من دارای عشق
آموزش طراحی و نقاشی
هنرکده نارگل
جامعه آنلاین
دهکده نقاشی
هنر خطاطی
فروشگاه اینترنتی گلهای کریستالی
شبکه تجاری هفت گردون
ابر بارانی
هنر گرافیک (آموزش حرفه ای فتوشاپ)
نگارین ، نقاشی و مینیاتور مریم پازوکی
سه پایه نقاشی آرتیسان
بی تو باران ...
گالری نقاشی گل مریم
هنر در خانه ایرانی
هنر در خانه
در باره ی هنر
یاقوت سرخ
بانو سلام
هنرکده جادوی قلم
ساحل سخن
نقاشی_ طراحی _سیاه قلم
نقاشیهای مداد آبی
مجله خانواده ایرانی
صنایع دستی تلفیقی فیروزه
نقاشی رنگ و روغن:حسن بلندی کرویق 2
توفیق صحرا
نیلوفرانه
زهرا فرشته حکمت
سورنا رزمجویی

 

RSS 2.0

javahermarket

کد متحرک کردن عنوان وب

وبلاگ برتر

Tools Web Tob Blog
وبلاگ برتر

کد معرفی صفحه ی وبلاگ به یک دوست ليست وبلاگ‌های به روز شده ليست وبلاگ‌های به روز شده
ابزار وبلاگ